EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۰۱۴۲
روایتی از تاریخ، طاق، نور و آتش در بازار سنتی رشت

سوز سرمای آتش بازار رشت بر دل یک شهر نشست/ اهمیت بازسازی بازار رشت برای ترمیم زخم‌های روانی مردم یک شهر

هنوز کسی برای مال باختگان بازار رشت و شاید همه مردم که چشمشان به این بازار دوخته شده به درستی توضیح نداده که دقیقا در شامگاه ۱۸ دی ماه و بامداد ۱۹ دی ماه چه رخ داده اما مردم فقط می‌دانند که «طاقی بزرگ» یا همان کاروانسرای «طاقی بزرگ» که عمری حدود ۱۲۵ سال داشت؛ نیز یک شبه سوخت و از آن یک مخروبه باقی ماند

سوز سرمای آتش بازار رشت بر دل یک شهر نشست/ اهمیت بازسازی بازار رشت برای ترمیم زخم‌های روانی مردم یک شهر
تحریریه آوش

بازار رشت پیش از آن‌که یک مکان باشد، یک جریان است؛ جریانی که قرن‌هاست در رگ‌های شهر می‌دود. این بازار نه با نقشه‌های مهندسی‌شده و نه حتی با نظم هندسی بازارهای کویری ایران شکل گرفته؛ بلکه به‌تدریج، همراه با رشد شهر، تجارت و زندگی روزمره مردم ساخته شده است. رشت، شهری است که بازارش را به‌عنوان مرکز ثقل خود پذیرفت و بعد خیابان‌ها، محله‌ها و میدان‌ها را پیرامون آن گسترش داد. به همین دلیل، بازار رشت فقط بخشی از شهر نیست؛ این بازار خاص خودِ شهر است، آن هم در فشرده‌ترین و زنده‌ترین شکلش. 

تاریخ و معماری متفاوت بازار رشت

ریشه‌های شکل‌گیری بازار بزرگ و سنتی رشت به دوره صفویه بازمی‌گردد؛ زمانی که رشت به‌واسطه موقعیت جغرافیایی‌اش، به دروازه شمالی تجارت ایران بدل شد. ارتباط با قفقاز و روسیه، دادوستد ابریشم، برنج و محصولات کشاورزی، و حضور بازرگانان محلی و خارجی، بازار رنگارنگ شهر را به قلب اقتصادی گیلان تبدیل کرد. 
اما در دوره قاجار، این نقش پررنگ‌تر شد. راسته‌ها شکل گرفتند، گذرها امتداد پیدا کردند و کاروانسراها یکی‌یکی در دل بازار جا خوش کردند؛ فضاهایی برای انبار کالا، اقامت تاجران و شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط اقتصادی که رشت را از یک شهر محلی به شهری منطقه‌ای ارتقا داد. 

معماری بازار رشت، نیز بازتاب مستقیم اقلیم خاص این شهر را با خود دارد. در این بازار خبری از طاق‌های بلند و گنبدهای باشکوه نیست و سقف‌ها کوتاه‌ترند، طاق‌ها ساده‌تر و گذرها نیمه‌باز هستند. چنان که معماری این بازار به شما نشان می‌دهد که بازار رشت برای نمایش قدرت ساخته نشده؛ بلکه برای دوام آوردن ساخته شده، برای تاب آوردن در برابر باران‌های پی‌درپی، رطوبت سنگین و نور خاکستری شمال. 
نور در بازار رشت نقش روایتگر دارد. نور مستقیم نیست، نمی‌تابد، بلکه برسر بازار فرو می‌ریزد و از دهانه گذرها، از شکاف سقف‌ها و از حاشیه طاق‌ها وارد می‌شود و روی سبزی‌های تیره، ماهی‌های نقره‌ای، پارچه‌های رنگی و چهره‌های آفتاب‌ندیده کاسب‌ها می‌نشیند. این نور پخش و مه‌آلود، به بازار کیفیتی زنده می‌دهد؛ چنان که گویا همه‌چیز در این باز در حرکت است، حتی وقتی کسی ایستاده و همین است که رنگ‌ها در این فضا معنا پیدا می‌کنند. بازار رشت حتی در روزهای ابری، رنگ دارد، چون رنگ بخشی از زندگی روزمره آن است. 

