EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۰۳۶۰

مولفه های موثر بر آینده جنگ

ایران به پشتوانه روحیه شهادت‌طلبی رزمندگان، وحدت دولتمردان و ملت، حلول پیام رهبری شهید در لایه‌های سیاسی و اجتماعی، سرمایه‌گذاری هوشمندانه در صنایع موشکی و بهره‌مندی از مزیت جغرافیایی تنگه هرمز تاکنون توانسته است، دشمنانش را از تحقق اهداف نظامی‌شان باز دارد

مولفه های موثر بر آینده جنگ
آرمان امروز

سید محمد حسینی در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:

ایران به پشتوانه روحیه شهادت‌طلبی رزمندگان، وحدت دولتمردان و ملت، حلول پیام رهبری شهید در لایه‌های سیاسی و اجتماعی، سرمایه‌گذاری هوشمندانه در صنایع موشکی و بهره‌مندی از مزیت جغرافیایی تنگه هرمز تاکنون توانسته است، دشمنانش را از تحقق اهداف نظامی‌شان باز دارد اما دیدبانی رفتارها و سیاست‌های امریکا و رژیم نشان می‌دهد، آتش‌بس میان ایران و امریکا طی ماه‌های آینده بس شکننده است. با این وجود وظیفه ذاتی سیاستمداران ممانعت از وقوع جنگ از طریق دیپلماسی و پیگیری منافع و مصالح جمعی در بطن چانه‌زنی مبتنی بر اهرم‌های قدرت با رقبا و متخاصمین است. در این میان برخی پیشران ها جنگ را تقویت و برخی دیگر پیشران توافق را تقویت می‌کنند. ناگفته وظیفه سیاستمداران مشخص است که ضرورتأ باید پیشران‌های جنگ را تضعیف و پیشران‌های توافق مبتنی بر منافع ملی را تقویت کنند.

پیشران نخست، توان بازدارندگی ایران است. ایران به پشتوانه چهار مولفه یعنی «توان موشکی؛ اراده و ایمان نیروهای نظامی، وحدت ساحات سیاسی، نظامی و مردمی و بهره‌مندی از مزیت جغرافیایی» توانست در بعد آفندی و دفاع از سرزمین خود شگفتی بیافریند و دشمن را به عقب براند؛ نکته‌ای که دوست و دشمن به آن اعتراف کردند. علاوه بر اعتراف نخبگان و تحلیل‌گران برجسته مبنی بر پیروزی ایران در جنگ؛ کافی است تا اهداف اعلام شده دشمن در آغاز جنگ و ارزیابی پایانی آنها پس از آتش‌بس را بررسی کنیم تا این گزاره علمی تأیید شود که «دشمن در تحقق اهدافش با حمله نظامی‌به ایران تاکنون ناکام مانده است». توان بازدارندگی ایران ( که مهمترین وجه آن اراده جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خود در برابر دو ارتش بسیار مجهز و اتمی؛ مستظهر به حمایت دولت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بود)؛ توانست چهره جدیدی از ایران در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی بیافریند. این چهره کدام است؟ بر اساس نظرسنجی‌ها و شواهد این ادراک در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی در اذهان نخبگان و افکار عمومی‌شکل گرفته است: « ایران با وجود همه تمایزات و اختلافات به هنگام حمله خصم خارجی در دفاع از موجودیت خود با قدرت عمل می‌کند.» به نظرم این ادراک مهم محصول عملکرد مشعشع ایران در دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ چهل روزه رمضان است و طی دو ماه آینده نیز «پیشرانی کلیدی» محسوب می‌شود.

پیشران دوم، فشار افکار عمومی در داخل امریکا؛ در سطح بین‌المللی و در دولت‌های اسلامی است. این پیشران هرچند قوی نیست اما در کنار سایر مولفه‌ها می‌تواند مانع از تداوم جنگ علیه ایران شود. پیشران سوم، فشار دولت‌های عربی منطقه به امریکا و اسرائیل است که علامتی از توقف جنگ و پیشرانی برای رسیدن به توافق با ایران خواهد بود. پیشران چهارم، زنجیره تخاصمات علیه ایران است که تقویت کننده جنگ محسوب می‌شود که در رأس آنها خصومت ذاتی صهیونیست‌ها با ایران و طلایی فرض کردن شرایط کنونی خواهد بود. زنجیره‌ای که حلقات آن از درون دولت ترامپ تا کنگره و از کنگره تا درون رژیم صهیونیستی را در بر می‌گیرد. فراموش نکنیم راهبرد دفاعی اسرائیل تا پیش از جنگ ۱۲ روزه «حمله پیش‌دستانه به تهدیدات در محیط پیرامونی» بود. پس از ۷ اکتبر این راهبرد به « حمله پیش‌دستانه به مبدأ تهدیدات» تغییر یافته است. بر این اساس «احتمال حمله اسرائیل به ایران در حین مذاکرات» پیشرانی است که با توجه به تجربه مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه و پیش از جنگ رمضان؛ نمی‌توان مطلقا ان را نادیده گرفت. پیشران پنجم، بحران‌های اقتصادی داخلی ایران است. تشدید بحران‌های اقتصادی؛ شکاف احتمالی حاکمیتی در قبال مذاکرات با امریکا و تشدید شرایط وخیم اقتصادی، پیشران‌های قوی برای تداوم جنگ خواهند بود.

پیشران ششم، تعویق موقت جنگ با هدف ارزیابی شرایط ایران است.

مزیت شرایط «نه جنگ نه صلح» برای امریکا و اسرائیل؛ تعویق جنگ برای بازیابی نیروهای نظامی و شناسایی اهداف جدید داخل ایران؛ تعویق جنگ برای کنترل و کاهش قیمت نفت و تمهید برای جایگزین کردن صادرات انرژی از مسیر غیر تنگه هرمز؛ تعویق جنگ برای برگزاری جام جهانی فوتبال و انتخابات کنگره علائمی‌برای تداوم جنگ در آینده و شکست مذاکرات هستند.

پیشران هفتم، نقش منفی کشورهای عربی خلیج‌فارس در قبال ایران خواهد بود. بیانیه ۲۵ ژوئن شورای همکاری خلیج فارس با روبیو؛ وزیر امور خارجه امریکا ثابت کرد؛ شورای همکاری خلیج‌فارس را نیز با ماهیت و نقشی متفاوت باید به این زنجیره اضافه کنیم. توافق عمان با سازمان بین‌المللی دریانوردی IMOو حمایت بیانیه ۲۵ ژوئن از آن توافق علامت مهمی است که نشان از اجماع نظر کشورهای خلیج‌فارس در قبال ایران (لااقل در قبال تنگه هرمز) دارد.

پیشران هشتم، مسئله لبنان است که شمشیری دولبه محسوب می‌شود. توافق واشتنگن میان اسرائیل و لبنان به مثابه شمشیری دو لبه است. پیشرانی برای تداوم آتش‌بس و در عین حال پیشرانی برای تداوم جنگ محسوب می‌شود. این توافق می‌تواند اسرائیل را صرفأ برای دو ماه پیش‌رو از تداوم حمله به لبنان و ایران باز دارد و در عین حال می‌تواند به تداوم اشغال‌گری اسرائیل در جنوب لبنان مشروعیت دهد؛ چه اینکه حزب‌الله لبنان مخالفت خود را با توافق واشنگتن اعلام کرده است. پیشران نهم، رقابت‌ قدرت‌های بزرگ، تاثیر جنگ ایران بر رقابت قدرت‌های بزرگ در بطن نظم در حال شکل‌گیری نظام بین‌الملل است که آن هم شمشیری دو لبه است و همزمان تأثیری سلبی و ایجابی برای جنگ دارد. ادراک رقبای امریکا از شکسته شدن هیمنه قدرت هژمون در مقابل ایران می‌تواند محرک‌ امریکا برای تداوم جنگ و یا مانعی برای توافق باشد؛ همزمان مداخله مثبت چین و روسیه به نفع ایران و چانه‌زنی احتمالی آنها با امریکا می‌تواند، توافق با ایران را تسهیل کند.

پیشران دهم، زد و خوردهای حین آتش‌بس است که این روزها شاهد آن هستیم. این نوع از برخوردها ( به همراه خطای محاسباتی) می‌تواند به راحتی از کنترل خارج شود و زمینه جنگی کنترل‌نشده را فراهم نماید.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار