EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۳۲۶۷
گزارش روز

آزمون‌های پنج‌گانه تامین اجتماعی درباره بازنشستگان/ سازوکار افزایش مستمری بازنشستگان چگونه است؟

تحریریه آوش/ در سال جاری، حداقل‌بگیران بیشترین سهم را از رشد حقوق برده‌اند و مستمری آنان ۶۰درصد افزایش یافته و به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان در ماه رسیده است؛ رقمی که در فضای کنونی اقتصاد کشور، به‌روشنی بیانگر تمرکز بر حمایت از ضعیف‌ترین حلقه زنجیره بازنشستگی است

آزمون‌های پنج‌گانه تامین اجتماعی درباره بازنشستگان/ سازوکار افزایش مستمری بازنشستگان چگونه است؟

سال ۱۴۰۵ برای سازمان تامین اجتماعی سالی عادی نیست. در شرایطی که تورم، فشار هزینه‌های زندگی و نگرانی از آینده معیشتی، بخش بزرگی از خانوارهای ایرانی را درگیر کرده، این سازمان با یکی از مهم‌ترین آزمون‌های خود روبه‌روست: آیا می‌تواند هم‌زمان از قدرت خرید میلیون‌ها بازنشسته و مستمری‌بگیر صیانت کند، به تعهدات قانونی خود پایبند بماند و در عین حال، توازن مالی صندوق را نیز از دست ندهد یا نه. پاسخ به این پرسش را باید در مجموعه تصمیم‌هایی جست‌وجو کرد که امسال برای افزایش مستمری‌ها، تکمیل متناسب‌سازی و استمرار پرداخت‌ها اتخاذ شده است؛ تصمیم‌هایی که از یک سو بار معیشتی بازنشستگان را هدف گرفته و از سوی دیگر، نشان می‌دهد تامین اجتماعی در میانه فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های ساختاری، ناچار است که میان مطالبات اجتماعی و ظرفیت‌های مالی خود تعادل برقرار کند.

 

آزمون اول: افزایش مستمری بازنشستگان

مهم‌ترین وجه این تصمیم‌ها، افزایش محسوس مستمری‌ها برای گروه‌های مختلف بازنشستگان است. در سال جاری، حداقل‌بگیران بیشترین سهم را از رشد حقوق برده‌اند و مستمری آنان ۶۰درصد افزایش یافته و به حدود ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار تومان در ماه رسیده است؛ رقمی که در فضای کنونی اقتصاد کشور، به‌روشنی بیانگر تمرکز بر حمایت از ضعیف‌ترین حلقه زنجیره بازنشستگی است. این گروه از بازنشستگان، بیش از سایرین زیر فشار تورم قرار دارند و کوچک‌ترین نوسان در قیمت کالاهای اساسی، دارو، اجاره و خدمات عمومی می‌تواند بر زندگی آنان اثر فوری بگذارد. از این منظر، افزایش ۶۰درصدی را می‌توان تلاشی جدی برای نزدیک‌تر کردن درآمد ثابت به واقعیت متغیر هزینه‌های زندگی دانست؛ هرچند روشن است که حتی این رشد قابل توجه نیز به‌تنهایی قادر نیست شکاف عمیق میان مستمری و هزینه واقعی معیشت را به‌طور کامل پر کند.

در کنار حداقل‌بگیران، سایر سطوح مستمری نیز از افزایش ترکیبی ۴۵درصد افزایش به همراه ۱.۵میلیون تومان مبلغ ثابت بهره‌مند شده‌اند؛ افزایشی که فقط بر پایه درصد بنا نشده و با یک مبلغ ثابت تکمیل شده است. این ترکیب از نظر سیاست‌گذاری اقتصادی اهمیت زیادی دارد. در مدل‌های صرفا درصدی، معمولا مستمری‌های بالاتر رشد بیشتری از نظر ریالی تجربه می‌کنند و شکاف میان سطوح مختلف حفظ یا حتی تقویت می‌شود. اما افزودن یک مبلغ ثابت، به‌ویژه در شرایط تورمی، می‌تواند به تعدیل این نابرابری کمک کند و بخشی از فشار را به شکل متوازن‌تری میان گروه‌ها توزیع کند. به همین دلیل، ساختار افزایش امسال را می‌توان نوعی تلاش برای تلفیق عدالت حمایتی با حفظ تناسب در نظام پرداخت دانست؛ تلاشی که هرچند کامل نیست، اما از نظر اجرایی و اجتماعی قابل توجه است.

در نگاه کلی‌تر، مجموع این افزایش‌ها باعث شده تا میانگین رشد مستمری در تأامین اجتماعی که ۵۰درصد است به سطحی برسد که در مقایسه با برخی صندوق‌های دیگر، چیزی حدود ۲۰درصد بالاتر ارزیابی می‌شود. سایر صندوق‌های بازنشستگی مثل کشوری، لشکری، بانک‌ها و نفت برای حداقل‌بگیران حدود ۴۳ درصد و برای سایر سطوح حدود ۲۵ درصد افزایش اعمال کرده‌اند. این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که در فضای عمومی، بازنشستگان همواره عملکرد صندوق‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه می‌کنند؛ به‌ویژه زمانی که در صندوق‌های دیگر، نرخ‌های رشد کمتر و سازوکارهای حمایتی محدودتری اعمال می‌شود. برآیند امسال نشان می‌دهد تامین اجتماعی، دست‌کم در سطح افزایش مستمری‌ها، تلاش کرده تا سرعت بیشتری نسبت به برخی صندوق‌های بازنشستگی دیگر داشته باشد. این موضوع شاید همه فشار معیشتی را از دوش بازنشستگان برندارد، اما دست‌کم پیام روشنی دارد و آن این است که صندوقی که بخش بزرگی از جامعه بازنشستگان کشور را تحت پوشش دارد در برابر افت قدرت خرید منفعل نبوده و کوشیده خود را با شرایط سخت اقتصادی تطبیق دهد.

 

آزمون دوم: تکمیل مراحل متناسب‌سازی

نکته مهم‌تر اما در بخش متناسب‌سازی خود را نشان می‌دهد. در سال ۱۴۰۵، مرحله نهایی متناسب‌سازی مستمری بازنشستگان غیرحداقل‌بگیر اجرا شده و به این ترتیب، یکی از مهم‌ترین وعده‌ها و تکالیف قانونی در نظام بازنشستگی تکمیل شده است. متناسب‌سازی در ادبیات بازنشستگی، فقط یک ابزار مالی نیست و در عمل، تلاشی است برای جبران بخشی از افت مستمری‌ها در طول زمان و نزدیک کردن دریافتی بازنشسته به سطحی که با معیارهای زمان برقراری مستمری تناسب بیشتری داشته باشد. برای بسیاری از مستمری‌بگیران، این سیاست فراتر از یک فرمول حقوقی است؛ آنان متناسب‌سازی را به‌عنوان جبران نسبی فاصله‌ای می‌بینند که سال‌ها میان حقوق اولیه و هزینه‌های واقعی زندگی شکل گرفته است.

اهمیت اجرای مرحله سوم متناسب‌سازی در این است که این فرآیند از حالت نیمه‌تمام خارج شده و به نقطه نهایی رسیده است. طبق سازوکاری که در سال‌های گذشته طراحی شده بود، این متناسب‌سازی در سه گام پیش رفته است: گام نخست در سال ۱۴۰۳ با ۴۰درصد، گام دوم در سال ۱۴۰۴ با ۳۰درصد و گام سوم در سال ۱۴۰۵ با ۳۰درصد باقی‌مانده. همین ساختار نشان می‌دهد که اجرای این سیاست، نه یک اقدام مقطعی، بلکه برنامه‌ای چندساله برای ترمیم تدریجی مستمری‌ها بوده است. در واقع، تامین اجتماعی در سال جاری کوشیده است که  آخرین قطعه این پازل را نیز سر جای خود قرار دهد تا مستمری‌بگیران غیرحداقل‌بگیر از سطحی از ترمیم حقوق برخوردار شوند که به نسبت مستمری زمان برقراری، وضعیت باثبات‌تری برای آنان ایجاد کند.

از منظر اجتماعی، این مرحله از متناسب‌سازی پیام مهمی نیز در بطن خود دارد و آن اینکه بازنشستگان صرفا دریافت‌کنندگان منفعل حقوق ماهانه نیستند، بلکه شرکای اجتماعی صندوق محسوب می‌شوند که سال‌ها با پرداخت حق بیمه در شکل‌گیری منابع آن سهیم بوده‌اند. از همین رو، اجرای کامل متناسب‌سازی نوعی بازگشت به منطق مشارکت بین‌نسلی صندوق تلقی می‌شود؛ منطقی که بر پایه آن، منابع امروز باید در جهت حفظ کرامت و معیشت کسانی به کار گرفته شود که در دوره اشتغال، در تامین همین منابع نقش داشته‌اند. این نگاه، اگر به‌درستی حفظ شود، می‌تواند اعتماد بازنشستگان به صندوق را تقویت کند و مانع از آن شود که متناسب‌سازی صرفا به یک اصطلاح فنی در اسناد اداری تقلیل یابد.

بازنشستگان

آزمون سوم: استمرار پرداخت‌ها

در کنار این اقدامات، بخش دیگری از سیاست‌های امسال تامین اجتماعی بر استمرار پرداخت منظم مستمری‌ها و تقویت شفافیت اداری متمرکز بوده است. در نظام بازنشستگی، فقط افزایش عددی حقوق اهمیت ندارد؛ اطمینان از تداوم پرداخت نیز همان اندازه حیاتی است. بازنشسته‌ای که دخل و خرج ماهانه‌اش بر اساس مستمری تنظیم شده، بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارد. حتی تاخیرهای کوتاه یا ابهام در زمان پرداخت می‌تواند در زنجیره هزینه‌های خانوار آثار فوری ایجاد کند. از این منظر، استمرار پرداخت مستمری‌های افزایش‌یافته را باید بخشی از کارکرد اصلی صندوق دانست که بی‌سر و صداست، اما نقشی تعیین‌کننده در آرامش نسبی جامعه هدف دارد.

 

آزمون چهام: خدمات غیرحضوری، دسترسی آسان به احکام و شفافیت

هم‌زمان، تامین اجتماعی در حوزه خدمات غیرحضوری نیز گام‌هایی برداشته است که از منظر نهادی قابل توجه است. امکان مشاهده فیش حقوقی، دریافت حکم مستمری و پیگیری اعتراض‌ها از مسیرهای الکترونیکی، یکی از نشانه‌های مهم حرکت به سمت شفافیت و کاهش اصطکاک اداری است. برای بسیاری از بازنشستگان، مراجعه حضوری به شعب نه‌فقط زمان‌بر، بلکه در عمل پرهزینه و گاه فرساینده است. اگر خدمات دیجیتال بتواند به‌صورت روان و قابل اتکا عمل کند، بخش مهمی از هزینه‌های روانی و مالی این گروه کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، دسترسی آسان به احکام و امکان بررسی جزئیات محاسبات به افزایش اعتماد عمومی کمک می‌کند؛ زیرا هر چه مسیر دسترسی به اطلاعات روشن‌تر باشد، زمینه برای سوءتفاهم و نارضایتی کمتر می‌شود.

 

توفیق به رغم چالش‌ها و محدودیت‌ها

سازمان تامین اجتماعی بزرگ‌ترین نهاد بیمه‌ای کشور است و امروز با بیش از ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار مستمری‌بگیر، نقشی کلیدی در ثبات اجتماعی و اقتصادی ایران ایفا می‌کند. بودجه این سازمان در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده؛ رقمی که تقریبا یک‌چهارم بودجه عمومی کشور است.
با این حال، برخلاف بسیاری از نهادهای عمومی، سازمان تامین اجتماعی وابستگی مستقیمی به بودجه دولت ندارد و منابع آن عمدتا از محل حق بیمه کارگران و کارفرمایان تامین می‌شود. این ساختار مالی خاص باعث شده است تا هرگونه افزایش در تعهدات پرداختی، مستقیما به چالش منابع تبدیل شود. این چالش در سال‌های اخیر، به‌ویژه تحت تاثیر تحولات اقتصادی، تورم مزمن و حتی پیامدهای جنگ‌ها و شوک‌های منطقه‌ای، تشدید شده است.
بنابراین نباید جایگاه مالی و نهادی تامین اجتماعی در اقتصاد کشور را نادیده گرفت. این صندوق نهادی عمومی، غیردولتی و متکی بر حق بیمه‌هاست و بودجه آن با بودجه عمومی دولت یکسان نیست. به همین دلیل، هر تصمیمی درباره افزایش مستمری یا اجرای متناسب‌سازی، فقط یک تصمیم رفاهی نیست، بلکه به‌طور مستقیم با ساختار منابع و مصارف صندوق، وضعیت وصول حق بیمه‌ها، بازدهی سرمایه‌گذاری‌ها و نیز مطالبات آن از دولت ارتباط دارد. در چنین شرایطی، اجرای افزایش‌های قابل توجه امسال را باید نه فقط از زاویه حمایت از بازنشستگان، بلکه از زاویه توان مدیریتی صندوق نیز دید. اینکه سازمان توانسته در میانه محدودیت‌ها، همچنان تعهدات خود را حفظ کند، نشانه‌ای از تلاش برای نگه‌داشتن توازن در یکی از پیچیده‌ترین بخش‌های نظام رفاهی کشور است.

البته روشن است که افزایش مستمری‌ها و اجرای متناسب‌سازی، همه مساله را حل نمی‌کند. تورم، هزینه‌های درمان، اجاره مسکن و قیمت کالاهای اساسی همچنان فشار اصلی را بر بازنشستگان وارد می‌کند و هیچ افزایش عددی نمی‌تواند به‌تنهایی تمام این شکاف را پر کند. با این حال، اهمیت تصمیم‌های امسال در آن است که صندوق تامین اجتماعی کوشیده تا در برابر این فشار، دست‌کم بی‌عمل نماند. در سیاست اجتماعی، گاهی معنای یک اقدام مثبت نه در حل کامل مسئله، بلکه در جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران نهفته است. از این منظر، افزایش ۶۰درصدی حداقل‌بگیران، رشد ۴۵درصدی به‌علاوه مبلغ ثابت برای سایر سطوح و تکمیل مرحله نهایی متناسب‌سازی، همگی در مسیر تلاش برای حفظ حداقلی از تعادل میان درآمد و هزینه در زندگی بازنشستگان قابل تفسیرند.

بازنشستگان

آزمون نهایی در سال پیش‌رو

سال ۱۴۰۵ برای تامین اجتماعی، سال آزمون است؛ آزمونی که نتیجه آن فقط در جدول‌های مالی دیده نمی‌شود، بلکه در سفره‌های کوچک بازنشستگان، پرداخت دارو و اجاره، آرامش ماهانه خانواده‌ها و اعتماد عمومی به یک صندوق بزرگ رفاهی معنا پیدا می‌کند. اگر این روند با شفافیت بیشتر، پاسخ‌گویی دقیق‌تر و استمرار در اجرا همراه شود، می‌تواند یکی از معدود نمونه‌های موفق ترمیم نسبی قدرت خرید در فضای دشوار اقتصادی کشور باشد. برای میلیون‌ها بازنشسته‌ای که هر روز هزینه‌های زندگی را با حساب و کتابی فشرده مدیریت می‌کنند، این افزایش‌ها و متناسب‌سازی‌ها نه فقط یک تصمیم اداری، بلکه بخشی از امکان ادامه زندگی با حداقلی از امنیت و کرامت است.

ارسال نظر

آخرین اخبار