EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۷۰۲۷
«آوش« در گفت و گو با «سمیرا مقدم» ، روانشناس بررسی کرد

کودکان ویترینی؛ قربانیانی معصوم در مسلخ لایک، فالوئر و درآمد!

تحریریه آوش/با گسترش روزافزون فضای مجازی و تبدیل شدن شبکه‌های اجتماعی به بخش جدایی‌ ناپذیر زندگی مدرن، پدیده جدیدی تحت عنوان «کودک‌بلاگری» یا تولد «سلبریتی‌های کوچک» شکل گرفته است. کودکانی که بدون داشتن کمترین درک از مفهوم شهرت، حریم خصوصی یا فضای مجازی، به بازیگران اصلی سناریوهایی تبدیل می‌شوند که والدینشان برای آن‌ها می‌نویسند.

کودکان ویترینی؛ قربانیانی معصوم در مسلخ لایک، فالوئر و درآمد!

یک کلیک ساده، یک لبخند شیرین، یک حرکت بانمک و ناگهان انفجار لایک‌ها و کامنت‌ها؛ این تصویری مکرر و روزمره است که این روزها در صفحه نمایش تلفن‌های همراه خود می‌بینیم. با گسترش روزافزون فضای مجازی و تبدیل شدن شبکه‌های اجتماعی به بخش جدایی‌ ناپذیر زندگی مدرن، پدیده جدیدی تحت عنوان «کودک‌بلاگری» یا تولد «سلبریتی‌های کوچک» شکل گرفته است. کودکانی که بدون داشتن کمترین درک از مفهوم شهرت، حریم خصوصی یا فضای مجازی، به بازیگران اصلی سناریوهایی تبدیل می‌شوند که والدینشان برای آن‌ها می‌نویسند. این ویترین‌های جذاب و پرزرق ‌و برق که در ظاهر تنها بازتابی از روزمرگی‌های شیرین یک کودک به نظر می‌رسند، در لایه‌های پنهان خود حامل آسیب‌های عمیق روانی، تربیتی، حقوقی و امنیتی هستند که آینده یک نسل را به مخاطره انداخته است. پدیده‌ای که در آن معصومیت کودکی، قربانی زودهنگام تجارت کلیک و ولع جذب مخاطب می‌شود.
 

کودک بلاگری


ظهور سلبریتی‌های کوچک

در سال‌های اخیر، تغییر کارکرد شبکه‌های اجتماعی از یک ابزار ارتباطی ساده به پلتفرم‌های درآمدزایی کلان، سبک زندگی بسیاری از خانواده‌ها را تغییر داده است. در این میان، کودکان به واسطه جذابیت‌های ذاتی، صداقت رفتاری و شیرین ‌زبانی‌های خود، به گنجینه‌ای بی‌پایان برای جذب مخاطب تبدیل شده‌اند. والدینی که تا دیروز آلبوم‌های خانوادگی را در بسته‌ترین کمدها نگهداری می‌کردند، امروز خصوصی‌ترین لحظات فرزندان خود را، از لحظه بیدار شدن از خواب و غذا خوردن گرفته تا گریه‌ها، لجبازی‌ها و حتی جزئیات حمام کردن و بیماری آن‌ها، به اشتراک می‌گذارند.

این صفحات عمومی که گاه شمار دنبال‌ کنندگان آن‌ها به صدها هزار یا میلیون‌ها نفر می‌رسد، به مرور زمان از یک سرگرمی خانوادگی به یک بنگاه اقتصادی تبدیل می‌شوند. کودک بلاگر در این ساختار، دیگر یک فرزند دلبند در آغوش خانواده نیست، بلکه یک نیروی کار بی‌مزد و انعام است که باید طبق سناریوی از پیش تعیین‌ شده رفتار کند تا پدر و مادر و دنبال کنندگان رضایت داشته باشند. لباس‌هایی که می‌پوشد، غذاهایی که می‌خورد، اسباب‌بازی‌هایی که با آن‌ها بازی می‌کند و حتی جملاتی که به زبان می‌آورد، همگی تحت تاثیر قراردادهای تجاری است که والدینش امضا کرده‌اند. این حضور دائمی پای ثابت صفحات پرمخاطب، فرآیند طبیعی رشد اجتماعی و عاطفی کودک را مختل می‌کند و او را در دنیایی تصنعی و ویترینی محبوس می‌سازد.


