از ناترازی انرژی تا بحران مالی؛ چالشهای ساختاری صنعتنفت روی میز کارشناسان
سومین روز رویداد تخصصی «چرخه انرژی» با محوریت نفت برگزار شد.
سومین روز رویداد تخصصی «چرخه انرژی» امروز ۲۷ بهمنماه با محوریت صنعتنفت و با حضور جمعی از کارشناسان و مدیران این حوزه در محل نمایشگاه بینالمللی تهران برگزار شد. در این نشست، چالشهای ساختاری صنعت نفت، ضرورت یکپارچهسازی سامانهها، شفافیت مالی و اصلاح حکمرانی انرژی مورد بررسی قرار گرفت.
چالشهای ساختاری صنعت نفت؛ از پراکندگی جغرافیایی تا شکاف دادهای
شهرام قاسمپور، رئیس اداره بازرسی و حفاظت فنی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز زاگرس جنوبی، در این رویداد با اشاره به پیچیدگیهای صنعتنفت اظهار کرد: پراکندگی جغرافیایی سایتهای نفتی، نظارتهای حاکمیتی گسترده و ضرورت اتصال دادههای مالی به دادههای عملیاتی، از مهمترین چالشهای این صنعت است.
او افزود: راهکار برونرفت از این وضعیت، طراحی و استقرار سیستمهای یکپارچه نرمافزاری و مدیریتی است تا تمامی فرایندها از ثبت سفارش تا تحویل کالا به خط تولید، بهصورت دقیق و لحظهای پایش شوند.
به گفته او، یکی از معضلات جدی در مجموعههای نفتی و پتروشیمی، نبود یک سیستم یکپارچه برای مدیریت سفارش، انبار و تعهدات مالی است که موجب انباشت تعهدات بدون پشتوانه نقدینگی میشود.
ضرورت کنترل همزمان تعهدات و نقدینگی
قاسمپور با تأکید بر اهمیت مدیریت مالی دقیق گفت: ایجاد تعهد باید همزمان با تأمین مالی انجام شود. پرداختها نیز باید در چارچوب بودجه و برنامهریزی عملیاتی صورت گیرد تا از شکلگیری تعهدات بیش از منابع نقدی جلوگیری شود.
او ادامه داد: در صنایع نفت و پتروشیمی، هزینه تجهیزات نظیر توربینها، خطوط لوله، مخازن، سکوهای دریایی و ابزار دقیق بسیار بالاست و اگر چرخه عمر داراییها بهدرستی مدیریت نشود، ریسک و هزینههای عملیاتی بهشدت افزایش خواهد یافت.
مناقصات پیچیده و ضرورت شفافیت دیجیتال
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به حجم بالای خریدها و پیچیدگی مناقصات در زنجیره انرژی تصریح کرد: خریدهای سنگین و قراردادهای بزرگ نیازمند شفافیت حداکثری هستند و اجرای مناقصات الکترونیکی، اتصال کامل خرید به قرارداد و بودجه، و ارائه گزارشهای تحلیلی مالی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
او همچنین به شکاف میان دادههای عملیاتی و مالی اشاره کرد و گفت: پروژهها باید به قرارداد، قراردادها به بودجه و خریدها به مراکز هزینه متصل شوند تا امکان تحلیل دقیق عملکرد مالی فراهم شود.
نقش هوش تجاری در پیشگیری از بحران مالی
قاسمپور استفاده از هوش تجاری و داشبوردهای مالی را یکی از ابزارهای کلیدی تصمیمسازی دانست و افزود: پایش لحظهای وضعیت مالی، تحلیل سودآوری و امکان تصمیمگیری سریع و هدفمند، از مهمترین مزایای این ابزارهاست.
او تأکید کرد: با تحلیل دادههای یکپارچه میتوان پیش از بروز بحران مالی، نسبت به کنترل و مدیریت آن اقدام کرد.
سرمایه انسانی و مهاجرت نخبگان؛ چالش مغفول صنعت
این کارشناس همچنین به چالش سرمایه انسانی اشاره کرد و گفت: کمبود نیروی متخصص و مهاجرت نخبگان، صنعت را با مشکلات جدی مواجه کرده است. مدیریت سرمایه انسانی، نظام جبران خدمات و ارزیابی عملکرد باید مبتنی بر داده و تحلیل باشد تا بهرهوری سازمانی افزایش یابد.
