EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۳۵۵۸
تحلیل تازه «هادی موسوی» کارشناس نفت و انرژی را در «آوش» بخوانید

ریسک تمرکز در صنایع پتروشیمی ایران/ صنعت پتروشیمی به کدام سو خواهد رفت؟

تحریریه آوش /در این میان، نقش تنگه هرمز هم نباید نادیده گرفته شود. هرگونه اختلال در این مسیر، نه‌تنها صادرات ایران، بلکه کل جریان تجارت پتروشیمی منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افزایش قیمت جهانی اوره و پلیمرها که این روزها دیده می‌شود، بی‌ارتباط با همین نااطمینانی نیست. اما این افزایش قیمت، لزوما به نفع ایران تمام نمی‌شود؛ چون وقتی امکان صادرات محدود باشد، افزایش قیمت جهانی بیشتر به سود رقبا خواهد بود

ریسک تمرکز در صنایع پتروشیمی ایران/ صنعت پتروشیمی به کدام سو خواهد رفت؟

حمله به تاسیسات پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر، فراتر از خسارات فیزیکی و دودهای برخاسته از دودکش‌ها، موجودیت زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی ایران را با چالشی بی‌سابقه روبرو کرده است. این بحران نشان داد که چگونه تمرکز جغرافیایی که روزی مزیت رقابتی ایران محسوب می‌شد، اکنون به پاشنه‌آشیل اقتصاد ملی بدل گشته و با قطع شریان‌های حیاتی یوتیلیتی، تولید در سالم‌ترین واحدها را نیز به کما برده است. در حالی که تحریم‌های بانکی و تکنولوژیک، مسیر بازسازی تجهیزات استراتژیک مانند توربین‌ها و کاتالیست‌ها را به بن‌بست کشانده، رقبای منطقه‌ای در قطر، روسیه و آمریکا آماده‌اند تا کرسی‌های خالی ایران در بازارهای جهانی را تصاحب کنند.
هادی موسوی، کارشناس نفت و انرژی در تحلیل زیر به بررسی وضعیت صنعت پتروشیمی در شرایط ادامه و تشدید تنش‌ها و پایان تنش‌ها و صلح می‌پردازد این دو سناریو می‌پردازد:

حمله به تاسیسات انرژی و پتروشیمی، فقط چند انفجار و چند ستون دود نیست؛ ضربه‌ای است به قلب یک شبکه پیچیده که سال‌ها زمان برده تا شکل بگیرد. آنچه این روزها در عسلویه و ماهشهر رخ داده، اگرچه در ظاهر به چند واحد یا فاز مشخص محدود می‌شود، اما در عمل می‌تواند کل زنجیره پتروشیمی کشور را تحت تأثیر قرار دهد؛ زنجیره‌ای که به‌طور خطرناکی به هم وابسته است.

گفتگو با هادی موسوی

برای درک عمق ماجرا باید یک نکته ساده را در نظر گرفت: در صنعت پتروشیمی، هیچ واحدی واقعا مستقل نیست. بسیاری از مجتمع‌ها به شرکت‌هایی مثل مبین انرژی و فجر وابسته‌اند که برق، بخار، آب صنعتی و سایر خدمات حیاتی را تأمین می‌کنند. حالا اگر همین تامین‌کننده‌ها آسیب ببینند، حتی سالم‌ترین واحدهای تولیدی هم عملا از کار می‌افتند. این یعنی اثر حمله، خطی و محدود نیست؛ بلکه دومینویی است.

از طرف دیگر، تمرکز بالای صنعت در عسلویه و ماهشهر که تا دیروز یک مزیت محسوب می‌شد، حالا به یک ریسک بزرگ تبدیل شده است. وقتی بخش عمده‌ای از ظرفیت تولید کشور در چند نقطه جغرافیایی محدود متمرکز باشد، کافی است همان نقاط هدف قرار بگیرند تا کل صنعت دچار اختلال شود. اتفاقی که امروز نشانه‌های آن دیده می‌شود.اما شاید مهم‌ترین بخش ماجرا، نه خود تخریب، بلکه بعد از تخریب باشد.

