کشتیرانی؛ ستون پنهان قدرت دریایی ایران
تحریریه آوش/ ایران فقط یک کشور دارای بندر نیست؛ ایران یک کشور دریایی است. دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، موقعیتی کمنظیر به ایران داده؛ که از جنوب، اتصال به آبهای آزاد و اقیانوس هند، از شمال، ارتباط با حوزه خزر و آسیای میانه و در میانه این جغرافیا، امکان پیوند دادن مسیرهای شرقی، غربی، شمالی و جنوبی تجارت منطقهای برای ایران فراهم است
تمدنها کنار رودخانهها شکل گرفتند، اما امپراتوریها بر دریاها ساخته شدند.تاریخ تجارت جهان، تاریخ مسیرهای آبی است؛ مسیرهایی که کالا، ثروت، قدرت و نفوذ را از بندری به بندر دیگر بردهاند.امروز هم با وجود توسعه راهآهن، جاده و حملونقل هوایی، هنوز دریا ستون اصلی تجارت جهانی است.بیش از ۸۰ درصد حجم تجارت جهان از مسیر دریا انجام میشود؛ یعنی بخش بزرگی از مواد غذایی، انرژی، مواد اولیه، ماشینآلات و کالاهای مصرفی، پیش از رسیدن به بازارها، روزها و هفتهها روی آب حرکت میکنند.
در چنین جهانی، ایران فقط یک کشور دارای بندر نیست؛ ایران یک کشور دریایی است. دسترسی همزمان به خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، موقعیتی کمنظیر به ایران داده؛ که از جنوب، اتصال به آبهای آزاد و اقیانوس هند، از شمال، ارتباط با حوزه خزر و آسیای میانه و در میانه این جغرافیا، امکان پیوند دادن مسیرهای شرقی، غربی، شمالی و جنوبی تجارت منطقهای برای ایران فراهم است.اما داشتن بندر، بهتنهایی به معنای قدرت دریایی نیست. بندر، دروازه است؛ اما کشتیرانی است که این دروازه را به جهان وصل میکند.اسکله، انبار و جرثقیل زمانی ارزش واقعی پیدا میکنند که پشت آنها ناوگان کشتیرانی، خطوط منظم حمل کالا، کشتیهای کانتینری، فلهبر، نفتکش، خدمات بیمه، تعمیرات، لجستیک و نیروی انسانی متخصص وجود داشته باشد.ایران سابقهای طولانی در دریانوردی و حملونقل دریایی دارد و از روزگار باستان، ایرانیان از خلیج فارس و دریای عمان برای تجارت با هند، شبهجزیره عربستان، شرق آفریقا و سرزمینهای دوردست استفاده میکردند.
در دوره هخامنشی، دریا بخشی از قدرت امپراتوری بود. در دوره ساسانی، تجارت دریایی ایران حلقه اتصال شرق و غرب شد. در قرون بعد، بندرهایی مانند سیراف، هرمز، بوشهر، بندرعباس، انزلی و چابهار فقط محل پهلو گرفتن کشتیها نبودند؛ بلکه کانونهای تبادل کالا، فرهنگ، ثروت و نفوذ بودند. امروز این میراث تاریخی، معنایی تازه پیدا کرده است. در جهانی که زنجیره تأمین با جنگ، تحریم، بحران انرژی، ناامنی مسیرها و رقابت کریدورها آسیبپذیرتر از گذشته شده، کشتیرانی برای ایران فقط یک صنعت حملونقل نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی کشور است.
ناوگان ملی یعنی توان واردات مطمئن کالاهای اساسی، صادرات پایدار محصولات ایرانی، کاهش وابستگی به شرکتهای خارجی و حفظ ارتباط اقتصادی با جهان در روزهای فشار و بحران. و اگر بندر را نقطه ورود و خروج کالا بدانیم، کشتیرانی همان نیرویی است که به این نقطه حرکت، معنا و قدرت میدهد.کشوری که کشتیرانی ندارد، حتی با بهترین بندرها هم در بزنگاهها چشمانتظار دیگران میماند و کشوری که ناوگان دارد، مسیر دارد، قدرت چانهزنی دارد و میتواند جایگاه خود را در تجارت منطقهای و جهانی تثبیت کند.برای ایران، آینده تجارت فقط روی اسکلهها ساخته نمیشود؛ روی عرشه کشتیهایی ساخته میشود که از خلیج فارس، دریای عمان و دریای خزر، مسیر ایران را به اقتصاد جهان باز نگه میدارند.