EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۲۳۰۲

همسایگان ایران؛ صلح‌خواه یا مهار رقیب؟

در سیاست منطقه‌ای، هیچ دولتی صرفاً از سر خیرخواهی برای همسایه‌اش نسخه نمی‌پیچد. هر کشور از صلح حرف می‌زند، اما صلحی را می‌خواهد که با منافع خودش سازگار باشد.

همسایگان ایران؛ صلح‌خواه یا مهار رقیب؟
آرمان امروز

مهدی علیزاده در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:

در سیاست منطقه‌ای، هیچ دولتی صرفاً از سر خیرخواهی برای همسایه‌اش نسخه نمی‌پیچد. هر کشور از صلح حرف می‌زند، اما صلحی را می‌خواهد که با منافع خودش سازگار باشد. مسئله ایران نیز همین‌جاست: وقتی همسایگان از کاهش تنش، گفت‌وگو و ثبات سخن می‌گویند، آیا واقعاً خواهان ایرانی آرام، آباد و قدرتمندند یا ترجیح می‌دهند تهران آن‌قدر ضعیف بماند که دیگر رقیبی جدی برایشان نباشد؟ پاسخ نه در خوش‌بینی ساده‌لوحانه است و نه در تئوری توطئه؛ باید منافع هر کشور، رفتار آن و هزینه‌هایی را که از قدرت یا ضعف ایران متحمل می‌شود، هم‌زمان دید. امارات نمونه روشنی از این دوگانگی است. ایران برای امارات می‌تواند بازاری بزرگ، همسایه‌ای مهم و شریکی اقتصادی باشد؛ اما در صورت رفع تحریم‌ها و بازگشت سرمایه‌گذاری خارجی، رقیبی جدی برای جایگاه تجاری دبی نیز خواهد بود. محدودیت‌های ایران در سال‌های گذشته، نقش واسطه‌ای برخی مراکز تجاری منطقه را پررنگ کرده است. بنابراین، عادی‌شدن اقتصاد ایران برای امارات هم فرصت است و هم تهدید رقابتی. این واقعیت ثابت نمی‌کند که ابوظبی خواهان ادامه تحریم‌هاست، اما نشان می‌دهد که منافع تهران و دبی همیشه یکسان نیست. عربستان سعودی نیز در موقعیتی مشابه قرار دارد. ریاض به دنبال جذب سرمایه، توسعه گردشگری و تبدیل شدن به قطب اقتصادی منطقه است و برای این هدف به ثبات نیاز دارد. جنگ با ایران یا گسترش ناامنی در خلیج فارس می‌تواند برنامه‌های عربستان را پرهزینه کند؛ بنابراین کاهش تنش برای ریاض منطقی است. اما این به معنای استقبال از ایرانی قدرتمند و برخوردار از روابط عادی با جهان نیست. عربستان می‌تواند هم خواهان صلح باشد و هم بخواهد نفوذ منطقه‌ای ایران در حدی باقی بماند که توازن قدرت به زیان ریاض تغییر نکند. همین‌جا تفاوت میان صلح و پذیرش قدرت رقیب آشکار می‌شود. قطر نیز منافع پیچیده‌ای دارد. این کشور از ثبات منطقه سود می‌برد و به دلیل میدان گازی مشترک با ایران، انگیزه‌ای جدی برای جلوگیری از تنش دارد. اما نمی‌توان انکار کرد که انزوای اقتصادی ایران نیز در مقاطعی برای قطر فرصت‌هایی ایجاد کرده است؛ از جمله در بازار انرژی، جذب سرمایه و افزایش اهمیت خود به‌عنوان یکی از مراکز اصلی گاز جهان. هرچه ایران بیشتر از بازارهای جهانی فاصله بگیرد، وزن نسبی برخی رقبای انرژی آن افزایش می‌یابد. بااین‌حال، جنگ گسترده می‌تواند برای قطر نیز بسیار پرهزینه باشد. بنابراین، دوحه ممکن است هم از برخی پیامدهای انزوای ایران سود ببرد و هم برای جلوگیری از درگیری مستقیم تلاش کند. ترکیه نیز نه متحد بی‌قیدوشرط ایران است و نه دشمنی که بتوان تمام سیاستش را با خصومت توضیح داد. آنکارا از تجارت، انرژی و بازار ایران سود می‌برد، اما در قفقاز، آسیای مرکزی، سوریه، عراق و بازارهای منطقه‌ای با تهران رقابت دارد. سیاست ترکیه عمل‌گرایانه است: هرجا همکاری سود داشته باشد، همکاری و هرجا رقابت لازم باشد، رقابت. عراق نیز باید در همین چارچوب دیده شود. بغداد به ثبات ایران نیاز دارد، زیرا ناامنی در ایران مستقیماً بر امنیت، تجارت و مرزهای عراق اثر می‌گذارد؛ اما عراق هم‌زمان می‌کوشد میان روابط خود با ایران، آمریکا و کشورهای عربی