سرگردانی در چهارراههای فناوری/ تاکسیهای خطی پشت به خیابان رو به اسنپ و تپسی!
تحریریه آوش/وابستگی شدید ناوگان حمل و نقل عمومی به پلتفرمهای آنلاین و مهاجرت تودهای رانندگان به دنیای مجازی، بخش بزرگی از مسافران سنتی را در حاشیه خیابانها سرگردان کرده است. مسافرانی که به دلایل مختلف از جمله عدم دسترسی به گوشیهای هوشمند، مشکلات اقتصادی یا ناتوانی در کار با نرم افزارها، از این چرخه جا ماندهاند یا اصلا نمیخواهند برای مسیری کوتاه هزینه هنگفت بپردازند یا از مترو و اتوبوس استفاده کنند.
دستش را به نشانه ایست دراز میکند، دقیقهها از پس هم میگذرند و چندین تاکسی زرد و سبز با چراغهای روشن یا بدون مسافر از مقابلش عبور میکنند، اما هیچ کدام ترمز نمیزنند. چشمان رانندگان به صفحه نمایش گوشیهای هوشمندشان دوخته شده است؛ جایی که یک درخواست سفر دربستی با قیمتی بسیار بالاتر از نرخ مصوب خطی منتظر آنهاست. این تصویر، روایت روزمره هزاران شهروندی است که این روزها در گوشه و کنار خیابانهای شهرهای بزرگ به امید سوار شدن به یک تاکسی معمولی، زمان خود را از دست میدهند. وابستگی شدید ناوگان حمل و نقل عمومی به پلتفرمهای آنلاین و مهاجرت تودهای رانندگان به دنیای مجازی، بخش بزرگی از مسافران سنتی را در حاشیه خیابانها سرگردان کرده است. مسافرانی که به دلایل مختلف از جمله عدم دسترسی به گوشیهای هوشمند، مشکلات اقتصادی یا ناتوانی در کار با نرم افزارها، از این چرخه جا ماندهاند یا اصلا نمیخواهند برای مسیری کوتاه هزینه هنگفت بپردازند یا از مترو و اتوبوس استفاده کنند.
کوچ بزرگ از ایستگاههای سنتی به دنیای هوشمند
سالها پیش، پیدا کردن یک تاکسی در کنار خیابان، نیازمند صرف زمانی کمتر از چند دقیقه بود. تاکسیهای خطی در ایستگاههای مشخص مستقر بودند و رانندگان گردشی با گشتزنی در سطح شهر، مسافران پیاده را به مقصد میرسانند. با ظهور و گسترش سریع پلتفرمهای اینترنتی، این ساختار به طور کامل دگرگون شد. رانندگانی که پیش از این موظف به خدمات رسانی در خطوط مشخص یا محدوده شهرداریها بودند، متوجه شدند که کار در فضای مجازی آزادی عمل بیشتر و درآمد بالاتری به همراه دارد. آنها ترجیح میدهند به جای توقف برای مسافران تک مسیر خیابانی، درخواستهای دربستی آنلاین را قبول کنند که سودآوری بیشتری دارد. این تغییر رفتار، تعادل عرضه و تقاضا را در سطح شهرها برهم زده و عملا مفهوم تاکسی گردشی و خطی را در بسیاری از ساعات روز بیمعنا کرده است.

انزوای مسافران پیاده در غیاب گزینههای جایگزین
این تحول تکنولوژیک اگرچه برای بخشی از جامعه رفاه به همراه داشته، اما بخش دیگری را دچار بحران جدی حرکتی کرده است. سالمندان، افرادی که توانایی مالی پرداخت هزینههای متغیر و گاه نجومی تاکسیهای اینترنتی را در ساعات اوج ترافیک ندارند، و کسانی که به ابزارهای هوشمند دسترسی ندارند، اصلیترین قربانیان این وضعیت هستند. این گروه از مردم نه میتوانند مانند گذشته به ایستادن در کنار خیابان و آمدن یک تاکسی منصف امید داشته باشند، و نه سیستم اتوبوسرانی و مترو در تمام نقاط شهر به گونهای گسترده است که بتواند جای خالی ناوگان تاکسیرانی را پر کند. فرسودگی خطوط اتوبوسرانی، شلوغی بیش از حد مکرر و عدم پوشش مناسب برخی مسیرهای کوتاه شهری، عملا این دسته از شهروندان را در تنگنایی شدید قرار داده است.
سقوط آزاد آژانسهای تلفنی و موسسات کرایه خودرو
موج تغییرات ناشی از اینترنت تنها به رانندگان تاکسیهای زرد محدود نماند، بلکه قدیمیترین نهادهای حمل و نقل محلی یعنی آژانسهای تلفنی را هم به مرز نابودی کشاند. بر اساس گزارشی که در پایگاه خبری اتاق اصناف تهران منتشر شده است، راهاندازی تاکسیهای اینترنتی کسب و کار تاکسی سرویسهای سنتی را به شدت مختل کرده است. این اتحادیه در گذشته نزدیک به 2000 عضو فعال در شهر تهران داشت، اما این تعداد اکنون به کمتر از ۴۰۰ عضو رسیده است؛ آماری که نشاندهنده یک ریزش سنگین و ناگهانی است. مشکلات مربوط به هزینههای بالای اجاره و نگهداری دفاتر آژانسها، قطع شدن سهمیههای سوخت و عدم تخصیص قطعات یدکی به این صنف، رانندگان آژانس را هم ناچار به خروج از این سیستم سنتی کرده است. بسیاری از این رانندگان یا تغییر شغل دادهاند یا مستقیما به استخدام پلتفرمهای اینترنتی درآمدهاند.
