میراث خاکستری جنگ ها بر تن زخمی محیط زیست/ چگونه تهاجم نظامی به ایران کل زیست بوم خاورمیانه را به خطر انداخت؟
تحریریه آوش/ ر اساس تحلیلهای منتشر شده توسط رسانههای بینالمللی همچون گاردین، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران تنها در دو هفته نخست، منجر به انتشار ۵ میلیون تن گازهای گلخانهای شده است. برای درک عمق این فاجعه کافی است بدانیم که این رقم از مجموع ردپای کربنی ۸۴ کشور جهان بیشتر است
جنگها معمولا با شمارش تنهای پولادین موشکها و تعداد جاباختگان در جبههها روایت میشوند، اما در پس غبار انفجارها، فاجعهای خاموش در حال بلعیدن ریشههای حیات یک سرزمین است. تهاجمات گسترده اخیر آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، فراتر از یک درگیری نظامی، به یک جنایت زیست محیطی تمام عیار بدل شده است؛ زخمی که بر پیکر طبیعت ایران نشسته و دود آن نه تنها در چشم ایرانیان، که به گواه آمارهای جهانی، در چشم کل سیاره زمین میرود. امروز در حالی که ایران در میانه نبردی تحمیلی ایستاده، کارشناسان هشدار میدهند که ابعاد تخریب محیط زیست در این دوره، به مراتب سهمگینتر از تجربههای پیشین است و بازسازی آنچه از دست رفته، دههها زمان و میلیاردها دلار غرامت میطلبد.
حجم ویرانی در ترازوی آلایندگی
بررسیهای و اظهارات مقامات مسئول نشان میدهد که شدت حملات اخیر، استانداردهای تخریب زیست محیطی را جابهجا کرده است. علیمحمد طهماسبی بیرگانی، مسئول پیگیری امور مخاطرات و ارزیابی خسارات محیط زیستی کشور، با اشاره به افزایش قابل توجه تعداد و گستره تهاجمهای آمریکا و اسرائیل ، تاکید میکند که آلودگیهای فعلی به هیچ وجه با جنگ ۱۲ روزه قابل مقایسه نیست. بر اساس آمارهای منتشر شده و اعترافات مقامات اسرائیل، حجم بمبها و موشکهای فرود آمده بر خاک ایران بیش از دو برابر جنگ قبلی بوده است. این حجم از مواد منفجره به معنای ورود کوهی از فلزات سنگین، مواد سمی و ذرات معلق به چرخه آب و خاک کشور است که احیای آن نیازمند اعتباراتی است که باید در قالب غرامت از متجاوزان بازپس گرفته شود.
یکی از جدیترین کانونهای بحران، انفجار انبارها و پالایشگاههای نفت، بهویژه در تهران و مناطق جنوبی است. نشت سوخت و سوختن ناقص میلیونها لیتر فرآورده نفتی، ابری از دود سمی را بر فراز کلانشهرها ایجاد کرده است. سازمان حفاظت محیط زیست با پایش دقیق حجم سوختهای منهدم شده، در حال محاسبه خسارات بر اساس نرخهای جهانی است. جالب اینجاست که در محاسبات کارشناسی، تنها ارزش سوخت از دست رفته ملاک نیست؛ بلکه معادل گاز کربنیک وارد شده به جو و اثر آن در تغییر اقلیم سنجیده میشود. بر اساس نرخهای بینالمللی، هر تن دیاکسید کربن حدود ۸۰ دلار خسارت به همراه دارد که در ابعاد حملات اخیر، به ارقامی نجومی میرسد.

وقتی ریههای شهر زیر آتش میسوزد
پایتخت ایران در روزهای اخیر شاهد صحنههایی بود که در تاریخ معاصر بیسابقه است. حملات به زیرساختهای غیرنظامی، مستقیما لایههای حفاظتی محیط زیست شهری را هدف قرار داده است. محمدصابر باغخانیپور، مدیرکل محیط زیست شهرداری تهران، از آسیبهای گسترده به دهکده محیط زیستی جنوب تهران در منطقه ۲۰ خبر میدهد. این مرکز که قرار بود اولین اکوپارک بزرگ جنوب پایتخت باشد، با هدف مهار سیلاب و تغذیه دشتهای جنوبی احداث شده بود. تخریب مخازن تعدیل سیلاب در این منطقه، ریسک غرقابی شدن اراضی کشاورزی پاییندست و نابودی زیستبومهای محلی را به شدت افزایش داده است.
علاوه بر این، هدف قرار گرفتن نیروگاههای خورشیدی که بخشی از برنامه توسعه انرژی پاک تهران بودند، نشاندهنده کینهتوزی متجاوزان با زیرساختهای پایدار است. از ۱۰۱ نقطه پیشبینی شده برای نیروگاههای خورشیدی، پنج نیروگاه فعال به کلی از مدار خارج شدهاند. این اقدامات نه تنها نقض صریح تعهدات بینالمللی است، بلکه با تولید انبوه دوده و گردوغبار ناشی از تخریب سازهها، سلامت عمومی را در معرض خطر جدی قرار داده است. بارانهای سیاهی که پس از انفجار مخازن نفتی بر سر تهران بارید، گواهی بر آلودگی عمیق آبهای زیرزمینی و لایههای خاک است که به سادگی قابل پاکسازی نخواهد بود.
فاجعهای برای اتمسفر زمین
ابعاد این جنگ از مرزهای جغرافیایی ایران فراتر رفته و به یک بحران جهانی تبدیل شده است. بر اساس تحلیلهای منتشر شده توسط رسانههای بینالمللی همچون گاردین، حملات آمریکا و اسرائیل به ایران تنها در دو هفته نخست، منجر به انتشار ۵ میلیون تن گازهای گلخانهای شده است. برای درک عمق این فاجعه کافی است بدانیم که این رقم از مجموع ردپای کربنی ۸۴ کشور جهان بیشتر است. این یعنی دو هفته جنگطلبی در منطقه، به اندازه دهها کشور کوچک و در حال توسعه، به گرمایش زمین شتاب داده است.
بخش بزرگی از این آلودگی ناشی از تخریب ساختمانهای غیرنظامی است که حجم دیاکسید کربن آزاد شده در این بخش حدود ۲.۴ میلیون تن تخمین زده میشود.
همچنین پرواز بمبافکنهای استراتژیک آمریکا از مسافتهای دور و مصرف میلیونها لیتر سوخت جت توسط هواپیماهای پشتیبان، لایههای بالایی جو را مسموم کرده است. بمباران انبارهای سوخت تهران که منجر به سوختن نزدیک به ۶ میلیون بشکه نفت شد، به تنهایی ۲ میلیون تن معادل دیاکسید کربن وارد هوا کرده است. دانشمندان هشدار میدهند که با این نرخ از انتشار ناشی از درگیریهای نظامی، رویای محدود کردن گرمایش زمین به ۱.۵ درجه سلسیوس، پیش از سال ۲۰۲۸ به کلی نابود خواهد شد.
استراتژی پایداری در میانه آتش
با وجود شدت حملات، نهادهای متولی در ایران دس بسته نماندهاند. سازمان حفاظت محیط زیست با تکیه بر تجربیات جنگهای گذشته، دستورالعمل جامع حفاظت از محیط زیست در شرایط جنگی را بهروزرسانی و به استانها ابلاغ کرده است. این دستورالعمل شامل پایش مداوم منابع حیاتی، حفاظت از تنوع زیستی در مناطق چهارگانه و مدیریت ریسک در مناطق تحت تاثیر است. طهماسبی بیرگانی تاکید میکند که پایشها به حالت اضطرار درآمده و حتی مناطقی که خارج از مدیریت مستقیم سازمان هستند، تحت نظارت روزانه قرار دارند تا خسارات وارده به جنگلها و مراتع ناشی از آتشسوزیهای جنگی به دقت ثبت شود.
نکته حائز اهمیت در این استراتژی، نگاه به آینده است. بر اساس این دستورالعمل، حتی ورود ذرات سمی مانند جیوه به خاک و آب در اثر انفجارها نیز در حال مستندسازی است. ایران قصد دارد پس از پایان تجاوزات، تمامی این خسارات را که به صورت ریالی و دلاری تبدیل شدهاند، در قالب یک پرونده حقوقی به مراجع بینالمللی و دادستانی کل کشور ارائه دهد تا اسرائیل و آمریکا وادار به پرداخت غرامتهای زیستمحیطی شوند.

پیوند همبستگی و طبیعت
در بهار ۱۴۰۵، طبیعت ایران در حالی به استقبال نوروز رفت که بوی باروت با عطر شکوفهها درآمیخته بود. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در پیامی به مناسبت سال نو، بر این نکته تاکید کرد که محیط زیست بستر زندگی مردم است و هرگونه حمله به آن، حمله به کیان ملت محسوب میشود. او با اشاره به نامگذاری سال جدید به عنوان اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی، حفاظت از طبیعت را بخشی تفکیکناپذیر از امنیت ملی دانست.
تاریخ نشان داده است که سرزمین ایران همواره از دل خاکسترهای جنگ، سبزتر از پیش سر برآورده است. اگرچه بمبها میتوانند درختان را بسوزانند و آسمان را تیره کنند، اما اراده برای بازسازی و صیانت از این میراث کهن، در دستورالعملهای اجرایی و عزم ملی متبلور است. جنگ دیر یا زود به پایان میرسد، اما نبرد برای پاکسازی خاک از سموم متجاوزان و بازگرداندن حیات به اکوپارکها و دشتهای سوخته، مسئولیتی است که بر دوش هر ایرانی باقی خواهد ماند. پیروزی نهایی زمانی رقم میخورد که آخرین لکه دوده از چهره آسمان ایران پاک شود و غرامت هر تن کربن تحمیلی، صرف کاشت نهالی جدید در قلب این خاک قهرمان شود.