توازن برقرار کند و از تبدیل شدن به میدان رقابت دیگران پرهیز کند. بنابراین حتی نزدیک‌ترین همسایگان ایران نیز لزوماً منافع یکسانی با تهران ندارند. در این میان، عمان و پاکستان جایگاه متفاوتی دارند. عمان سال‌هاست کانال گفت‌وگو میان ایران و غرب را باز نگه داشته و سابقه میانجی‌گری دارد. مسقط می‌داند که بحران در خلیج فارس به‌سادگی پشت مرزها متوقف نمی‌شود. پاکستان نیز به دلیل همسایگی، مسائل امنیتی مرزی و منافع اقتصادی، انگیزه‌ای جدی برای جلوگیری از گسترش جنگ دارد. در عین حال، روابط اسلام‌آباد با عربستان و تلاش آن برای افزایش وزن دیپلماتیک خود را نیز نباید نادیده گرفت. میانجی‌گری می‌تواند هم اقدامی برای جلوگیری از فاجعه باشد و هم فرصتی برای افزایش نفوذ یک کشور. اما آیا برخی همسایگان خواهان تغییر حکومت ایران‌اند؟ ممکن است در بعضی محافل سیاسی چنین دیدگاهی وجود داشته باشد، اما ادعای وجود یک برنامه هماهنگ منطقه‌ای برای سرنگونی حکومت ایران، بدون شواهد معتبر، قابل دفاع نیست. باید میان دیدگاه افراد، سیاست رسمی دولت‌ها و اقدام عملی تفاوت گذاشت. حتی کشوری که با جمهوری اسلامی اختلاف دارد، ممکن است از فروپاشی ایران و بی‌ثباتی طولانی‌مدت بیشتر از ادامه وضعیت موجود بترسد. خواستن ایران ضعیف با خواستن ایران فروپاشیده یکی نیست. اما اینجا نقش تهران تعیین‌کننده می‌شود. ایران نباید منتظر بماند تا دیگران تصمیم بگیرند چه نوع ایرانی برایشان مطلوب است. اگر تهران می‌خواهد از چرخه تحریم، انزوا و رقابت امنیتی خارج شود، باید سیاست خارجی را از «مقاومت در برابر فشار» به «ساختن قدرت از طریق کاهش هزینه‌های تقابل» تغییر دهد. نخستین گام، کاهش تنش و باز کردن کانال‌های پایدار گفت‌وگو با آمریکا و اروپا و در کنار آن، توسعه روابط متوازن با روسیه، چین، کشورهای عربی، ترکیه، هند و دیگر قدرت‌هاست. بدون ارتباط مستقیم با غرب، رفع بخش مهمی از تحریم‌ها و بازگشت ایران به شبکه عادی اقتصاد جهانی دشوار خواهد بود. مذاکره با آمریکا به معنای تسلیم نیست؛ همان‌طور که مذاکره با رقیب، به معنای دوستی نیست. دیپلماسی یعنی تبدیل اختلاف از میدان تقابل به میز معامله. تهران همچنین باید با همسایگان خود رابطه‌ای اقتصادی و قابل پیش‌بینی بسازد. اگر ایران می‌خواهد امارات، عربستان، قطر، ترکیه، عراق، پاکستان و دیگران از ثبات و رونق آن سود ببرند، باید به آن‌ها دلیل اقتصادی برای همکاری بدهد. البته رفع تحریم فقط با تغییر لحن ممکن نیست. ایران باید در داخل نیز اصلاحات اقتصادی، ثبات مقررات، مبارزه با فساد و بهبود فضای سرمایه‌گذاری را جدی بگیرد. کشوری که سرمایه‌گذار خارجی را دعوت می‌کند اما قوانینش فردا قابل پیش‌بینی نیست، نمی‌تواند از جهان انتظار سرمایه‌گذاری پایدار داشته باشد. در نهایت، مسئله فقط این نیست که همسایگان ایران صلح‌خواه‌اند یا مهارگر. مسئله مهم‌تر این است که تهران چه می‌کند تا معادله به نفع ایران تغییر کند. نه می‌توان به لبخند همسایه دل خوش کرد و نه می‌توان پشت هر لبخندی توطئه دید. همسایگان ایران هرکدام منافع خود را دارند و طبیعی است که از قدرت گرفتن ایران تا جایی استقبال کنند که منافعشان آسیب نبیند. ایران اما نباید منتظر حسن‌نیت دیگران بماند؛ باید با کاهش تنش، گفت‌وگو با آمریکا و اروپا، رفع تحریم‌ها، خروج از انزوا و ساختن اقتصادی قدرتمند، چنان موقعیتی ایجاد کند که همکاری با ایران برای همسایه‌ها سودمندتر از مهار آن باشد. در سیاست خارجی، بهترین تضمین استقلال، انزوا نیست؛ قدرتی است که دیگران از همکاری با آن بیشتر سود ببرند تا از تضعیفش.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش