تهران در محاصره گرمای خودساخته/ پشت پرده جزایر حرارتی در پایتخت چیست؟
تحریریه آوش/ جزیره گرمایی زمانی رخ میدهد که یک منطقه شهری به دلیل فعالیتهای انسانی و تغییرات ساختاری، به شکل چشمگیری گرمتر از مناطق روستایی یا طبیعی اطراف خود میشود.اما چرا این اتفاق میافتد؟ پاسخ در قلب معماری و سبک زندگی ما نهفته است
تا به حال برایتان پیش آمده که در یک شب تابستانی، از فضای سبز یا مناطق حومهای وارد مرکز یا شرق تهران شوید و ناگهان سنگینی و گرمای شدید هوا را روی پوست خود حس کنید؟این حس آزاردهنده، توهم نیست؛ بلکه یک پدیده علمی و بحرانی جدی به نام «جزیره گرمایی شهری» است.جزیره گرمایی زمانی رخ میدهد که یک منطقه شهری به دلیل فعالیتهای انسانی و تغییرات ساختاری، به شکل چشمگیری گرمتر از مناطق روستایی یا طبیعی اطراف خود میشود.اما چرا این اتفاق میافتد؟ پاسخ در قلب معماری و سبک زندگی ما نهفته است.جادههای آسفالت شده، پشت بامهای تیره، ساختمانهای سیمانی و بتنی، همگی مانند یک باتری حرارتی عمل میکنند؛ آنها در طول روز گرمای خورشید را جذب و درون خود ذخیره میکنند و شبهنگام، این حرارت را به آرامی به هوای شهر پس میدهند.
علاوه بر این، اگزوز میلیونها خودرو، سیستمهای سرمایشی ساختمانها و فعالیت صنایع، مثل یک بخاری غول پیکر مداوم به این تنور دامن میزنند. نبود فضای سبز کافی و درختانی که با تبخیر آب زمین را خنک کنند، این وضعیت را وخیمتر کرده است.در کلانشهر تهران، این پدیده دیگر یک فرضیه نیست، بلکه به واقعیتی ملموس تبدیل شده که در حال تکثیر در نقاط مختلف شهر است.مطالعات نشان میدهند که بافت مرکزی شهر یعنی منطقه دوازده به دلیل تراکم شدید ساختمانها و رفتوآمد بالا، فرودگاه مهرآباد به علت سطوح وسیع آسفالت و بتن، و بخشهایی از شمال شهر که برجهای مرتفع با نماهای سنگی و فلزی راه جریان باد را سد کردهاند، بزرگترین جزایر حرارتی تهران هستند. میدانهای معروفی مثل هفتتیر، انقلاب، شوش و آزادی نیز در قلب این کانونهای داغ قرار دارند.
اما داستان در شرق و جنوب شرق تهران ابعاد جدیتری به خود میگیرد؛ مناطقی که به دلیل تراکم بالای جمعیتی، ساختوسازهای فشرده، کمبود نسبی کمربند سبز موثر و البته قرارگیری در مسیر جریانهای هوایی خاص، به شدت درگیر این پدیده شدهاند و گرمای خفه کنندهای را تجربه میکنند.جزیره گرمایی نه تنها مصرف انرژی را برای خنکسازی خانهها بالا میبرد، بلکه با تشدید آلودگی هوا و ایجاد بیماریهای قلبی و تنفسی، سلامت شهروندان را مستقیما تهدید میکند.برای نجات تهران، حرکت به سمت معماری پایدار، استفاده از مصالح نوین در قالب ساختمانهای سبز، برقیسازی ناوگان حملونقل و توسعه جدی فضاهای سبز شهری، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه رویکردی حیاتی برای بقای کیفیت زندگی در پایتخت است.