تبدیل دندان به کالایی لوکس برای ایرانیان
تحریریه آوش/ براساس آمارهای موجود، کودکان ایرانی به طور متوسط با ۵ دندان پوسیده وارد مدرسه میشوند و در ۱۲ سالگی نیز حداقل دو دندان پوسیده دائمی در دهان دارند
مشکلات سلامت دهان و دندان در ایران از یک عارضه ساده پزشکی عبور کرده و به یک ابرچالش اجتماعی، رفاهی و اقتصادی تبدیل شده است. تورم افسارگسیخته، تعرفههای نامشخص و بیضابطه، عدم پوشش مناسب بیمهای و شکاف عمیق طبقاتی دست به دست هم دادهاند تا وضعیت دندانهای جامعه در تمامی ردههای سنی از کودکان خردسال تا سالمندان به مرحله هشدار برسد.
امروز دندانپزشکی در ایران به درمانی لوکس بدل شده که اقشار ضعیف توان پرداخت هزینههای آن را ندارند و اقشار مرفه نیز در میان انبوه تبلیغات و خدمات زیبایی، از اصل بهداشت و نگهداری ریشهای دندان غافل شدهاند.
عدم هماهنگی میان تعرفههای رسمی مصوب وزارت بهداشت و هزینههای واقعی خروجی مطبها، همراه با نارضایتی شدید مردم از کیفیت برخی خدمات پس از صرف هزینههای کمرشکن، تراژدی دردناکی را در حوزه سلامت کشور رقم زده است. این وضعیت نشان میدهد که سلامت دهان، قربانی نخست ساختار معیوب اقتصادی و نظارتی در درمان کشور شده است.

فاجعه بیدندانی در سالمندان و ورود کودکان به مدرسه با دندانهای خراب
آمارهای رسمی ناظر بر وضعیت سلامت دهان و دندان در کشور نشان دهنده یک بحران رو به رشد در سنین مختلف است. بر اساس اظهارات رسمی علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، بیش از نیمی از افراد بالای ۶۵ سال در کشور هیچ دندانی ندارند و با بیدندانی مطلق دستوپنجه نرم میکنند.
این آمار تکان دهنده نشان میدهد که درمانهای پیشگیرانه در طول زندگی این افراد یا وجود نداشته یا به دلیل هزینههای بالا در نیمه راه متوقف شده است. بیدندانی در سنین سالمندی نه تنها سوتغذیه و مشکلات گوارشی ایجاد میکند، بلکه تبعات روانی و اجتماعی سنگینی برای این قشر به همراه دارد.
معاون بهداشت وزیر بهداشت وضعیت سلامت دهان کودکان را نیز نگران کننده توصیف کرده است. بر اساس آمارهای موجود، کودکان ایرانی به طور متوسط با ۵ دندان پوسیده وارد مدرسه میشوند و در ۱۲ سالگی نیز حداقل دو دندان پوسیده دائمی در دهان دارند. این آمار نشاندهنده رها شدگی بهداشت دهان در سنین پایه است. نبود آموزش کافی در خانوادهها و مدارس، قیمت بالای محصولات بهداشتی استاندارد نظیر خمیردندان و فلوراید، و همچنین گرانی خدمات دندانپزشکی کودکان سبب شده تا زنجیره پوسیدگی از سنین پایین شکل گیرد و تا سالمندی ادامه یابد.
کارگران و بیدندانی اجباری
در این میان، اقشار کم درآمد و کارگران بیشترین آسیب را از هزینههای سرسامآور دندانپزشکی میبینند. هزینههای درمان، عصبکشی، پرکردن و روکش یک دندان خراب گاهی چنان سنگین است که میتواند بخش عمده یا حتی تمامی حقوق یک ماه یک کارگر را به خود اختصاص دهد. در چنین شرایط اقتصادی که جامعه با آن روبهروست، بیمههای پایه مانند تامین اجتماعی و بیمه سلامت کمترین پوشش را برای درمانهای تخصصی دندانپزشکی ارائه میدهند و خدمات آنها عموما محدود به کشیدن دندان یا خدمات بسیار اولیه است.
