پرسه مرگ در ساحل خزر/ پشتپرده تلفات سریالی فُکهای خزری چیست؟
مجموعهای از صید، آلودگی و تغییرات اقلیمی بقای فک خزری را تهدید میکند
تحریریه آوش/ کشف پیدرپی لاشههای بیجان فکهای خزری در کرانههای شمالی ایران، بار دیگر پرونده فاجعه زیستمحیطی کم سابقه در بزرگترین دریاچه بسته جهان را گزنگ خطر انقراض تنها پستاندار بزرگترین دریاچه جهان/ پشتپرده مرگ سریالی فکهای خزریشوده است. گزارشهای جدید حاکی از آن است که تعداد تلفات این گونه ارزشمند در سواحل استان مازندران از ابتدای سال جاری تاکنون به ۲۹ قلاده رسیده است.
کشف پیدرپی لاشههای بیجان فکهای خزری در کرانههای شمالی ایران، بار دیگر پرونده فاجعه زیستمحیطی کم سابقه در بزرگترین دریاچه بسته جهان را گشوده است.گزارشهای جدید حاکی از آن است که تعداد تلفات این گونه ارزشمند در سواحل استان مازندران از ابتدای سال جاری تاکنون به ۲۹ قلاده رسیده است.
این آمار نگرانکننده نشان میدهد که تنها پستاندار دریای خزر با شتابی بیسابقه به سمت ناپدید شدن از چرخه طبیعت پیش میرود. مسئلهای که اگرچه در نگاه اول یک چالش منطقهای به نظر میرسد، اما بررسیهای تحلیلی گواهی میدهند با بحرانی چند وجهی شامل صید غیرمجاز، آلودگیهای صنعتی و نفتی، شیوع ویروسهای کشنده و تغییرات شدید اقلیمی روبهرو هستیم که بقای این حیوان را به مویی بند کرده است.

سریالی که تمام نمیشود
روایت کشف لاشه فکها در سواحل جنوبی خزر طی سالهای اخیر به بخشی تلخ و تکراری از اخبار روزمره محیطزیست تبدیل شده است. دادههای رسمی ادارات کل حفاظت محیطزیست استانهای شمالی نشان میدهد روند تلفات این پستاندار آبزی سیر صعودی شدیدی به خود گرفته است. در حالی که در دهه گذشته میانگین تلفات ثبت شده در طول یک سال کامل حدود ۱۵ تا ۲۰ قلاده گزارش میشد، تنها در ماه اخیر با پیدا شدن لاشههای جدید در مناطقی مانند بابلسر، جویبار، نور، تنکابن و فریدونکنار، آمار تلفات مازندران به ۲۹ قلاده افزایش پیدا کرده است.
نگاهی به پیشینه این فاجعه در سالهای گذشته، ابعاد عمیقتر و ریشهدارتر بحران را برملا میسازد. در پاییز سال ۱۴۰۰ کشف ناگهانی لاشه ۱۴ قلاده فک ظرف کمتر از ده روز در سواحل شمالی کشور زنگ خطر را به صدا درآورد. در سال ۱۴۰۱ نیز گزارشها از ثبت دهها مورد تلفات در سواحل استانهای گیلان و مازندران خبر دادند و در سال ۱۴۰۲ آمار تلفات ثبت شده در سواحل ایرانی خزر از مرز ۵۰ قلاده عبور کرد. تداوم این روند در سالهای اخیر اثبات میکند که سواحل جنوبی خزر به یکی از آلودهترین و خطرناکترین گلوگاههای حیات برای این گونه تبدیل شده است.
جمعیت فکهای خزری که در اوایل قرن بیستم میلادی بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار قلاده برآورد میشد، طبق آخرین سرشماریهای بینالمللی به کمتر از ۷۰ هزار قلاده رسیده است. این کاهش بیسابقه بیش از ۹۰ درصدی جمعیت، فک خزری را در فهرست سرخ اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت در رده گونههای شدیدا در معرض خطر انقراض قرار داده است.
