نقش رستم و کعبه زرتشت در محاصره فرونشست/ نبرد بیصدای زمین با سه هزار سال تاریخ ایران
تحریریه آوش/ سالهاست جبهه فرونشست در دشت مرودشت، آرامآرام به سوی این مجموعه تاریخی پیش میآید. شکافها تا اعماق زمین رسیدهاند و ترکها تا حدود ۱۰ متری پای کوه نقش رستم پیشروی کردهاند
فرونشست، نتیجه برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی است. پدیدهای که لایههای خاک را فشرده میکند، زمین را آرامآرام پایین میبرد و شکافهایی عمیق بر جای میگذارد. ویرانگر است؛ درست مانند زلزله، اما بیصدا، تدریجی و بیرحم. سالهاست که دشت مرودشت، با ثبت نرخ حدود ۲۱ سانتیمتر فرونشست در سال، یکی از بحرانیترین دشتهای ایران به شمار میرود.سالهاست جبهه فرونشست در دشت مرودشت، آرامآرام به سوی این مجموعه تاریخی پیش میآید. شکافها تا اعماق زمین رسیدهاند و ترکها تا حدود ۱۰ متری پای کوه نقش رستم پیشروی کردهاند.بررسیهای پژوهشگران دانشگاه شیراز در سال ۱۴۰۳ نشان داد که این شکافها به بدنه کوه صخرهای نفوذ نمیکنند، اما هشدار مهمتری نیز مطرح شد؛ کعبه زرتشت، این بنای سنگی و مستقل، بیش از دیگر آثار مجموعه در معرض آسیب ناشی از فرونشست قرار دارد.بنایی که بیش از دو هزار سال پابرجا مانده، امروز بیش از هر زمان دیگری به ثبات زمینی که زیر پایش قرار دارد وابسته است.
پژوهشگران تأکید میکنند که تنها با کنترل برداشت از آبهای زیرزمینی، احیای آبخوانها، پایش مستمر شکافها و اجرای برنامههای حفاظتی میتوان از این میراث کمنظیر پاسداری کرد.حالا اما در تیرماه ۱۴۰۵، بار دیگر زمینهای کشاورزی دشت مرودشت، در همسایگی این محوطه تاریخی، زیر کشت محصولات پرآببری مانند برنج و ذرت رفتهاند؛ یعنی برداشت دوباره آب از سفرههای زیرزمینی و تشدید فرونشست.امروز ماجرا فقط حفاظت از چند سنگ باستانی نیست؛ سرنوشت کعبه زرتشت و یادمانهای نقش رستم، پس از قرنها ایستادگی در برابر جنگها، هجومها و گذر زمان، به حفظ زمینی گره خورده که آرامآرام از زیر پایشان فرو مینشیند. شاید بزرگترین تهدید نقش رستم، نه در آسمان که زیر پای آن باشد؛ جایی که زمین، بیصدا و هر روز چند میلیمتر، تاریخ ایران را به سوی فراموشی میبرد.