نگاه انتقادی به حکمرانی انرژی و ناترازیها
در ادامه این نشست، خسروشاهی، دبیر انجمن اسکو با اشاره به سهم بالای انرژی در اقتصاد جهانی گفت: در بسیاری از کشورهای پیشرفته، سهم انرژی در تولید ناخالص داخلی و مصرف خانگی و تجاری بهصورت دقیق مدیریت میشود، اما در ایران با چالش ناترازی و برداشت نادرست از منابع مواجه هستیم.
او با بیان اینکه منابع انرژی کشور همواره بهعنوان منابعی ارزان و در دسترس تلقی شدهاند، افزود: این نگاه موجب شکلگیری ریختوپاش و تصمیمگیریهای غیرکارشناسی شده است.
ضرورت اصلاح ساختار تأمین مالی و جذب سرمایه
خسروشاهی با اشاره به تجربههای گذشته در جذب منابع مالی بینالمللی گفت: بسیاری از طرحهای بزرگ برای دریافت تسهیلات با موانع اداری و ساختاری مواجه بودهاند و فرآیند تأمین مالی پروژههای کلان انرژی نیازمند بازنگری جدی است.
او تأکید کرد: بدون اصلاح سازوکارهای تأمین مالی، رفع موانع تولید و تقویت مشارکت بخش خصوصی، امکان حل ناترازیهای موجود در بخش انرژی وجود نخواهد داشت.
در پایان این نشست، سخنرانان بر لزوم حرکت صنعت نفت به سمت شفافیت، یکپارچگی دادهها، اصلاح نظام مالی و استفاده گسترده از فناوریهای نوین مدیریتی تأکید کردند و این رویکرد را پیشنیاز عبور از چالشهای ساختاری چرخه انرژی کشور دانستند.
تبدیل مصرف نفت به گاز؛ فرصت کسبوکار و صرفهجویی انرژی
علیاصغر رجبی، مدیر انرژی و کربن شرکت ملی گاز، با اشاره به ترازنامه انرژی کشور گفت: روزانه حدود ۹ میلیون بشکه معادل انرژی تولید میکنیم که ۵ میلیون بشکه آن در بخش خانگی، تجاری و کشاورزی مصرف میشود و ۲ میلیون بشکه نیز به صادرات اختصاص دارد. اما دو میلیون بشکه نفت خام دیگر که میتوانست درآمدزایی کند، همچنان بهطور سنتی مصرف میشود و این رقم معادل سالانه حدود ۸۰ میلیارد دلار است.
او با اشاره به برنامه هفتم توسعه افزود: براساس این برنامه، باید بخشی از مصرف نفت خام کشور به گاز طبیعی تبدیل شود. به عنوان مثال، روزانه یک میلیون و ۲۸۵ هزار بشکه نفت خام باید به گاز تبدیل شود که معادل حدود ۲۰۰ میلیون متر مکعب گاز در روز است. دو سوم این مقدار برای مصرفکنندگان انرژی در بخش ساختمان، صنعت، کشاورزی و حملونقل و یک سوم آن برای خود تولیدکنندگان انرژی اختصاص دارد.
رجبی تأکید کرد: تبدیل مصرف نفت به گاز علاوه بر کاهش هزینههای انرژی، میتواند فرصتهای کسبوکار ایجاد کند. برای مثال، در صنعت آجر، روشهای سنتی مصرف گاز بسیار بالاست؛ تولید هر تن آجر بهطور متوسط ۳۰۰ متر مکعب گاز مصرف میکند، در حالی که با روشهای بهینهسازی میتوان مصرف را به حدود ۲۷۰ متر مکعب کاهش داد.
او درباره مکانیزم اجرایی این برنامه توضیح داد: جهت تحقق اهداف صرفهجویی انرژی، باید از روشهای مبتنی بر بازار استفاده کرد. در این روش، کسانی که بتوانند مصرف گاز خود را کاهش دهند، میتوانند اوراق بهادار صرفهجویی انرژی دریافت کرده و آن را در بازار به فروش برسانند. این روش علاوه بر ایجاد انگیزه مالی، موجب کاهش مصرف انرژی در سطح کشور میشود.
رجبی در پایان خاطرنشان کرد: از ابتدای سال ۱۴۰۳ تاکنون، تنها در بخش موتورخانههای خانگی توانستهایم نزدیک به ۸۰۰ میلیون متر مکعب گاز صرفهجویی کنیم. این روند نشان میدهد که بازار صرفهجویی انرژی با مشارکت بخش خصوصی و دانشگاهها قابلیت گسترش دارد و میتواند به صورت پایدار ادامه یابد.