EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۴۶۲۹

دیپلماسی هوشمند در عصر بازدارندگی

درحالی که آتش جنگ در منطقه پس از ماه‌ها درگیری فراگیر فروکش کرده، روز جمعه در شهر ژنو سوییس، شاهد امضای یادداشت تفاهم اولیه میان ایران و ایالات‌متحده امریکا خواهیم بود

دیپلماسی هوشمند در عصر بازدارندگی
اعتماد

روزنامه اعتماد گفتگوئی را با سید محمدعلی سیدحنایی منتشر کرده است:

درحالی که آتش جنگ در منطقه پس از ماه‌ها درگیری فراگیر فروکش کرده، روز جمعه در شهر ژنو سوییس، شاهد امضای یادداشت تفاهم اولیه میان ایران و ایالات‌متحده امریکا خواهیم بود. این سند مهم که در حاشیه نشست گروه هفت امضا می‌شود، ازسوی ایران توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان و ازسوی امریکا توسط جی دی ونس، مشاور و معاون ارشد دونالد ترامپ رییس‌جمهوری این کشور به امضا خواهد رسید.امضای این توافق درحالی انجام می‌شود که به اعتقاد بسیاری از ناظران داخلی و خارجی، این تفاهمنامه، مقدمه‌ای عملگرایانه و گام نخست برای آغاز گفت‌وگوها در یک بازه زمانی ۶۰ روزه است؛ گفت‌وگوهایی که قرار است محورهای کلیدی ازجمله برنامه هسته‌ای ایران، رفع تحریم‌ها و سایر پرونده‌های مورداختلاف را پوشش دهد. مفاد کلیدی این یادداشت تفاهم، براساس گزارش‌های منتشر شده منابع داخلی و خارجی، شامل تعهدات روشن و متقابل است: پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، آزادی کامل تنگه هرمز توسط ایران، پایان دادن به محاصره دریایی کشورمان توسط ایالات‌متحده و تاسیس یک صندوق خصوصی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه در ایران. این تبادل تعهدات، نخستین گام ملموس پس از دوره‌ای طولانی از تقابل نظامی و دیپلماتیک تلقی می‌شود که می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تنش‌ها، بازگشایی کانال‌های ارتباطی و ایجاد ثبات در منطقه حساس خلیج‌فارس باشد.  با این حال به باور گروهی از کارشناسان علی‌رغم پیشرفت‌های حاصله، مسیر پیش‌رو همچنان پرپیچ‌ و خم ارزیابی می‌شود. ناظران به چالش‌های جدی اشاره دارند: سرنوشت مواد غنی‌شده در تاسیسات هسته‌ای ایران، نحوه و زمان‌بندی آزادسازی اموال بلوکه‌شده کشورمان، لزوم تصویب نهایی این تفاهم توسط کنگره امریکا و مهم‌تر از همه، رویکرد مخرب و تلاش‌های مداخله‌جویانه اسراییل که می‌تواند اجرای توافق را با موانع جدی مواجه کند. رسانه‌های داخلی نیز با تاکید بر خطوط قرمز جمهوری اسلامی، بر لزوم برداشته شدن کامل و یکجا همه تحریم‌ها به عنوان پیش‌شرط هر توافق پایدار تاکید دارند.

