EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۰۷۴۸

«پیمان مکه» و خطر رویارویی ایران و ترکیه

در تحولات امنیتی خـاورمیـانـه، گـاهی خطرناک‌ترین سناریوها الزاماً از تصمیم آگاهانه دولت‌ها برای ورود به جنگ ناشی نمی‌شود؛ بلکه ممکن است از مجموعه‌ای از تعهدات، محاسبات امنیتی، استقرار نیروها و واکنش‌های زنجیره‌ای شکل بگیرد که در آغاز، هیچ‌یک از بازیگران اصلی قصد رسیدن به آن نقطه را نداشته‌اند.

 «پیمان مکه» و خطر رویارویی ایران و ترکیه
اطلاعات

رامین مجنون پیله‌رود در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

در تحولات امنیتی خـاورمیـانـه، گـاهی خطرناک‌ترین سناریوها الزاماً از تصمیم آگاهانه دولت‌ها برای ورود به جنگ ناشی نمی‌شود؛ بلکه ممکن است از مجموعه‌ای از تعهدات، محاسبات امنیتی، استقرار نیروها و واکنش‌های زنجیره‌ای شکل بگیرد که در آغاز، هیچ‌یک از بازیگران اصلی قصد رسیدن به آن نقطه را نداشته‌اند. «پیمان مکه» میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان را نیز می‌توان از این زاویه مورد توجه قرار داد. این توافق که مرداد ۱۴۰۵میان سه کشور مذکور امضا شد، اصل حمله نظامی به یکی از اعضا را به‌عنوان حمله به همه اعضا تلقی می‌کند. اگرچه در ابتدا مقام‌های ترکیه تأکید کردند این توافق علیه کشور مشخصی، ازجمله ایران طراحی نشده، اما تحولات روزهای اخیر اهمیت موضوع را افزایش داده است. حال، پرسش این است که اگر بحران میان ایران و آمریکا یا ایران و عربستان تشدید شود، حضور و قابلیت‌های نظامی ترکیه در عربستان چگونه می‌تواند معادله را تغییر دهد؟ نگرانی اصلی، احتمال تصمیم آگاهانه تهران یا آنکارا برای جنگ با یکدیگر نیست، بلکه خطر قرارگرفتن ناخواسته ایران و ترکیه در مسیر رویارویی است.

پیمان مکه و تغییر محیط امنیتی منطقه

پیمان‌های دفاعی معمولا با هدف افزایش بازدارندگی و کاهش احتمال حمله شکل می‌گیرند. منطق آنها ساده است، اگر حمله به یک عضو با واکنش دیگر اعضا مواجه شود، هزینه حمله افزایش می‌یابد و در نتیجه، احتمال اقدام نظامی کاهش پیدا می‌کند. اما همین سازوکار می‌تواند در شرایط بحرانی، اثر معکوس داشته باشد. هرچه تعهدات دفاع جمعی عملیاتی‌تر شوند، مرز میان «دفاع از یک متحد» و «ورود به یک درگیری جدید» می‌تواند باریک‌تر شود. در مورد پیمان مکه، این مسأله اکنون اهمیت بیشتری یافته است؛ زیرا توافق از مرحله اعلام سیاسی به سمت ایجاد ساختارهای نهادی و اجرای عملی تعهدات حرکت کرده است. از این منظر، موضوع فقط ایجاد ترتیبات دفاعی جدید میان سه کشور نیست، بلکه مسأله مهم‌تر، تأثیر این ترتیبات بر محاسبات امنیتی سایر بازیگران منطقه، به‌ویژه ایران است.

