EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۷۷۵۱
گزارش روز؛

اقتصاد جهانی زیرضرب جنگ خاورمیانه / سایه ماجراجویی نظامی واشنگتن و اسرائیل بر اقتصاد جهان

تحریریه آوش/ افزایش هزینه‌های حمل و نقل و نرخ کرایه نفتکش‌ها ناشی از احتمال به درازا کشیدن بسته‌شدن تنگه هرمز و توقف و حتی آسیب دیدن نفتکش‌ها در پشت تنگه، شرایط را مهیای جهش‌های بیشتر قیمت نفت و انرژی کرده است

اقتصاد جهانی زیرضرب جنگ خاورمیانه / سایه ماجراجویی نظامی واشنگتن و اسرائیل بر اقتصاد جهان

در اوج جنگ متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و پاسخ ایران در قالب بستن تنگه هرمز و حمله به پایگاه‌ها و منافع نظامی اقتصادی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، بازارهای مالی جهانی دچار چالش‌های جدی شده و بحرانی‌ترین شرایط این سال‌ها را تجربه می‌کند. 
سال ۱۴۰۴ برای خاورمیانه با تنش‌های تازه نظامی همراه شد؛ ابتدا در جریان درگیری‌هایی که رسانه‌ها آن را «جنگ ۱۲ روزه» نامیدند، حملاتی از سوی اسرائیل علیه اهدافی در ایران انجام شد که نگرانی‌ها درباره گسترش درگیری در منطقه را افزایش داد. در ادامه سال و در یک هفته اخیر نیز، دور جدیدی از حملات توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران رخ داد که بار دیگر دامنه نگرانی‌ها درباره تنش‌ها و بی‌ثباتی منطقه‌ای را تشدید کرد.
این وضعیت صرفا منتهی به یک شوک نفتی نشده و بازارهای مالی را دچار نوسانکرده، قیمت‌ها را افزایش داده، تجارت بین‌المللی را به چالش کشیده و با افزایش تورم در بخش‌های مختلف مانع رجدی رشد اقتصادی خواهد شد. 

بنزین ۳.۵ دلاری در آمریکا

این شرایط جنگی قیمت نفت را با جهش‌های زیادی مواجه، روند عرضه انرژی را مختل و هزینه‌های ترابری آن را افزایش می‌دهد. بیش از ۲۰درصد نفت خام مصرفی دنیا و درصد زیادی از گاز طبیعی مایع دنیا از تنگه هرمز عبور می‌کند که این جهش، اختلال و افزایش هزینه‌ها می‌توانند قیمت انرژی را در بازارهای جهانی افزایش دهد. 

درحالیکه نوسانات بازار، قیمت نفت را به بیش از ۸۲ دلار رسانده است، پیش‌بینی‌ها احتمال ادامه این روند صعودی تا ثبت رکوردهای بالای ۱۰۰دلار و حتی بیشتر را تقویت می‌کند. 

افزایش هزینه‌های حمل و نقل و نرخ کرایه نفتکش‌ها ناشی از احتمال به درازا کشیدن بسته‌شدن تنگه هرمز و توقف و حتی آسیب دیدن نفتکش‌ها در پشت تنگه، شرایط را مهیای جهش‌های بیشتر قیمت نفت و انرژی کرده است. از طرف این مسئله که دیگر شرکت‌های بیمه‌ای هم دیگر ریسک جنگ را برای نفتکش‌ها پوشش نمی‌دهند و متعاقبا تلاش می‌شود تا خطوط کشتیرانی دیگر از این مسیر عبور نکنند، افزایش قیمت نفت و گاز توجیه می‌شود. 

بنابراین از آن‌جا که نفت در مواقعی به عنوان شاخص اصلی سلامت اقتصاد جهانی در نظر گرفته می‌شود، این افزایش قیمت نفت و انرزی موجب افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، تولید و مصرف و متعاقبا تحت تاثیر قرارگرفتن شاخص‌های کلان اقتصادی مانند افزایش قیمت بنزین و گازوئیل در آمریکا شده است. به‌طوری که در حال حاضر قیمت هر گالن بنزین در آمریکا به بیش از ۳.۵ دلار رسیده است. در اروپا نیز قیمت سوخت با جهش‌های ۴۰ تا ۵۰ درصدی مواجه شده است. 

افت شاخص در بورس‌های جهانی

تأثیر دیگر این جنگ‌طلبی آمریکا و اسرائیل در منطقه خاورمیانه، افزایش نوسانات در بازارهای مالی سرمایه‌ای دنیا است. طی همین ۶ روز تمام بورس‌های دنیا از بورس لندن تا بورس ژاپن، کره و چین با افت شدید شاخص روبرو شده‌اند، اما از طرف دیگر سهام شرکت‌های نفتی و تسلیحاتی با رشد مواجه بوده. اند. 
این روند افت شاخص بورس‌های جهانی اما روی دیگر سکه افزایش قیمت کامودیتی‌هایی همچون طلا است؛ دلیل آن هم این است که صاحبان سرمایه در این شرایط جنگی به‌دنبال سرمایه‌گذاری امن هستند. همه این موارد نشانه بی‌اعتمادی به مسیر پیش‌روی اقتصاد دنیا و بازارهای مالی پرریسک است.
کریپتو کارنسی‌ها و در راس این بازار بیت‌کوین نوسانات هیجانی‌ای نسبت به شرایط جنگی تحمیلی بر خاورمیانه داشته‌اند. نوعا بیت‌کوین در ابتدا با رشد ارزش مواجه شده و بعد در یک رنج به نوسان پرداخته است؛ این امر حساسیت بازار رمزارزها را به تنش‌های نظامی و اقتصادی نشان می‌دهد و فعالین این بازار را به سمت حفظ ارزش دارایی در برابر جهش‌های تورمی و ناپایداری اقتصاد جهانی سوق می‌دهد. 

