۵ سناریوی سفر «محسن رضایی» به مسکوو دیدار با« پوتین»
سفر محسن رضایی به روسیه را میتوان ذیل پنج سناریوی احتمالی تحلیل کرد که هر یک ابعاد مختلفی از روابط دوجانبه و معادلات منطقهای را پوشش میدهد.
آرمان امروز در گزارشی نوشت:
سفر محسن رضایی به روسیه را میتوان ذیل پنج سناریوی احتمالی تحلیل کرد که هر یک ابعاد مختلفی از روابط دوجانبه و معادلات منطقهای را پوشش میدهد.
در سناریوی نخست، مذاکره بر سر تنگه هرمز و شرایط بازگشایی آن محور گفتوگوها بوده است.
با توجه به اهمیت راهبردی این آبراه برای تجارت جهانی انرژی و فشارهای ناشی از تنشهای اخیر، ایران شروط مشخصی را برای بازگشایی مطرح کرده و روسیه بهعنوان بازیگری که هم منافع اقتصادی در ثبات مسیرهای انرژی دارد و هم نفوذ سیاسی در منطقه، میتواند نقش میانجی یا تضمینکننده را ایفا کند.
این مذاکرات احتمالاً شامل تبادل نظر درباره تضمینهای امنیتی، پایان خصومتها و جلوگیری از دخالت قدرتهای خارجی در مدیریت این گذرگاه بوده تا تهران بتواند بدون عقبنشینی از مواضع خود، فضای دیپلماتیک ایجاد کند. در تایید این سناریو می توان به تماس ها و رایزنی های مکرر کشورهای حاشیه خلیج فارس با مقامات روسیه پیش از این دیدار اشاره کرد.
سناریوی دوم در رابطه با این دیدار بر پرونده هستهای متمرکز است. ایران و روسیه سابقهای طولانی در همکاریهای هستهای غیرنظامی دارند و مسکو همواره از مواضع ایران در برابر فشارهای غربی حمایت نسبی کرده است.
در شرایط فعلی که تنشها افزایش یافته، سفر رضایی میتواند فرصتی برای هماهنگی مواضع در مجامع بینالمللی، بررسی راههای کاهش فشار تحریمها مرتبط با برنامه هستهای و حتی تبادل فناوری یا تجربیات در حوزه انرژی اتمی باشد.
روسیه با بهرهگیری از روابط خود با غرب و سازمانهای بینالمللی، ممکن است پیشنهادهایی برای ایجاد فضای مذاکره یا تعدیل مواضع ارائه داده باشد تا از تشدید بحران جلوگیری کند و همزمان همکاری خود را با تهران حفظ نماید.
سناریوی سوم به مسائل اقتصادی، گاز و کریدورهای ترانزیتی اختصاص دارد. همکاریهای انرژی میان دو کشور، از جمله پروژههای خط لوله گاز و توسعه زیرساختهای انتقال، میتواند به رفع کمبودهای داخلی ایران و ایجاد مسیرهای جایگزین برای صادرات انرژی روسیه کمک کند.
بحث درباره کریدور شمال-جنوب، خط ریلی رشت-آستارا و اتصال شبکههای حملونقل نیز در این چارچوب قرار میگیرد.
این مذاکرات نه تنها منافع اقتصادی متقابل را دنبال میکند، بلکه به تقویت پیوندهای ساختاری میان دو اقتصاد تحت تحریم کمک میرساند و وابستگی به مسیرهای غربی را کاهش میدهد. روسیه با سرمایهگذاری در این حوزهها، جایگاه خود را بهعنوان شریک بلندمدت تثبیت میکند.
سناریوی چهارم تقویت همکاریهای نظامی است. با توجه به حضور مقامات نظامی و اطلاعاتی در دیدارها، احتمال تبادل نظر درباره انتقال فناوری، تمرینات مشترک، پشتیبانی دفاعی و هماهنگی در برابر تهدیدات مشترک وجود دارد.
ایران به دنبال افزایش توان بازدارندگی خود است و روسیه میتواند در حوزههایی مانند سامانههای پدافندی یا تجربیات عملیاتی همکاری کند.
این بعد از روابط، ضمن پاسخ به نیازهای امنیتی تهران، به مسکو امکان میدهد همکاری نظامی خود را در خاورمیانه گسترش دهد و تعادل قدرت را به نفع محور خود تغییر دهد.
در نهایت، سناریوی پنجم به رایزنی درباره پیوستن ایران به پیمان دفاعی مکه مربوط میشود. روسیه در حال شکلدهی مسیری است که پای سایر بازیگران، بهویژه قدرتهای غربی، را از خاورمیانه کوتاه کند و ساختارهای امنیتی بومی و وابسته به خود ایجاد نماید.
بحث پیوستن یا هماهنگی ایران با چنین پیمانهایی میتواند بخشی از تلاش مسکو برای ایجاد شبکهای از ائتلافهای منطقهای باشد که وابستگی امنیتی کشورها را به غرب کاهش دهد.
این سناریو با دیدگاه روسیه مبنی بر ترتیبات امنیتی منطقهای بدون دخالت خارجی همخوانی دارد و ایران را در چارچوب یک معماری جدید امنیتی قرار میدهد که نفوذ مسکو را تقویت میکند.
این پنج سناریو نشان میدهد که سفر رضایی فراتر از یک ملاقات تشریفاتی بوده و لایههای متعددی از همکاریهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی را در بر میگیرد.
هر سناریو بهتنهایی یا در ترکیب با دیگران میتواند مسیر روابط ایران و روسیه را در دوره پساتنش شکل دهد و بر معادلات خاورمیانه تأثیر بگذارد.
روسیه با ایفای نقش فعال، هم از منافع خود در ثبات انرژی و کاهش نفوذ رقبای غربی دفاع میکند و هم ایران را بهعنوان شریک راهبردی در محور شرق نگه میدارد.
تحلیل این سناریوها نیازمند توجه به تحولات میدانی و واکنشهای بعدی طرفین است، اما در مجموع بیانگر تلاش برای تعمیق پیوندها در شرایط بحرانی است.