طوفان جنگ در بازارهای مالی؛ مساله تکرار تاریخ یا سقوط به اعماق؟
تحریریه آوش/ معاملات دلار در بازار تهران با وجود التهابات سیاسی، رفتاری متناقض نشان داده و با ریزش شدیدی همراه شده است؛ پدیدهای که یادآور تجربه جنگ ۱۲ روزه است که در آن قیمتها پس از یک جهش هیجانی اولیه با سقوطی سنگین مواجه شدند، اما مدتی بعد رکوردشکنیهای تاریخی را ثبت کردند.
در حالی که دو هفته از تنشهای نظامی بیسابقه و تجاوزات اخیر امریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران سپری میشود، بازارهای مالی در داخل و خارج با تکانههایی روبهرو شدهاند که تحلیلگران آن را «وضعیت اضطرار پیشبینیناپذیر» مینامند.
معاملات دلار در بازار تهران با وجود التهابات سیاسی، رفتاری متناقض نشان داده و با ریزش شدیدی همراه شده است؛ پدیدهای که یادآور تجربهی جنگ ۱۲ روزه است که در آن قیمتها پس از یک جهش هیجانی اولیه با سقوطی سنگین مواجه شدند، اما مدتی بعد رکوردشکنیهای تاریخی را ثبت کردند. همزمان در جبهه جهانی، اونس طلا در جدالی سخت با سد ۵۲۰۰ دلاری و دادههای تورمی ایالات متحده (CPI) دستوپنجه نرم میکند.
آیا آرامش فعلی در بازار ارز، آرامش پیش از طوفان جهش ۱۰۰ درصدی است یا ساختار اقتصادی ایران در نقطهای متفاوت از تاریخ قرار دارد؟
معمای پایین آمدن قیمت دلار در جنگ
در نگاه اول، وقوع درگیری نظامی باید منجر به فرار سرمایه و جهش نرخ ارز شود. اما دادههای معاملاتی دو هفته اخیر نشاندهنده یک ریزش نسبتا شدید با حجم فروش بسیار بالا است. این رفتار بازار را میتوان از دو منظر روانشناختی و تاریخی تحلیل کرد.
۱. الگوی تکرارشونده جنگ ۱۲ روزه
تاریخ بهترین آموزگار معاملهگران است. در جنگ ۱۲ روزه، دلار طی ۴۸ ساعت اولیه تلاطمات، از حوالی ۸۲ هزار تومان به مرز ۱۰۰ هزار تومان پرتاب شد. این حرکت ناشی از فشار خرید هیجانی بود. با این حال به محض فروکش کردن شعلههای مستقیم جنگ، قیمت به محدوده ۸۳ هزار تومان بازگشت. آنچه امروز شاهد آن هستیم، شباهت عجیبی به آن مقطع دارد. ریزش فعلی به معنای از بین رفتن انتظارات تورمی نیست، بلکه تخلیه حباب هیجانی است که در ساعات اولیه تجاوز شکل گرفته بود.
۲. حجم فروش بالا در دیماه
مشابه حوادث اخیر دیماه، بازار با موجی از فروشندگانی مواجه شده است که یا قصد شناسایی سود دارند و یا به دلیل هراس از اصلاح بیشتر در حال خروج از بازار هستند. اما نکته کلیدی اینجاست: در تمامی تجربیات قبلی، این اصلاحها مقطعی بوده و دلار پس از یک دوره استراحت به روند صعودی خود بازگشته است.

تحلیل تکنیکال دلار: نبرد در سطوح حمایتی
در حال حاضر، دلار با یک مومنتوم ریزشی قدرتمند رو به پایین در حرکت است. تحلیل ساختار قیمت نشان میدهد که ما در حال نزدیک شدن به ایستگاههای سرنوشتساز هستیم.
پله اول (۱۴۱- ۱۴۳ هزار تومان):
این محدوده به عنوان اولین حمایت معتبر شناخته میشود. بسیاری از خریداران خرد و میانمدتی، این ناحیه را برای ورود پلهای مدنظر قرار دادهاند. در صورت واکنش مثبت قیمت به این سطح، میتوان انتظار یک بازگشت موقت (پولبک) را داشت.
پله دوم (۱۳۳- ۱۳۵ هزار تومان):
اگر فشار فروش ناشی از اخبار سیاسی یا مداخلات احتمالی افزایش یابد و حمایت اول از دست برود، این محدوده به عنوان منطقه جذاب با ریسک کمتر شناخته میشود. از دست رفتن این سطح بعید به نظر میرسد، مگر آنکه گشایشهای بنیادین اقتصادی رخ دهد.
فراموش نکنیم که در جنگ ۱۲ روزه، پس از بازگشت قیمت به ۸۳ هزار تومان، دلار در عرض چند ماه نه تنها تمام ریزش را جبران کرد، بلکه با رشدی ۱۰۰ درصدی به حوالی ۱۸۰ هزار تومان رسید. این یعنی پتانسیل جهش ۲ برابری همواره در بطن بازارهای متلاطم نهفته است.
فراتر از نمودار با ریشهیابی بنیادی
اما باید حقیقتی تلخ را پذیرفت که بازارهای مالی صرفا آینه اقتصاد کلان هستند. تحلیلهای تکنیکال و بررسی جنگها تنها بخشی از تصویر را نشان میدهند. واقعیت این است که در صورتعدم ایجاد تغییرات بزرگ و معنیدار در ساختار اقتصادی کشور، یعنی مهار نقدینگی، بهبود تراز تجاری و رفع بنبستهای بینالمللی، روند کلی قیمت ارز در میانمدت و بلندمدت همچنان صعودی خواهد بود. ریزشهای فعلی را نباید به معنای ارزشمند شدن پول ملی تعبیر کرد، بلکه اینها اصلاحات زمانی در دل یک ابرروند صعودی هستند.

طلا در محاصره فدرال رزرو و تنشهای ژئوپلیتیک
در حالی که دلار داخلی در حال اصلاح است، طلای جهانی در وضعیت تعلیق و انتظار به سر میبرد. قیمت فعلی اونس در حوالی ۵۱۸۵ دلار نوسان میکند و دو نیروی متضاد در حال کشمکش بر سر آینده آن هستند:
۱. عوامل بازدارنده
تقویت شاخص دلار جهانی و افزایش بازدهی اوراق خزانه آمریکا، هزینهی فرصت نگهداری طلا را بالا برده است. معاملهگران جهانی اکنون چشم انتظار انتشار دادههای تورمی (CPI) آمریکا هستند. اگر تورم بیش از حد انتظار باشد، فدرال رزرو سیاستهای انقباضی (بالا نگه داشتن نرخ بهره) را ادامه خواهد داد که این موضوع سدی بزرگ در برابر صعود طلا به بالای ۵۲۰۰ دلار خواهد بود.
۲. عوامل پیشران
از منظر بنیادین، خاورمیانه همچنان کانون ریسک است. اختلال در عرضه انرژی و افزایش قیمت نفت میتواند منجر به تورم وارداتی در سطح جهان شود که طلا را به عنوان سنتیترین سپر ضد تورمی محبوب میکند. از منظر تکنیکال نیز، میانگین متحرک ۵۱۳۹ دلار، نقش فرشته نجات را بازی میکند؛ تا زمانی که قیمت بالای این سطح باشد، ساختار صعودی حفظ شده است.
اما بازارهای مالی ایران اکنون در لبه تیغ قرار دارند. ریزش فعلی دلار، اگرچه برای خریداران سقف قیمتی دردناک است، اما طبق الگوهای تاریخی (نظیر جنگ ۱۲ روزه)، میتواند پیشزمینهای برای یک رالی صعودی جدید باشد؛ مگر آن که معجزهای در ساختار اقتصادی رخ دهد. در همین حال، طلای جهانی با شکست ۵۲۰۰ دلار یا سقوط به ۵۰۰۰ دلار، مسیر میانمدت خود را مشخص خواهد کرد. برای سرمایهگذاران، استراتژی ورود پلهای در حمایتهای ذکر شده، منطقیترین راهکار در این دریای متلاطم است.