درد دیابت و زخم گرانی/ نقش بیمه ها و داروخانه ها در بحران کمبود انسولین چیست؟
تحریریه آوش/چند داروخانه اعلام کردند که اصلا انسولین نمیآورند چون «به دردسرش نمیارزد». داروخانههایی هم که هنوز انسولین عرضه میکنند، وضعیت بهتری ندارند. آن ها از افزایش شدید قیمت و عملکرد بیمهها به شدت ناراضیاند. به گفته آن ها، قیمت انسولین بالا رفته و همزمان پوشش بیمهای نیز افزایش یافته، اما بیمهها پول داروخانهها را ماهها و حتی یک سال بعد پرداخت میکنند.یکی از مسئولان داروخانه میگوید: «داروخانه مجبور است در یک سال با چندین قیمت متفاوت انسولین خریداری کند و سال بعد بیمه پولش را بدهد.» او تاکید میکند که مشکل اصلی کمبود فیزیکی انسولین نیست، بلکه بیصرفه شدن فروش آن برای داروخانههاست وهمین دلیلی است که داروخانهها ترجیح میدهند انسولین نیاورند.
انسولین دیگر فقط یک داروی حیاتی نیست؛ به کالایی لوکس تبدیل شده که بسیاری از خانوادههای دارای بیمار دیابتی برای تهیه آن باید از هزینه خوراک، اجاره خانه و حتی درمانهای دیگر بزنند.
آنچه امروز در داروخانهها و خانههای بیماران دیابتی میگذرد، فقط یک بحران دارویی نیست؛ روایتی تلخ از فروپاشی تدریجی توان خرید مردم در برابر موج تورم و سیاستهای شکست خورده حوزه سلامت است. در حالی که مسئولان وزارت بهداشت و حتی برخی نمایندگان مجلس هم افزایش قیمت دارو و انسولین را «غیرمنطقی» توصیف کردهاند، بیماران و خانوادههایشان میگویند واقعیت بسیار هولناکتر از اظهارنظرهای رسمی است. گزارشهای رسمی از افزایش نرخ ارز، تورم و حذف تدریجی حمایتهای دارویی به عنوان دلایل جهش قیمت انسولین نام میبرند، اما در کف جامعه، مردم فقط با یک واقعیت روبهرو هستند؛ ناتوانی در خرید دارویی که نبودش مساوی با مرگ تدریجی است.
بررسیها و گزارشهای منتشر شده در حوزه سلامت نشان میدهد که افزایش نرخ ارز و تورم، از اصلیترین عوامل جهش قیمت انسولین بوده است. در همین حال مسئولان حوزه بهداشت نیز بارها اعلام کردهاند که افزایش قیمت داروها منطقی نیست و مردم توان پرداخت این هزینهها را ندارند. با این حال، بازار دارو مسیر خودش را میرود و بیماران هر روز بیشتر زیر بار هزینهها کمر خم میکنند. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانهها و فعالان حوزه نشان میدهد که قیمت برخی انواع انسولین چند برابر شده و بسیاری از تجهیزات مرتبط با کنترل قند خون نیز یا کمیاب شدهاند یا با افزایش شدید قیمت عرضه میشوند.
اما پشت این اعداد و آمار، زندگی خانوادههایی قرار دارد که هر روز برای زنده ماندن فرزند، همسر یا پدر و مادرشان میجنگند.

از ۲۲۰ هزار تومان به ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان
محبوبه، مادری که دختر ۱۴ سالهاش از کودکی به دیابت مبتلا بوده، یکی از دهها بیماری است که این روزها میان داروخانهها سرگردان است. او میگوید قیمت انسولین آنقدر بالا رفته که برای خرید ۱۴ قلم دولتی، ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان پرداخت کردهاند؛ رقمی که تا همین چند وقت پیش حدود ۲۲۰ هزار تومان بود.
او با عصبانیت و ناامیدی میگوید: «قیمت هر قلم به صورت آزاد این دارو ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان شده و مبلغ آزاد ۱۴ قلم ۱۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان شده است.»
دختر او از انسولین لانتوس و نورپید استفاده میکند و به گفته مادرش، استفاده از داروهای دیگر یا نمونههای ایرانی برایش بسیار سخت و حتی خطرناک است. محبوبه میگوید: «انسولین کم هم شده و من برای اینکه بتوانم انسولین تهیه کنم مجبور شدم با پارتیبازی از ارومیه چند قلم دارو تهیه کنم و به تهران بیاورم.»
روایت او فقط درباره گرانی نیست؛ درباره ترسی دائمی از پیدا نکردن دارویی است که حیات فرزندش به آن وابسته است. او توضیح میدهد که تغییر دارو برای دخترش به این سادگیها نیست و حتی ممکن است جان او را به خطر بیندازد. «دخترم باید چند روز بیمارستان بستری شود و تحت نظر دکتر دارو را تغییر دهد یا از خارجی به ایرانی تغییر دهد. یک بار از خارجی به ایرانی تغییر دارو دادیم اما روی کلیه و کبدش تاثیر داشت و سیستم ایمنیاش را با مشکل مواجه کرد. دکترش گفت فقط باید نمونه خارجی استفاده کند.» او از روزهای جنگ و بحران هم میگوید؛ روزهایی که علاوه بر ترس از موشک و ناامنی، ترس دیگری هم داشته است. «در آن زمان به سختی توانستم برای دخترم انسولین تهیه کنم و کنار همه ترس و استرس جنگ، ترس پیدا نکردن انسولین هم داشتم واقعا حتی تصور اینکه آن روزها چه میکشیدم، تنها برای مادران همدرد خودم قابل درک است.»
این روایت تنها یک نمونه از وضعیت هزاران خانوادهای است که حالا میان انتخابهای غیرممکن گرفتار شدهاند؛ انتخاب میان بدهکاری، حذف هزینههای اساسی زندگی یا محروم ماندن بیمار از داروی حیاتی.

نوار قند خون هم کالای لوکس شد
بحران فقط به انسولین محدود نمیشود. یکی دیگر از مخاطبان «آوش» از افزایش شدید قیمت نوار قند خون و کمیاب شدن آن میگوید. او توضیح میدهد که چهار دستگاه تست قند خون دارد اما فقط توانسته برای یکی از آنها نوار قند خون تهیه کند؛ آن هم با قیمتی سرسامآور.
او میگوید: «از اول سال افزایش ۲.۵ برابری نوار قند خون را تجربه کردهام. اوایل سال نوار را ۱۶۰ هزار تومان میخریدم و حالا ۴۰۰ هزار تومان شده و سری بعد معلوم نیست چند شود.»
گرانی نوار تست قند خون شاید برای بسیاری مسئلهای فرعی به نظر برسد، اما برای بیماران دیابتی، این نوارها ابزار حیاتی کنترل بیماری هستند. حذف یا کاهش استفاده از آنها به دلیل هزینه بالا، میتواند به افزایش شدید قند خون، آسیب به اندامها، بستری شدن و حتی مرگ منجر شود.
این بیمار دیابتی میگوید انسولین هم دیگر با قیمتهای سابق پیدا نمیشود. «من پیش از این هر قلم انسولین را ۲۵ تا ۳۰ هزار تومان میخریدم اما الان زیر قلمی ۷۰۰ تومان پیدا نمیکنم.»
در واقع بحران دارویی حالا فقط به تامین انسولین ختم نمیشود؛ کل زنجیره مراقبت از بیماران دیابتی در حال فروپاشی است.
داروخانهها: «آوردن انسولین به صرفه نیست»
در شرایطی که بیماران از کمبود و گرانی انسولین گلایه دارند، بررسی میدانی «آوش» از چند داروخانه نشان میدهد بخشی از بحران به چرخه معیوب اقتصادی در حوزه دارو برمیگردد.
چند داروخانه اعلام کردند که اصلا انسولین نمیآورند چون «به دردسرش نمیارزد». یکی از داروسازان میگوید پیش از این افزایش قیمتهای عجیب انسولین باعث شده بود بیماران تصور کنند داروخانه خودسرانه قیمتها را بالا برده است. او میگوید: «مراجعین با ما دعوا میکردند و کار به درگیری رسیده بود؛ برای همین ما عطای موجود کردن انسولین را به لقایش بخشیدیم.»
داروخانههایی هم که هنوز انسولین عرضه میکنند، وضعیت بهتری ندارند. آن ها از افزایش شدید قیمت و عملکرد بیمهها به شدت ناراضیاند. به گفته آن ها، قیمت انسولین بالا رفته و همزمان پوشش بیمهای نیز افزایش یافته، اما بیمهها پول داروخانهها را ماهها و حتی یک سال بعد پرداخت میکنند.
یکی از مسئولان داروخانه میگوید: «داروخانه مجبور است در یک سال با چندین قیمت متفاوت انسولین خریداری کند و سال بعد بیمه پولش را بدهد.» او تاکید میکند که مشکل اصلی کمبود فیزیکی انسولین نیست، بلکه بیصرفه شدن فروش آن برای داروخانههاست وهمین دلیلی است که داروخانهها ترجیح میدهند انسولین نیاورند.
به گفته این مسئول داروخانه، اکنون قیمت هر قلم آزاد انسولین نورپید ۸۹۰ هزار تومان است که با بیمه حدود ۲۵۰ هزار تومان برای بیمار هزینه دارد. او همچنین به افزایش چهار برابری قیمت انسولین اشاره میکند و میگوید ادامه این وضعیت برای داروخانهها ممکن نیست.