حق انتخاب مخدوش و کابوس شرم در آینده

بزرگ‌ترین چالش اخلاقی و حقوقی در پدیده کودک‌ بلاگری، سلب حق انتخاب و آزادی اراده از کودک است. یک کودک دو، چهار یا حتی هشت ساله، تصویر درستی از جهان دیجیتال و ماندگاری داده‌ها در اینترنت ندارد. او نمی‌داند تصاویری که امروز از او منتشر می‌شود، برای همیشه در حافظه فضای مجازی باقی خواهد ماند. والدین در واقع بدون کسب اجازه از فرزند خود، برای آینده و هویت دیجیتال او تصمیم می‌گیرند. این سلبریتی‌های کوچک، حق دارند که در گمنامی بزرگ شوند، اشتباه کنند، لجبازی کنند و حریم خصوصی خود را داشته باشند، اما این حق ابتدایی در ازای لایک و کامنت از آن‌ها دریغ می‌شود.

آسیب جدی‌تر زمانی آشکار می‌شود که این کودکان پا به دوران نوجوانی و بلوغ می‌گذارند. هویت دیجیتالی که در دوران کودکی توسط والدین برای آن‌ها ساخته شده، ممکن است فرسنگ‌ها با شخصیت واقعی، علایق و افکار آن‌ها در دوران نوجوانی فاصله داشته باشد. کودکی که سال‌ها به عنوان یک موجود بامزه، گریان یا لوس به جامعه معرفی شده، هنگام ورود به مدرسه، دانشگاه و بازارهای کاری آینده، با قضاوت‌های سنگینی مواجه خواهد شد. بسیاری از این تصاویر و ویدیوها که در کودکی مایه درآمد خانواده بوده، در آینده می‌تواند به ابزاری برای تمسخر، قلدری سایبری و ایجاد حس شرم عمیق در آن‌ها تبدیل شود. آن‌ها در سنین بزرگسالی ناچارند بار هویتی را به دوش بکشند که خود هیچ نقشی در ساختن آن نداشته‌اند و این آغاز یک بحران روحی عمیق خواهد بود.

کودک بلاگری3

سایه تاریک بیماران روانی و تهدیدهای امنیتی در کمین کودکان

یکی از هولناک‌ترین لایه‌های پنهان پدیده کودک ‌بلاگری که معمولا توسط والدین نادیده گرفته یا انکار می‌شود، خطرات امنیتی و حضور افراد بیمار در این صفحات است. فضای مجازی با تمام مزایایش، محیطی تاریک و کنترل ‌نشده را نیز در خود جای داده است. افراد دارای بیماری‌های جنسی، اختلالات روانی و گرایش‌های بیمارگونه به کودکان، از کاربران دائم این صفحات هستند. وقتی والدین جزئیات زندگی فرزند خود، نام مدرسه، موقعیت مکانی پارک مورد علاقه، لباس‌های خانگی و زمان‌های رفت ‌و آمد او را برملا می‌کنند، در واقع یک نقشه ‌راه دقیق برای سواستفاده‌کنندگان و شکارچیان جنسی فراهم می‌سازند.

تصاویر کودکان در وضعیت‌های نیمه ‌برهنه، در حال استراحت یا در پوشش‌های خاص، به راحتی در شبکه‌های تاریک اینترنت دست به دست می‌شود و مورد سواستفاده قرار می‌گیرد. علاوه بر خطرات مربوط به سلامت جنسی، خطر کودک ‌ربایی، باج‌ گیری و تهدیدهای فیزیکی نیز به شدت این خانواده‌ها را تهدید می‌کند. اصرار بر نمایش جزئیات زندگی لوکس یا درآمدهای حاصل از کودک ‌بلاگری، حس طمع را در مجرمان بیدار می‌کند. در واقع، والدینی که به بهانه تامین آینده مالی فرزندشان او را در معرض دید عموم قرار می‌دهند، امنیت جانی و روانی حال حاضر او را به حراج می‌گذارند.


واکاوی ریشه‌های روانی بحران

برای درک عمیق‌تر ابعاد روانی و تربیتی این پدیده، بررسی دیدگاه‌های متخصصان حوزه روانشناسی کودک اهمیت مضاعفی دارد و نشان می‌دهد که چگونه رفتارهای به ظاهر ساده والدین می‌تواند ساختار شخصیتی فرزندان را دگرگون کند.

سمیرا مقدم، روانشناس، در تحلیل این پدیده گفت: گاهی والدین با نیت‌های مثبتی مانند جلب توجه یا حتی کسب درآمد، اقدام به انتشار تصاویر و ویدیوهای فرزندشان در صفحات عمومی می‌کنند. این در حالی است که کودک هنوز به مرحله‌ای از رشد نرسیده که بتواند درباره هویت دیجیتال خود تصمیمی آگاهانه بگیرد.

