تجربه ترومای جمعی شهروندان با قطع ارتباطات مجازی/ عدم کنترل و خشم از تبعات قطع طولانی اینترنت در جامعه
در شرایطی که جامعه ایران بحران بزرگ دی ماه را از سر گذرانده و روی لبه مرز ناامیدی و خشونت ایستاده، شاید سوال کلیدی باید اکنون این باشد که این قطعی اینترنت چه تاثیری بر روان جمعی شهروندان ایرانی خواهد داشت؟
بیست روز است که قطعی اینترنت ایرانیان را به انزوا مجازی برده است. ساعت به ۲۱ شامگاه ۱۸ دی ماه که رسید، ستاره ایران در کهکشان ارتباط دیجیتال خاموش شد و حالا پس از ۲۰ روز کورسویی از چراغهای رابطه پیداست که به مدد فیلترشکنها و دور زدن انسداد اینترنت پیش روی ایرانیان است. ارتباطی به شدت ناپایدار و گاهی حتی عصبانی کننده برای شهروندانی که از این قطعی اینترنت حتی کلافه شده اند.
انگار که در روزهای اخیر تنها درزهای ارتباطی کوچکی میان این دیوار شکل گرفته و ما سعی میکنیم از آن راه نفس بکشیم. حال در گوشهگوشه ایران، مردم در حال تجربه حسهای مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند. احساساتی که با قطع اینترنت هر فردی به جزیرهای جداافتاده تبدیل شده و آن هم در شرایطی است که بسیاری از مردم روزهای تلخی و دردناکی را تجربه میکنند.
قطع اینترنت بحرانهای اقتصادی جدی در پی داشت چنان که وزیر ارتباطات نیز روز ۵ بهمن گفت که قطع اینترنت روزانه تا ۵۰۰ میلیارد تومان خسارت مستقیم به هسته اقتصاد دیجیتال (اپراتورها و زیرساخت شبکه) وارد میکند و بر معیشت ۱۰ میلیون نفر تاثیر مستقیم داشته است اما در شرایطی که جامعه ایران بحران بزرگ دی ماه را از سر گذرانده و روی لبه مرز ناامیدی و خشونت ایستاده، شاید سوال کلیدی باید اکنون این باشد که این قطعی اینترنت چه تاثیری بر روان جمعی شهروندان ایرانی خواهد داشت؟
قطع اینترنت در حکم حبس خانگی
«سارا گلستانی» روانشناس و رواندرمانگر در پاسخ به این پرسش به «آوش» میگوید: «من بهعدم ارتباطی که وجود دارد، حبس خانگی میگویم. چون شما دسترسی به چیزهایی که هرروز با آنها زندگی میکردید دیگر ندارید. این شرایط تازه در حالی است که شغل خیلی از ایرانیها اکنون به اینترنت وابسته است. من به عنوان درمانگر مراجعین آنلاینی که داشتم را ندیدم و کسب و کاری نداشتم و از سوی دیگر کسانی که باید دسترسی به درمان میداشتند به دلیل قطع اینترنت از آن محروم مانده اند.»
گلستانی در ادامه با اشاره به مساله تنهایی دیجیتال آدمها نیز میگوید: «مهمتر از همه در جهان امروز اینترنت برای ما مثل یک دوست همراه و همدم بود. وقتی اینترنت را از ما میگیرند یعنی در حریم خصوصی ما ورود میکنند و این حق را برای خودشان قائل هستند که تعیین کنند من از چیزی که مال خودم است، چگونه استفاده کنم. این یعنی اختیار من در زندگی گرفته شده است. پیامد حسی که چنین احساسی در آدمها ایجاد میکند، عدم کنترل است و خشم اولین چیزی است که انسان وقتی کنترلی بر زندگیاش ندارد تجربه میکند. بعد از تجربه احساس نخستین خشم بسته به شرایط فرد باید دید چه عواطف و احساسات دیگری در آن فرد ایجاد میشود. به طور معمول نیز احساسات بعدی سرگردانی و بلاتکلیفی است.»

نیاز به سوگواری جمعی مجازی
این روانشناس و روان درمانگر در توضیح شرایط اجتماعی ایران نیز میگوید: «مردم ایران اکنون بیش از یک ترومای جمعی را تجربه میکنند. چون علاوه بر اینترنت، شاهد خونهایی بودند که ریخته شده و مدام تناقض گویی میشنوند. پس یک سوگی وجود دارد که به خاطر همه چیزهایی که از آنها گرفته شده، سوگواری برای آنان ناتمام مانده و این یعنی نمیدانیم این سوگ کی قرار است حتی به شکل بیرون ریزی شروع به تجربه شود.»
ساراگلستانی در تعریف مساله سوگ به صورت جمعی و فردی نیز به «آوش» میگوید: «سوگ یک پروسه روانی پیچیده و زمان بر است. شما زمانی که هم عزیزانی را از دست میدهید، و هم اختیار زندگی برای ارتباط برقرار کردن صلب میشود و کنارش مسائل اقتصادی بحران زاتر میشود، پس زمان زیادی لازم است تا آدمها این هیجانات را تجربه کنند.»
این روان درمانگر با اشاره به این که چقدر موضوع اینترنت در برقراری ارتباط اهمیت دارد نیز تصریح کرده که: «اکنون حتی در زمانبندی برای وصل شدن اینترنت نیز بلاتکلیفی وجود دارد. این وضعیت بلاتکلیفی و ابهام برای مغز و بدن انسان مثل سم عمل میکند. وقتی بلاتکلیف باشید مغز شما دائما شروع میکند به آماده بودن برای بدترین وضعیت. یعنی بدن همیشه در وضعیت منقبض و پراسترس خواهد بود چون احساس میکند خطری تهدیدش میکند. بدن انسان تحمل این حجم از استرس را ندارد و قطعا ادامه دار شدن هر وضعیت بلاتکلیفی، چه اینترنت و چه هرچیزی باعث میشود سیستم ایمنی ضعیف شود و بعد از این دوره قطعی اینترنت ما قطعا بیماری روانتنی با تعداد بیشتر در جامعه نیز خواهیم داشت و علاوه بر مشکلات روانی است که برایمان ایجاد میشود.»
استرس و اضطراب قطع اینترنت منجر به روان تنی میشود
گلستانی در توضیح نیز افزود: «ما یک دسته بیماری جدی خواهیم داشت. بیماریهای روانتنی همان بیماریهای خود ایمنی هستند و مثلا دردهایی دارند که دردهای عصبی نام دارند. در بحث روانی نیز شاهد این موضوع خواهیم بود. استرس و اضطرابی که مردم دارند، بیقراری که حس میکنند، احساسات پیچیدهای که دارند بر روی تصمیمات روزمره آنها تاثیر میگذارد.»
سارا گلستانی در پایان نیز تاکید کرد که «این موارد را میتوانم از تبعات روانی این مدل قطع اینترنت بدانم اما این که دقیقا شخص چه مدل از بحران روانی یا بیماری بدنی را تجربه کند، فرد به فرد متفاوت است. اما باید توجه کرد که خیلی از بیماریهای خود ایمنی میتوانند موجب مرگ بشوند. معروفترینشان سرطان است. در بیماری خود ایمنی مغز دستور حمله به بدن میدهد و کم کم بدن به سمت اضمحلال میرود و باید اعتراف کنم من هم مثل همه دچار تروما و سوگ هستم و هرروز که از خواب بیدار میشوم باید انگیزه پیدا کنم برای ادامه دادن.»
انزوای اجباری شهروند با قطع اینترنت
«آرین عمرانی» کارشناس روانشناسی نیز با اشاره به موضوع قطعی اینترنت و تاثیر آن بر روان آدمها و مساله جامعه به «آوش» میگوید: «تجربه خیلی از ابعاد مختلف روانشناختی آدمها در دوران معاصر از طریق اینترنت است. با قطعی اینترنت این تجربه و شناخت مختل میشوند. بسیاری از شهروندان دوستان صمیمی یا اعضای خانواده آنان بیرون از کشور بوده و ناگهان همه این ارتباطات به کل قطع شده است. این بدان معناست که انگار شخص به زور منزوی شده، به زور از دنیا دور شده و دور افتاده است. مجموعه این موارد باعث میشود که ناگهان یک شهروند تجربه درستی از زمان و خودش پیدا نکند و دچار افسردگی و اضطراب شود.»
این روانشناس درباره تبعات این روند نیز توضیح میدهد که «در چنین وضعیتی آدمها گیج شده و خودشان را گم میکنند. نفهمیدنِ نسبت خود با دنیا یکی از همین گمگشتگی هاست. اینها مواردی است که ممکن است به مرور زمان پیش بیاید. چنان که وقتی آدم منزوی میشود دربرابر همه مشکلات روانی آسیبپذیرتر خواهد شد. کسی که دچار اضطراب است، اضطرابش بیشتر و کسی که افسرده است نیز افسردهتر خواهد شد.»

ایزوله اطلاعاتی و سرسام آدمها با قطعی ارتباط
عمرانی در توضیح روند رخ داده نیز به «آوش» میگوید: «وقتی پلتفرمهای مجازی را از دسترس خارج میکنیم (به صورت کلی انگار فضای اجتماعی وجود ندارد) فرد را از حضور در یک اجتماع محروم کرده و او را به به ایزوله بودن از نظر اطلاعاتی محکوم کرده ایم. در شرایطی که اینترنت قطع میشود، انگار اطلاعات محدود شده به من و یک دیگری بزرگ. این یعنی شهروند دیگر با مجموعهای متکثر از انواع و اقسام نظرات روبه رو نیست و تنها با یک روایت طرف است و این موجب مختل شدن پردازش اطلاعات خواهد شد. انگار من اصلا نمیدانم چه اتفاقی افتاده و بابت اتفاقی که دقیقا نمیدانم چیست چطور میخواهم فکر کنم؟ چه برسد به مساله سوگواری که خیلی پیچیدهتر از فکر کردن است.»
آرین عمرانی میگوید ما راجعبه چیزی که دارد اتفاق میافتد حتی نمیتوانیم فکر کنیم چون اطلاعات متکثری درموردش نداریم و اتفاقا وقتی با پدیدهای روبه رو هستیم که اطلاعاتی از آن نداریم، اتفاقاعدم اندیشه به آن از نظر اجتماعی خطرناکتر است، و در توضیح میگوید: «همین باعث میشود که ناگهان انسان بدون اندیشه عمل کند و در طولانی مدت این به ضرر همه و جامعه است.»
واکنش خطرناک ذهن در شرایط فقدان اطلاعات
این روانکاو اجتماعی در انتها نیز به «آوش» میگوید که: «محروم شدن آدمها از اطلاعات اثرات مخرب زیادی دارد و شبیه قحطی غذاست. ذهن در شرایط فقدان اطلاعات واکنش درستی از خودش نشان نمیدهد. از سویی نمیشود که اطلاعات را از یک مجرای محدود به جامعه بدهیم که اثرش را خنثی و محدود کند. این اتفاق اصلا نمیافتد. چرا که وقتی ذهن نسبت یه یک منبع اطلاعاتی بیاعتماد میشود، اصلا سراغ آن منبع اطلاعاتی نمیرود تا از آن استفاده کند. در این شرایط با یک تصویر گسسته طرف خواهیم بود. در واقع بین آن چه که اتفاق میافتد و آن چه که فرد در حال تجربه است یک شکاف عینی به وجود میآید. این شکاف موجب میشود که ما با یک ترامای جمعی حل نشده، پردازش نشده و گیج طرف باشیم به این معنا که نمیدانیم چه مشکلی هست ولی میدانم یک چیزی مثل قبل نیست.»