EN
به روز شده در
کد خبر: ۵۹۰۳۸

راز مرد گمشده را برملا کرد/ با فشار بازوی دوستم را کشتمش

دو سه روزی گذشته بود که جسد مرد جوانی در بیابان‌های حاشیه منطقه کوهین کشف شد.

راز مرد گمشده را برملا کرد/ با فشار بازوی دوستم را کشتمش

 

حدود یک سال قبل دختر جوانی با مراجعه به پلیس آگاهی پایتخت خبر از گم شدن مرموز و ناگهانی برادر خود به نام سیاوش داد. خواهر سیاوش در اولین گزارش اعلام فقدانی خود به ماموران گفت: «ما ساکن یکی از خیابان‌های محله سعادت‌آباد هستیم. برادر من دیروز از خانه‌مان خارج شد و گفت با یکی از دوستانش قرار دارد. من گمان می‌کردم نهایتا دو سه ساعت بعد به خانه برگردد اما دیروقت شد و به خانه نیامد. خیلی مضطرب شده بودم و پشت سر هم با تلفن همراهش تماس می‌گرفتم اما موبایلش خاموش شد. من خیلی نگرانش هستم چون امکان نداشت بی‌خبر از خانواده جایی برود.»

 کشف جسد

با ارائه گزارش فقدان سیاوش به کارآگاهان پلیس، تلاش ماموران برای یافتن ردی از او آغاز شد.دو سه روزی گذشته بود که جسد مرد جوانی در بیابان‌های حاشیه منطقه کوهین کشف شد.با توجه به مشخصات ظاهری که ماموران جنایی در مورد سیاوش از خواهر او گرفته بودند، فرضیه تعلق داشتن جسد به سیاوش رقم خورد و بالاخره هویت جسد محرز شد.

بررسی‌های ابتدایی نشان می‌داد که جسد سیاوش از حدود دو سه روز قبل از مرگش در منطقه کوهین رها شده است. همچنین تحقیقات ابتدایی حکایت از آن داشت که جسد در محل دیگری به قتل رسیده، سپس به این منطقه منتقل شده است.با توجه به اینکه محل سکونت مقتول واقع در محله سعادت‌آباد بود، به دستور بازپرس جنایی دوربین‌های مدار‌بسته مسیر تردد او مورد بازبینی قرار گرفت.همچنین تصاویر دوربین‌های مداربسته موجود در اطراف محل کشف جسد نیز مورد بازبینی قرار گرفت.

در بازبینی دقیق تصاویر دوربین‌ها مشخص شد که سیاوش روز حادثه به محل قرار با دو فرد ناشناس می‌رود که آنها با یک خودروی پژو سر قرار حاضر شده بودند. در ادامه مشخص شد که جسد سیاوش توسط سرنشینان همان خودروی پژو از حوالی غرب تهران به کوهین منتقل شده بود.

 دستگیری متهمان

به این ترتیب مالک خودروی پژو به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت و بالاخره با رصد اطلاعاتی ماموران و اقدامات فنی پلیسی این فرد شناسایی شد‌ و به دام افتاد. متهم بعد از دستگیری ‌ابتدا سعی داشت با انکار واقعیت از اتهام خود شانه خالی کند اما زمانی که در برابر ادله جنایی قرار گرفت، بالاخره خود را در بن‌بست اطلاعاتی دید و به اتهام مباشرت در قتل عمدی اقرار کرد.

متهم جوان به نام حمید در اظهارات ابتدایی خود ادعا کرد که با همدستی یکی از دوستان خود برسر یک اختلاف مالی با سیاوش دست به قتل او زده و سپس جسد را به کوهین منتقل کردند تا راز جنایت فاش نشود. با اظهارات این متهم، همدست او نیز بازداشت شد اما از همان ابتدا هر‌گونه دست داشتن در قتل را انکار کرد. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست حمید متهم ‌‌به مباشرت در قتل عمدی ‌‌و همدست او به معاونت در قتل متهم شد.به این ترتیب پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهمان پای میز محاکمه رفتند.

 در دادگاه

در ابتدای جلسه رسیدگی اولیای دم تقاضای قصاص قاتل سیاوش را کردند. سپس حمید برای دفاع از خود پشت تریبون حاضر شد و گفت:«من و سیاوش با همدیگر ارتباط زیادی نداشتیم و نهایتا یکی دو روز بود او را می‌شناختم. من مصرف‌کننده موادمخدر بودم و به واسطه یکی از دوستانم با سیاوش آشنا شدم. دوستم گفته بود سیاوش می‌تواند برایم مواد تهیه کند و وقتی با سیاوش تماس گرفتم گفت ‌‌باید در ابتدا به پول بدهم. من و همدستم مبلغی پول به او دادیم اما او برای تحویل دادن جنس به ما امروز و فردا می‌کرد. روز حادثه به او گفتم من دیگر موادمخدر نمی‌خواهم و پولم را برایم بیاور. به‌خاطر همین با او قرار گذاشتم تا پولم را پس بگیرم.»

متهم ادامه داد: «آن روز من و دوستم به همراه همسرم سر قرار رفتیم. من به همسرم گفتم به هیچ وجه از ماشین پیاده نشود چون حدس می‌زدم بین من و سیاوش درگیری رخ دهد. وقتی سیاوش سر قرار آمد باز هم برای پس دادن پول ما بهانه‌تراشی می‌کرد و من فهمیدم که او قصد ندارد پول را به ما برگرداند. برای همین کفرم بالا آمد و تصمیم گرفتم هر‌طور شده او را وادار کنم که دست از لجاجت برداشته و پول را بدهد.

برای همین دستم را دور گلویش انداختم و با بازویم روی گردنش فشار وارد می‌کردم.در همان موقع دوستم با یک نانچیکو به سمت سیاوش حمله کرد و چند ضربه به او زد. من ناگهان دیدم که سیاوش نفس نمی‌کشد. برای همین به همراه دوستم جسد را به صندوق عقب خودرو منتقل کردم و به کوهین بردیم تا راز جنایت فاش نشود.» بعد از حمید نوبت همدستش شد که از خود دفاع کند.

متهم گفت:«من اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. چون هیچ نقشی در مرگ سیاوش نداشتم. من فقط نانچیکو را بیرون کشیدم و با آن ضربه‌ای نزدم و فقط در انتقال جسد نقش داشتم.» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهمان حمید را به قصاص و همدستش را به تحمل 15سال حبس محکوم کردند. رای صادر شده بعد از بررسی توسط قضات عالی رتبه دیوانعالی کشور مهر تایید خورد و شمارش معکوس برای اجرای حکم آغاز شده است.

منبع: هفت صبح

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار