چالشهای پنهان اورژانس ایران
صدای آژیر آمبولانس برای بسیاری از مردم، نوید رسیدن امید در سختترین لحظات زندگی است. لحظاتی که یک سکته قلبی، تصادف جادهای، سقوط از ارتفاع یا ایست تنفسی، ثانیهها را به مرز میان مرگ و زندگی تبدیل میکند
روزنامه مردم سالاری در گزارشی نوشت:
صدای آژیر آمبولانس برای بسیاری از مردم، نوید رسیدن امید در سختترین لحظات زندگی است. لحظاتی که یک سکته قلبی، تصادف جادهای، سقوط از ارتفاع یا ایست تنفسی، ثانیهها را به مرز میان مرگ و زندگی تبدیل میکند. پشت فرمان همان آمبولانس و در کنار برانکارد، امدادگرانی ایستادهاند که خود زیر بار فرسودگی تجهیزات، کمبود نیرو، فشار روانی و مأموریتهای بیوقفه، روزگار سختی را سپری میکنند، اما کمتر کسی هست که به این موضوعات فکر کند. اگر امروز شهروندان از دیر رسیدن آمبولانس گلایه دارند، شاید وقت آن رسیده باشد که ریشه این تأخیرها را نه فقط در خیابانهای شلوغ، بلکه در مشکلات انباشته اورژانس کشور جستوجو کنیم.
اورژانس پیشبیمارستانی، نخستین حلقه نظام سلامت است. حلقهای که اگر کارآمد نباشد، حتی مجهزترین بیمارستانها نیز نمیتوانند همه خسارتهای ناشی از تأخیر در امدادرسانی را جبران کنند. با این حال، این حلقه حیاتی سالهاست با مجموعهای از مشکلات ساختاری دست و پنجه نرم میکند. از ناوگان فرسوده گرفته تا کمبود نیروی انسانی، محدودیت در تأمین تجهیزات، افزایش حجم مأموریتها و فرسودگی شغلی کارکنانی که هر روز با مرگ، درد و اضطراب روبهرو هستند
امداد در شرایط فرسودگی
شغل تکنسین اورژانس از سختترین مشاغل حوزه سلامت است. امدادگران، برخلاف بسیاری از کارکنان بیمارستان، هر روز در دل خیابان، جاده، خانه، کارخانه یا محل حادثه حاضر میشوند. جایی که هیچ چیز قابل پیشبینی نیست. یک مأموریت ممکن است انتقال بیماری با درد قفسه سینه باشد و مأموریت بعدی، صحنه دلخراش یک تصادف زنجیرهای یا احیای کودکی که دچار ایست قلبی شده است.
این مواجهه مداوم با بحران، فشار روانی سنگینی ایجاد میکند. شیفتهای طولانی، کمبود فرصت استراحت، مسئولیت تصمیمگیری در چند دقیقه و مشاهده مکرر صحنههای تلخ، فرسودگی شغلی را به بخشی از زندگی بسیاری از نیروهای اورژانس تبدیل کرده است. با وجود این، کمتر درباره سلامت روان امدادگران، حمایتهای شغلی یا ضرورت حفظ انگیزه آنان سخن گفته میشود.
وقتی آمبولانس هم خسته است
در کنار فرسودگی نیروها، ناوگان اورژانس نیز با شرایط مطلوب فاصله دارد. جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، در گفت و گو با ایلنا با اشاره به گلایه برخی شهروندان از تأخیر آمبولانسها، اعلام کرده است: حدود سه هزار دستگاه آمبولانس فرسوده در کشور وجود دارد. آمبولانسهایی که سالها، بیش از عمر استاندارد خود در حال خدمت هستند.به گفته او، طی یک سال گذشته حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ دستگاه آمبولانس جدید جایگزین شدهاند، اما این تعداد هنوز پاسخگوی نیاز واقعی کشور نیست. هرچند برنامه ورود ۵۰۰ دستگاه آمبولانس دیگر نیز در دستور کار قرار گرفته و بخشی از خودروها وارد کشور شدهاند، اما فاصله میان امکانات موجود و نیازهای عملیاتی همچنان محسوس است.فرسودگی آمبولانس تنها به معنای افزایش هزینه تعمیرات نیست. هر نقص فنی، هر توقف ناخواسته و هر کاهش سرعت در عملیات میتواند در مأموریتهای حیاتی، سرنوشت یک بیمار را تغییر دهد. در شرایطی که زمان طلایی برای نجات بیماران سکته قلبی، سکته مغزی یا مصدومان شدید تنها چند دقیقه است، حتی یک تأخیر کوتاه نیز اهمیت پیدا میکند.
فشار مأموریتها بر دوش نیروهای محدود
یکی دیگر از مشکلات مهم اورژانس، کمبود نیروی انسانی است. رئیس سازمان اورژانس اعلام کرده است: از ۵۵۰۰ مجوز استخدام، تنها حدود ۳۵۰۰ نفر جذب شدهاند و نزدیک به دو هزار نفر به همکاری نپیوستهاند.این آمار نشان دهنده این است که جذب و نگهداشت نیروهای متخصص به چالشی جدی تبدیل شده است و مشکل تنها دریافت مجوز استخدام نیست. بسیاری از فارغالتحصیلان رشتههای مرتبط، به دلیل سختی کار، فاصله محل خدمت، درآمد یا شرایط زندگی، تمایل چندانی به فعالیت در برخی استانها ندارند. میعادفر همچنین از اجرای سیاست جذب نیروهای بومی خبر داده است. طرحی که بر اساس آن، دانشجویان پس از پایان تحصیل در همان منطقه محل سکونت خود مشغول به کار خواهند شد. اگر این برنامه به درستی اجرا شود، میتواند بخشی از مشکل توزیع نامتوازن نیروهای اورژانس را کاهش دهد.