مسئولان: افزایش قیمتها غیرمنطقی است
آنچه وضعیت را تلختر میکند، این است که حتی مقامهای رسمی نیز افزایش قیمت دارو را غیرقابل توجیه میدانند. در هفتهها و ماههای اخیر، بارها از سوی مسئولان وزارت بهداشت و نمایندگان مجلس اعلام شده که مردم دیگر توان خرید دارو را ندارند و افزایش قیمتها منطقی نیست.
رئیس کمیسیون بهداشت مجلس نیز صراحتا اعلام کرده که افزایش قیمت داروها منطقی نیست و مردم توان پرداخت ندارند. او درباره افزایش چند برابری قیمت انسولین هشدار داده و گفته است که فشار این وضعیت مستقیما بر دوش بیماران و خانوادهها قرار دارد.
اما پرسش اساسی اینجاست؛ اگر مسئولان هم میدانند این قیمتها غیرمنطقی است، چرا هیچ تغییری در وضعیت ایجاد نمیشود؟ چرا بازار دارو هر روز افسارگسیختهتر از قبل عمل میکند و بیماران باید هزینه ناکارآمدی سیاستها را با جانشان بپردازند؟
واقعیت این است که بحران دارو در ایران دیگر یک اتفاق مقطعی نیست. مجموعهای از تورم مزمن، افزایش نرخ ارز، حذف یا کاهش ارز ترجیحی، بدهی سنگین بیمهها و نبود نظارت موثر، شرایطی ساخته که در آن حتی داروی حیاتی هم تابع منطق سود و زیان شده است.

بیماران زیر بار تورم دارویی
افزایش قیمت انسولین را نمیتوان جدا از وضعیت کلی اقتصاد ایران تحلیل کرد. تورمی که طی سالهای اخیر تمام کالاهای اساسی را گران کرده، حالا مستقیم به جان بیماران افتاده است. در شرایطی که درآمد مردم تقریبا ثابت مانده یا حتی کاهش یافته و عده زیادی هم از شغل خود تعدیل شدهاند، هزینه درمان با سرعتی سرسامآور بالا میرود.
خانوادهای که تا دیروز با چند صد هزار تومان میتوانست داروی ماهانه فرزندش را تهیه کند، حالا باید چند میلیون تومان هزینه کند؛ آن هم در شرایطی که اجاره خانه، خوراک، آموزش و سایر هزینههای زندگی هم همزمان افزایش یافتهاند.
برای بسیاری از خانوادهها، بیماری حالا به معنای سقوط کامل اقتصادی است. آنها یا باید قرض کنند، یا وسایل زندگیشان را بفروشند، یا از نیازهای اولیه خود بزنند تا بتوانند دارو تهیه کنند. در چنین شرایطی، صحبت از «پوشش بیمهای» برای بسیاری از بیماران بیشتر شبیه شوخی تلخ است؛ زیرا یا دارو پیدا نمیشود، یا سهم بیمه آنقدر ناچیز است که باز هم بیمار باید مبلغی سنگین پرداخت کند.
بحران خاموشی که هر روز قربانی میگیرد
دیابت بیماریای نیست که بیمار بتواند مصرف دارو را چند روز عقب بیندازد. نرسیدن انسولین یا استفاده نامنظم از آن میتواند در کوتاه مدت بیمار را راهی بیمارستان کند و در بلند مدت به نابینایی، نارسایی کلیه، قطع عضو و مرگ منجر شود.
با این حال، آنچه امروز در ایران رخ میدهد، عادیسازی همین بحران است. مسئولان از افزایش قیمتها ابراز نگرانی میکنند، بیمهها از کمبود منابع میگویند، داروخانهها از زیان حرف میزنند و بیماران در این میان، تنها قربانیانی هستند که صدایشان کمتر شنیده میشود.
وقتی مادری مجبور میشود با پارتی بازی از شهری دیگر برای فرزندش انسولین تهیه کند، یعنی سیستم توزیع دارو شکست خورده است. وقتی بیمار دیابتی از ترس گرانتر شدن نوار تست قند خون، مصرف آن را کم میکند، یعنی سلامت عمومی جامعه در خطر قرار گرفته است یا وقتی داروخانهها ترجیح میدهند انسولین نیاورند چون صرفه اقتصادی ندارد، یعنی داروی حیاتی هم وارد بازی سود و زیان شده است. این بحران فقط درباره انسولین نیست؛ درباره آینده نظام سلامت و امنیت درمانی میلیونها ایرانی است. اگر امروز بیماران دیابتی برای تهیه انسولین این طور گرفتار شدهاند، فردا بیماران دیگری نیز در همین مسیر قرار خواهند گرفت.
انسولین حالا به نماد تلخی از شکاف میان سیاستگذاری و زندگی واقعی مردم تبدیل شده است؛ دارویی که باید ساده و در دسترس باشد، اما امروز برای بسیاری از خانوادهها به کابوسی روزانه بدل شده است.