شمال ایران در محاصره زباله؛ از مرگ جنگلهای هیرکانی تا تهدید سفرههای آب
تحریریه آوش/ فاجعه زیست محیطی در استانهای شمالی کشور از مرز هشدار گذشته و به یک بحران ملی در آستانه فروپاشی اکولوژیک تبدیل شده است. انباشت روزانه هزاران تن پسماند شهری و روستایی در قلب جنگلهای باستانی هیرکانی، در کنار نفوذ بیکنترل شیرابههای بسیار سمی به سفرههای آب زیرزمینی، شالیزارها و چرخههای غذایی، زیستپذیری گیلان، گلستان و مازندران را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است
فاجعه زیست محیطی در استانهای شمالی کشور از مرز هشدار گذشته و به یک بحران ملی در آستانه فروپاشی اکولوژیک تبدیل شده است. انباشت روزانه هزاران تن پسماند شهری و روستایی در قلب جنگلهای باستانی هیرکانی، در کنار نفوذ بیکنترل شیرابههای بسیار سمی به سفرههای آب زیرزمینی، شالیزارها و چرخههای غذایی، زیستپذیری گیلان، گلستان و مازندران را با تهدیدی جدی روبهرو کرده است.
انباشت غیراصولی زباله در مناطقی که ارزش زیست محیطی بینالمللی دارند، نهتنها چشمانداز طبیعی شمال کشور را به مدفنهای تعفن برانگیز تبدیل کرده، بلکه سلامت میلیونها شهروند و امنیت غذایی کشور را که به محصولات کشاورزی این منطقه وابسته است، در معرض خطر مواجه ساخته است.

مدفنهای شوم در قلب هیرکانی
یکی از دردناکترین جلوههای این بحران، تبدیل شدن ارزشمندترین عرصههای جنگلی به مراکز اصلی دپوی زباله است. منطقه «انجیلسی» در بخش بابلکنار مازندران نمونهای بارز از همین ناکارآمدیهای ساختاری است.
برنامهریزان شهری در حدود سه دهه پیش، این منطقه جنگلی بکر را به عنوان یک محل دفن موقت یک ساله برای زبالهها انتخاب کردند، اما با گذشت سالها، انجیلسی هنوز زیر کوههایی از زباله نفس میکشد و مدفن روزانه صدها تن پسماند است. این سناریوی تلخ در نقاط متعدد دیگری از استانهای گیلان و مازندران از جمله سراوان، قائمشهر و محمودآباد نیز تکرار شده است.
جنگلهایی که میلیونها سال قدمت دارند و به عنوان ریههای زمین شناخته میشوند، اکنون زیر خروارها زباله دفن شدهاند و تنوع زیستی گیاهی و جانوری آنها به سرعت در حال نابودی است.
جایگیری این سایتها در ارتفاعات و مناطق کوهپایهای باعث شده که مدیریت کنترل پسماند کاملا از دست برود. با بارش بارانهای تند و مداوم که از ویژگیهای اقلیمی شمال ایران است، زبالهها شسته شده و مواد سمی آنها در ابعادی بسیار وسیعتر در سطح استان پراکنده میشود. زیست بوم شمال ایران اکنون تاوان سنگین بیتوجهی به زیرساختهای ابتدایی پسماند را میدهد؛ جایی که طبیعت قربانی تصمیمات کوتاه مدت و برنامهریزیهای شتابزده شده است.
فشار توریسم بیضابطه بر قامت خسته طبیعت شمال
حجم زبالههای تولیدی در استانهای شمالی به خودی خود بالاست، اما ورود میلیونی گردشگران در ایام مختلف سال، این بار را چندین برابر میکند. توریسم بدون بستر و زیرساختهای متناسب با پذیرش این جمعیت، به یک عامل شتاب دهنده در تخریب محیط زیست شمال تبدیل شده است. گردشگرانی که برای بهرهمندی از طبیعت به شمال سفر میکنند، بدون آموزشهای لازم و بدون وجود سطلها و سامانههای جمعآوری کارآمد، روزانه صدها تن زباله پلاستیکی و تجدید ناپذیر را در حاشیه جادهها، جنگلها و ساحل دریا رها میسازند.
شهرداریها و دهیاریهای گیلان و مازندران که ظرفیت خدمات رسانی محدود به جمعیت بومی خود را دارند، در مواجهه با این حجم فوقالعاده از زباله کاملا ناکارآمد میمانند. در نتیجه، دهیاریها مجبور میشوند زبالههای جمع آوری شده را در نزدیکترین درهها، گودالها یا حاشیه رودخانهها دپو کنند. این چرخه معیوب سبب شده است تا حتی دورافتادهترین و بکرترین نقاط جنگلی هیرکانی نیز از گزند انبوه پسماندها و حشرات موذی ناشی از آن در امان نمانند.
نفوذ شیرابهها به سفرههای آب
مخاطره آمیزترین پیامد دپوی غیراصولی زباله در شمال، تولید مداوم و انبوه شیرابههای سمی است. هر تن زباله شهری در شرایط مرطوب شمال کشور مقدار زیادی شیرابه سیاه و فوقالعاده سمی تولید میکند. این مایع غلیظ حاوی بالاترین میزان فلزات سنگین مانند سرب، جیوه، کادمیوم، آلایندههای آلی پایدار و انواع فلورهای میکروبی و باکتریایی شدیدی است. به دلیل بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی در جلگهها و کوهپایههای گیلان و مازندران، این شیرابهها بدون هیچ مانعی به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ میکنند.
چاهها، چشمهها و رودخانههایی که منبع اصلی تامین آب شرب شهرها و روستاهای شمال هستند، به تدریج با این سموم مهلک آلوده میشوند. کارشناسان بهداشت بارها نسبت به پایین آمدن شدید کیفیت آب شرب در این مناطق هشدار دادهاند. مصرف این آبهای آلوده میتواند در کوتاه مدت به شیوع بیماریهای گوارشی و پوستی و در درازمدت به افزایش بیسابقه بیماریهای صعب العلاج، انواع سرطانها و اختلالات ژنتیکی در میان بومیان منطقه منجر شود.

مرگ زراعت و تهدید محصول استراتژیک برنج
تاثیرات مخرب شیرابهها به منابع آب شرب محدود نمیماند و بخش کشاورزی شمال، به ویژه شالیزارهای برنج را که قلب نبض اقتصادی منطقه است، هدف گرفته است. آبریزهای آلوده به شیرابه و چاههای نیمه عمیقی که دهقانان برای آبیاری اراضی خود از آنها استفاده میکنند، سموم فلزی و شیمیایی را مستقیما به خاک زراعی منتقل میکنند. نفوذ کادمیوم و سرب به خاک شالیزارها موجب جذب این مواد خطرناک توسط گیاه برنج میشود.
این اتفاق کیفیت و سلامت محصول برنج شمال را که یکی از اصلیترین اقلام سفره غذایی مردم سراسر ایران است، با مخاطره جدی روبهرو میسازد. مسموم شدن خاک اراضی کشاورزی اثراتی بلند مدت و گاه بازگشت ناپذیر دارد که با کاهش حاصلخیزی زمین، ریزش محصول و در نهایت غیرقابل کشت شدن اراضی همراه خواهد بود. کشاورزانی که سالها در این زمینها فعالیت کردهاند، اکنون با تضعیف کیفیت خاک و ابهام در سلامت محصولات خود دست و پنجه نرم میکنند.
چالشهای مدیریتی و چرخه باطل پروژههای نیمهکاره
حل معضل پسماند در شمال ایران سالهاست که در میان وعدههای مسئولان و پروژههای نیمه کاره دست به دست میشود. اگرچه راهکارهای علمی این بحران مشخص است، اما در مقام اجرا همواره با کندی و بیتوجهی مواجه شده است. احداث و راهاندازی نیروگاههای زباله سوز با استانداردهای بالای زیست محیطی، ایجاد تصفیه خانههای تخصصی شیرابه، و اجرای طرحهای جامع تفکیک زباله از مبدا، اقدامات اساسی و آزموده شدهای هستند که میتوانند به این فاجعه پایان دهند.
با این حال، تخصیص نیافتن بودجههای کافی، ضعف در مدیریت یکپارچه شهری و روستایی، و نداشتن پیوستهای زیست محیطی جدی باعث شده تا کارخانههای کمپوست و نیروگاههای زباله سوز پس از سالها هنوز با تمام ظرفیت وارد مدار نشوند یا اصولا به بهرهبرداری نرسند. تکیه بر راهکارهای موقت مانند خاک پاشی روی کوههای زباله، فقط صورت مسئله را پاک میکند و فرآیند تولید شیرابه زیر زمین را شتاب میبخشد.
ضرورت یک عزم ملی برای نجات شمال
برون رفت از بحران فعلی نیازمند تغییر نگاه بنیادی از سطح منطقهای به سطح ملی است. استانهای شمالی ایران به عنوان سرمایه ملی کشور، تابآوری اکولوژیک خود را تحت فشار زباله و شیرابه از دست دادهاند. اولین گام حیاتی، توقف فوری دپوی زباله جدید در قلب جنگلهای هیرکانی و نقاط حساس زیست محیطی و جانمایی سایتهای جدید با مطالعات ارزیابی دقیق است.
همچنین الزام قانون برای اجرای طرح تفکیک از مبدا در تمامی شهرهای شمالی، اخذ عوارض زیست محیطی از گردشگران برای تسریع در مدیریت پسماند و تخصیص اعتبارات ویژه برای تکمیل تصفیه خانههای شیرابه، از ضروریترین اقداماتی است که باید در دستور کار قرار گیرد. اگر امروز تدبیری جدی و همه جانبه برای مهار کوههای زباله و رودخانههای شیرابه اتخاذ نشود، فردا نه جنگلی برای نسلهای بعد باقی خواهد ماند و نه آبی برای نوشیدن و نه حتی خاکی برای کشت. زمان برای نجات هیرکانی و حفظ سلامت مردم شمال به سرعت در حال پایان است.