افزایش بحرانها؛ امکانات ثابت
واقعیت این است که بار کاری اورژانس در سالهای اخیر به طور مداوم افزایش یافته است. تصادفات جادهای، حوادث صنعتی، سالمند شدن جمعیت، بیماریهای قلبی و عروقی، موجهای گرما، آلودگی هوا و حوادث طبیعی، همگی تعداد مأموریتهای اورژانس را افزایش دادهاند.پیش روی آن، توسعه زیرساختها همگام با این افزایش تقاضا نبوده است. نتیجه چنین وضعیتی، فشار بیشتر بر نیروهای عملیاتی، استهلاک سریعتر تجهیزات و افزایش احتمال تأخیر در پاسخگویی است. تأخیری که معمولاً شهروندان آن را تنها در قالب دیر رسیدن آمبولانس مشاهده میکنند، در حالی که پشت آن، زنجیرهای از مشکلات مدیریتی، اقتصادی و زیرساختی قرار دارد.
زلزله تهران؛ آزمونی که همه از آن نگرانند
در میان اظهارات رئیس سازمان اورژانس، شاید مهمترین بخش، هشدار درباره آمادگی تهران در برابر یک زلزله بزرگ باشد. میعادفر تصریح کرده است که در صورت وقوع چنین حادثهای، تهران به تنهایی قادر به مدیریت بحران نخواهد بود و استانهای معین باید برای امدادرسانی وارد عمل شوند.بر اساس برنامه مدیریت بحران، مناطق ۲۲ گانه پایتخت میان استانها و دانشگاههای علوم پزشکی تقسیم شدهاند تا در زمان حادثه، هر مجموعه مسئول امدادرسانی به بخشی از شهر باشد. این نیروها در صورت باز بودن مسیرها از طریق زمینی و در شرایط خاص از طریق اورژانس هوایی اعزام خواهند شد.این سخنان در واقع اعتراف به واقعیتی است که متخصصان مدیریت بحران سالها بر آن تأکید کردهاند؛ اینکه هیچ کلانشهری به تنهایی توان پاسخگویی به یک فاجعه گسترده را ندارد و موفقیت عملیات امدادی به آمادگی قبلی، هماهنگی میان دستگاهها، امکانات لجستیکی و سرعت بسیج منابع وابسته است.اما این پرسش نیز مطرح میشود که اگر اورژانس در شرایط عادی با کمبود آمبولانس و نیروی انسانی روبهرو است، در شرایطی که هزاران مصدوم به طور همزمان نیازمند امدادرسانی باشند، ظرفیت موجود تا چه اندازه پاسخگو خواهد بود؟
سرمایهگذاری بر انسان، نه فقط تجهیزات
بیتردید نوسازی ناوگان اورژانس یک ضرورت است، اما تجربه نظامهای موفق سلامت نشان میدهد که کیفیت خدمات تنها با خرید آمبولانس افزایش نمییابد. آنچه یک سیستم امدادی را کارآمد میکند، ترکیبی از تجهیزات مناسب، نیروی انسانی باانگیزه، آموزش مستمر، حمایت روانی، مدیریت هوشمند و برنامهریزی دقیق است.تکنسین اورژانسی که ساعتها بدون استراحت در مأموریت بوده، با کمبود همکار روبهرو است و هر روز شاهد تلخترین صحنههای زندگی مردم است، در نتیجه بیش از هر چیز به حمایت سازمانی نیاز دارد. همانگونه که آمبولانس فرسوده باید از چرخه خدمت خارج شود، فرسودگی شغلی نیروهای امدادی نیز باید جدی گرفته شود. سرمایه اصلی اورژانس نه خودروها، بلکه انسانهایی هستند که در لحظههای بحرانی، مسئولیت حفظ جان دیگران را بر عهده دارند.
نجاتدهندگان را دریابیم
شهروندان حق دارند انتظار داشته باشند آمبولانس در کوتاهترین زمان ممکن به محل حادثه برسد. این انتظار، مطالبهای کاملاً منطقی است. اما تحقق آن، تنها با افزایش توقع از امدادگران ممکن نیست. نجات جان انسانها نیازمند سرمایهگذاری مستمر، نوسازی ناوگان، تأمین تجهیزات، جذب نیروهای متخصص و بهبود شرایط کاری کسانی است که شب و روز، بیوقفه، آماده پاسخگویی به فوریتهای پزشکی هستند.شاید امروز مهمترین پیام سخنان رئیس سازمان اورژانس، نه فقط وجود سه هزار آمبولانس فرسوده یا کمبود دو هزار نیروی انسانی، بلکه این واقعیت باشد که اورژانس کشور در حال تحمل فشاری فراتر از ظرفیت خود است. اگر این فشار کاهش نیابد، آسیب آن تنها متوجه امدادگران نخواهد بود، هر شهروندی که روزی به کمک اورژانس نیاز پیدا کند، بهای این فرسودگی را خواهد پرداخت. نجاتدهندگان، پیش از آنکه در بحرانهای بزرگ به یاری مردم بشتابند، خود به حمایت، برنامهریزی و توجهی جدی نیاز دارند.