خنثیکردن ترامپ
دستاوردهای سفر رییسجمهور به نیویورک شامل چه مواردی بود؟ فضای مذاکراتی ایجاد شده پس از این سفر به چه سمت و سویی میرود؟ پیگیری بازگشت به تفاهم اسلامآباد تا چه اندازه منافع ملی ایرانیان را محقق میکند؟
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:
دستاوردهای سفر رییسجمهور به نیویورک شامل چه مواردی بود؟ فضای مذاکراتی ایجاد شده پس از این سفر به چه سمت و سویی میرود؟ پیگیری بازگشت به تفاهم اسلامآباد تا چه اندازه منافع ملی ایرانیان را محقق میکند؟ اگر حساب یک اقلیت خاص و رادیکال را کنار بگذاریم که این روزها به زمین و آسمان میزنند تا با ابزارهایی چون توهین و تخریب و حاشیهسازی، دستاوردهای دولت را انکار کنند، اما واقعیت آن است که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان این روزها از راهبرد دولت که هم پرچم اقتدار در حوزههای نظامی و راهبردی را برافراشته نگه داشته و هم در میدان دیپلماسی به پیش میراند، دفاع میکنند. در این میان، حضور رییسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در شرایطی که منطقه درگیر تنشهای بیسابقه و تداوم اقدامات خصمانه رژیم صهیونیستی است، نقطه عطفی در رویکرد سیاست خارجی دولت چهاردهم تلقی میشود. در حالی که مخالفان تندرو بر طبل جنگ میکوبند، تحلیلگران سیاسی معتقدند پزشکیان با ترکیب «دفاع مقتدرانه» و «دیپلماسی منعطف» توانسته است استانداردهای دوگانه غرب را به چالش بکشد و افکار عمومی جهان را نسبت به صلحطلبی ایران اقناع کند. فعالان سیاسی اما معتقدند دستاورد اصلی حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را باید در «تغییر زمین بازی» جستوجو کرد. سالها است که ماشین تبلیغاتی ایالات متحده با هدف منزوی کردن تهران، در پی القای این تصویر است که ایران فاقد منطق گفتوگو بوده و اساسا علاقهای به حلوفصل تنشها ندارد. اما سخنرانی رییسجمهور در نیویورک، این پروژه را با هوشمندی خنثی کرد. پس از این سفر بود که فضای مذاکراتی متفاوتی هم شکل گرفت و ایران با حضور میانجیها تلاش کرد منافع مردمش را برای شکلدهی به امنیتی پایدار و بلندمدت دنبال کند.
عدهای قلیل تصور میکنند
تنها راه مقابله با دشمنان، جنگ است
اسماعیل گرامیمقدم، فعال سیاسی اصلاحطلب در گفتوگو با «اعتماد» ضمن تحلیل دستاوردهای سفر رییسجمهور به نیویورک، ابعاد مختلف مواضع پزشکیان در سازمان ملل را مورد بررسی قرار داد. او معتقد است که تبیین واقعیتهای جنگ در منطقه و تشریح منطق ایران برای صلح، نشاندهنده هوشمندی دستگاه دیپلماسی دولت چهاردهم است. گرامیمقدم در این باره میگوید: حضور در سازمان ملل پس از تحولات اخیر منطقه و جنگهای رخ داده، واقعیتی انکارناپذیر را به جهانیان مخابره کرد. اقتداری که مردم و نیروهای نظامی ایران در دفاع از امنیت ملی از خود نشان دادند، در این سفر به خوبی برای افکار عمومی جهانیان تبیین شد. در واقع، ایران توانست ضمن دفاع از مظلومیت ملتهای منطقه و به چالش کشیدن استانداردهای دوگانه مجامع بینالمللی، راه را برای مذاکره و تفاهم باز نگه دارد. این تحلیلگر سیاسی ادامه میدهد: تاکید رییسجمهور بر اینکه ایران همواره خواهان مذاکره و تفاهم بوده و اینکه حتی در حین مذاکرات، مورد تهاجم نظامی قرار گرفته، بیانگر حسن نیت ایران است. این دوگانه «اقتدار در میدان» و «منطق در دیپلماسی» از بخشهای مهم گفتمان پزشکیان است که در جریان این سفر در میان افکار عمومی جهان به خوبی جا افتاد، چرا که هر کشوری در صورت حمله بدون مجوزهای بینالمللی، حق دفاع شرافتمندانه را دارد و در عین حال، برای حل فشارهای ظالمانه نیز باید مسیر گفتوگو را هموار نگه دارد. گرامیمقدم با اشاره به ادعاهای واهی غرب درباره برنامه هستهای ایران میگوید: بالاخره آنچه روشن است، این است که پروپاگاندای امریکاییها برای القای اینکه ایران به دنبال بمب هستهای است، با نطق صریح و منطقی آقای پزشکیان خنثی شد. با وجود اینکه جریانهای تندرو در غرب همچنان به یاوهگوییهای خود ادامه میدهند، به نظر میرسد آقای رییسجمهور باید بیش از پیش در صحنه رسانههای بینالمللی حضور یافته و بر ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای ایران تاکید کند. او در ادامه تصریح میکند: بازگشت به توافقات پیشین و احیای مسیر تفاهم، باید محور اصلی سخنان رییسجمهور باشد. تفاهمی که در گذشته میان دو طرف مطرح بود، هرچند توسط امریکاییها رعایت نشد، اما اکنون میتواند بستری برای پایان دادن به درگیریها و حرکت به سمت توافقات عینی و عملی باشد که منافع ملی کشور را حفظ کند. این فعال سیاسی در بخش دیگری از اظهارات خود به مواضع جریانهای داخلی پرداخته و یادآور میشود: استقبال بیش از ۵ هزار نفری مردم از رییسجمهور در فرودگاه، نشاندهنده پذیرش عمومی این رویکرد منطقی است. با این حال، اقلیت تندرویی که همواره نسبت به عقلانیت و منطق بیگانهاند، نتایج مقاومت را نادیده میگیرند. گرامیمقدم میافزاید: عدهای قلیل تصور میکنند تنها راه مقابله با دشمنان، جنگ است، اما پاسخ این پرسش را نمیدهند که «جنگ تا کجا؟» جنگ همیشه پایان دارد و پایان آن نیز همواره از طریق مذاکره و تفاهم رقم میخورد. ما با راهبردهای خود توانستهایم نقشههای دشمنان را به شکست بکشانیم؛ بنابراین اکنون بهترین روش، حفظ وحدت و انسجام در ارکان حکومت است تا با تکیه بر اقتدار موجود، منافع ملی را تأمین کنیم. گرامیمقدم در پایان با تأکید بر لزوم پایان دادن به فضای جنگی برای احیای اقتصاد کشور، خاطرنشان میکند: اقتصاد ما در شرایط کنونی آسیبپذیر و شکننده شده و مردم بیشترین فشار را متحمل میشوند. بازگشت به مسیرهای قهرآمیز باعث میشود که ما از منظر افکار عمومی جهان زیر سوال برویم، بنابراین بهترین راهکار این است که با بهرهگیری از ظرفیت میانجیگران منطقهای، آتش جنگ را فروکش بدهیم و با بازگشت به تفاهمهای عملی، مسیر بازگشت اقتصاد به روزهای پایداری را هموار کنیم. با توجه به تمایل میانجیگران برای کاهش تنشها، اکنون بهترین فرصت است که با دیپلماسی فعال، منافع ملی ایران در اولویت قرار بگیرد و فضای عمومی کشور از تنش به سمت ثبات اقتصادی هدایت شود.
