سرمایهگذاری در ایران، شوخی تلخ یا خیالپردازی محض؟/ دولت نمی تواند سردمدار سرمایه گذاری شود
تحریریه آوش/ آلبرت بغزیان، اقتصاددان در گفت وگو با آوش عنوان کرد: ما الان برای بازسازی باید ببینیم جنگ در چه شرایطی خاتمه مییابد، خود این موضوع چندین سناریو میتواند داشته باشد. سرمایهگذار داخلی که دل می سوزاند برای سرمایهگذاری و میخواهد در ایران کاری کند، متاسفانه در اولویت بانکها نیست. سرمایهگذار خارجی هم امنیت میخواهد، امنیت سرمایهاش را میخواهد.
در شرایط جنگی و تحریمهای فلجکننده و در شرایطی که بانکها به جای حمایت از تولیدکنندگان واقعی، تسهیلات کلان را به سوءاستفادهگران میدهند و پروندههای وامهای سوختشده و اختلاسها همچنان ادامه دارد، بازسازی کشور از طریق جذب سرمایهگذار داخلی و خارجی یکی از دغدغه اهالی اقتصاد است.
اما «آلبرت بغزیان»، اقتصاددان در گفتوگو با «آوش» هرگونه چشمانداز سرمایهگذاری را رد میکند و هشدار میدهد که بدون امنیت ارزی، بانکی و رفع تهدیدات خارجی، صحبت از جذب سرمایه داخلی یا خارجی چیزی جز یک شوخی خندهدار و یا یک تمرین ذهنی نیست.
او دولت را به دلیل نبود منابع مالی و تمرکز بر هزینههای دفاعی، ناتوان از رهبری سرمایهگذاری میداند و بخش خصوصی داخلی را قربانی ناامنی و خروج سرمایه به کشورهای همسایه توصیف میکند.
بغزیان تاکید میکند «سرمایهگذار خارجی هم تا امنیت کامل (از جمله پایان جنگ و توافق با آمریکا) پا به ایران نمیگذارد و در عین حال از دولت میخواهد حداقل در این اوضاع بحرانی با نظارت واقعی بر قیمت کالاهای اساسی، باری کمرشکن بر دوش مردمی که آماده جانفدایی هستند، نگذارد.»
آلبرت بغزیان، اقتصاددان عنوان کرد: «ما الان برای بازسازی باید ببینیم جنگ در چه شرایطی خاتمه مییابد، خود این موضوع چندین سناریو میتواند داشته باشد. سرمایهگذار داخلی که دل می سوزاند برای سرمایهگذاری و میخواهد در ایران کاری کند، متاسفانه در اولویت بانکها نیست. سرمایهگذار خارجی هم امنیت میخواهد، امنیت سرمایهاش را میخواهد.»
جنگ، تحریم و سرمایهگذاری!
«آلبرت بغزیان»، اقتصاددان و استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که در این شرایط جنگی و تحریم، چطور میتوانیم سرمایهگذاری را توسعه دهیم، میگوید: «این که ما چطور میخواهیم سرمایهگذاری را توسعه دهیم، این سوال را همه کشورها دارند، هم ما و هم آنهایی که حتی در شرایط رونق هستند. در مورد راهحلهایی که طرح میشود، همه این راهحلها را برایشان حداقل یک سال را هم نامگذاری کردهاند؛ یعنی بخش خصوصی، بخش استارتاپها، بخش اشتغال، تولید، بخش وحدت و امنیت ملی و... ما برای هر کدام از اینها حداقل یک سال فرصت داشتیم که بپردازیم.»
امنیت سرمایهگذاری باید در اولویت باشد
بغزیان در بحث سرمایهگذار به «آوش» توضیح می دهد: سرمایهگذار یا داخلی است یا خارجی، همچنین در بحث سرمایهگذار داخلی، سرمایهگذار یا دولت است یا بخش خصوصی و در بحث سرمایهگذار خارجی هم که از کشورهای دیگر است. خارج از این شما هیچ گروه دیگری را پیدا نمیکنید. ما الان برای بازسازی باید ببینیم جنگ در چه شرایطی خاتمه مییابد، خود این موضوع چندین سناریو میتواند داشته باشد. فرض کنیم برگردیم به شرایط قبل از جنگ و بگوییم الان هیچ تهدیدی نیست، هم تحریم هستیم هم مسئله با آمریکا و بحث هستهای به همان منوال قبل است؛ خب ما حتی قبل از اسفند ۱۴۰۴ پیشنهاد مشخصمان به دولت این بود که دولت اول باید امنیت سرمایهگذاری را برقرار کند. این امنیت سرمایهگذاری یک موقع برمیگردد به خود سود سرمایهگذاری، یعنی تا نظام ارزی شما مشخص نشود به چه شکل است، سیستم بانکی شما تبعیض قائل نشود و منابع را براساس سود اقتصادی توزیع کند و تخصیص دهد، خلاصه که تا این امنیت نباشد، سرمایهگذار فقط دنبال سوداگری میرود.
او میافزاید: «حالا دولت بهعنوان سرمایه گذار، اگر پول داشت، خب مثلا پروژههای زیربنایی را مجبور است انجام دهد یا اینکه به یک پیمانکار بدهد تا انجام دهد و خود دولت پولش را باید بدهد. اما کشوری که در تحریم است، کشوری که منابعش بلوکه شده است و بخشی از منابعش باید برای مسائل دفاعی هزینه شود، صحبت از اینکه دولت بیاید سردمدار سرمایهگذاری شود، خنده دار است. راه حلش این بود که ما از اول دنبال رفع تحریمها میرفیتم و نمیگذاشتیم همینطور به شکل استخوان لای زخم بماند. خب اگر ما نمیخواهیم فعلا سراغ مسئله تحریمها و.. برویم، باید فرض را بر این بگذاریم که فعلا دورنمایی از توافق نمیبینیم. حالا در شرایط تحریم باید چه کنیم؟ پاسخ این است که خب دولت شما که پول ندارد، میماند بخش خصوصی داخلی، آیا بخش خصوصی ما راغب است ورود کند؟ این عدم رغبت باعث میشود که سرمایهها خارج شوند و سرمایه گذارمان هم تا میتواند میرود سراغ کشورهای همسایه؛ بنابراین اینکه بگوییم دوباره میخواهیم جذبش کنیم، اصلا معنی ندارد، این سرمایهگذار عملا دفع میشود. ما باید برای سرمایهگذار امنیت ایجاد کنیم که باز این هم برمیگردد به بحث تحریمها، منابع بانکی باید به سرمایهگذار کمک کند، بالاخره سرمایهگذار یک امکاناتی دارد، پول کافی هم ندارد. ببینید یک موقع طرف سرمایه دارد و حساب های بانکی بزرگ دارد و میبینیم که حتی به دولت هم قرض میدهد، ولی لزوما سرمایهگذار نیست؛ از طرف دیگر یک سرمایهگذاری هم هست میآید از منابع این سرمایهدار که در بانک است استفاده میکند. سوال این است که آیا بانک واقعا براساس اولویتهایی که دولت تعیین میکند، تخصیص بهینه میکند یا دنبال سود است؟ ما حالا از این اختلاسهای بانکی مدتی است که خبری نداریم، البته نه اینکه نیست؛ سوال این است که چطور به ناگاه سر از چند بانک درمیآورد و بعد از مدتی دیگر صدایش درنمیآید؟ پس وجود دارد. این نشان میدهد کسی که دل می سوزاند برای سرمایهگذاری و میخواهد در ایران کاری کند، متاسفانه در اولویت بانکها نیست. ولی میبینیم پرونده درمیآید که طرف تسهیلات کلانی گرفته، وثیقه هم نداده و پولش را هم از کشور خارج کرده است و وام سوخت شده.»