گذرهای بازار رشت، راهروهای ساده‌ای برای عبور نیستند. هر گذر حافظه‌ای دارد، حافظه صداها، چانه‌زدن‌ها، خبرها و شایعه‌ها. کما این که بازار رشت همیشه محل تبادل کالا نبوده؛ محل تبادل اطلاعات هم بوده است. برای همین است که بازار رشت، برخلاف بسیاری از بازارهای سنتی، هنوز هم زنده است؛ نه موزه شده و نه صرفاً مقصد گردشگر. اما این بازار، به‌واسطه قدمت و فشردگی همواره در معرض خطر بوده و آتش‌سوزی ۱۸ دی‌ماه و آن چه در شبانگاه این روز بر بازار و قلب رشت گذشت، حالا چنان داغی بر تن و دل این شهر و مردمش باقی مانده است. 

7-43

شامگاه ۱۸ دی ماه بر بازار رشت چه گذشت؟ 

هنوز کسی برای مال باختگان بازار رشت و شاید همه مردم که چشمشان به این بازار دوخته شده به درستی توضیح نداده که دقیقا در شامگاه ۱۸ دی ماه و بامداد ۱۹ دی ماه چه رخ داده اما مردم فقط می‌دانند که «طاقی بزرگ» یا همان کاروانسرای «طاقی بزرگ» که عمری حدود ۱۲۵ سال داشت؛ نیز یک شبه سوخت و از آن یک مخروبه باقی ماند. 
بازار سنتی رشت حدود ساعت ۸ شب روز ۱۸ دی ماه آتش گرفت و تا صبح فردایش سوخت. «طاقی بزرگ»، «طاقی کوچک»، «قیصریه فخر»، «بازار کتابفروشان» و «سرای ملک» همه، بخش‌هایی از این بازار بزرگ ۲۴ هکتاری بودند که کامل سوختند. آتش از خیابان شریعتی، و مسجد «حاج مجتهد» شروع شد و پس از آن ۱۳ کاروانسرای به جا مانده از دوره قاجار به طور کامل تخریب شده و یکی از زیباترین و ارزشمندترین کاروانسراهای این بازار به نام کاروانسرای ملک که در سال ۱۳۸۲ در فهرست آثار ملی ثبت شد نیز در این آتش سوخت و بنا بر گزارش وزارت میراث فرهنگی و مسوولان استانی، حالا از ۲۰ کاروانسرای صفوی و قاجاری این بازار قدیمی، فقط ۷ کاروانسرای طاقی بزرگ، طاقی کوچک، سرای ملک، کاروانسرای محتشم، کاروانسرای چینی‌چیان و گلشن باقی مانده اند. 

بازار سوخته رشت

بنا به آن چه از بازار دیده و شنیده شده، به نظر می‌رسد آتش در جوار بازار زرگران متوقف شده باشد و دلیل آن معماری و بازسازی خاص بازار بوده که به دلیل مدل بازسازی دیوار ضد آتش بوده و عملا در این بخش شعله‌های مهیبی که بازار رشت را می‌بلعیده متوقف شده تا صبح روز ۱۹ دی ماه که کل آتش در بازار رشت مهار شده است.
یکی از کسبه بازار به آوش گفت که آن جا جدا از بازار بودنش و بافت سنتی که دارد بسیاری از جوانان را نیز جذب می‌کرد. همیشه شلوغ بود و کفِ بازار وقتی خیس بود این یعنی که باران باریده است. 
این از موارد خاص بازار رشت بود، باران در این بازار بر سرتان می‌بارید. 

شهری در اندوه بازاری که سوخته

یکی دیگر از شهروندان رشت نیز در توصیف این بازار به آوش می‌گوید که «بازار رشت استثنایی بود با مردمانی خون گرم. در این بازار همه چیز بود، هر چیزی که یک شهروند یا گردشگر می‌خواست تهیه کند در همین بازار پیدا می‌شود.» 
این شهروند اما با حسرت می‌گوید: «بازار که سوخته حالا در شهرداری (مکانی توریستی و تفریحی در جوار بازار رشت) نیز دیگر خبری نیست. شهر غمگین است. مردم اگر هستند تمامشان غمگین هستند. این بخش شهر همیشه شلوغ و پر هیجان بود و همه بگو بخند می‌کردند. اما حالا هیچ خنده‌ای در رشت روی لب کسی نیست و بیشتر بازار الان سوخته است.»
او می‌گوید که به چشم دیدم که یکی از کسبه بازار با سابقه جنگ و جانبازی بود خودش را می‌زد و می‌گفت من این همه سال زحمت کشیدم الان چه خاکی به سرم بریزم. 

زمین ارزشمند بازار رشت و بودجه ۳ هزار میلیاردی برای بازسازی

حقیقت این است که بازار رشت برای مردمش اهمیت خاصی دارد و البته که زمین این منطقه از نظر شهری بسیار ارزشمند است و همین ارزش زمین مناطق سوخته بازار است که بخشی از مردم را نگران کرده که آیا نقشه و برنامه خاصی برای بازار چند صدساله شهر کشیده اند؟ 
در همین حال اما هادی حق‌شناس، استاندار گیلان پس از آتش سوزی گفته بود خسارت تمام ابنیه‌ای که در رشت به دنبال حوادث اخیر سوختند، براساس برآورد اولیه ۳ هزار میلیارد تومان است، اما این که چه تعداد کالا ازبین رفته هنوز مشخص نیست، چون این عدد برمبنای نظر بیمه و خوداظهاری بازاریان استخراج می‌شود.
در واقع این سخنان حق‌شناس بدان معناست که تنها بازسازی بازار اکنون نیازمند یک بودجه ۳ هزار میلیارد تومانی است و این جدا از موضوع کالاهای سوخته شده است. 

بازسازی بازار رشت نیازمند مدارک و مستندات تاریخی مکان

«محمد بهشتی»، کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری اما در توضیح اهمیت بازار رشت در مناسبات شهری و میراثی به «آوش» می‌گوید: «مهم‌ترین اتفاقاتی که شهرها رخ می‌دهد همان زندگی شهری و حیات مدنی شهروندان است. این یعنی همان باور و روندی که ضامن کیفیت زندگی هر شهروند در محل زندگی او است. در واقع این تفاوت شهر رشت با شهرهای دیگر است که کیفیت زندگی شهری را می‌سازد و این زندگی شهری نیز خارج از فضاهای خصوصی و فضاهای بسته اتفاق می‌افتد. انگار شبیه مهمان‌خانه که مهم‌ترین جای خانه است. همین جاست که کیفیتی از زندگی برای شهروند رخ می‌دهد که جدا از زندگی عادی و روزمره است. این زندگی شهری در مقیاس‌های مختلف در هر شهر رخ می‌دهد و از کوچه و میدانچه شروع شده تا بازار اصلی شهر پیش می‌رود.» 

این کارشناس میراث در ادامه به آوش می‌گوید: «بازارها مهم‌ترین جای وقوع زندگی شهری هستند. اگر بخواهیم عیاربندی کنیم نیز عیارش از همه با اهمیت‌تر است و لزوما نه از نظر داد و ستد بلکه بابت وقوع جریان زندگی شهری.» 
او درباره مساله بازار رشت نیز با اشاره به این که اصلا شهر رشت خودش امری تاریخی است نیز می‌گوید که «از زمانی که رشت وجود داشته، جریان زندگیش را بازار تداوم داده است. گوشه گوشه بازار رشت، فضاها و نام‌ها در این شهر قصه دارند و موقعیت دارند، هویت دارند، موجودیتی دارند در راستای این زندگی شهری. از این جهت می‌توان گفت مهم‌ترین نیاز فرهنگی شهر رشت، همین بازار است.» 

محمد بهشتی در ادامه نیز با اشاره به بازار سوخته رشت افزود «بالاخره اتفاقی افتاده در این بازار و متاسفانه بازار اکنون سوخته است. در چنین شرایطی و زمانی که اثر تاریخی دچار خرابی از هرنوع و حتی آتش سوزی شود، اول باید برایش مستتندسازی کنیم. این یعنی اکنون باید آن چیزی که باقی مانده را ثبت و ضبط کنیم و آماده بشویم که با مدارک و مستندهایی که وجود دارد، مکان را مرمت و حتی بازسازی کرد. این بازسازی باید منطبق بر اسناد تاریخی که داریم، باشد. مدل احیا بازار رشت باید به گونه‌ای باشد که جریان زندگی را دوباره در آن ببینیم. هم چنین فکر نکنیم اینجا فقط ارزش کارکردی دارد و یک عده اینجا فقط کاسب هستند و کاسبی آنان دچار اختلال شده و حالا یک جای دیگر شهر به آن‌ها مغازه می‌دهیم تا کاسبی کنند، این درست نیست. آن کاسبی، آن مغازه بهانه‌های وقوع زندگی بودند. آن‌ها اصل زندگی نیستند. مثل حمام گنجعلی خان که مثلا بگوییم حمام است و می‌رویم آنجا تنمان را بشوریم. اصلا برای صرف شستن تن به همچین جواهری نیاز نیست. شستن تن بهانه است سر این که ما به حمام گنجعلی خان برویم.» 

این کارشناس میراث فرهنگی در ادامه با اشارره به اهمیت مکان‌های تاریخی نیز به آوش می‌گوید که: «همانطور که دادوستد بهانه است که ما به بازار رشت بریم. اصلا در مفهوم تاریخی و میراثی این دیگر اصل نیست، فرع است. زاینده رود بهانه است که ما به پل خواجو برویم. در بازار رشت نیز افراد برای حضور پیدا کردن در جریان زندگی، معاشرت و… حاضر می‌شدند. اکنون هم بحث گردشگری نیست. گردشگری یک اقتصاد زود بازده است، یعنی قرار است درآمدزایی کند. شبیه آن که مهمان داشته باشیم و فقط سفره پهن کنیم و تصور کنیم فقط قرار است شکم مهمان سیر شود. خنده دار نیست؟ مهمان آمده شما را ملاقت بکند. یعنی این ملاقات مهم است نه که شکم مردم سیر شود اما برای سیر کردن شکم مردم راه‌های ساده‌تری هم هست.» 

بازار رشت

حال اما بازار رشت همچنان ایستاده؛ با همان طاق‌ها، همان نور پخش‌شده و همان صداها، اما آتش‌سوزی، مثل زخمی در حافظه معاصر آن باقی می‌ماند؛ با یادآوری این واقعیت که تاریخ، اگر مراقبت نشود، می‌تواند در چند ساعت دود شود. اهمیت بازار رشت دقیقاً همین‌جاست؛ در این‌که گذشته، حال و آینده شهر را هم‌زمان در خود دارد. بازاری که اگر فقط به چشم محل خرید دیده شود، بخش بزرگی از هویت رشت نادیده گرفته شده؛ هویتی که هنوز، هر روز، زیر همان طاق‌های ساده و باران‌خورده، نفس می‌کشد و نیازمند بودجه فوری برای بازسازی است. بازسازی بازار رشت بخشی از روند بازسازی روان زخم خورده مردم این شهر است.

ارسال نظر

آخرین اخبار