حق پرچم عوارضی برای زنده ماندن کشتیرانی ایران
تحریریه آوش/ کشوری که هزاران کیلومتر مرز آبی، بنادر مهم تجاری و بخش بزرگی از واردات و صادرات دریایی دارد، نمیتواند حملونقل خود را کاملاً به ناوگان خارجی واگذار کند. کشتیرانی فقط جابهجایی کالا نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی، قدرت تجاری و استقلال لجستیکی کشور است
حق پرچم در کشتیرانی ایران، یک عوارض ساده نیست؛ بخشی از سیاست حمایتی کشور برای حفظ ناوگان ملی و دفاع از ظرفیت دریایی ایران است.در قوانین داخلی حملونقل و بازرگانی، حق پرچم به این معناست که اگر کالایی با ناوگان خارجی وارد کشور شود، در حالی که امکان حمل آن با ناوگان ایرانی وجود داشته، صاحب کالا باید درصدی از کرایه حمل را به عنوان عوارض پرداخت کند. این یعنی موضوع بر سر پرچم نصبشده روی کشتی نیست؛ بلکه این است که آیا ظرفیت ایرانی نادیده گرفته شده یا نه.
حق پرچم در کشتیرانی ایران، برخلاف تصور عمومی، به معنای پولی نیست که یک کشتی برای نصب پرچم یک کشور پرداخت میکند.در قوانین داخلی حملونقل و بازرگانی ایران، حق پرچم معنای مشخصتری دارد؛ نوعی عوارض حمایتی است که وقتی کالای وارداتی با ناوگان خارجی حمل میشود، از صاحب کالا دریافت میشود.به بیان سادهتر، اگر واردکنندهای کالای خود را با کشتی خارجی وارد کشور کند، اما در همان مسیر یا برای همان نوع بار، ناوگان ایرانی آماده و قابل استفاده باشد، باید درصدی از کرایه حمل را به عنوان عوارض حق پرچم بپردازد.این عوارض با یک هدف مشخص وضع شده و آن نیز حمایت از کشتیرانی داخلی ایران است.
کشوری که هزاران کیلومتر مرز آبی، بنادر مهم تجاری و بخش بزرگی از واردات و صادرات دریایی دارد، نمیتواند حملونقل خود را کاملاً به ناوگان خارجی واگذار کند. کشتیرانی فقط جابهجایی کالا نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی، قدرت تجاری و استقلال لجستیکی کشور است.
اگر صاحبان کالا، حتی در شرایط وجود ناوگان ایرانی، بدون هیچ هزینهای سراغ خطوط خارجی بروند، نتیجه روشن است که شرکتهای کشتیرانی داخلی ضعیف میشوند، کشتیهای ایرانی از بازار کنار میروند، سرمایهگذاری در ناوگان ملی کاهش مییابد و مشاغل مرتبط با دریانوردی، بندر، تعمیرات، بیمه، لجستیک و خدمات فنی آسیب میبینند. این عوارض میگوید ظرفیت داخلی نباید قربانی انتخاب آسانتر به نفع خطوط خارجی شود و اگر ناوگان ایرانی آماده حمل بار است، باید در اولویت قرار باشد و اگر نادیده گرفته شود، هزینه این انتخاب باید به توسعه حملونقل ملی بازگردد.
اهمیت این موضوع در شرایط تحریم و بحرانهای بینالمللی بیشتر میشود. در روزهای عادی شاید استفاده از ناوگان خارجی ساده به نظر برسد، اما در زمان فشار سیاسی، محدودیت بیمه، تحریم کشتیرانی یا اختلال در مسیرهای تجاری، این ناوگان ملی است که میتواند ستون اصلی تجارت کشور باشد. کشوری که کشتی، دریانورد، شرکت حملونقل و زیرساخت دریایی قدرتمند نداشته باشد، در بزنگاهها آسیبپذیر میشود.البته دریافت حق پرچم زمانی مؤثر و قابل دفاع است که همراه با شفافیت، نوسازی ناوگان، ارتقای کیفیت خدمات و هزینهکرد واقعی منابع برای توسعه کشتیرانی ایران باشد.هدف نباید فقط گرفتن پول از واردکننده باشد؛ هدف باید ساختن یک ناوگان ملی قابل اتکا، رقابتی و قدرتمند باشد.در نهایت، فلسفه حق پرچم روشن است که ایران نباید فقط بندر داشته باشد، باید ناوگان داشته باشد.
ایران نباید فقط محل ورود کالا باشد، باید قدرت حمل کالا هم باشد و حق پرچم، اگر درست اجرا شود، ابزار حمایت از دریانوردی ایرانی، اشتغال ایرانی و استقلال تجاری ایران است.