دستکشهای جادویی یاشین
تحریریه آوش/ بعضی از اسطورههای جام جهانی با گلهایشان در تاریخ ماندگار شدند، بعضی دیگر با جامهایی که بالای سر بردند؛ اما مردی هم بود که بدون گل زدن، بدون شادی بعد از گل و بدون بازی در خط حمله، کاری کرد که هنوز هم نامش با احترام در فوتبال تکرار میشود. مردی که میگفتند انگار درون دروازه هشت دست دارد؛ لئو یاشین.
در دههای که فوتبال بیشتر به مهاجمانش افتخار میکرد، یاشین معنای دروازهبانی را تغییر داد. او همیشه با لباس کاملاً مشکی وارد زمین میشد؛ پیراهن مشکی، شورت مشکی، جوراب مشکی و دستکشهای مشکی. همین ظاهر باعث شد لقبی بگیرد که تا امروز فراموش نشده؛ «عنکبوت سیاه».
یاشین فقط یک دروازهبان نبود. برخلاف رسم آن روزها، روی خط نمیایستاد و منتظر شوت حریف نمیماند. مدام جلو میآمد، با مدافعانش حرف میزد، فریاد میکشید، بازی را هدایت میکرد و حتی ضدحملهها را خودش آغاز میکرد؛ کاری که امروز عادی به نظر میرسد، اما شصت سال پیش یک انقلاب در فوتبال بود.
اوج درخشش او در جام جهانی ۱۹۶۶ انگلیس بود. اتحاد جماهیر شوروی با تکیه بر واکنشهای باورنکردنی یاشین تا نیمهنهایی پیش رفت و بارها او تیمش را از شکست نجات داد. هر بازی، مهاجمان بزرگ دنیا با یک سؤال وارد زمین میشدند؛ چطور باید به این مرد گل بزنیم؟
سیوهایش آنقدر غیرقابل باور بود که کمکم شایعهای میان هواداران شکل گرفت؛ بعضیها میگفتند دستکشهای یاشین جادویی است. هر توپی که به سمت دروازه میرفت، انگار راهش را گم میکرد و سر از دستان او در میآورد. حتی بعضی مهاجمان شوخی میکردند که گل زدن به یاشین، از گل زدن به یک دیوار سختتر است.
اما شاید بزرگترین افتخار او نه در جام جهانی، بلکه در تاریخ فوتبال ثبت شد. یاشین تا امروز تنها دروازهبانی است که موفق شده توپ طلای اروپا را به دست بیاورد؛ افتخاری که با وجود گذشت دههها، هیچ دروازهبان دیگری نتوانسته آن را تکرار کند.
شاید نسل امروز کمتر او را دیده باشد، اما هر بار که یک دروازهبان با یک واکنش خارقالعاده ورزشگاهی را به وجد میآورد، ردپای مردی دیده میشود که سالها پیش معنای این پست را عوض کرد. لئو یاشین ثابت کرد گاهی قهرمان یک مسابقه، کسی نیست که گل میزند؛ کسی است که اجازه نمیدهد هیچ گلی زده شود.