بورس جهانی

هیچ اقتصادی در امان نیست

آغازکنندگان جنگ و تجاوز در خاورمیانه از این نکته غافل بودند که تأثیر جنگ‌طلبی آن‌ها بر اقتصادهای بزرگ من‌جمله اقتصاد خودشان کم نخواهد بود. با اینکه وابستگی اقتصاد آمریکا کمتر از گذشته است، اما هنوز هم افزایش قیمت انرژی می‌تواند آن را با چالش‌های جدی و تکان‌دهنده مواجه کند. تورم آمریکا قطعا با افزایش قیمت نفت افزایش خواهد یافت و فشارها را بر مصرف‌کنندگان آمریکایی بیشتر خواهد کرد. همه این‌ها با دامن‌زدن به فشارهای‌های تورمی و بدی‌های کلان اقتصاد آمریکا می‌توانند مانع جدی رشد اقتصادی این کشور شوند. 

اگرچه بخشی از تولیدکنندگان انرژی آمریکایی از این افزایش قیمت نفت، نفع خوبی خواهند برد، اما فشار افزایش سوخت و انرژی بر خانوارها و بخش‌های تولیدی صنعتی، کاهش تقاضا را در پی خواهد داشت که این مورد نیز می‌تواند منجربه کاهش رشد اقتصادی شود. 

اروپایی‌ها هم در این جنگ مورد هدف افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی هستند، چرا که اقتصاد آن‌ها نیز تاحدی وابسته به انرژی و سوخت عبوری از تنگه هرمز هستند. این افزایش قیمت نفت و گاز ممکن است منجربه اتخاذ سیاست‌های انبساطی در این کشورها شود. 

تلاطم در اقتصاد نفت‌فروش‌های عرب، بهای همکاری با متجاوزین

اگرچه کشورهای نفتی حوزه خلیج فارس که عمدتا با در اختیار گذاشتن فضای خود برای پایگاه‌های نظامی آمریکایی در این جنگ‌طلبی آمریکا سهیم هستند، ظاهرا باید از افزایش قیمت نفت به شکل افزایش درآمد ارزی منتفع شوند، اما در واقع بسته شدن تنگه هرمز و مورد هدف قرار گرفتن پالایشگاه‌هایشان، صادرات

نفتی و گازی این کشورها را کاهش داده و هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه را افزایش می‌دهد. از طرف دیگر ریسک سرمایه‌گذاری در این کشورها بالا رفته است و همه این موارد آینده اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. 

جنگ در خاورمیانه، چالش اقتصادی در دنیا

خلاصه که جنگ‌طلبان آمریکایی و صهیونیست بحرانی نه در سطح منطقه خاورمیانه که در سطح جهانی ایجاد کرده‌اند که تمامی بازارهای مالی جهان و اقتصاد کشورهای مختلف از جمله خودشان را با خطرات جدی مواجه می‌کند. افزایش قیمت نفت و انرژی، اختلال در زنجیره‌های تأمین و نوسانات در دارایی‌های مالی و رمزارزها نشان‌دهنده این است که اقتصاد جهانی در دوران عدم‌قطعیت قرار دارد. 

اگرچه برخی کشورها ممکن است از افزایش قیمت نفت بهره‌مند شوند، اما اثرات کلان بر رشد جهانی، تورم و بازارهای مالی می‌تواند پیچیده و بلندمدت باشد. واکنش سیاست‌گذاران در آمریکا، اروپا و بانک‌های مرکزی به افزایش تورم، و همچنین توانایی بازیگران منطقه‌ای در مدیریت امنیت انرژی، از عوامل اصلی تعیین‌کننده چشم‌انداز اقتصادی در ماه‌ها و سال‌های آتی خواهند بود. در نهایت، جنگ بر اقتصاد جهانی نه فقط از طریق قیمت نفت، بلکه از مسیر ایجاد عدم‌اطمینان عمیق در بازارهای مالی و تجاری در حال اثرگذاری گسترده است. 

تنش‌های اخیر در سال ۱۴۰۴ میان آمریکا، اسرائیل و ایران بار دیگر نشان داد که جنگ‌ها همچنان بخش مهمی از سیاست خارجی و رقابت قدرت‌های جهانی هستند. هزینه‌های میلیارد دلاری، افزایش بدهی عمومی، فشار تورمی و اثرات ناپایدار بر بازارهای جهانی بخشی از نتایج اقتصادی این درگیری‌هاست که حتی سال‌ها پس از پایان رسمی عملیات نظامی نیز ادامه دارد. 
تجربه یک قرن گذشته نشان داده است که جنگ‌ها ترکیبی از پیامدهای سیاسی، انسانی و اقتصادی هستند. آمریکا با آغاز یا مشارکت در بسیاری از جنگ‌ها، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد خود و اقتصاد جهانی تحمیل کرده است و این هزینه‌ها حتی پس از پایان رسمی جنگ‌ها نیز ادامه دارد. در شرایطی که جهان با بحران‌های بدهی، تورم و بی‌ثباتی اقتصادی مواجه است، ادامه تنش‌های نظامی می‌تواند فشارهای مالی و اجتماعی را تشدید کند و مسیر رشد اقتصادی را با ابهام بیشتری روبه‌رو سازد.

ارسال نظر

آخرین اخبار