پیمان مکه علیه چه کشوری شکل گرفت؟
امضای پیمان میان پاکستان، عربستان و ترکیه در روز جمعه و در شهر مکه، به عنوان مقدسترین زمان و مکان در جهان اسلام، واجد اهمیت نمادین قابل توجهی است.
صلاح الدین خدیو در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
امضای پیمان میان پاکستان، عربستان و ترکیه در روز جمعه و در شهر مکه، به عنوان مقدسترین زمان و مکان در جهان اسلام، واجد اهمیت نمادین قابل توجهی است.
سه قدرت مهم مسلمان سنی در مکه گرد آمده و دست همکاری و همگرایی به سوی یکدیگر دراز کردهاند؛ رخدادی که سعودیها با انتخاب این زمان و مکان نمادین مایلند یادآور پیمان حِلفالفضول در حجاز باشد؛ پیمانی که پیامبر اسلام نیز پیش از بعثت در آن مشارکت داشت و بعدها از آن به نیکی یاد کرد.
البته انگیزههای سه طرف یکسان نیست.
عربستان سعودی بیش از هر چیز تحت تأثیر نگرانیهای امنیتی خود قرار دارد؛ از تهدید ناشی از نفوذ ایران بر حوثیها گرفته تا تردید نسبت به کارآمدی نظام امنیتی متکی بر آمریکا پس از جنگ اخیر.
ترکیه این پیمان را بیشتر در چارچوب موازنهسازی منطقهای، بهویژه در برابر افزایش نقش و نفوذ اسرائیل، دنبال میکند. آنکارا نگران آن است که شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید در خاورمیانه، بدون حضور مؤثر ترکیه رقم بخورد.
پاکستان انگیزههای متفاوت و غیرمستقیمتری دارد؛ از موازنهسازی در برابر رقیب بزرگ خود، هند، تا تقویت جایگاه خود در برابر ترتیبات نوظهور منطقهای میان اسرائیل، هند و برخی کشورهای عربی نظیر امارات متحده عربی. البته اسلامآباد و آنکارا هر دو نیمنگاهی نیز به ظرفیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری گسترده عربستان دارند.
با این حال، ارزیابی تأثیر واقعی و میزان دوام این پیمان تنها در آزمونهای عملی آینده ممکن خواهد بود. بانیان پیمان تأکید کردهاند که این اتحاد علیه هیچ کشوری نیست و راه برای پیوستن دیگر کشورها نیز باز است.
مصر، به عنوان یکی از نزدیکترین گزینههای احتمالی، فعلاً ترجیح داده است در حاشیه بماند. ورود مصر میتواند وزن عربی و نظامی این پیمان را افزایش دهد و به کسانی که از تعبیر «ناتوی سنی» استفاده میکنند، انگیزه بیشتری بدهد.
اما پرسش اساسی این است: چنین ائتلافی در برابر چه کسی شکل میگیرد؟ ایران شیعی یا اسرائیل عبری؟
سالها جمهوری اسلامی به درستی رقبای منطقهای خود را به دلیل نزدیکی با اسرائیل و شکلگیری آنچه «محور عبری ـ عربی» میخواند، مورد انتقاد قرار میداد. اکنون ظاهرا شاهد شکلگیری نوعی موازنه جدید هستیم که در آن ترکیه، کشورهای عربی و پاکستان، هر یک با انگیزههای متفاوت، در برابر افزایش نفوذ ایران و قدرت منطقهای اسرائیل به همکاری نزدیکتری روی آوردهاند.
پیامدهای جنگ اخیر و برداشت برخی کشورهای منطقه از ناکارآمدی ترتیبات امنیتی پیشین، در پیدایش این وضعیت بیتأثیر نبوده است. با این حال، مسیر نهایی این پیمان را پویاییهای سیال ژئوپلیتیک منطقه، واکنش سایر بازیگران و میزان پایبندی اعضا به تعهدات خود مشخص خواهد کرد. نباید فراموش کرد که خاورمیانه سرشار از ائتلافها و شکافهای گذراست؛ از ائتلاف منطقهای ضد حوثیها به رهبری عربستان و امارات که بعدها به رقابت میان خود این دو کشور انجامید، تا ائتلاف بینالمللی علیه داعش به زعامت آمریکا. ائتلافی که عملاً از مبارزه با یک گروه تروریستی فراتر رفت و به یک ناظر-بازیگر در تشک کشتی جنگ داخلی سوریه و به تعبیری یکی از صحنههای اصلی رقابتهای بزرگتر خاورمیانه تبدیل شد.
در یک قیاس تاریخی معنادار، میتوان به ائتلاف «۶+۲» پس از جنگ اول خلیج فارس نیز اشاره کرد. پس از شکست صدام در کویت و در عصر جهان تکقطبی، شش کشور شورای همکاری خلیج فارس به همراه مصر و سوریه، با حمایت آمریکا، چارچوبی امنیتی برای مهار همزمان عراق و ایران شکل دادند.
اما این ابتکار از مرحله کاغذ فراتر نرفت و کشورهای خلیج فارس در ادامه، بیش از پیش به سمت تضمینهای امنیتی مستقیمتر با آمریکا حرکت کردند. البته جهان امروز با آن دوره تفاوتهای اساسی دارد و قدرتهای منطقهای نقش و عاملیت بیشتری یافتهاند. با این حال، دشوار است تصور کنیم که پیمان مکه بدون نوعی همسویی یا همراهی واشنگتن بتواند به یک متغیر تعیینکننده در معماری امنیتی خاورمیانه تبدیل شود.