از تورهای مرگ تا پسابهای صنعتی
تحلیل کالبد شکافیها و بررسیهای کارشناسان زیستمحیطی نشان میدهد مرگ فکهای خزری ناشی از یک عامل تک بعدی نیست، بلکه ترکیبی پیچیده از تهدیدات انسانی و طبیعی زیستگاه آنها را بلعیده است.
اصلیترین و مستقیمترین عامل مرگ فکها در سواحل ایران، گرفتار شدن در تورهای صیادی به ویژه تورهای پره و تورهای گوشگیر غیرمجاز صید ماهیان خاویاری و استخوانی است. فکهای خزری به عنوان صیادان باهوش، برای تغذیه به دنبال گلههای ماهی حرکت میکنند و وارد تورهای صیادان میشوند. گیر افتادن در میان شبکه تورها تحت فشار آب، مانع از بالا آمدن آنها به سطح دریا برای تنفس شده و در نهایت موجب خفگی این پستانداران ریهدار میشود. علاوه بر این، گاهی صیادان به دلیل خسارتی که فکها به تورها و صیدشان میزنند، رفتارهای تهاجمی نشان داده یا لاشه آنها را پس از خفگی در دریا رها میکنند که امواج آب آنها را به ساحل میآورد.
عامل کلیدی دیگر، آلودگیهای شیمیایی و آلایندههای سنگینی است که روزانه روانه خزر میشوند. دریای خزر یک پهنه آبی کاملا بسته است و هیچ ارتباطی با دریاها و اقیانوسهای آزاد ندارد؛ از این رو تمامی آلایندههای ورودی در چرخه آبی آن باقی میمانند. ورود سالانه میلیونها متر مکعب فاضلاب شهری، پسابهای کشاورزی آغشته به سموم و کودهای شیمیایی، و به ویژه آلودگیهای شدید نفتی ناشی از استخراج و حملونقل نفت در بخشهای شمالی و شرقی، سیستم ایمنی بدن فکها را دچار اختلال شدید کرده است. تجمع فلزات سنگین نظیر جیوه و کادمیوم در بافتهای چربی فکها به عنوان راس هرم غذایی خزر، مسمومیت مزمن و کاهش قدرت باروری آنها را به همراه داشته است.
شیوع بیماریهای ویروسی مانند دیستمپر فکها نیز یکی دیگر از عوامل کشتار دسته جمعی این جانوران در سالهای اخیر بوده است. ویروس دیستمپر که سیستم تنفسی و عصبی پستانداران دریایی را هدف قرار میدهد، هنگامی که با ضعف سیستم ایمنی ناشی از آلودگی آب همراه میشود، تلفات سهمگینی به بار میآورد.
از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین، مساحت یخهای زمستانی در بخش شمالی خزر را که زیستگاه اصلی زادآوری، جفتگیری و زایمان فکها است، به شدت کاهش داده و نرخ بقای نوزادان فک را به پایینترین حد تاریخی خود رسانده است.

وضعیت سایر کشورهای حاشیه خزر
بررسی جامع وضعیت ۵ کشور حاشیه دریای خزر یعنی ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نشان میدهد بحران منقرض شدن فک خزری پدیدهای فراگیر در سراسر این پهنه آبی است، اما الگوی مرگومیر و دلایل اصلی آن در سواحل شمالی و جنوبی تفاوتهای قابل توجهی دارد.
در ایران، تلفات فکها الگویی مستمر، تدریجی و روزمره دارد. برخلاف سواحل شمالی، در ایران مرگ دسته جمعی صدها قلادهای در یک روز کمتر دیده میشود، اما گزارش پیدا شدن ۱ تا ۴ لاشه در طول هفتهها به طور مداوم تکرار میشود که منشا اصلی آن تراکم بالای فعالیتهای صیادی، وجود تورهای پرشمار و خفگی جانور است.
در کشور روسیه و بهخصوص سواحل منطقه داغستان، الگوی تلفات به صورت انفجاری، ناگهانی و بسیار پرتراکم است. به عنوان نمونه، در آذرماه سال ۱۴۰۱، کشف لاشه بیش از ۲۵۰۰ قلاده فک خزری طی چند روز در سواحل داغستان جامعه جهانی را شوکه کرد. بررسیهای کارشناسان روس علل این تلفات عظیم را خروج ناگهانی گازهای سمی طبیعی از کف دریا، شیوع ویروس دیستمپر و آلودگیهای مفرط نفتی اعلام کردند. پیش از آن نیز در سال ۱۳۹۹ آمار کشف لاشه حدود ۳۰۰ فک در سواحل داغستان ثبت شده بود.
کشور قزاقستان نیز با بحرانهای مشابهی دستوپنجه نرم میکند. در سواحل قزاقستان که محل اصلی زادآوری فکها روی یخهای زمستانی است، تردد کشتیهای بزرگ یخ شکن تجاری و نفتی، صید غیرمجاز و پدیدههای ویروسی سالانه باعث مرگ صدها فک میشود. در سال ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ مقامات قزاقستان از کشف بیش از ۱۰۰۰ لاشه فک در سواحل شمال غربی این کشور خبر دادند و علت اصلی را بروز عفونتهای ریوی و ویروسی به دلیل ضعیف شدن بدن حیوانات در اثر آلایندهها عنوان کردند.
در جمهوری آذربایجان، توسعه بیرویه تاسیسات استخراج نفت و گاز در شبه جزیره آبشرون و آلودگی شدید لکههای نفتی، زیستگاههای ساحلی فکها را تخریب کرده و مسمومیتهای نفتی عامل اصلی تلفات اعلام شده است.
در ترکمنستان نیز به دلیل محدودیت شدید در انتشار اخبار و دادههای رسمی، آمار دقیقی از تلفات در دست نیست، اما گزارشهای مستقل از صید قاچاق و آلودگیهای ساحلی در این منطقه حکایت دارند.
این مقایسه اثبات میکند که سواحل ایران به دلیل عمق بیشتر آب و گرما، محل زمستانگذرانی و تغذیه فکها است و متاسفانه وجود تورهای صیادی انبوه در سواحل مازندران و گیلان، این زیستگاه تغذیهای را به دام مرگ تبدیل کرده است.

راهکارهای بررفت از بحران
نگهداشت تنها پستاندار دریای خزر نیازمند عبور از شعارهای زیستمحیطی و ورود به فاز عملیاتی در دو سطح ملی و بینالمللی است. کارشناسان حیات وحش برای جلوگیری از انقراض کامل این گونه، زنجیرهای از راهکارهای کلیدی را پیشنهاد میکنند.
در سطح ملی، اصلاح ساختار تورهای صیادی و جبران خسارت صیادان در اولویت قرار دارد. آموزش تعاونیهای صیادی پره و تجهیز تورها به ابزارهای گریز فک، در کنار تخصیص بودجه برای پرداخت غرامت به صیادانی که فکهای گرفتار را زنده نجات داده و رهاسازی میکنند، میتواند میزان تلفات ناشی از خفگی را به شکل چشمگیری کاهش دهد. همچنین توسعه و حمایت مالی از مراکز امداد و نجات فک خزری برای درمان مصدومان و بازگرداندن آنها به طبیعت الزامی است.
در سطح منطقهای، ۵ کشور حاشیه خزر باید تحت چارچوب حقوقی «کنوانسیون تهران» پروتکلهای سختگیرانهای برای کنترل ورودی آلایندههای صنعتی، فاضلابهای شهری و لکههای نفتی تدوین کنند. ایجاد مناطق حفاظت شده فراملی در بخشهای شمالی خزر برای حفظ یخهای زادآوری و ممنوعیت تردد شناورها در مسیرهای مهاجرت فکها، تنها راه نجات این گونه ارزشمند است.
و در نهایت، بیتوجهی به آمار جان باختن فکهای خزری تنها به معنای نابودی یک حیوان نیست، بلکه زنگ خطری جدی برای نابودی کامل زیستبوم دریای خزر و مسمومیت شدید پهنهای است که میلیونها انسان در حاشیه آن زندگی میکنند. پستانداری که میلیونها سال فاتح این دریاچه بوده، امروز برای بقا نیازمند تصمیمات شجاعانه و فوری انسانها است.