در این نابرابری واضح، گزینهای جز «کشیدن دندان» برای قشر کارگر و کم درآمد باقی نمیماند. کارگران و اقشار محروم به جای ترمیم و حفظ دندان، مجبور به کشیدن آن میشوند تا فقط از درد طاقت فرسا خلاص شوند. این روند نامبارک موجب شده که بیدندانی زودرس در میان سنین مولد و اقشار زحمتکش جامعه به وفور دیده شود. جامعهای که نیروی کار آن در سنین ۳۰ تا ۵۰ سالگی دچار نقص عضو در دهان است، با افت کیفیت زندگی، تغذیه نامناسب، کاهش اعتماد بهنفس و هزینههای درمان بیماریهای جانبی گوارشی مواجه خواهد شد.
نبود بیمه و تناقض خدمات زیبایی با درمان پایه
یکی از اساسیترین گرههای درمان دندان در ایران، تفاوت فاحش میان تعرفههای اعلامی و مبالغی است که در نهایت از جیب بیمار پرداخته میشود. کلینیکها و مطبهای دندانپزشکی در بسیاری از موارد توجهی به تعرفههای مصوب دولتی ندارند و قیمت خدمات را بر اساس محل جغرافیایی مطب، اجاره بها، مارک مواد مصرفی و به شکل سلیقهای بالا میبرند. نبود نظارت کارآمد و جدی بر عملکرد مطبها و عدم همراهی شرکتهای بیمه در پوشش هزینههای واقعی، سبب شده تا مردم در برابر این هزینهها کاملا بیدفاع بمانند.
در این میان تناقض عجیبی نیز در رفتار اجتماعی جامعه دیده میشود؛ گروهی از مردم که دستشان به دهانشان میرسد یا توان مالی نسبی دارند، اغلب هزینههای کلانی را صرف خدمات زیبایی مانند کامپوزیت، لمینت و سفید کردن دندانها میکنند اما توجهی به درمان ریشهای پوسیدگیها و بیماریهای لثه ندارند.
ظاهربینی در جامعه سبب شده تقاضا برای اصلاح طرح لبخند افزایش یابد، در حالی که در زیر این روکشهای سفید و ظاهرا زیبا، دندانهای پوسیده و لثههای بیمار پنهان شدهاند. از سوی دیگر، کمتر کسی به سلامت دندانهای شیرین و دائمی کودکان اهمیت میدهد و والدین معمولا زمانی مراجعه میکنند که کودک دچار درد شدید یا عفونت شده است.

جراحی جیب بیماران بدون تضمین
مشکل جامعه فقط پرداخت هزینههای هنگفت نیست، بلکه موج ناامیدی از کیفیت خدمات ارائه شده نیز بر بار این بحران افزوده است. بسیاری از مراجعه کنندگان گزارش میدهند که پس از پرداخت مبالغ سنگین برای عصبکشی، پر کردن یا روکش، خدمات دریافتی از کیفیت بالایی برخوردار نبوده و دندان ترمیم شده پس از مدت کوتاهی دوباره دچار آسیب، شکستگی، نشست مواد یا عفونت مجدد میشود.
بیکیفیتی برخی مواد وارداتی، نبود دقت کافی در برخی درمانها و ناآگاهی بیمار از حقوق خود سبب شده تا احساس غارت مالی در بیماران تقویت شود. این عدم رضایت پس از صرف هزینههای کمرشکن، اعتماد عمومی را به شدت خدشهدار کرده است. نتیجه این چرخه معیوب آن است که مردم یا باید با دندانهای خراب و دردهای مزمن بسازند، یا تن به کشیدن دندان بدهند و یا پولهای هنگفتی را بدون دریافت تضمین کیفیت راهی کلینیکها کنند. تا زمانی که ساختار بیمهای اصلاح نشود، نظارت بر تعرفهها شکل جدی به خود نگیرد و آموزشهای پیشگیرانه در سطح ملی اجرا نشود، سلامتی دهان و دندان قربانی نخست گرانفروشی، بینظارتی و نابرابری اجتماعی باقی خواهد ماند.