۸۰ هزار پرستار خانهنشین در برابر کمبود ۱۰۰ هزار نفری در بیمارستانها/ کوچ پرستاران از بیمارستان به تاکسی اینترنتی
تحریریه آوش/وزارت بهداشت از نیاز به ۱۰۰ هزار نیروی پرستاری میگوید؛ دبیرکل خانه پرستار از ۸۰ هزار فارغالتحصیل خانهنشین خبر میدهد
کمبود پرستار در کشور حالا به مرز بحرانی خود رسیده است. طبق گفته دبیرکل خانه پرستاری ایران در حال حاضر حدود ۸۰ هزار پرستار فارغالتحصیل کار نمیکنند که همین کمبود، به شکل مستقیم بر تعداد فوتیهای سیستم درمان اثر دارد. از طرفی حقوقهای بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومانی در کنار فشار کاری بالا منجر به بیانگیزگی و پایین آمدن کیفیت کار این قشر خواهد شد.
از نسبت هزار نفر به ۱۰ نفر پرستار، ما عدد یک هستیم
اعترضات پرستارها تمامی ندارد، از تهران تا شهرهای کوچک، همه آنها از شرایط کاری و میزان دستمزدها ناراضی هستند. ماجرای که طی سالهای اخیر برای آنها سختتر از فبل هم شده است. محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار ایران، در گفتوگو با آوش به تعداد پرستارها نسبت به جمعیت اشاره میکند که تناسبی در آن وجود ندارد و توضیح میدهد: «استاندارد جهانی، نسبت تعداد پرستاران به جمعیت است. در برخی کشورها، مانند بلژیک یا دانمارک، به ازای هر هزار نفر جمعیت، ۱۰ نفر یا بیشتر پرستار وجود دارد. در کشورهای اروپایی نیز این نسبت در برخی مناطق ۹ و در برخی دیگر ۸ نفر است. سازمان جهانی بهداشت هم اعلام کرده است که برای ارائه خدمات متوسط به مردم، نسبت پرستار به جمعیت باید بین ۵ تا ۶ نفر به ازای هر هزار نفر باشد. کمترین این نسبت، ۳ نفر است. بنابراین، اگر مردم بخواهند حداقل خدمات پرستاری را دریافت کنند، باید به ازای هر هزار نفر جمعیت، سه پرستار داشته باشیم. این نسبت در آمارهای ما ۱٫۶ نفر است. بر اساس نسبت تعداد تختهای بیمارستانی به تعداد پرستاران نیز با عددی بسیار پایین مواجه هستیم. بنابراین، پرستاران اکنون از تغییر شرایط خود کاملاً ناامید شدهاند».
بالاترین تعداد جانباخته پرستار در کرونا را داشتیم
شریفی مقدم در ادامه صحبتهلیش اشاره میکند: «از طرفی، بحث کمبود نیرو در حال حاضر مطالبه پرستاران نیست و این مطالبه مردم است؛ زیرا این مردم هستند که در ادامه این وضعیت آسیب خواهند دید. پرستاری شغلی بسیار پرخطر است. برای مثال، در دوران کرونا، بالاترین آمار جانباختگان حوزه پرستاری را در دنیا داشتیم. دلیل آن همین کمبود نیروی پرستاری بود. این موضوع عواقب بسیار بدی برای پرستاران داشت. از جمله افزایش اضطراب و افسردگی پس از فشاری که در آن دوران کاری تجربه کردند. موضوعی که در کشورهای دیگر کمتر پرستارها تجربه کردند».
نیاز به ۱۰۰ هزار نیروی پرستار
پرستارها در بحرانهای اجتماعی همیشه حضور دارند ولی با این شرایط کاری پیداری را تجربه نمیکنند. شریفی مقدم در این مورد هم اضافه میکند: «در روزهای جنگ وضعیت به همین شکل بود. زلزلههای اقتصادی بعد از جنگ شرایط را برای پرستارها هم مانند دیگر اقشار بدتر کرد و بسیاری به فکر مهاجرت از این حوزه هستند. حتی وزارت بهداشت هم اعلام میکند که به ۱۰۰ هزار نیروی پرستاری نیاز دارد. یعنی شرایط به جایی رسیده است که خود سیستم درمان اعلام میکند با کمبود نیرو مواجه شده است».

پایینترین حقوق کارکنان دولت، سهم پرستاران
دبیرکل خانه پرستاری ایران از مهاجرت شغلی پرستارها به مشاغل دیگر توضیح میدهد: «در این مدت، شرایط پرستاران روزبهروز بدتر شده است. واقعاً شرایط نسبت به سال قبل، دو ماه قبل و حتی هفته قبل بدتر شده است. پرستاران در مقایسه با سایر کارکنان دولت، پایینترین حقوق را دریافت میکنند. بنابراین، یکی از راههای خروج از این حرفه، مهاجرت و راه دوم، تغییر شغل پرستاران است؛ از فعالیت در حوزه کارهای زیبایی و آرایشگری گرفته تا شرکتهای بیمه درمانی، تجهیزات پزشکی و حتی تاکسیهای اینترنتی که برای درآمد بیشتر به سمتش میروند».
حدود ۸۰ هزار پرستار خانهنشین
کمبود پرستار در سیستم درمان دلایل مختلف دارد که دبیرکل خانه پرستاری ایران در مورد این موضوع توضیح میدهد: «مهمتر از همه اینکه اکنون ۷۰ تا ۸۰ هزار پرستار فارغالتحصیل داریم که در خانه نشستهاند و کار نمیکنند. آنها برای حقوق ۲۵ میلیون تومانی حاضر به کار نیستند. این واقعیتی است که باید به آن توجه کرد؛ آن هم در محیطی پرخطر و پرفشار که کارکنان آن باید در شرایط بحرانی نیز حضور جدی داشته باشند. پرستاری که بهتازگی استخدام شده است، ۲۵ میلیون تومان حقوق دریافت میکند و پرستاران باسابقه نیز بین ۲۸ تا ۳۰ میلیون تومان میگیرند. آن چه اکنون پرستاران را رنج میدهد، بیعدالتی حاکم بر سیستم درمان است. همین حالا در یک بیمارستان، پرستاری ۳۰ میلیون تومان حقوق ثابت دریافت میکند، در حالی که حقوق یک پزشک ۲۰۰ میلیون تومان است. وقتی تمام رؤسای دانشگاههای حوزه سلامت، رؤسای بیمارستانها و مسئولان وزارت بهداشت را پزشکان تشکیل میدهند، سیاستها نیز به همین شکل پیش خواهد رفت. هرچند بیشتر پزشکان ما افرادی بسیار شریف هستند، اما در چنین شرایطی تعارض منافع به وجود میآید».
کمبود پرستار جان بیماران را میگیرد
شریفی مقدم در مورد همین موضوع ادامه میدهد: «یک پرستار حدود شش سال در دانشگاه تحصیل میکند و مهارتهای لازم را به دست میآورد تا وارد بازار کار مرتبط با رشته خود شود، اما وقتی تحصیلش تمام میشود، در خانه میماند. از نظر من، خطر این موضوع از ابعاد دیگر ماجرا بیشتر است؛ زیرا به دلیل کمبود پرستار، بیماران در بیمارستانها جان خود را از دست میدهند. مردم اکنون در سیستم درمان در حال متحمل شدن خسارت هستند، چون تعداد پرستاران شاغل در این سیستم، بههیچوجه با نیازهای آن همخوانی ندارد. فلسفه وجودی وزارت بهداشت این است که خدمات درمانی استاندارد را به مردم ارائه دهد. بخش قابلتوجهی از این خدمات بر دوش پرستاران است، اما با این حال، این قشر اصلاً دیده نمیشود. بنابراین، در چنین سیستمی، مردم دیگر هیچ اهمیتی ندارند. حلقه گمشده تمام این مشکلات، سیاستهای وزارت بهداشت است».
پرستاران در خانه میمانند یا شغل دیگر انتخاب میکنند
شریفی مقدم در پایان به اثر تمام این مشکلات بر روحیه و انگیزه پرستاران میپردازد و میگوید: «در بیمارستانها، پرستاران خسته و بیانگیزه هستند و به همین دلیل، انگیزه چندانی برای کار ندارند. این موضوع بهطور کامل بر روحیه و کیفیت کار آنها تأثیر میگذارد. به همین دلیل، بسیاری از آنها میان کار کردن با حقوق ناچیز و تحمل فشارهای مختلف و ماندن در خانه یا روی آوردن به شغلی دیگر مورد دوم را انتخاب میکنند. همین حالا نیز به دلیل کمبود کادر پرستاری در بیمارستانها، مردم در حال آسیب دیدن هستند. از طرفی، مردم آگاهی چندانی از حقوق درمانی خود ندارند و ادامه این روند، شرایط را روزبهروز بدتر میکند».