چالش اصلی درصورت حمله از عربستان

یکی از سناریوهای نگران‌کننده این است که فرض کنیم در یک بحران گسترده، خاک یا زیرساخت‌های نظامی عربستان برای عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مورد استفاده قرار گیرد. تهران ممکن است چنین اقدامی را بخشی از عملیات نظامی علیه خود تلقی کند و در چارچوب برداشت خود از دفاع مشروع، به منابع یا زیرساخت‌های مورد استفاده در حمله پاسخ دهد. در این شرایط، یک پرسش بسیار حساس مطرح می‌شود: اگر در جریان چنین حمله‌ای سامانه دفاعی، تجهیزات یا نیروهای ترکیه‌ای مستقر در عربستان نیز آسیب ببینند، آیا آنکارا این اقدام را حمله به ترکیه تلقی خواهد کرد؟ پاسخ را نمی‌توان قطعی دانست، اما میان اصابت اتفاقی به یک سامانه ترکیه‌ای و هدف قراردادن عمدی نیروها یا تجهیزات ترکیه‌ای تفاوت مهمی وجود دارد. در حالت نخست، آنکارا ممکن است تلاش کند حادثه را در چارچوب یک بحران بزرگ‌تر مدیریت کند؛ اما در حالت دوم، فشار سیاسی و امنیتی برای واکنش ترکیه به‌شدت افزایش خواهد یافت.

 خطر تبدیل درگیری محدود به بحران بزرگ

خطرناک‌ترین بخش سناریو، اصابت یک موشک یا پهپاد نیست، بلکه تغییر ماهیت سیاسی درگیری پس از آن است. در چنین وضعیتی آنچه ابتدا یک بحران میان ایران و آمریکا یا ایران و عربستان بوده است، می‌تواند به تدریج به بحران میان ایران و ترکیه نیز تبدیل شود. در چنین شرایطی، حتی اگر تهران و آنکارا هیچ‌کدام خواهان جنگ مستقیم نباشند، منطق واکنش‌های متقابل می‌تواند آنها را به سمت تقابل سوق دهد. ترکیه در این معادله، بازیگری متفاوت از آمریکا و حتی عربستان است. از یک سو در حال تعمیق همکاری دفاعی با عربستان و پاکستان است و اکنون تحت چارچوب پیمان مکه، تعهدات دفاعی مشخصی را پذیرفته است، و از سوی دیگر دارای روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده با ایران است و بارها بر ضرورت گفت‌وگو و کاهش تنش در منطقه تأکید کرده است. به همین دلیل، تبدیل شدن ایران و ترکیه به دشمنان مستقیم، برای هر دو کشور هزینه‌های قابل توجهی خواهد داشت.

پیمان مکه الزاماً ضدایرانی نیست

نمی‌توان صرفاً بر اساس وجود پیمان مکه نتیجه گرفت که ترکیه، پاکستان و عربستان یک ائتلاف نظامی ضدایرانی تشکیل داده‌اند. مواضع رسمی ترکیه چنین تفسیری را تأیید نمی‌کند و حتی وزیر خارجه این کشور تصریح کرده که در پیمان، ایران به‌عنوان تهدید مشترک تعریف نشده است. اما در سیاست بین‌الملل، نیت اولیه یک ترتیبات امنیتی، تنها بخشی از مسأله است و نحوه قرارگرفتن آن ترتیبات در یک محیط بحرانی نیز اهمیت دارد. اگر پیمان مکه در شرایط عادی صرفاً یک سازوکار دفاعی باشد، ممکن است کارکرد آن افزایش بازدارندگی و همکاری نظامی باشد، اما اگر همزمان با جنگ گسترده در منطقه، نیروها و سامانه‌های ترکیه‌ای در عربستان مستقر باشند و از آنها در دفاع از عربستان استفاده شود، ایران ممکن است آنها را بخشی از محیط عملیاتی مقابل خود ببیند. در آن شرایط، تصویر ذهنی ایران از پیمان مکه می‌تواند با نیت اولیه طراحان آن در تناقض قرار گیرد و دقیقا همین تناقض می‌تواند خطرناک باشد. برای تهران، یکی از مهم‌ترین مسائل در چنین شرایطی باید تفکیک میان سه مفهوم «ترکیه به‌عنوان عضو پیمان مکه»، «ترکیه به‌عنوان ارائه‌دهنده قابلیت دفاعی به عربستان» و «ترکیه به‌عنوان طرف مستقیم عملیات نظامی علیه ایران» باشد. استقرار یک سامانه ترکیه‌ای در عربستان الزاماً به معنای تصمیم ترکیه برای جنگ با ایران نیست. همکاری دفاعی ترکیه و عربستان نیز لزوماً به معنای پذیرش سیاست آمریکا در قبال ایران نیست. بنابراین، یکی از مهم‌ترین اصول محاسبات امنیتی ایران در چنین شرایطی باید این باشد که میان کشور صاحب خاک، کشوری که از آن خاک استفاده می‌کند و کشوری که صرفاً در چارچوب یک توافق دفاعی حضور دارد، تفکیک صورت گیرد.

