هنر دیپلماسی
رایزنیهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن در کنار فعال شدن کانالهای میانجیگری، بخشی از منازعه دیپلماتیک و روایی دوطرف برای مدیریت بحران است
روزنامه اعتماد گفتگوئی را با غلامرضا کریمی منتشر کرده است:
رایزنیهای غیرمستقیم تهران و واشنگتن در کنار فعال شدن کانالهای میانجیگری، بخشی از منازعه دیپلماتیک و روایی دوطرف برای مدیریت بحران است؛ با این حال، شکاف بر سر الزامات بازگشت به مذاکره و چارچوب امنیتی مورداختلاف همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی ایران با انتقال شروط خود، بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و فعالسازی دیپلماسی منطقهای، تلاش دارد پروژه امنیتیسازی را خنثی کرده و روایت خود از بحران را در سطح بینالمللی تثبیت کند. در این چارچوب، نقش میانجیهایی مانند قطر و تحرکات بازیگران منطقهای، بخشی از رقابت برای بازتنظیم موازنه سیاسی و ایجاد سازوکار کنترل تنش میان تهران و واشنگتن است. غلامرضا کریمی، عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی و کارشناس روابط بینالملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره ادعاهای متناقض دونالد ترامپ، از وعده اتخاذ «تصمیم بزرگ» درباره ایران تا مثبت شدن نشست سه ساعته نمایندگان ایران و امریکا گفت: «تناقض در اظهارات ترامپ، بازتاب یک راهبرد دوگانه است؛ راهبردی که از یکسو بر تشدید فشارهای نظامی و اقتصادی تاکید دارد و ازسوی دیگر، کانالی دیپلماتیک و نمایشی را باز نگه میدارد تا افکار عمومی داخلی و جهانی را مدیریت کند و در داخل ایران نیز شکاف ایجاد شود.» او افزود: «ترامپ میداند بهکاربردن واژه جنگ میتواند برای او هزینههای حقوقی و سیاسی داشته باشد، بنابراین میکوشد با دورزدن کنگره و پرهیز از استفاده از این واژه، از دریافت تاییدیه قانونی فاصله بگیرد. اشاره رییسجمهوری امریکا به یک تصمیم بزرگ میتواند هم به تشدید عملیات نظامی مربوط باشد و هم به یک توافق ناگهانی و نمایشی. اما آنچه روشن است، این است که ترامپ در عمل گام جدی برای صلح برنداشته و همچنان بر محاصره دریایی، فشار اقتصادی و تهدید نظامی تاکید دارد.» این استاد دانشگاه با اشاره به ادعای تمایل ترامپ برای دیدار با مسعود پزشکیان، آن را در چارچوب سیاست داخلی امریکا و انتخابات میاندورهای کنگره ارزیابی کرد و گفت: «ترامپ میکوشد هم تصویری صلحطلب از خود ارایه دهد و هم پایگاه تندرو خود را حفظ کند؛ درحالیکه تیم او تاکنون برنامه مشخصی برای مذاکرات جدی عرضه نکرده و شروط ایران برای ازسرگیری گفتوگوها را نیز نپذیرفته است.» این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به انتقال هفت شرط ایران از مسیر قطر به امریکا ادامه داد: «پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و پایان محاصره دریایی، ازجمله شروطی است که ایران مطرح کرده است.حال تا زمانی که واشنگتن پاسخی مثبت به این شروط ندهد، ادعای تمایل به دیدار را باید مانوری رسانهای و تاکتیکی دانست.» کریمی در ادامه گفت: ترامپ در «بنبست راهبردی» قرار گرفته؛ نه خروج آسان از جنگ برای او ممکن است، زیرا هزینه سیاسی آن را پذیرفته و نه ورود به جنگی تمامعیار، به دلیل هزینههای سنگین سیاسی و اقتصادی برای امریکا و اقتصاد جهانی. از نگاه او، ترامپ با زبانی متناقض میکوشد هم فشار بر ایران را حفظ کند و هم راهی برای خروج از وضعیت کنونی باقی بگذارد، درحالیکه ایران با تکیه بر توان، تابآوری و اهرمهای ژئوپلیتیکی خود در موضع انفعال قرار ندارد.
ترکیب بازدارندگی و دیپلماسی
کریمی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره همزمانی آمادگی ایران برای حملهای قریبالوقوع و تلاش نماینده رسمی کشور در مجمع عمومی سازمان ملل برای فعالکردن دیپلماسی و خنثیسازی پروژه «امنیتیسازی ایران» گفت: «این دو کنش ایران متناقض نیستند، بلکه بخشی از یک راهبرد ترکیبی و حسابشدهاند. ایران از یکسو پیام آمادگی نظامی خود را ارسال میکند، درباره پاسخ مستمر، موثر و دردناک هشدار میدهد و هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای امریکا و اسراییل بالا میبرد تا بازدارندگی واقعی ایجاد شود.از منظری دیگر حضور آقای پزشکیان و آقای عراقچی در مجمع عمومی سازمان ملل و رایزنی با کشورهای منطقه، اروپا، چین و روسیه، با هدف خنثیکردن پروژه امنیتیسازی ایران دنبال میشود. امریکا و اسراییل سالها تلاش کردهاند ایران را تهدید اصلی امنیتی منطقه معرفی کنند و اکنون نیز میکوشند تهران را عامل ناامنی در خلیجفارس، بهویژه در محدوده تنگه هرمز، نشان دهند و کشورهای عربی را علیه ایران بسیج کنند.» با این حال به باور این کارشناس روابط بینالملل «دیپلماسی ایران دقیقا در پی شکستن این اجماع و جلوگیری از تثبیت ایران به عنوان عامل ناامنی در ذهن همسایگان است. تهران تلاش میکند از وضعیتی که امریکا بهدنبال تحمیل انزوای مطلق بر ایران است، خارج شود و در عین حال تابآوری خود را افزایش دهد.» کریمی این وضعیت را «مدیریت یک بحران شکننده» دانست، نه نشانه وقوع جنگی تمامعیار در آینده نزدیک. او تاکید کرد: «به نظر میرسد این وضعیت تا پیش از انتخابات میاندورهای امریکا ادامه یابد و احتمال وقوع توافقی بزرگ یا دیداری رسمی در سطح بالا بعید باشد، زیرا ترامپ در بنبست راهبردی قرار دارد و بیش از هر چیز بهدنبال مدیریت افکار عمومی داخلی و حفظ فشار حداکثری علیه ایران است.» او افزود: «تلاشهای دیپلماتیک ایران در مجمع عمومی، برای جاانداختن روایت موردنظر جمهوری اسلامی و خنثیسازی روایت امریکاست؛ روایتی که در پی شکلدادن به اجماع منطقهای و حتی جهانی علیه ایران است. ایران میکوشد هنر دیپلماسی و قدرت بازدارندگی را همزمان بهکار بگیرد تا با بحرانهای پیشرو مواجه شود.»
مدیریت بحران تا انتخابات
کریمی در پاسخ به پرسش دیگری درباره اینکه باتوجه به شروط تهران برای ازسرگیری رایزنیها، سیگنالهای متناقض واشنگتن و نزدیکبودن انتخابات میاندورهای امریکا، کفه «دیپلماسی» یا «تنش» سنگینتر است و آیا راه میانهای وجود دارد نیز خاطرنشان کرد: «طبیعی است که در آستانه انتخابات میاندورهای امریکا، کفه تنشها از دیپلماسی سنگینتر باشد، اما این به معنای بستهشدن کامل کانالهای دیپلماتیک نیست. ترامپ نیز اخیرا گفته جنگ با ایران پس از انتخابات میاندورهای خاتمه خواهد یافت و حتی قیمت نفت تا آن زمان کاهش پیدا نمیکند. او افزود: «ایران در عمل نشان داده که بهدنبال توافقی شتابزده نیست، اما شروط خود را از طریق میانجیگرانی مانند قطر و پاکستان به امریکا اعلام کرده و منتظر پاسخ است. راه میانه نیز وجود دارد، اما نه به معنای دستیابی فوری به توافقی جامع و نهایی و نه وقوع جنگی تمامعیار، بلکه میتوان از «مدیریت بحران شکننده» سخن گفت که از طریق کانالهای غیررسمی و میانجیگری، تنشها را کنترل میکند و در عین حال آمادگی نظامی در برابر تهدیدهای امریکا حفظ میشود.» این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: «امریکا با محاصره دریایی و فشار اقتصادی، به دنبال تضعیف بیشتر ایران و تغییر رفتار آن است. ایران نیز با ابتکارهایی که در پیش گرفته، میکوشد آرایش مورد نظر واشنگتن را بر هم بزند. تهران بهطور رسمی آمادگی خود را برای بازگشت به «تفاهمنامه اسلامآباد» اعلام کرده، در چنین شرایطی شاید یک آتشبس مدیریت شده که مانع گسترش تنش میان طرفین شود و همزمان از افزایش چشمگیر قیمت نفت جلوگیری کند، در شرایط فعلی مناسبترین گزینه باشد. ترامپ بهدنبال پیروزی سریع و کمهزینه در انتخابات میاندورهای است و نمیخواهد در آستانه انتخابات توافق بزرگی را امضا کند که به امتیازدهی به ایران متهم شود. ازسوی دیگر، ایران نیز حاضر نیست بدون دریافت تضمینهای مشخص، وارد مذاکراتی طولانی شود.»او در پایان تاکید کرد: «به احتمال زیاد، تا پس از انتخابات میاندورهای شاهد تداوم وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» خواهیم بود؛ وضعیتی که در آن تنشها میتواند افزایش یابد، اما همچنان در سطحی کنترلشده باقی بماند. حضور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل نیز در راستای تقویت روایت تهران و کنترل تنشهای فزایندهای است که امریکا پیرامون ایران ایجاد میکند.»
اهرم ایران در جنگ روایتها
کریمی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره اهرمهای تهران برای استفاده از فرصت حاشیه نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل و کاهش تنشها گفت: «ایران اهرمهای مختلفی در مجمع عمومی سازمان ملل دراختیار دارد و میتواند از آنها استفاده کند. مساله اصلی در جنگهای اخیر، «جنگ روایتها» است و مجمع عمومی، با حضور رهبران کشورها و رسانههای بینالمللی، فرصت مناسبی برای بیان مواضع رسمی ایران فراهم میکند. در همین راستا سخنرانی رییسجمهوری در مجمع عمومی، مصاحبه با رسانههای بینالمللی و ملاقاتهای دوجانبه میان رییسجمهوری و مقامهای کشورهای دیگر، همچنین گفتوگوهای وزیر امور خارجه ایران با همتایانش، میتواند در شکستن روایت مطلوب امریکا موثر باشد. هدف امریکا، «امنیتیسازی ایران» و شکلدادن به یک اجماع جهانی علیه ایران است و حضور مقامهای ایرانی در مجمع عمومی میتواند این تلاش را تضعیف کند.» این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به ابزارهای دیگر تهران ادامه داد: «ایران با تکیه بر اهرم انرژی و امنیت تنگه هرمز نیز میتواند با برخی مقامهای منطقهای گفتوگو کند و با احتیاط از این اهرم که بر اقتصاد جهانی اثر دارد، استفاده کند.» کریمی در ادامه گفت: «گفتوگو با ایرانیان خارج از کشور نیز از دیگر زمینههای موثری است که در نیویورک میتواند دنبال شود تا موضع و روایت موردنظر ایران گستردهتر ترویج شود. ایران از طریق این کانالهای دیپلماتیک میتواند قدرت خود را نشان دهد و در برابر روایتسازی طرف مقابل نقش فعالتری ایفا کند.»
انرژی در محور گفتوگوها
کریمی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره سفر رییسجمهوری چین به امریکا، نقش احتمالی پکن در کاهش تنشهای منطقهای و پیامدهای این سفر برای ایران و غرب آسیا گفت: «سفر رییسجمهوری چین در پاسخ به سفر ترامپ به چین انجام میشود و در آستانه مجمع عمومی سازمان ملل، تمرکز اصلی آن طبیعتا بر روابط دوجانبه و تنشهای موجود میان واشنگتن و پکن خواهد بود.» او افزود: «باتوجه به اینکه انرژی امروز یکی از مهمترین و بحرانیترین مسائل اقتصاد سیاسی جهانی است و ایران بر تنگه هرمز تسلط دارد، همچنین حوثیها محدودیتهایی در بابالمندب ایجاد کردهاند، موضوع ایران در زمره محورهای مذاکره میان روسایجمهوری چین و امریکا قرار خواهد داشت. چین تلاش خواهد کرد همراهی لازم را برای بازگشایی تنگه هرمز داشته باشد، زیرا این مساله مستقیما بر اقتصاد چین اثر میگذارد.» این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: «چین، با توجه به «ایده چهارمادهای» که پیشتر اعلام کرده، بهدنبال نقشآفرینی در خاورمیانه، بهویژه خلیج فارس نیز هست. از این منظر، مساله ایران در گفتوگوهای پکن و واشنگتن مطرح میشود و چین نیز برای کاهش تنش پیگیریهایی خواهد داشت .با این حال، با توجه به مسیری که امریکا در پیش گرفته و تنشهایی که در بیش از یک سال گذشته پیگیری شده، بعید است این مساله صرفا در قالب یک ملاقات دوجانبه میان امریکا و چین حلوفصل شود؛ هرچند بخشی از مذاکرات به آن اختصاص خواهد یافت.»
ائتلاف راهبردی علیه ایران
کریمی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره نشستهای فرماندهان سنتکام و کشورهای عربی گفت: این رایزنیها را باید در دو سطح دید؛ در سطح رسمی، سنتکام آنها را نشستهای دورهای برای همکاریهای امنیتی و دفاعی معرفی میکند؛ مشابه نشستی که تیرماه با حضور ۱۲ کشور در بحرین برگزار شد. اما از نگاه او، در سطح راهبردی، این نشستها با هدف هماهنگکردن مواضع کشورهای منطقه در شرایط تنش ایران و امریکا دنبال میشود. این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به نشست برنامهریزیشده سنتکام در آلمان در ادامه خاطرنشان کرد: «واشنگتن میکوشد از ظرفیت نظامی و سیاسی شرکای عرب خود برای افزایش فشار بر ایران، تقویت همکاریهای منطقهای و محدودکردن فضای مانور تهران استفاده کند. سنتکام برگزاری نشستی با حضور مقامهای نظامی ارشد از هشت کشور را تایید کرده، اما درباره شرکتکنندگان و جزییات دستورکار آن توضیحی نداده است.» کریمی افزود: احتمال دیدار ترامپ با رهبران شورای همکاری خلیجفارس در حاشیه مجمع عمومی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. امریکا میخواهد متحدان عرب را در تصمیمگیری درباره آینده جنگ و ترتیبات امنیتی منطقه شریک کند تا هم پشتوانه سیاسی اقداماتش افزایش یابد و هم هزینههای آن میان شرکا توزیع شود.این روند کشورهای عربی را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: همراهی با واشنگتن میتواند ریسک واکنش ایران را افزایش دهد و فاصلهگرفتن از آن نیز ممکن است به کاهش حمایتهای امنیتی امریکا بینجامد. به باور کریمی، نتیجه این راهبرد به میزان تمایل واقعی کشورهای عربی برای ورود به یک رویارویی گسترده و نیز توان ایران برای کاهش شکاف با همسایگان و برجستهکردن منافع مشترک بستگی دارد.
نگرانی چین از تنش در تنگهها
کریمی در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره نتایج سفر رییسجمهوری چین به امریکا برای ایران و منطقه غرب آسیا گفت: «بخشی از ملاقات روسایجمهوری چین و امریکا به مساله ایران و منطقه غرب آسیا مربوط میشود. بستهشدن تنگه هرمز و مسدودشدن بابالمندب، تهدیدی جدی برای اقتصاد و انرژی جهانی است و چین در این زمینه احساس خطر میکند.» او افزود: «چینیها نشان دادهاند که در این موضوع، به دلایل راهبردی و استراتژیک، همراهی کامل با امریکا نخواهند داشت. انصارالله پس از پیشرویهای اخیر خود تلاش نکرده بابالمندب را بهطور کامل به روی همه کشتیهای جهانی ببندد و محدودیتها را متوجه اسراییل و عربستان کرده است؛ همین مساله تاحدی موضع آنها را در محیط منطقهای و موضوع انرژی جهانی منطقیتر نشان میدهد.» این کارشناس روابط بینالملل ادامه داد: «موضوع ایران در تنگه هرمز پیچیدهتر است، زیرا تنش و فشار در آنجا بیشتر است. چین تلاش خواهد کرد امریکا را به حرکت در چارچوبهای دیپلماتیک متقاعد کند تا سطح تنش کاهش یابد و زمینه بازگشت به گفتوگو و مذاکره در خلیجفارس فراهم شود.» کریمی در ادامه گفت: «چین با برخی کشورهای عربی جنوب خلیجفارس روابط راهبردی دارد، در آنها سرمایهگذاریهای سنگینی انجام داده و به نفت و انرژی این کشورها وابسته است، بنابراین تلاش میکند مجموعه تنشها و بحرانهای چندلایه منطقه به سمت توافق و مذاکره حرکت کند.»
مسکن سیاسی برای نتانیاهو
او درباره سفر احتمالی بنیامین نتانیاهو به امریکا و دیدار او با مارکو روبیو نیز خاطرنشان کرد: «شرایط این سفر با گذشته متفاوت است. با توجه به انتخابات پیشرو در اسراییل، بخش عمده این سفر به سیاست داخلی اسراییل مربوط میشود و تاثیر تعیینکنندهای بر ترتیبات امنیتی منطقه ندارد. سفرهای قبلی نتانیاهو معمولا با کنشهای عمده نظامی امریکا در منطقه همراه بود، اما در این سفر او دیداری با ترامپ نخواهد داشت و صرفا با روبیو، وزیر امور خارجه امریکا، دیدار انجام میشود. این وضعیت نشان میدهد نتانیاهو تا حدی در واشنگتن به حاشیه رانده شده است. ترامپ نیز پیش از ورود نتانیاهو، نیویورک را ترک میکند و دلیل آن را محدودیت برنامه زمانی اعلام کرده است؛ آنهم در شرایطی که از نزدیکشدن به توافق با ایران سخن میگوید. نتانیاهو که بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را در انتخابات بر جنگ با ایران گذاشته، عملا از معادله کنار گذاشته شده است.» این کارشناس روابط بینالملل، روبیو را از حامیان سرسخت اقدامات نظامی اسراییل و از چهرههایی دانست که در ماههای گذشته در شکلگیری حمایت ترامپ از حمله اسراییل به ایران نقش داشته است. او گفت: «روبیو در مقایسه با ونس مواضع سختگیرانهتری نسبت به ایران دارد؛ از این رو، دیدار نتانیاهو با او، دیدار با همفکرترین مقام امریکایی در دولت ترامپ است. با این حال، روبیو نمیتواند تضمین کند که ترامپ، در این شرایط، برمبنای منافع اسراییل مسیر جنگ را ادامه دهد.»کریمی با اشاره به وضعیت نتانیاهو در آستانه انتخابات کنست ادامه داد: «نتانیاهو امیدوار است با یک پیروزی نظامی در ایران، آینده سیاسی خود را نجات دهد و از پروندههای قضایی رهایی پیدا کند. او همچنین تلاش دارد از کارت عربستان و عادیسازی روابط با ریاض، دستاوردی انتخاباتی بسازد، اما هر دو احتمال بعید به نظر میرسد. امریکا بهدلیل نیازهای داخلی نتانیاهو، لزوما دست به اقدام خاصی نخواهد زد.» او در پایان گفت: «اگر ترامپ تصمیم گرفته باشد به سمت توافق با ایران حرکت کند، دیدار نتانیاهو و روبیو تغییر مهمی ایجاد نخواهد کرد؛ اگر هم تصمیم به جنگ گرفته باشد، باز هم ضرورتی برای دیدار با نتانیاهو ندارد. این ملاقات بیشتر یک مسکن سیاسی برای نتانیاهو است تا یک نشست راهبردی؛ فرصتی برای آنکه در آستانه انتخابات، به رایدهندگانش نشان دهد همچنان در واشنگتن نفوذ دارد، حتی اگر این نفوذ به دیدار با وزیر امور خارجه امریکا محدود باشد.»