این وضعیت در شهرهای دیگر نیز با شدتی مشابه یا حتی بیشتر جریان دارد. طبق بررسیهای منتشر شده، در برخی شهرهای ایران نیز وضعیت آژانسهای تلفنی بحرانی گزارش شده است. آمارها به رکود شدید این صنف اشاره میکنند که تعداد آژانسهای فعال کاهش یافته است. همچنین اکثر رانندگان قدیمی و حتی خود صاحبان آژانسها به دلیل مزایایی مانند برخی طرحهای حمایتی یا سهولت در یافتن مسافر، جذب تاکسیهای اینترنتی شدهاند. افرادی که در آژانسهای سنتی باقی ماندهاند، اکثرا افراد مسن یا بازنشستگانی هستند که توانایی یا امکانات استفاده از گوشیهای هوشمند را ندارند و عملا روز به روز سهم خود را از بازار از دست میدهند.
خلا نظارتی سازمان تاکسیرانی و رهاشدگی ناوگان شهری
یکی از ریشههای اصلی بروز این بحران عمیق، نبود یا ضعف شدید نظارت از سوی سازمانهای متولی به ویژه سازمان تاکسیرانی است. در سالهای اخیر، به نظر میرسد سازمان تاکسیرانی به طور کامل چتر نظارتی خود را از روی عملکرد رانندگان برداشته و فرآیند پایش خطوط را رها کرده است. وقتی هیچ سازوکار بازدارندهای برای جریمه یا ابطال پروانه رانندگانی که خطوط رسمی را خالی میکنند وجود ندارد، طبیعی است که ناوگان حمل و نقل عمومی به سمت بازارهای پرسودتر جذب شود. این انفعال مدیریتی سبب شده تا رانندگان تاکسیهای رسمی بدون هیچ واهمهای از مواخذه یا جریمه، وظیفه ذاتی خود در قبال شهروندان را نادیده بگیرند. عملا نظارت مدون شهری جای خود را به بازار آزاد پلتفرمها داده و رانندگان به صورت تودهای و بدون هیچ مانعی به سمت تاکسیهای اینترنتی کوچ کردهاند، چرا که میدانند در سمت سازمان نظارت کننده، چشمان مسئولان بر این تخلف آشکار بسته است.

وقتی وظیفه عمومی فدای درآمد اختصاصی میشود
در سایه همین نبود نظارت، تاکسیهای رسمی شهر که با دریافت تسهیلات عمومی، معافیتها و سهمیههای دولتی وارد ناوگان شدهاند تا گرهی از ترافیک و جابهجایی مردم باز کنند، به ابزاری برای درآمدهای اختصاصی در شرکتهای خصوصی تبدیل شدهاند. رانندگان با خاموش کردن تابلوهای اعلام مسیر یا حتی عدم توقف در ایستگاههای تعیین شده، مسافران عادی را پشت سر میگذارند. نتیجه این اتفاق، طولانی شدن صفهای انتظار در ایستگاههای رسمی تاکسی، کلافگی شهروندان در ساعات پیک و هجوم اجباری مردم به حاشیه خیابانها برای پیدا کردن مسافربرهای شخصی است؛ پدیدهای که خود خطرات امنیتی و هزینههای غیرقانونی سنگینی را به همراه دارد.
ضرورت بازنگری در ساختار حمایتی و نظارتی
کارشناسان حوزه حمل و نقل شهری معتقدند که حذف یا متوقف کردن فناوریهای نوین غیرممکن و غیرمنطقی است، اما رها کردن سیستم سنتی و برداشتن نظارتها آسیبهای اجتماعی فراوانی به همراه دارد. برای حل این بحران، نیازمند یک تعادل ساختاری هستیم. مدیریت شهری و سازمان تاکسیرانی باید فورا از لاک انفعال خارج شده و نظارت بر تاکسیهای رسمی و خطی را با ابزارهای نوین تشدید کنند؛ رانندگان نباید اجازه داشته باشند در ساعات موظفی خود، خدمات عمومی را به نفع درآمدهای دربستی آنلاین نادیده بگیرند. در کنار نظارت قاطع، ایجاد سامانههای هوشمند ملی و محلی برای آژانسها و تخصیص تسهیلات حمایتی نظیر سهمیه لاستیک و بنزین به شرط حضور فعال در خطوط، میتواند انگیزه بقای این مشاغل حیاتی را تقویت کند تا دیگر هیچ شهروندی به جرم عدم استفاده از اپلیکیشنها، ساعتها در گوشه خیابان سرگردان نماند.