شهروندان در بنبست جادهها/ کوچ سفر از سبد زندگی طبقه متوسط
تحریریه آوش/ با بالا رفتن بیسابقه هزینههای زندگی، سبد خرید خانوادههای ایرانی روزبهروز کوچکتر میشود. پس از حذف کالاهای فرهنگی، حالا نوبت به سفر رسیده است؛نیازی روحی و اجتماعی که گامبهگام در حال تبدیل شدن به یک کالای لوکس و دستنیافتنی است.
با بالا رفتن بیسابقه هزینههای زندگی، سبد خرید خانوادههای ایرانی روزبهروز کوچکتر میشود. پس از حذف کالاهای فرهنگی، حالا نوبت به سفر رسیده است؛ نیازی روحی و اجتماعی که گامبهگام در حال تبدیل شدن به یک کالای لوکس و دستنیافتنی است.
آمارهای رسمی تکاندهندهاند. مقایسه وضعیت گردشگری داخلی با ۵ سال گذشته نشان میدهد که بیش از ۵۰ درصد از جمعیت کشور دیگر توانایی مالی برای حتی یک سفر کوتاه در سال را ندارند. نرخ تورم بخش حملونقل و اقامت، جادههای کشور را برای طبقه متوسط مسدود کرده است؛ تا جایی که قیمت بلیط اتوبوس به ارقام میلیونی رسیده و پروازهای داخلی به مقاصد نزدیک، تا سقف 5 میلیون تومان و حتی بیشتر قیمت میخورند. این یعنی تنها هزینه رفتوبرگشت یک خانواده چهارنفره با هواپیما، معادل کل حقوق ماهانه یک کارگر است.
در این میان، اقامتگاههای بومگردی که تا چند سال پیش به عنوان فرشته نجات قشر متوسط و نماد سفرهای اقتصادی و کم هزینه شناخته میشدند، مسیر دیگری را پیش گرفتهاند. فلسفه اولیه بومگردیها، چشیدن طعم زندگی روستایی با قیمتی منصفانه بود، اما امروز بسیاری از آنها تغییر ماهیت داده و به هتلهای چندستاره تغییر شکل یافتهاند. هزینههای یک شب اقامت در این اقامتگاههای بهاصطلاح «بومگردی لاکچری»، با هتلهای ۴ و ۵ ستاره پایتخت رقابت میکند و گاهی از شبی 5 تا ۷ میلیون تومان فراتر میرود.
نتیجه این وضعیت، سقوط آمار سفرهای خانوادگی و روی آوردن مردم به پدیدههایی چون پیکنیکهای چندساعته یا حذف کامل تفریح از زندگی است. خاطره سازی برای فرزندان این مرز و بوم حالا آنقدر گران شده که سفر، این بخش حیاتی از سلامت روان جامعه، در حال دفن شدن زیر آوار هزینههای اولیه بقاست.