EN
به روز شده در
کد خبر: ۹۲۶۱۱
میراثی که بی‌صدا فرو می‌ریزد

از تخریب کلیسای انجیلی مشهد تا تونل حفاران در انگوت؛ چرا آثار تاریخی ایران بی‌دفاع‌ مانده‌اند؟

تحریریه آوش/تخریب کلیسای انجیلی مشهد تنها از میان رفتن یک ساختمان تاریخی نبود؛ نمادی بود از بحرانی بزرگ‌تر که سال‌هاست گریبان میراث فرهنگی ایران را گرفته است. بحرانی که در آن بناهای تاریخی نه در جنگ و نه در اثر بلایای طبیعی، بلکه به دست حفاران غیرمجاز، ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه، خلاهای قانونی و گاه تصمیم‌های اداری از بین می‌روند.

 از تخریب کلیسای انجیلی مشهد تا تونل حفاران در انگوت؛ چرا آثار تاریخی ایران بی‌دفاع‌ مانده‌اند؟

شبانه آمدند، دیوارها را فرو ریختند و یکی از قدیمی‌ترین بناهای مذهبی مشهد را به تلی از خاک تبدیل کردند. تخریب کلیسای انجیلی مشهد تنها از میان رفتن یک ساختمان تاریخی نبود؛ نمادی بود از بحرانی بزرگ‌تر که سال‌هاست گریبان میراث فرهنگی ایران را گرفته است. بحرانی که در آن بناهای تاریخی نه در جنگ و نه در اثر بلایای طبیعی، بلکه به دست حفاران غیرمجاز، ساخت‌وسازهای بی‌ضابطه، خلاهای قانونی و گاه تصمیم‌های اداری از بین می‌روند. پرسش اصلی اینجاست که متولی حفاظت از این آثار کیست و چرا میراث تاریخی ایران تا این اندازه آسیب‌پذیر شده است؟

کلیسای انجیلی

پایان یک قرن تاریخ در یک شب

خبر تخریب کلیسای انجیلی مشهد در روزهای گذشته واکنش گسترده فعالان میراث فرهنگی را برانگیخت. بنایی که بیش از یک قرن از عمر آن می‌گذشت و بخشی از تاریخ حضور مسیحیان پروتستان در شرق ایران را روایت می‌کرد، پس از خروج از فهرست آثار ملی با حکم دیوان عدالت اداری، از چتر حمایتی قوانین میراث فرهنگی خارج شد و در نهایت با لودر تخریب شد. گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد این بنا پیش از تخریب، متروکه بود و سال‌ها مورد استفاده قرار نمی‌گرفت، اما همچنان یکی از شاخص‌ترین بناهای تاریخی و مذهبی مشهد محسوب می‌شد.

فعالان میراث فرهنگی معتقدند ماجرای کلیسای انجیلی صرفا درباره یک ساختمان نیست؛ بلکه درباره سازوکاری است که اجازه می‌دهد یک اثر تاریخی پس از خروج از ثبت ملی، به سرعت به سرنوشت تخریب دچار شود. این اتفاق پرسش‌های جدی درباره وضعیت صدها بنای تاریخی دیگر در سراسر کشور ایجاد کرده است.
 

حفاران غیرمجاز یا دشمنان خاموش تاریخ

پیش از اینکه خبر تخریب کلیسای انجیلی در صدر اخبار قرار بگیرد، گزارش دیگری از استان اردبیل بار دیگر ضعف حفاظت از میراث تاریخی را آشکار کرد. حفاران غیرمجاز در حوالی بنای تاریخی انگوت تونلی حدود ۳۰ متر حفر کرده بودند؛ اقدامی که می‌توانست آسیب‌های جدی به ساختار بنا و لایه‌های باستان‌شناسی منطقه وارد کند.

کارشناسان میراث فرهنگی سال‌هاست هشدار می‌دهند که حفاری‌های غیرمجاز تنها به سرقت اشیای تاریخی محدود نمی‌شود. در بسیاری از موارد، حفاران با تخریب لایه‌های باستان‌شناسی، اطلاعاتی را نابود می‌کنند که هیچ‌گاه قابل بازسازی نیست. شی تاریخی ممکن است پیدا شود یا نشود، اما داده‌های مربوط به محل کشف، نحوه استقرار و ارتباط آن با دیگر یافته‌ها برای همیشه از بین می‌رود.