برخی از این تحریم‌ها با دستور اجرایی رییس‌جمهور امریکا قابل رفع است، اما بخش عمده‌ای نیازمند تصویب کنگره و هماهنگی با شورای امنیت سازمان ملل خواهد بود. در این میان، گروهی از تحلیلگران معتقدند مهم‌ترین دستاورد این توافق تا این لحظه، بازگشت به دیپلماسی عملگرایانه، توقف جنگ و ازسرگیری رایزنی‌ها پس از مدت‌ها سکوت و رویارویی است. این روزنه، هر چند باریک و شکننده، می‌تواند به افق‌های گسترده‌تری از ثبات منطقه‌ای و حل مسالمت‌آمیز اختلافات منجر شود. در همین راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسی آخرین تحولات و تحلیل سناریو‌های پیش رو با سیدمحمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل گفت‌وگو کرده است. سید محمدعلی سیدحنایی، رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره ماهیت توافق فعلی توضیح داد: این توافق بیش از آنکه یک توافق نهایی باشد، یک چارچوب مدیریت بحران و نقشه راه برای رسیدن به توافق جامع است؛ مهم‌ترین ویژگی آن‌هم ایجاد یک دوره زمانی مشخص برای کاهش تنش و اعتمادسازی متقابل است. در شرایط فعلی، هم تهران و هم واشنگتن به این جمع‌بندی رسیده‌اند که هزینه‌های ادامه تنش برای هر دوطرف بسیار سنگین است و از این منظر، اراده سیاسی اولیه برای پیشبرد توافق وجود دارد. با این حال، به گفته سیدحنایی، مساله اصلی «اراده اولیه» نیست، بلکه توانایی دوطرف در مدیریت مخالفان داخلی و بازیگران منطقه‌ای مخالف توافق است. او یادآور می‌شود که تجربه خروج دولت ترامپ از برجام، ناتوانی دولت بایدن در احیای کامل آن و نقش مخرب برخی بازیگران منطقه‌ای باعث شده تهران نوعی «تردید ساختاری» نسبت به پایداری تعهدات امریکا داشته باشد؛ بنابراین موفقیت دوره ۶۰ روزه بیش از هر چیز به اقدامات عملی و اعتمادساز دوطرف بستگی دارد.  این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید دارد که در حال حاضر، راه‌حل مسالمت‌آمیز و دیپلماتیک عملا تنها گزینه‌ای است که پیش روی امریکا باقی مانده، زیرا واشنگتن نه از طریق عملیات نظامی و نه با سازمان‌دهی ناآرامی‌های اجتماعی و فشار و محاصره اقتصادی نتوانسته به اهداف خود برسد و این امر در مفاد چارچوب اولیه توافق و مواضع ترامپ و ونس نیز قابل مشاهده است. سیدحنایی در ادامه هشدار می‌دهد که دوطرف باید «هوشیاری کامل» داشته باشند تا گرفتار بازی کشورهای منطقه و دیگر بازیگران ثالثی که در پی برهم زدن توافق هستند، نشوند. به باور این کارشناس ارشد، نمونه موفق این مدیریت را می‌توان در واکنش ایران به حمله اخیر اسراییل به ضاحیه دید؛ حمله‌ای که قرار بود چند ساعت پیش از امضای توافق، درگیری را تشدید و مانع نهایی شدن آن شود، اما تهران به جای پاسخ نظامی فوری، آن را به «اهرم فشار دیپلماتیک» برای تسریع در رفع محاصره و باز شدن مسیرها تبدیل کرد. سیدحنایی تاکید می‌کند که در صورت تداوم ماجراجویی‌ها و رفتارهای مخرب منطقه‌ای، تهران «قطعا» در صورت نیاز از اهرم نظامی هم استفاده خواهد کرد، اما «مدیریت تنش» مهم‌ترین الزامی است که طی این ۶۰ روز باید رعایت شود تا اجازه ورود مخرب بازیگران ثالث داده نشود و دوطرف بتوانند به یک توافق جامع برسند.حنایی در پایان این بخش، به یک نکته ساختاری اشاره می‌کند: اینکه توافق فعلی «دوجانبه» است و مانند برجام چندجانبه نیست، از نظر او همین گزاره شانس موفقیت و اجرای آن و نیز تاثیرگذاری واقعی‌اش را افزایش می‌دهد؛ به شرط آنکه طرفین در این دوره گذار، عقلانیت و خویشتنداری سیاسی را حفظ کنند. سیدحنایی همچنین در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره مراحل و نتایج حاصل از کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز توضیح داد: تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان است و حدود یک‌پنجم تجارت نفت جهان از این مسیر عبور می‌کند، بنابراین هرگونه کاهش تنش در این منطقه اثر فوری بر انتظارات بازار دارد. او یادآور می‌شود که در ماه‌های اخیر، بازار انرژی علاوه بر تنش‌های ژئوپلیتیکی، با محدودیت‌های عرضه و کاهش ظرفیت آزاد تولید در برخی کشورهای منطقه نیز روبه‌رو بوده است؛ در چنین شرایطی، بازگشایی کامل تنگه هرمز و رفع محدودیت‌های صادرات ایران می‌تواند دو پیام مهم به بازار مخابره کند: نخست، افزایش امنیت عرضه و دوم، بازگشت تدریجی بخشی از ظرفیت صادراتی ایران.به گفته این کارشناس ارشد، در سال‌های گذشته به دلیل تحریم‌ها، بازار ایران تاحدی از بین رفته و نیاز جهان به نفت ایران کاهش یافته؛ حنایی این شرایط را «بزرگ‌ترین آسیب تحریم‌ها» می‌داند، زیرا عملا بازار جهانی تاحدودی به نفت ایران بی‌نیاز شده بود. با این حال، استفاده هوشمندانه از «اهرم تنگه هرمز» باعث شده نقش ایران در بازارهای نفت جهانی دوباره برجسته شود و اکنون، همزمان با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های نفتی و جذب سرمایه داخلی و خارجی پس از توافق، ایران می‌تواند جایگاه خود را در بازار احیا کند؛ مزیت کیفیت نفت ایران و مزیت حمل ‌و نقل آن همچنان پابرجاست، اما کشور باید مجددا جای خود را در بازار پیدا کند.  سیدحنایی معتقد است حتی اگر صادرات ایران فورا به حداکثر ظرفیت خود نرسد، صرفا کاهش ریسک ژئوپلیتیک می‌تواند به ثبات نسبی قیمت‌ها و کاهش بخشی از «پریموم ریسک» در بازار انرژی منجر شود.

با این حال، او یادآور می‌شود که برآورد بسیاری از کارشناسان انرژی این است که قیمت نفت به این زودی به سطح قبل از جنگ بازنخواهد گشت و این خود به ‌نوعی یک نکته مثبت برای ایران است، زیرا امکان بهره‌گیری از کارت تنگه هرمز و درآمدهای بالاتر نفتی همچنان باقی خواهد بود. رییس اندیشکده دیپلماسی ملل در ادامه این گفت‌وگو با اعلام هشدار راهبردی تاکید دارد که در روابط بین‌الملل، هیچ کارتی دایمی نیست و همه کارت‌ها «موقت»اند. از همین رو باید به‌موقع از کارت‌های خود در روابط بین‌الملل استفاده کرد و در ازای آنها امتیاز گرفت؛ اگر از یک کارت درست استفاده نکنیم یا دیر به کار بگیریم، ممکن است آن کارت از دست برود و اگر بیش از حد و خارج از حد تعادل از آن استفاده کنیم، نتیجه معکوس می‌دهد و ارزش خود را از دست خواهد داد از همین رو هر مزیت ژئوپلیتیک، ازجمله موقعیت ایران در تنگه هرمز تا زمانی مزیت است که برای جهان نیز به معنای کاهش هزینه باشد؛ اگر ما با پافشاری افراطی، هزینه‌ها را برای دیگران بیش از حد بالا ببریم، جهان به سمت مسیرهای کم‌هزینه‌تر می‌رود و ظرف چند سال، آن ظرفیت ژئوپلیتیک و «کارت امتیاز» ما تضعیف یا حتی بی‌اثر می‌شود. سیدحنایی نتیجه می‌گیرد که ایران باید از تجربه «فرصت‌سوزی‌های گذشته» درس بگیرد و تلاش کند در استفاده از مزیت‌های ژئوپلیتیک، هم به زمان‌بندی درست و هم به حد تعادل در اعمال فشار توجه کند تا بتواند حداکثر امتیاز را با حداقل هزینه در نظام بین‌الملل به دست آورد. این کارشناس ارشد در ادامه درباره رونوشت برنامه هسته‌ای ایران و آینده اختلاف‌های دوطرف در این باره گفت: به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دوطرف به‌ دنبال راه‌حل‌های حداکثری نیستند؛ نه توقف کامل برنامه هسته‌ای ایران واقع‌بینانه است و نه ادامه وضعیت فعلی. به احتمال زیاد، راه‌حل نهایی بر سه اصل استوار خواهد بود: نخست، پذیرش حق بهره‌برداری صلح‌آمیز ایران از انرژی هسته‌ای برای مصارف پزشکی، تحقیقاتی و همچنین نیروگاهی در چارچوب ان‌پی‌تی؛ دوم، اعمال نظام نظارتی و راستی‌آزمایی گسترده برای رفع نگرانی‌های بین‌المللی و سوم، تعیین چارچوبی برای مدیریت سطح غنی‌سازی و ذخایر مواد هسته‌ای است. 

در همین راستا به نظر می‌رسد همان چارچوب برجام، بهترین مدل تجربه ‌شده تا امروز بوده است. به بیان دیگر، توافق احتمالی آینده نه برمبنای حذف برنامه هسته‌ای ایران، بلکه برمبنای مدیریت و شفاف‌سازی کامل آن شکل خواهد گرفت. سیدحنایی در ادامه تاکید می‌کند: نکته مهم این است که برنامه هسته‌ای ایران، خواه درست و خواه غلط، امروز به بخشی از «عزت ملی» گره خورده است. اینکه آیا اساسا باید تا این حد آن را با مساله عزت ملی پیوند می‌زدیم یا نه، بحث دیگری است؛ اما در واقعیت، موضوع هسته‌ای دیگر صرفا یک تکنولوژی یا یک صنعت نیست که بتوان به ‌سادگی گفت باید تعطیل شود. ایران در این مسیر هزینه‌های زیادی پرداخته است. در عین حال، جهان نیز در حال حرکت به سمت ارتقای تکنولوژی هسته‌ای است؛ اکنون نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس هسته‌ای با هزینه کمتر، آلودگی کمتر و بهره‌وری بسیار بالاتر در حال توسعه‌اند. در همین راستا ایران می‌تواند در این چارچوب، به سمت همکاری، شراکت و تشکیل کنسرسیوم‌های منطقه‌ای و جهانی حرکت کند تا این نیروگاه‌های کوچک‌مقیاس را وارد کشور کرده و در عین حال، مصارف صلح‌آمیز خود از انرژی هسته‌ای را تثبیت کند.  سیدحنایی در پاسخ به سوال دیگر «اعتماد» درباره نحوه آزادی اموال بلوکه شده ایران نیز تاکید کرد، آزادسازی منابع مالی ایران به ‌احتمال زیاد به ‌صورت مرحله‌ای و متناسب با پیشرفت مذاکرات انجام می‌شود. بخش مهمی از دارایی‌های ایران در کشورهای مختلف نگهداری می‌شود و انتقال آنها نیازمند هماهنگی میان دولت‌ها، بانک‌های مرکزی و نهادهای مالی بین‌المللی است؛ بنابراین قاعدتا همه منابع به‌ صورت یک‌باره آزاد نخواهد شد. به گفته او، احتمالا از مدل‌هایی مانند خطوط اعتباری، دسترسی تدریجی به منابع، تسهیل تجارت و آزادسازی مرحله‌ای استفاده می‌شود تا هم نگرانی‌های طرف امریکایی مدیریت شود و هم ایران از منافع اقتصادی توافق بهره‌مند گردد.  این کارشناس ارشد در ادامه یک نکته اساسی را گوشزد می‌کند: نخست اینکه ایران باید بر دریافت «غرامت جنگ یک‌جانبه»ای که علیه کشور و مردم ایران تحمیل شده، تاکید کند. دوم، کشور اکنون به‌ شدت نیازمند سرمایه‌گذاری گسترده است و حتی اگر این منابع به ‌صورت خطوط اعتباری یا سرمایه‌گذاری مستقیم شرکت‌های خارجی وارد شود، باز هم به نفع کشور و مردم است؛ زیرا به توسعه کشور و زیرساخت‌ها کمک می‌کند، بدون آنکه الزاما منابع مالی نقدی مستقیم دراختیار دولت قرار گیرد که خود می‌تواند چالش‌هایی ایجاد کند. از نگاه او، در همین چارچوب می‌توان گفت یکی از اتفاقات مبارک، همین روند آزادسازی اموال بلوکه‌ شده است؛ دستاوردی بسیار بزرگ که باید آن را قدر دانست.

سیدحنایی یادآور می‌شود که در دوران برجام، موانع بروکراتیک و داخلی متعددی بر سر راه سرمایه‌گذاری خارجی ایجاد شد و اکنون ضروری است دولت و دستگاه‌های اقتصادی ذی‌ربط از تکرار آن خطاها پرهیز کنند.  به باور این کارشناس ارشد، ایران از منظر ریسک سرمایه‌گذاری خارجی، به‌ دلیل تحریم‌ها، شرایط اقتصادی و موانع بروکراتیک، جزو کشورهای پرریسک شناخته می‌شود. حداقل کاری که دراختیار خود ماست، رفع همین موانع بروکراتیک و داخلی است تا سرمایه‌گذاران خارجی بتوانند با اطمینان و علاقه در بازار ایران و در صنایع و زیرساخت‌های کشور سرمایه‌گذاری کنند. البته او هشدار می‌دهد که این تسهیل باید با حفظ چارچوب‌ها و ملاحظات لازم همراه باشد تا منجر به نابودی صنایع داخلی و افزایش وابستگی در حوزه‌هایی که ایران در آن مزیت دارد، به ‌ویژه در کالاهای اساسی، نشود. با این حال، سیدحنایی تاکید می‌کند که «تسهیل سرمایه‌گذاری» و «مانع‌زدایی از ورود سرمایه خارجی» برای استفاده بهینه از فرصت آزادسازی منابع و کاهش ریسک سرمایه‌گذاری در ایران، یک ضرورت اساسی در دوره پساتوافق است. سیدحنایی درباره نقش اسراییل در آینده توافق نیز خاطرنشان کرد: اسراییل بدون تردید یکی از مهم‌ترین متغیرهای خارجی تاثیرگذار بر سرنوشت هر توافقی میان ایران و امریکا است.  به گفته او، تجربه سال‌های گذشته نشان داده هرگاه مذاکرات ایران و امریکا به مراحل حساس رسیده، «لابی اسراییل» در امریکا فعال‌تر شده و همزمان، نگرانی‌های امنیتی تل‌آویو افزایش یافته؛ در داخل امریکا نیز بخشی از جمهوری‌خواهان و برخی جریان‌های نزدیک به لابی‌های حامی اسراییل، نسبت به هرگونه توافق با ایران دیدگاهی انتقادی دارند. از این رو، بزرگ‌ترین تهدید برای توافق نه اختلافات فنی، بلکه «رخدادهای سیاسی و امنیتی غیرمنتظره» است؛ رخدادهایی که می‌تواند فضای بی‌اعتمادی را دوباره تشدید کند. او در عین حال بر یک تمایز مهم انگشت می‌گذارد: «به نظر من در این مقطع کم‌کم می‌توانیم بین نتانیاهو و اسراییل تفاوت قائل شویم.» سیدحنایی معتقد است: بنیامین نتانیاهو تا اینجا «روی دست امریکا هزینه‌های زیادی گذاشته» و اختلافات میان نتانیاهو و ترامپ نیز آشکار شده، به‌ویژه بر سر نحوه مدیریت جنگ اخیر و حملات اخیر او به بیروت و ضاحیه که ترامپ هم صراحتا به آن اشاره کرده و رسانه‌های اسراییلی نیز آن را بازتاب داده‌اند.  به تعبیر حنایی، این تحولات نشان می‌دهد که منافع شخصی و سیاسی نتانیاهو الزاما با منافع راهبردی اسراییل و حتی با منافع حامیان سنتی این رژیم در واشنگتن همسو نیست. سیدحنایی اضافه می‌کند: امروز در بسیاری از مجامع بین‌المللی که پیش‌تر نامی از اسراییل برده نمی‌شد، صراحتا این رژیم به‌خاطر اقداماتش و نقش آن در بی‌ثبات‌سازی منطقه مورد انتقاد قرار می‌گیرد. اسراییل نیز مانند هر بازیگر دیگر، از «کارت قدرت نظامی و اجبار» خود بیش از حد استفاده کرده و این کارت اکنون در حال «بک‌فایر» کردن است؛ یعنی به‌تدریج علیه خود اسراییل عمل می‌کند. از همین رو تشدید برخوردهای سخت و نظامی نتانیاهو-که بخشی از آن ریشه در ترس‌های شخصی و فشارهای سیاسی و قضایی علیه او دارد- می‌تواند در ادامه مسیر باعث شود امریکا میان «منافع اسراییل» و «منافع نتانیاهو» تمایز بیشتری قائل شود؛ روندی که به باور سیدحنایی، در صورت استمرار، می‌تواند به نفع ایران تمام شود. سید محمدعلی سیدحنایی در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبنی بر اینکه منتقدان ترامپ معتقدند او به توافقی تن داده که تفاوت چندانی با برجام ندارد و حتی از نظر برخی از آن هم ضعیف‌تر است، گفت: از منظر فنی، شباهت‌هایی میان این توافق و برجام وجود دارد؛ هر دو برمبنای مبادله محدودیت‌های هسته‌ای با منافع اقتصادی شکل گرفته‌اند و منتقدان ترامپ از همین زاویه می‌گویند او در عمل به چیزی شبیه برجام بازگشته است. اما تفاوت اصلی، در شرایط ژئوپلیتیک و نوع نگاه به کارکرد توافق است. امروز با سال ۲۰۱۵ فرق می‌کند: جنگ‌های منطقه‌ای، بحران انرژی، رقابت امریکا و چین و تحولات جدید خاورمیانه باعث شده توافق فعلی صرفا یک توافق هسته‌ای نباشد و ابعاد منطقه‌ای، راهبردی و اقتصادی پررنگ‌تری پیدا کند. از نگاه ترامپ، این توافق علاوه بر مدیریت پرونده هسته‌ای، بخشی از راهبرد گسترده‌تر او برای کاهش هزینه‌های امریکا در خاورمیانه و تمرکز بیشتر بر رقابت‌های جهانی است؛ به همین خاطر، فقط «خرید زمان» نیست، بلکه تلاشی است برای بازتعریف نقش امریکا در منطقه.  این کارشناس ارشد روابط بین‌الملل ادامه می‌دهد: «این وضعیت برای ایران یک فرصت مهم ایجاد کرده؛ اکنون که امریکا، چین و کشورهای منطقه خواستار ثبات و سرمایه‌گذاری در حوزه‌های اقتصادی و فناوری‌اند، ما هم باید پارادایم خود را از نگاه صرفا امنیتی به نگاه اقتصادی و توسعه‌محور تغییر دهیم. این پارادایم‌شیفت در کل منطقه آغاز شده و این توافق مسیری است که ایران از تصور امنیتی به سمت تصور اقتصادی و توسعه‌محور حرکت می‌کند؛ از این جهت، اگر نهایی شود و درست اجرا شود، حتی می‌تواند از برجام نیز مبارک‌تر باشد. برجام نخستین تجربه ما در مذاکره با امریکا و یک توافق چندجانبه بود که هم آسیب‌پذیرتر بود و هم منافع بازیگران مختلف را درگیر می‌کرد؛ همین هم امکان کارشکنی دیگران را بیشتر می‌کرد. توافق فعلی اما مستقیما منافع دو کشور را درگیر کرده و سعی دارد پرونده‌های انباشته میان تهران و واشنگتن را به‌صورت جدی‌تری حل کند؛ بنابراین، صرفا یک تاکتیک کوتاه‌مدت برای عبور از بحران نیست، بلکه اگر به یک متن جامع و همه‌شمول تبدیل شود، می‌تواند در قالب یک چارچوب رسمی و پایدار تعریف شود.» سیدحنایی در عین حال تاکید کرد: «اینکه توافق در عمل چقدر پایدار بماند، به متن حقوقی آن و مهم‌تر از آن، به رفتار طرفین در سال‌های بعد بستگی دارد. حتی قوی‌ترین متن هم اگر در یک حوزه اجرا شود و در حوزه‌های دیگر به‌راحتی نقض گردد، دوباره همه‌چیز را به نقطه صفر برمی‌گرداند. بنابراین، در این مرحله باید تلاش شود توافقی جامع و چندبُعدی شکل بگیرد که تا حد امکان، زمینه‌های نقض و دور زدن آن را محدود کند. در عین حال، ایران نباید این جامعیت را با اعتماد صددرصد اشتباه بگیرد؛ در کنار دیپلماسی، توسعه و جذب سرمایه‌گذاری، تقویت توان دفاعی و حفظ استقلال راهبردی همچنان یک ضرورت است تا اگر در آینده بار دیگر کشوری قصد تعدی به این سرزمین و مردمش را داشت، پاسخ ایران قاطع و بدون خلل باشد.  سیدمحمدعلی سیدحنایی در جمع‌بندی مباحث سیاست خارجی تاکید می‌کند که «نگاه به شرق» و «بهبود روابط با غرب» دو راهبرد متناقض نیستند، بلکه می‌توانند مکمل یکدیگر باشند و در خدمت سیاست خارجی متوازن قرار گیرند. به باورش نگاه به شرق و بهبود روابط با غرب دو راهبرد متضاد نیستند؛ سیاست خارجی موفق، سیاستی است که از ظرفیت همه بازیگران بین‌المللی بهره‌مند شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده اتکای انحصاری به هر بلوک قدرت -چه شرق و چه غرب- نمی‌تواند منافع بلندمدت ایران را تامین کند. برای مثال، بعد از برجام ما به غرب متکی شدیم و در آن مقطع از ظرفیت‌های چین غفلت کردیم، درحالی که بسیاری از کشورهای جهان، حتی خود امریکا، چین را شریک اول تجاری خود قرار داده و منافع بلندمدتشان را با پکن گره زده‌اند؛ همین رفتار موجب شده در چین نوعی بی‌اعتمادی نسبت به ایران شکل بگیرد و چینی‌ها تصور کنند تهران فقط از آنها به عنوان «اهرم» بهره می‌برد. سیدحنایی معتقد است در شرایط فعلی، همزمان با احیای روابط با غرب، باید به ‌طور جدی برای ترمیم و تعمیق روابط با چین برنامه‌ریزی شود.  او با اشاره به انتصاب مجدد نماینده ویژه در امور چین و سفرهای اخیر ترامپ و پوتین به پکن و دیدارهای سطح بالای آنان با رییس‌جمهور چین، پیشنهاد می‌کند یک هیات سطح عالی متشکل از نماینده ویژه در امور چین، فعالان بخش خصوصی، اقتصاددانان، پژوهشگران و اندیشکده‌های تخصصی حوزه چین و نیز مقامات نظامی ارشد، یک سفر مهم و هدفمند به پکن داشته باشند.

به باور رییس اندیشکده ملل، این رفت‌وآمدها نباید به یک دیدار نمادین محدود شود، بلکه باید آغازگر یک روند پایدار برای تقویت روابط با چین باشد؛ به ‌ویژه که جنگ اخیر نشان داده منافع چین می‌تواند در بسیاری از حوزه‌ها به ایران نزدیک‌تر از غرب باشد و براساس پیش‌بینی‌ها، چین در چند دهه آینده یا به هژمون جهانی تبدیل می‌شود یا دست‌کم قدرت دوم جهان خواهد بود، بنابراین ایران باید توازن ارتباطات خود را با این واقعیت سازگار کند. در عین حال، سیدحنایی هشدار می‌دهد که همان‌طور که پس از برجام، افراط در «غرب‌محوری» مشکل‌ساز شد، بعد از خروج امریکا از برجام نیز نوعی افراط در «نگاه به شرق» شکل گرفت که آن هم نتیجه مطلوبی نداشت؛ زیرا ارتباط با شرق، در غیاب حدی از تعامل با غرب، برای خود چین و روسیه نیز معنای کامل و عملیاتی ندارد. به تعبیر سیدحنایی، این کشورها به‌ دلیل منافع درهم‌تنیده با غرب، خواستار روابطی یک‌سویه نیستند و نمی‌خواهند صرفا به عنوان جایگزین انحصاری غرب در سیاست خارجی ایران تعریف شوند.  این کارشناس ارشد مسائل بین‌الملل نتیجه می‌گیرد که ایران نه‌ تنها نباید از فرصت فعلی برای تعمیق رابطه با چین غفلت کند، بلکه باید از این وضعیت برای ایجاد «رقابت مثبت» میان شرق و غرب در جهت توسعه و منافع ملی بهره ببرد. از همین رو مسیر درست، حرکت به سمت یک سیاست خارجی متوازن است؛ سیاستی که در آن روابط با چین، روسیه و سایر کشورهای آسیایی تقویت و حفظ شود و در عین حال، امکان تعامل گسترده‌تر با اروپا و حتی امریکا نیز در چارچوب منافع ملی فراهم گردد.

 

برچسب ها

ارسال نظر

آخرین اخبار