EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۵۶۶۳

۱۹ میلیون حقوق برابر ۵۰ میلیون هزینه

زندگی کارمندان در ایران، بازی با اعداد نیست؛ مواجهه دائمی با تضاد میان حقوق و هزینه‌هاست. حقوق ۱۹ میلیونی روی فیش، مقابل خرج‌های روزمره که دو تا سه برابر آن است، قرار می‌گیرد و هیچ کدام از این اعداد، تصویر واقعی زندگی را نمی‌سازند. از کرایه خانه و قسط و شهریه گرفته تا خرید سوپرمارکت و پرداخت قبض‌ها، هر ماه قبل از رسیدن حقوق، خرج‌ها از راه می‌رسند و بخش بزرگی از درآمد را به خود اختصاص می‌دهند. در این میان، عیدی پایان سال، که باید فرصتی برای تجدید نیرو باشد، به‌واسطه تورم و محدودیت‌های مرخصی، بیشتر شبیه وصله‌ای موقت برای بستن خرج‌های فوری می‌شود تا تنفسی واقعی برای آغاز سال جدید.

۱۹ میلیون حقوق برابر ۵۰ میلیون هزینه

زندگی کارمندان، مواجهه‌ای دائمی با تضاد میان اعداد و واقعیت‌های روزمره است. دو میلیون تومان کرایه ماشین، ده میلیون تومان خرید سوپرمارکت، و ۱۹ میلیون تومان کل حقوق؛ همه این‌ها بدون احتساب اجاره خانه است. هر ماه، پیش از رسیدن خود حقوق، خرج‌ها از راه می‌رسند؛ کرایه‌خانه، قسط، شهریه، قبض‌ها. وقتی پیامک واریز حقوق می‌آید، کارمند می‌داند که این مبلغ از قبل صاحب دارد و سهمی برای نفس‌کشیدن او باقی نمی‌گذارد.

عددها در فیش حقوق یک چیز می‌گویند، در بازار و بنگاه و سوپرمارکت چیز دیگر؛ بر اساس آمار رسمی، حداقل دستمزد حدود ۱۰ میلیون تومان است و متوسط هزینه یک خانوار شهری، دو تا سه برابر آن. مسکن، نقطه‌ای است که این تضاد را بیشتر نمایان می‌کند؛ اجاره‌ها ظرف یک سال به‌قدری افزایش یافته که سقف بالای سر به تنهایی می‌تواند نصف تا دو سوم درآمد را ببلعد.

بعد نوبت خوراک، درمان و آموزش می‌رسد و خانواده‌ها مجبور به انتخاب می‌شوند: کمتر گوشت و لبنیات مصرف کنند، وقت دندان‌پزشک و آزمایش خون عقب بیفتد، کلاس‌ها تعطیل شوند و سفرها به آینده موکول شود. عددها تبدیل به خلق‌وخو، رابطه و آینده می‌شوند؛ کارمندی که هر ماه باید خرج‌ها را قیچی کند، کم‌کم احساس شکست می‌کند، انگار مشکل از خودش است، نه از ساختاری که هزینه‌ها را جلوتر از دستمزدها برده است.

کارمند با کدام عدد زندگی می‌کند؟ نه با ۱۹ میلیون روی فیش، نه با ۵۰ میلیون جدول هزینه‌ها؛ بلکه با فاصله میان این دو، با اضافه‌کاری، وام، قرض و ناخنک زدن به پس‌انداز، و با اضطرابی مزمن که در هیچ گزارش رسمی ثبت نمی‌شود اما در نبض هر خرید روزمره تند می‌زند.

منطقه ممنوعه مرخصی

اسفند و روزهای کاری پس از تعطیلات نوروز، برای بسیاری از کارمندان به «منطقه ممنوعه مرخصی» تبدیل می‌شود. روی کاغذ حق دارند مرخصی استحقاقی بگیرند، اما در عمل، هر روز غیبت می‌تواند چندصدهزار تا یک میلیون تومان از عیدی کم کند.

عیدی؛ وصله‌ای موقت یا نفس تازه؟

عیدی پایان سال که معمولاً چند روز مانده به عید واریز می‌شود، در برخورد اول با کرایه خانه، قسط‌های عقب‌افتاده و خرید شب عید، در چند تراکنش محو می‌شود؛ آن‌قدر زود که سال نو هنوز آغاز نشده، زندگی دوباره به همان نقطه‌ای بازمی‌گردد که اسفند از آن آغاز شده بود.

طبق عرف قانون کار، کارگر و کارمند مشمول قانون باید برای هر سال کار، معادل حدود دو ماه حقوق به‌عنوان عیدی دریافت کند؛ اما در قراردادهای سفیدامضا، شرکت‌های پیمانکاری و بعضی ادارات، این حق تبدیل به اهرم فشار می‌شود. اگر مرخصی استحقاقی بگیرید یا چند روز آخر سال و اوایل فروردین کنار خانواده باشید، ممکن است در محاسبه روزهای کارکرد کم آورده و عیدی‌تان کاهش یابد.

زندگی در فاصله حقوق و هزینه‌ها

نتیجه این است که بسیاری از کارمندان، درست زمانی که خانواده‌ها آماده خرید و تعطیلات عید هستند، مجبورند تمام اسفند را سر کار باشند و بعد از نوروز هم جرأت مرخصی گرفتن ندارند. هر غیبت می‌تواند بهانه‌ای برای کاهش عیدی یا سخت‌گیری در تمدید قرارداد باشد. همه این سختی‌ها برای دریافت عیدی‌ای است که قبل از فرصت تنفس، صرف خرج‌های فوری می‌شود و زندگی دوباره به همان نقطه‌ای بازمی‌گردد که از آن شروع شده بود.

منبع: گسترش نیوز

ارسال نظر

آخرین اخبار