تکلیف جنگ باید مشخص شود
این استاد دانشگاه، چرایی امتناع سرمایهگذار خارجی از سرمایهگذاری در کشورمان را چنین شرح میدهد: «حالا میرسیم به سرمایهگذار خارجی، وقتی خارجی میبیند که سرمایهگذار داخلی منصرف میشود، او هم نمیآید. اصلا الان ما کجا سرمایهگذار خارجی در کشور داریم؟ یک لیستی بدهند و بگویند که این تعداد سرمایهگذار خارجی داریم.»
بغزیان در ادامه افزود: «این که ما بیاییم عددی را اعلام کنیم که هیچ جا ثبت نیست، وزیر از دهانش در رفته یا به رئیسجمهور چیزی گفته که نمیشود به آن استناد کرد.
سرمایهگذار خارجی امنیت میخواهد، امنیت سرمایهاش را میخواهد؛ الان شما حساب کنید با چند تا حمله به امارات، اعلام کردهاند که سرمایهگذار خارجی از آنجا فرار میکند. بنابراین سرمایه گذار امنیت برایش مهم است، حالا شما کشوری که تحریم است، کشوری که هر آن ممکن است مورد حمله واقع شود، الان با این وضعیتی که پیش آمده، معلوم نیست آتشبس یا توافق چه شرایطی خواهد داشت، اینکه داریم از یک مدینه فاضلهای که دوست داریم اینطوری باشد صحبت کنیم و بگوییم که بله امنیت برقرار شود و... خب یعنی چه؟ یعنی فرض کنید تهدیدی متوجه ما نیست یا تنگه هرمز چه خواهد شد؟ الان یک تمرین ذهنی میتوانیم در این باره بحث کنیم. بحث این است که باید وضعیت جنگی ما مشخص شود و شرایطی برقرار شود که سرمایهگذار خارجی بخواهد بیاید یا بانکهای خارجی منابعشان را بیاورند، وگرنه با سرمایهگذار داخلی، الان به جز اینکه دولت چاپ پول کند و نقدینگی را بالا ببرد، بانک های ورشکسته را هم با ترفندهایی که بانک مرکزی بلد است افزایش سرمایه بدهد، یعنی با پول خودمان بخواهیم خودمان را بسازیم، پول نفت هم باز اینکه درآمد نفت چه خواهد بود تا زمانی که تحریمها باشند، پول نفت هم کامل به آن قیمت اصلی برنمی گردد، منابع بلوکه شده هم که آزاد نمیشود، حالا ما میگوییم آمریکا بیا اول این کارها او انجام بده و بعد مذاکره بکنیم، باز برمیگردیم به همان موضوع که جنگ قرار است چطور فیصله پیدا کند. تمام این سوالات را میشود کلیشهای جواب داد، ولی تا زمانی که این جنگ تمام نشود، صحبت از سرمایهگذاری بیشتر یک تمرین ذهنی است.»
گفتاردرمانی بس است
بغزیان در خاتمه خاطرنشان میکند: «در حال حاضر کاری که دولت باید بکند این است که حداقل زندگی را برای این مردمی که در این شرایط جنگی برای شهادت و جانفدایی اعلام آمادگی میکنند، سخت نکند؛ این افزایش قیمتهای کالاهای اساسی با آن کالابرگی که دولت پرداخت میکند اصلا قابل جبران نیست، دولت باید نظارت کند. اینکه گفته شود که ما میگیریم و میبندیم و شرکتها موظفند افزایش ندهند یا نباید بدهند خب عملا ما در ویترین فروشگاهها میبینیم که افزایش داده شده است. پس گفتاردرمانی که نمی خواهیم بکنیم حداقل در شرایطی که مردم آماده جانفدایی هستند باری روی دوششان نگذارد، این هزینهها کمرشکن است.»