مهدی شیرزاد: مذاکره، ابزار عقلانی
برای نظم نوین امنیتی است
مهدی شیرزاد، تحلیلگر مسائل سیاسی نیز در گفتوگو با «اعتماد» با تحلیل پیامدهای سفر رییسجمهور به نیویورک، فضای ایجاد شده را فرصتی استراتژیک برای شکستن بنبستهای دیپلماتیک و بازتعریف دکترین امنیتی ایران توصیف میکند. به اعتقاد او، عبور از تنش و تکیه بر «منطق مذاکره»، تنها راهبرد کارآمد برای حل مشکلات کشور و دستیابی به یک نظم امنیتی پایدار در منطقه است. شیرزاد در تحلیل اهمیت سفر اخیر رییسجمهور به نیویورک میگوید: «به نظر من، اهمیت اصلی سخنرانی آقای رییسجمهور در سازمان ملل، خلع سلاح کردن ترامپ و تیم همراه او بود. امریکاییها مدتها در تلاش بودند تا تصویری از ایران بسازند که نشان بدهد این کشور اهل مذاکره نیست یا منطق گفتوگو را نمیفهمد.»
او ادامه میدهد: «آنها در شرایطی این فضا را ایجاد کرده بودند که ایران در موضعی منطقی پشت میز مذاکره حاضر بود، اما آنها به جای پاسخ دیپلماتیک، دست به حمله زدند. با وجود این، تلاش گستردهای داشتند تا به جهانیان القا کنند که ایرانیها تمایلی به مذاکره ندارند و در مقابل، ما نیز به عنوان یک گام عملی، تنگه هرمز را باز نگاه داشتیم تا نشان دهیم ایرانِ اهل منطق، اهمیتی به بازیهای رسانهای نمیدهد. در نهایت، این دسیسه با هوشمندی و درایت رییسجمهور خنثی شد.» این تحلیلگر سیاسی در ادامه با اشاره به صراحت کلام رییسجمهور در نیویورک یادآور میشود: «آقای رییسجمهور به صراحت اعلام کردند که ما اهل تسلیم نیستیم. پیام روشن ایشان این بود که اگر معنای مذاکره، تسلیم شدن باشد، ما به هیچ قیمتی آن را نمیپذیریم، حتی اگر درگیر جنگی آخرالزمانی شویم، اما در عین حال، ما از مذاکره نمیگریزیم. این، جانمایه کلام رییسجمهور بود که اهمیت فوقالعادهای در فضای دیپلماتیک دارد.» شیرزاد در بخش دیگری از گفتوگو به موضوع فعال شدن میانجیها در روزهای اخیر پرداخت و افزود: «نکته مهم بعدی که شاید جدیترین محرک برای فعالیت میانجیها باشد، آن جمله کلیدی آقای رییسجمهور است که فرمودند: «یا در این منطقه همه با هم امنیت خواهیم داشت، یا همه با هم ناامنی را تحمل خواهیم کرد.» این رویکرد، تحولی در دکترین بینالمللی ایجاد کرده است. دو جنگ تحمیلی اخیر در منطقه، بهرغم تمامی زیانها و خسارتهای سنگین برای کشور ما، یک دستاورد مهم تاریخی داشت و آن، بطلان ایده «امنیت کالایی» است. برخی کشورها گمان میکردند با پر کردن انبارها از سلاح و واگذاری پایگاه به ابرقدرتها میتوانند امنیت بخرند، اما این ایده شکست خورد. بطلان این تصور، نیازمند طراحی جدیدی برای برقراری امنیت منطقهای است.» شیرزاد در پایان تأکید میکند: «من فکر میکنم از این منظر، طرح صلح هرمز که ایران ارائه داده و رویکرد فعالانه هیات ایرانی در سفر اخیر، مقدمهای برای تمهید یک طراحی جدید در نظم امنیتی منطقه است. تداوم این مسیر دیپلماتیک و حمایت از فضای مذاکره، بهترین ابزار برای مدیریت مشکلات کشور، کاهش فشارهای خارجی و ایجاد ثبات پایدار است؛ راهی که از رهگذر گفتوگو و دیپلماسی فعال میگذرد.»