پیدا شدن دو گوش بریده روی میز آشپرخانه/ قاتل سه بار اعدام شد
پیدا شدن دو گوش بریده روی میز آشپزخانه، راز سه جنایت هولناک مرد جوان را برملا و مرد گوشبُر به سه قتل اعتراف کرد.

شامگاه سرد ۲۳ آذر ۹۳، خانهای در جنوب تهران آرامشِ پیش از طوفان را تجربه میکرد؛ زن جوان وارد آشپزخانه شد و ناگهان نگاهش روی چیزی یخ زد؛ دو گوش بریده روی میز. شوکه و هراسان به سمت شوهرش برگشت و با صدایی لرزان پرسید: «اینها چیست؟»؛ مجید، مرد ۲۳ ساله، بیآنکه ذرهای تردید یا اضطراب در چهرهاش دیده شود، با خونسردی گفت: «یک زن جوان را کشتم... گوشهایش را بریدم.»
زن جوان از شنیدن این اعتراف هولناک، وحشتزده از خانه گریخت و خودش را به پلیس رساند. چند ساعت بعد، مأموران در خانه مجید را زدند و او دستگیر شد. همزمان، جسد دختری به نام معصومه، ۲۴ ساله، در بیابانهای یافتآباد پیدا شد؛ گوشهای بریدهاش نبود. بررسیها نشان داد همان گوشها روی میز آشپزخانه مجید جا مانده است.
بازجویی آغاز شد و مجید لب به اعتراف گشود: «معصومه داشت زندگیام را نابود میکرد. بارها به همسرم گفته بود با من رابطه دارد. حتی تهدید کرده بود بچه شیرخوارهام را بکشد، از شدت خشم با چاقو او را کشتم و گوشهایش را بریدم... میخواستم ثابت کنم به زندگیام وفادارم.
اما اعتراف به قتل معصومه، پایان ماجرا نبود. مرد جوان وقتی مقابل بازپرس نشست، راز دو جنایت دیگر را هم برملا کرد. او گفت چند ماه پیش، یکی از دوستانش به نام احسان به او بدهکار بوده است و اعتراف کرد: چهارم مرداد ۹۳ سر پول و مبلغ یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان با هم درگیر شدیم. ناسزا گفت. من هم عصبانی شدم و به گردنش چاقو زدم، سپس ضبط و گوشی و پولش را برداشتم و فرار کردم.
جنایت دوم، چند ماه بعد اتفاق افتاد. مجید با دوست دیگرش، علی، حوالی جاده بهشت زهرا رفته بود، او این در این باره نیز اعتراف و اظهار کرد: داخل ماشین با هم درگیر شدیم. او یک باغ انگور دید و خواست آنجا انگور بخوریم، گفتم اگر صاحب باغ ما را ببیند درگیری پیش میآید، به همین خاطر مخالفت کردم اما سر همین موضوع با یکدیگر بحثمان شد و به من فحش داد. البته از قبل هم سر پول باندهای پخش اختلاف داشتیم. وقتی فحش داد، دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. یک ضربه به گلویش زدم... همان جا مُرد. ماشینش را برداشتم و فرار کردم.
او در ادامه اعتراف کرد: بعد از قتل علی، پیش خودم گفتم دیگر هرگز دست به چاقو نمیبرم. ولی وقتی معصومه وارد زندگیام شد و مرا تحت فشار گذاشت، دوباره نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و او شد سومین قتل.
پرونده جنایتهای مرد گوشبُر به دادگاه کیفری تهران رفت. در شعبه دهم دادگاه، اولیای دم هر سه مقتول خواستار قصاص شدند. هیأت قضایی نیز مجید را به سه بار قصاص، سه سال زندان، ۱۴۸ ضربه شلاق بابت سرقت، ۹۹ ضربه شلاق به خاطر رابطه نامشروع و پرداخت دیه محکوم کرد. این حکم در دیوان عالی کشور تأیید شد؛ چهار سال پس از آن شب هولناک، مجید در زندان رجاییشهر پای چوبه دار ایستاد. طناب مرگ بر گردنش نشست و پرونده سه جنایت خونین او برای همیشه بسته شد.