در شرایط عادی، بازسازی یک مجتمع پتروشیمی پروژه‌ای زمان‌بر، پرهزینه و پیچیده است. حالا این را در نظر بگیرید که کشور با تحریم‌های سنگین مواجه است؛ دسترسی به منابع مالی محدود است، نقل‌وانتقال پول با دشواری انجام می‌شود و واردات تجهیزات تخصصی یا بسیار سخت است یا با هزینه‌های چندبرابری انجام می‌شود. بسیاری از تجهیزات کلیدی این صنعت —از کمپرسورها و توربین‌ها گرفته تا کاتالیست‌ها— یا به‌راحتی در داخل تولید نمی‌شوند یا کیفیت و ظرفیت تولید داخلی پاسخگوی نیاز نیست. در چنین شرایطی، حتی اگر اراده برای بازسازی وجود داشته باشد، مسیر آن ساده نیست. ممکن است برخی واحدها ماه‌ها و حتی سال‌ها از مدار خارج بمانند. این یعنی از دست رفتن درآمد ارزی، کاهش عرضه در بازار داخلی و خارجی، و مهم‌تر از همه از دست رفتن مشتریان.

بازارهای جهانی منتظر نمی‌مانند. مشتریان آسیایی که سال‌ها خریدار محصولات پتروشیمی ایران بوده‌اند در شرایط بی‌ثباتی به‌سراغ تامین‌کنندگان دیگر می‌روند؛ از آمریکا و قطر گرفته تا روسیه و حتی چین. تجربه نشان داده که بازپس‌گیری این بازارها، اگر نگوییم غیرممکن، اما بسیار دشوار است.

در این میان، نقش تنگه هرمز هم نباید نادیده گرفته شود. هرگونه اختلال در این مسیر، نه‌تنها صادرات ایران، بلکه کل جریان تجارت پتروشیمی منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. افزایش قیمت جهانی اوره و پلیمرها که این روزها دیده می‌شود، بی‌ارتباط با همین نااطمینانی نیست. اما این افزایش قیمت، لزوما به نفع ایران تمام نمی‌شود؛ چون وقتی امکان صادرات محدود باشد، افزایش قیمت جهانی بیشتر به سود رقبا خواهد بود.

در داخل کشور هم اثرات این وضعیت به‌تدریج خود را نشان می‌دهد. کاهش تولید می‌تواند به کمبود خوراک برای صنایع پایین‌دستی منجر شود؛ از تولیدکنندگان پلاستیک و بسته‌بندی گرفته تا بخش کشاورزی که به کودهای شیمیایی وابسته است. نتیجه، افزایش قیمت‌ها و فشار بیشتر بر تولیدکننده و مصرف‌کننده داخلی خواهد بود.

اگر این وضعیت ادامه پیدا کند و درگیری‌ها تشدید شود، باید انتظار داشت که بخشی از ظرفیت صنعت برای مدت طولانی از دست برود. در چنین سناریویی، صنعت پتروشیمی ایران از یک بازیگر مهم منطقه‌ای به یک تامین‌کننده محدود و بی‌ثبات تبدیل می‌شود. این همان نقطه‌ای است که رقبا منتظر آن هستند.

اما اگر فضا به سمت آتش‌بس و کاهش تنش حرکت کند، هرچند بخشی از آسیب‌ها قابل جبران خواهد بود، اما بازگشت به وضعیت قبل، سریع و آسان نخواهد بود. زیرساخت‌ها باید بازسازی شوند، اعتماد بازارها باید دوباره شکل بگیرد و سرمایه‌گذاری‌ها باید از سر گرفته شوند؛ همه این‌ها در شرایطی که همچنان سایه تحریم‌ها وجود دارد.

شاید مهم‌ترین درسی که از این وضعیت می‌توان گرفت، این باشد که مزیت‌های اقتصادی در خلا شکل نمی‌گیرند. صنعتی که بیش از حد متمرکز باشد به یک مسیر صادراتی وابسته باشد و به تجهیزات خارجی تکیه داشته باشد، در برابر شوک‌های ژئوپلیتیکی بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود.

آنچه امروز در پتروشیمی ایران رخ می‌دهد، فقط یک بحران مقطعی نیست؛ نشانه‌ای است از تغییری عمیق‌تر. دورانی که در آن، دیگر نمی‌توان صرفا با تکیه بر خوراک ارزان و ظرفیت بالا در بازار رقابت کرد. امروز، بقا در این صنعت بیش از هر چیز به تاب‌آوری وابسته است؛ به این‌که یک صنعت تا چه حد می‌تواند در برابر شوک‌ها دوام بیاورد و خودش را بازسازی کند و این دقیقا همان چالشی است که حالا پیش روی صنعت پتروشیمی ایران قرار گرفته است.

ارسال نظر

آخرین اخبار