او افزود: متأسفانه سال‌های ابتدایی زندگی یک کودک در معرض دید هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر قرار می‌گیرد؛ مخاطبانی که قطعا در میان آن‌ها افراد ناسالمی نیز حضور دارند و ممکن است انگیزه آسیب زدن، سواستفاده یا نقض حریم خصوصی کودک را داشته باشند. این موضوع می‌تواند زمینه ‌ساز شکل‌گیری ارتباطات ناسالم نیز شود.
این روانشناس در ادامه به تشریح آسیب‌های شخصیتی این کودکان پرداخت و یادآور شد: همچنین ممکن است کودک از همان سنین پایین یاد بگیرد که ارزش و جایگاه او به تعداد لایک‌ها و بازدیدها گره خورده است و این مسئله می‌تواند در آینده موجب بروز اضطراب، اختلالات و آسیب‌های روانی و همچنین مشکلات هویتی در او شود. مقدم در نهایت با هشدار به خانواده‌ها و جامعه تاکید کرد: باید به این موضوع توجه داشت که کودکان ابزاری برای تولید محتوا در صفحات مجازی نیستند.

کودک بلاگری4


خلا قانونی و مفهوم نوین کار کودک در عصر دیجیتال

تا پیش از ظهور شبکه‌های اجتماعی، تعریف جامعه از «کار کودک» محدود به کودکان کار در خیابان‌ها، کارگاه‌های زیرزمینی، کوره‌ پزخانه‌ها یا قالی‌بافی‌ها بود؛ تصاویری دردناک از کودکانی با چهره‌های رنج‌ کشیده و لباس‌های کهنه. اما امروزه متخصصان حقوق کودک و جامعه‌شناسان هشدار می‌دهند که پدیده کودک ‌بلاگری، شکل نوین، شیک و بازتعریف ‌شده‌ای از بهره‌ کشی و کار کودک است. این کودکان گرچه در خانه‌های لوکس، با لباس‌های گران ‌قیمت و در محیطی ظاهرا مرفه زندگی می‌کنند، اما همانند کودکان کار سنتی، تحت فشارهای شدید کاری، استرس عملکرد و نقض حقوق بنیادین خود قرار دارند.

تفاوت بزرگ اینجاست که در کار کودک سنتی، معمولا کارفرمایان بیگانه دست به استثمار می‌زنند و والدین در نقش حامی ظاهر می‌شوند، اما در کار کودک مدرن، خود والدین به کارفرما تبدیل شده‌اند. آن‌ها از عواطف، خنده‌ها و حتی اشک‌های فرزندشان برای تولید ثروت استفاده می‌کنند. متاسفانه در این حوزه با یک خلا قانونی جدی روبه‌رو هستیم. قوانین موجود در زمینه حمایت از اطفال و نوجوانان، بیشتر بر آسیب‌های فیزیکی، ممانعت از تحصیل یا بزهکاری تمرکز دارند و هنوز سازوکارهای قضایی و نظارتی دقیقی برای تعریف جزییات نقض حریم خصوصی آنلاین کودکان و استثمار تجاری آنان توسط سرپرستان قانونی تدوین نشده است. این نبود قوانین بازدارنده، دست والدین را برای استفاده ابزاری از فرزندانشان باز گذاشته است.


زنجیره حمایت یا بازتولید آسیب

در تحلیل نهایی پدیده کودکان ویترینی، نباید تنها والدین را مقصر دانست؛ چرا که این پدیده روی دیگری نیز دارد که همان «مخاطبان» هستند. لایک‌ها، کامنت‌ها، بازنشرها و استقبال کاربران فضای مجازی از این دست محتواها، سوخت موتور محرکه کودک ‌بلاگری را تامین می‌کند. هر بار که کاربری یک ویدیوی شیرین ‌زبانانه از کودکی را لایک می‌کند یا برای او کامنت تحسین ‌آمیز می‌گذارد، در واقع ارزش سهام آن صفحه را بالا برده و والدین را به تولید محتوای بیشتر و در نتیجه فشار بیشتر بر کودک تشویق می‌کند.

شرکت‌های تجاری و برندهای تبلیغاتی نیز با سرازیر کردن بودجه‌های کلان تبلیغاتی به این صفحات، به این چرخه آسیب‌زا دامن می‌زنند. برای مقابله با این بحران رو به رشد، نیاز به یک عزم همگانی و ارتقای سواد رسانه‌ای در جامعه داریم. مخاطبان باید بدانند که تماشای این صفحات و حمایت از آن‌ها، کمک به نقض حقوق یک انسان بی‌پناه است.
بایکوت کردن صفحات کودک ‌بلاگر، عدم تعامل با تبلیغاتی که از کودکان استفاده می‌کنند و گزارش دادن تخلفات به پلتفرم‌ها، از جمله‌ گام‌های موثری است که هر شهروند مسئولیت ‌پذیر می‌تواند بردارد. کودکان، ویترین مغازه‌ها یا ابزار توسعه کسب‌وکار نیستند؛ آن‌ها حق دارند کودکی کنند، در آرامش قد بکشند و خودشان نویسنده کتاب زندگی‌شان در آینده باشند.

ارسال نظر

آخرین اخبار