خطر اشتباه محاسباتی

بسیاری از جنگ‌ها الزاماً با تصمیم اولیه برای جنگ آغاز نمی‌شوند؛ گاهی با یک حادثه آغاز می‌شوند و سپس منطق سیاسی پس از حادثه، تصمیم‌های بعدی را شکل می‌دهد. در سناریوی مورد بحث، یک سامانه پدافندی، یک مرکز فرماندهی، یک پهپاد، یک هواپیما یا حتی گروهی از نیروهای ترکیه‌ای ممکن است در جریان یک عملیات هدف قرار گیرد یا آسیب ببیند. پس از آن، آنکارا باید تصمیم بگیرد که آیا حادثه را یک رویداد ناشی از جنگ بداند یا حمله به خود قلمداد کند. تهران نیز باید تصمیم بگیرد که آیا واکنش ترکیه را اقدامی مستقل تلقی کند یا بخشی از یک ائتلاف نظامی گسترده‌ تر برشمرد. اگر هر دو طرف در بدترین حالت ممکن، رفتار طرف مقابل را تفسیر کنند، معضل امنیتی به چرخه‌ای از سوءبرداشت و واکنش تبدیل خواهد شد. در اینجا خطر اصلی نه فقط قدرت نظامی، بلکه برداشت متقابل از نیت طرف مقابل است.

چه باید کرد؟

اگر هدف، جلوگیری از تبدیل ترکیه به طرف مستقیم درگیری با ایران باشد، راه‌حل را نباید به زمانی موکول کرد که نخستین برخورد نظامی رخ دهد. نخستین ضرورت، ایجاد یا فعال نگه داشتن کانال مستقیم ارتباطی میان تهران و آنکارا در سطح امنیتی و نظامی است؛ کانالی که در شرایط بحرانی بتواند درباره محل استقرار نیروها، ماهیت عملیات، حوادث هوایی و موشکی و جلوگیری از سوءبرداشت‌ها تبادل اطلاعات کند. دوم، باید خطوط قرمز دو طرف تا حد امکان روشن باشد. ایران باید بتواند به‌صورت شفاف اعلام کند که میان حضور دفاعی ترکیه در عربستان و مشارکت مستقیم ترکیه در عملیات علیه ایران تفاوت قائل است. سوم، باید میان عربستان و استفاده احتمالی از خاک این کشور برای عملیات قدرت‌های خارجی نیز تفکیک ایجاد شود.

 چهارم، خود پیمان مکه نیز برای جلوگیری از تشدید ناخواسته بحران، به تدوین سازوکارهای روشن مدیریت بحران از جمله «تعریف دقیق نوع حمله‌ای که تعهد دفاع جمعی را فعال می‌کند»، «نحوه واکنش اعضا»، «سازوکار مشورت فوری» و «راه‌های جلوگیری از گسترش درگیری» نیاز دارد.  بدون چنین سازوکارهایی، اصل «حمله به یکی، حمله به همه» ممکن است در شرایط بحرانی بیش از آنکه ابزار کنترل جنگ باشد، به سازوکار گسترش جنگ تبدیل شود. اگر ترکیه نیز می‌خواهد پیمان مکه صرفاً یک سازوکار دفاعی باشد و به ائتلافی برای رویارویی با ایران تبدیل نشود، باید میان دفاع از متحد و ورود مستقیم به جنگ با ایران مرز روشنی ایجاد کند. امنیت ایران نباید به ناامن‌سازی ترکیه منجر شود؛ همان‌گونه که امنیت ترکیه نیز نباید بر ناامن‌سازی ایران بنا شود.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار