صدای پای بحران پرستاری در سلامت کشور/ چرا فریاد معیشتی پرستاران شنیده نمیشود؟
تحریریه آوش/اعتراضات صنفی کادر درمان و به ویژه پرستاران بار دیگر به صدر اخبار اجتماعی و اقتصادی کشور بازگشته است؛ موجی تازه از ناآرامیهای صنفی که نشان میدهد زخمهای کهنه سیستم درمانی نه تنها التیام نیافته، بلکه با گذشت زمان عمیقتر و کهنهتر شده است.
اعتراضات صنفی کادر درمان و به ویژه پرستاران بار دیگر به صدر اخبار اجتماعی و اقتصادی کشور بازگشته است؛ موجی تازه از ناآرامیهای صنفی که نشان میدهد زخمهای کهنه سیستم درمانی نه تنها التیام نیافته، بلکه با گذشت زمان عمیقتر و کهنهتر شده است. از تجمع اخیر پرستاران بیمارستان فیاضبخش تهران گرفته تا سلسله اعتراضات دامنهداری که در ماهها و سالهای گذشته در شهرهایی چون مشهد، شیراز، اصفهان و سایر نقاط کشور رخ داد، همگی حاکی از آن است که مدافعان سلامت در ایران برای دستیابی به ابتداییترین مطالبات قانونی و معیشتی خود ناچار به بلند کردن صدایشان شدهاند.
عدم اجرای واقعی قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری، تحمیل اضافه کاریهای اجباری با دستمزدهای تحقیرآمیز، نابرابری در نظام پرداخت و برخوردهای اداری و انضباطی با معترضان، کادر درمانی را به نقطهای رسانده که خروجی آن چیزی جز فرسودگی شدید روحی، ناامیدی، مهاجرت گسترده و در نهایت افت کیفیت خدمات درمانی به مردم نیست.

بازخوانی پرونده باز مطالبات کادر درمان
در روزهای اخیر تجمع اعتراضی پرستاران و کادر درمانی بیمارستان فیاض بخش تهران موج جدیدی از توجهات را به سمت چالشهای عمیق بدنه سلامت جلب کرد. پرستاران این مرکز درمانی با تجمع در محوطه بیمارستان، نسبت به حجم سنگین کاری، حقوق پایین، ناعدالتی در پرداختها و عدم اجرای درست قوانین حمایتی اعتراض کردند. در پی انتشار اخباری مبنی بر احضار یا برخورد با برخی از معترضان، احمد نجاتیان، رئیس کل سازمان نظام پرستاری، ضمن تاکید بر قانونی و حقطلبانه بودن اعتراضات پرستاران اعلام کرد که هیچ پرستاری اخراج یا بازداشت نشده است، اما پذیرفت که تعدادی از همکاران برای ارائه توضیحات و بررسی علت مشکلات فراخوانده شدهاند.
سازمان نظام پرستاری ضمن تاکید بر اینکه ارائه خدمات درمانی به مردم خط قرمز کادر درمان است، حق اعتراض صنفی پرستاران را به رسمیت شناخته و خواستار سعه صدر مدیران و ورود مستقیم رئیسجمهور و دولت برای حل شکاف درآمدی فاحش در نظام سلامت شده است. بیعدالتی مشهود در تنظیم تعرفههای پرستاری و ناهماهنگی در پرداختیها باعث شده تا مطالبات معیشتی کادر درمان همچون آتش زیر خاکستر باقی بماند و با کوچکترین جرقهای دوباره شعلهور شود.
قانون تعرفهگذاری و کابوس اضافهکاری اجباری
برای درک دلایل این خشم و نارضایتی عمیق، باید به عقب برگشت و جزییات مطالبات ساختاری پرستاران را بررسی کرد. اصلیترین مطالبه این قشر، اجرای کامل، واقعی و عادلانه «قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری» است؛ قانونی که بیش از ۱۵ سال پیش به تصویب رسید اما اجرای آن سالها به تاخیر افتاد و زمانی هم که به مرحله اجرا درآمد، با شیوهنامههای غیرکارشناسی عملا خاصیت و کارایی اصلی خود را از دست داد. پرستاران معتقدند آنچه امروز به نام تعرفه گذاری یا کارانه پرداخت میشود، نه بر اساس کارکرد واقعی و استانداردهای علمی، بلکه مبتنی بر فرمولهای مبهم و مبالغی بسیار ناچیز است که پرداختی آنها نیز ماهها به تاخیر میافتد.
مشکل بزرگ دیگر، چالش اضافه کاری اجباری است. به دلیل کمبود شدید نیرو در بیمارستانهای دولتی و تامین اجتماعی، مدیریتهای درمانی پرستاران را مجبور به سپری کردن شیفتهای فشرده و اضافه کاریهای شیفتی میکنند؛ این در حالی است که نرخ ساعتی این اضافه کاریها در مقایسه با تورم موجود و سختی کار، ناچیز و باورنکردنی است. دریافتی ناچیز بابت ساعتها کار طاقتفرسا در بخشهای حساس، آن هم با کسر مالیات، تحقیر حرفهای کادر درمانی تلقی میشود. در واقع، پرستارانی که سالها از عمر خود را صرف تحصیلات تخصصی دانشگاهی کردهاند و در سختترین شرایط روحی و جسمی مسئولیت جان بیماران را بر عهده دارند، درآمدی به مراتب کمتر از خط فقر رسمی دریافت میکنند و نظام پرداخت کارآمدی برای ترمیم این دریافتی وجود ندارد.

وقتی هشدارهای صنفی جدی گرفته نشد
اعتراض اخیر بیمارستان فیاض بخش اتفاقی مجزا و ناگهانی نیست، بلکه حلقهای از زنجیره اعتراضات سراسری پرستاران در سنوات اخیر است. نگارش گزارشهای مکرر مطبوعاتی از سوی رسانهها و تحرکات صنفی گذشته نشان میدهد که کادر درمان سالهاست نسبت به فرسودگی ساختاری هشدار دادهاند. در دوره انتقالی کابینهها و شیفتهای مدیریتی وزارت بهداشت، تجمع گسترده پرستاران بیمارستان قائم مشهد و سایر بیمارستانهای استانهای مختلف به دلیل عقب افتادن مطالبات و حقوق ناچیز، حتی لرزه بر صندلی تصمیمگیرندگان اجرایی انداخت و طرحهای استیضاح یا تذکرهای تند نمایندگان مجلس را در پی داشت.
نمایندگان سازمان نظام پرستاری بارها در گفتوگو با رسانهها تصریح کردهاند که مسئولان اجرایی و تصمیم گیران وزارت بهداشت و سازمانهای بیمهگر نمیخواهند صدای پرستاران را بشنوند و به جای اصلاح رویکردها و اتخاذ تصمیمات واقعی، به راهکارهای موقت یا برخوردهای اداری متوسل میشوند. مسئولان نظام پرستاری بارها یادآور شدهاند که عدم تمایل مدیریت درمانی به گفتوگوی واقعی با تشکلهای صنفی و ماندن پرونده مطالبات به صورت مفتوح، انگیزه خدمت را در بدنه بیمارستانها نابود کرده و خشم فروخورده جامعه پرستاری را تشدید کرده است.
سیکل معیوب مهاجرت و تعمیق بحران کمبود کادر درمان
یکی از دردناکترین پیامدهای نادیده گرفتن مطالبات کادر درمان، تشدید موج مهاجرت پرستاران و انصراف از خدمت در نظام سلامت کشور است. پرستاران ایرانی به دلیل سطح بالای دانش، مهارت عملی و استانداردهای آموزشی، پذیرش بالایی در کشورهای مختلف جهان دارند. وقتی یک پرستار پس از سالها درس خواندن و تحمل شیفتهای سنگین شبانه، متوجه میشود که درآمد ماهانهاش پاسخگوی ابتداییترین هزینههای زندگی و اجاره مسکن نیست، خروج از سیستم یا مهاجرت به خارج از کشور را به عنوان تنها راه نجات انتخابی میبیند.
خروج انبوه پرستاران زبده و باتجربه، بیمارستانهای کشور را با معضل خطیر کمبود نیرو مواجه ساخته است. بر اساس استانداردهای جهانی و شاخصهای سلامت، نسبت پرستار به تخت بیمارستانی یا جمعیت در ایران فاصله فاحشی با استانداردهای بینالمللی دارد. در برخی بخشهای درمانی کشور، نسبت پرستار به بیمار به یک به ده میرسد؛ وضعیتی خطرناک که فشار کاری بر پرستاران باقیمانده را دوچندان میکند، به فرسودگی شغلی بیشتر آنان میانجامد و در نهایت احتمال خطاهای درمانی و افت کیفیت خدمات به بیماران را به شدت افزایش میدهد.
سیستم سلامت کشور با چرخهای مخرب روبهرو شده است؛ شرایط سخت کاری و دستمزد ناچیز به مهاجرت یا ترک خدمت پرستاران منجر میشود، کمبود نیرو فشار را بر پرستاران شاغل باقیمانده افزایش میدهد، این فشار مضاعف و اضافهکاری اجباری اعتراضات جدیدی را شکل میدهد و ناتوانی در تامین مالی باقیماندگان، باز هم بستر مهاجرتهای جدید را فراهم میسازد.
فشار مضاعف بر کادر درمان و خستگی مفرط نیروهای شاغل
با کاهش شمار نیروهای زبده در بیمارستانها، بار کاری ناشی از خالی ماندن ردیفهای شغلی مستقیما بر دوش کادر درمانی موجود میافتد. پرستارانی که در بیمارستانهای دولتی و مراکز وابسته به سازمان تامین اجتماعی باقی ماندهاند، علاوه بر فشارهای معیشتی، باید بار مسئولیت شیفتهای خالی را هم به دوش بکشند. این روند به پیدایش پدیدهای شوم به نام فرسودگی شغلی و اختلالات مزمن جسمی و روانی در میان پرستاران منجر شده است.
گزارشهای میدانی از مراکز درمانی نشان میدهد که درصد بالایی از نیروهای شرکتی و رسمی به دلیل شیفتهای طولانی و نداشتن استراحت کافی، دچار بیمارهایی نظیر آرتروز شدید، اختلالات خواب و افسردگی شدهاند. این نادیده گرفتن سلامتی نیروهایی که خود متولی سلامت جامعه هستند، پیامدی جز ریزش بیشتر نیروها و خالی شدن بخشهای حساس درمانی از متخصصان باسابقه نخواهد داشت.
عواقب مستقیم بحران پرستاری بر کیفیت خدمات به بیماران
پیامد بحران در جامعه پرستاری محدود به محیط بیمارستانها و مطالبات صنفی باقی نمیماند، بلکه مستقیما بر جان و سلامتی بیماران تاثیر میگذارد. هنگامی که یک پرستار به جای خادمی آرام و باانگیزه، تحت فشار مالی خرد کننده و خستگی مفرط ناشی از شیفتهای ۱۲ یا ۲۴ ساعته اجباری بالای سر بیمار حاضر میشود، احتمال خطای انسانی به طرز چشمگیری افزایش مییابد.
برخوردهای ناخواسته، تاخیر در تزریق داروها، عدم مراقبتهای دقیق مراقبتی و کاهش کیفیت بالینی خدمات، همگی دستپخت چرخه معیوبی است که مسئولان در مدیریت بودجه و منابع انسانی سلامت ایجاد کردهاند. بیماران و خانوادههای آنان که در لحظات بحرانی زندگی خود به بیمارستانها مراجعه میکنند، ناخواسته قربانی عدم رسیدگی به مطالبات برحق پرستارانی میشوند که رمقی برای ارائه خدمات استاندارد برایشان باقی نمانده است.

ضرورت تغییر ریل مدیریت و پذیرش حق مطالبات صنفی
حل بحران کنونی پرستاری نیازمند عدول از رفتارهای شعاری و اصلاحات بنیادی در حوزه مدیریت سلامت است. برخوردهای انضباطی، ایجاد پروندههای اداری یا نادیده گرفتن فریادهای صنفی، نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه صدمات جبران ناپذیری به اعتماد عمومی و سرمایه انسانی حوزه سلامت وارد میسازد.
دولت و مجموعه وزارت بهداشت باید بپذیرند که مطالبات پرستاران کاملا قانونی، معیشتی و منطبق بر منطق اقتصادی است.
تجدید نظر اساسی در فرمولهای تعرفهگذاری، اصلاح نرخ ساعتی اضافه کاری، پرداخت به موقع مطالبات معوق، حذف اضافه کاریهای تحمیلی و خارج از توان جسمی، و رفع شکاف عمیق درآمدی میان گروههای مختلف کادر درمان، از عاجلترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد. اگر مسئولان امروز برای اصلاح نظام پرداخت و تامین حداقلهای معیشتی پرستاران ماندگار در کشور اقدام نکنند، فردا با بیمارستانهای خالی از نیرو و بحرانی ملی در ارائه خدمات درمانی روبهرو خواهند شد؛ بحرانی که تاوان اصلی آن را بیماران و آحاد مردم جامعه خواهند پرداخت.