بر اساس گزارش‌های یگان حفاظت میراث فرهنگی، هر سال صدها پرونده مرتبط با حفاری غیرمجاز در کشور تشکیل می‌شود. با وجود این، گستردگی محوطه‌های تاریخی ایران و کمبود نیروهای حفاظتی باعث شده بسیاری از مناطق عملا بدون مراقبت موثر باقی بمانند.

بنای تاریخی انگوت

وقتی توسعه شهری به حریم تاریخ می‌رسد

یکی از مهم‌ترین تهدیدهای آثار تاریخی ایران در دو دهه اخیر، ساخت‌وساز در حریم بناها و محوطه‌های تاریخی بوده است. توسعه شهرها، افزایش ارزش زمین و فشارهای اقتصادی سبب شده حریم بسیاری از آثار تاریخی در معرض تعرض قرار گیرد.

نمونه مشهور این ماجرا پرونده برج جهان‌نما در اصفهان است. ساختمانی که در نزدیکی میدان نقش جهان ساخته شد و به دلیل تاثیر بر منظر تاریخی این میدان، اعتراض کارشناسان و هشدار یونسکو را در پی داشت. ماجرا تا جایی پیش رفت که یونسکو احتمال قرار گرفتن میدان نقش جهان در فهرست میراث در خطر را مطرح کرد و در نهایت بخشی از طبقات برج تخریب شد.

این پرونده نشان داد که حتی آثار ثبت ‌شده جهانی نیز از تهدیدهای ناشی از توسعه شهری در امان نیستند. اگر فشارهای بین‌المللی و حساسیت افکار عمومی وجود نداشت، شاید امروز یکی از مهم‌ترین نمادهای تاریخی ایران با آسیب‌های جدی‌تری مواجه بود.
 

سیلک، هفت هزار سال تاریخ در محاصره شهر

محوطه باستانی سیلک کاشان از دیگر نمونه‌هایی است که بارها قربانی توسعه شهری شده است. این محوطه که از قدیمی‌ترین مراکز استقرار انسانی در فلات ایران به شمار می‌رود، طی سال‌های گذشته بارها با چالش ساخت‌وسازهای پیرامونی، تغییر کاربری زمین‌ها و تعرض به حریم مواجه شده است.

کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند ارزش یک محوطه تاریخی تنها به محدوده ثبت ‌شده آن خلاصه نمی‌شود. منظر فرهنگی، حریم بصری و محیط پیرامونی نیز بخشی از هویت اثر را تشکیل می‌دهد. هنگامی که ساختمان‌های مرتفع یا پروژه‌های عمرانی در اطراف چنین محوطه‌هایی ساخته می‌شوند، بخشی از اصالت تاریخی آنها از بین می‌رود.

تپه سیلک


قربانیان فراموش‌ شده

در کنار بناهای مشهور، صدها خانه تاریخی در شهرهای مختلف ایران طی سال‌های اخیر تخریب شده‌اند یا در آستانه نابودی قرار گرفته‌اند.

در بافت‌های تاریخی تهران، شیراز، تبریز، رشت و حتی یزد که ثبت جهانی شده است، بارها خبر تخریب یا فروریختن خانه‌های ارزشمند تاریخی منتشر شده است.

بخش مهمی از این بناها در مالکیت اشخاص خصوصی قرار دارند. مالکان اغلب توان مالی کافی برای مرمت ندارند و در مقابل، ارزش اقتصادی زمین آنها روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند. نتیجه آن است که بسیاری از این خانه‌ها سال‌ها رها می‌شوند تا به مرحله فرسودگی کامل برسند و سپس مجوز تخریب یا نوسازی دریافت کنند. کارشناسان این روند را «مرگ تدریجی میراث» می‌نامند؛ فرایندی که در آن بنا نه با لودر، بلکه با بی‌توجهی از میان می‌رود.
 

آمارها چه می‌گویند؟

آمارهای منتشر شده از سوی نهادهای مرتبط نشان می‌دهد ساخت‌وساز در حریم آثار تاریخی سهم قابل توجهی از جرایم حوزه میراث فرهنگی را تشکیل می‌دهد. در برخی گزارش‌های رسمی، حدود یک‌پنجم تخلفات ثبت ‌شده میراث فرهنگی به ساخت‌وسازهای غیرمجاز در حریم آثار اختصاص داشته است.

این آمار تنها بخش کوچکی از واقعیت را نشان می‌دهد. بسیاری از تخلفات هرگز ثبت نمی‌شوند و تنها زمانی رسانه‌ای می‌شوند که خسارت وارد شده قابل پنهان کردن نباشد. کارشناسان معتقدند فاصله میان تعداد آثار تاریخی موجود و امکانات حفاظتی کشور یکی از مهم‌ترین دلایل آسیب ‌پذیری میراث فرهنگی است.

ایران بیش از ۴۰ هزار اثر ثبت ملی دارد و هزاران محوطه و بنای ارزشمند دیگر نیز هنوز ثبت نشده‌اند. حفاظت موثر از چنین مجموعه عظیمی نیازمند بودجه، نیروی انسانی و هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف است؛ امری که به گفته کارشناسان هنوز به شکل مطلوب محقق نشده است.
 

سپر حفاظتی یا ضمانت ناکافی؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که پس از تخریب کلیسای انجیلی مشهد مطرح شد، میزان کارآمدی ثبت ملی در حفاظت از آثار تاریخی است.

ثبت ملی در ظاهر مهم‌ترین ابزار قانونی حفاظت از آثار تاریخی محسوب می‌شود. اما تجربه سال‌های اخیر نشان داده این ابزار به تنهایی کافی نیست. در مواردی که مالکان خصوصی موفق به خروج اثر از فهرست آثار ملی می‌شوند، بسیاری از محدودیت‌های حفاظتی از میان می‌رود و راه برای تخریب یا تغییر کاربری باز می‌شود.

منتقدان معتقدند قوانین موجود بیش از آنکه بر حفاظت پایدار متمرکز باشند، بر ثبت اداری آثار تکیه دارند. به همین دلیل با تغییر وضعیت حقوقی یک بنا، امکان نابودی آن نیز فراهم می‌شود؛ اتفاقی که در پرونده کلیسای انجیلی مشهد به روشنی دیده شد.

خانه تاریخی


متولی حفاظت از میراث فرهنگی کیست؟

بر اساس قانون، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مسئول اصلی حفاظت از آثار تاریخی کشور است. اما واقعیت این است که حفاظت از میراث فرهنگی تنها بر عهده یک نهاد نیست.شهرداری‌ها، استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی، وزارت راه و شهرسازی و حتی شوراهای شهر در این حوزه نقش دارند. همین تعدد نهادهای مسئول گاه باعث می‌شود در زمان وقوع تخلف، هیچ دستگاهی مسئولیت مستقیم را نپذیرد.

در ماجرای حفاری غیرمجاز، این سوال مطرح می‌شود که چگونه حفاران فرصت حفر تونلی ۳۰ متری پیدا می‌کنند. در پرونده ساخت‌وسازهای غیرمجاز این پرسش وجود دارد که چرا پروژه‌ها پیش از آغاز با موانع قانونی روبه‌رو نمی‌شوند. در پرونده کلیسای انجیلی نیز این سوال مطرح است که پس از خروج یک بنا از ثبت ملی، چه سازوکاری برای حفظ ارزش تاریخی آن وجود دارد؟
 

حافظه‌ای که از دست می‌رود

میراث فرهنگی صرفا مجموعه‌ای از آجرها، سنگ‌ها و دیوارهای قدیمی نیست. این آثار روایتگر بخشی از تاریخ، هویت و حافظه جمعی جامعه هستند. هر بنای تاریخی که تخریب می‌شود، بخشی از این حافظه نیز از میان می‌رود.تخریب کلیسای انجیلی مشهد، حفاری غیرمجاز در انگوت، تعرض به حریم سیلک، ماجرای برج جهان‌نما و ده‌ها پرونده مشابه نشان می‌دهد تهدید اصلی میراث فرهنگی ایران الزاما جنگ یا بلایای طبیعی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از بی‌توجهی‌ها، ضعف نظارت، خلاهای قانونی و تعارض منافع است.شاید مهم‌ترین پرسش امروز این نباشد که چرا یک بنا تخریب شد؛ بلکه این باشد که چند بنای دیگر در صف تخریب قرار دارند و آیا پیش از آنکه دیر شود، اراده‌ای برای حفاظت از آنها وجود خواهد داشت؟

ارسال نظر

آخرین اخبار