تازیانه تورم بر تن رنجور بیماران/ وقتی فقر، سرطان را به استیج آخر میرساند!
تحریریه آوش/ سرطان که همواره به عنوان یکی از سختترین و پرهزینهترین بیماریها شناخته میشود، اکنون تحت تاثیر نابسامانیهای مالی به یک بنبست درمانی برای بسیاری از خانوادههای ایرانی تبدیل شده است. گزارشها و هشدارهای کارشناسان نشان میدهند که ترس از هزینههای سرسامآور تشخیص و درمان، باعث شده بسیاری از مبتلایان زمانی به پزشک مراجعه کنند که بیماری به مراحل پیشرفته و مهارناپذیر و استیجهای بالا رسیده است.
حضور سنگین بحرانهای اقتصادی، افزایش لحظهای قیمت دلار و موج تورم افسارگسیخته، این روزها مستقیما سفره سلامت جامعه را هدف گرفته است. سرطان که همواره به عنوان یکی از سختترین و پرهزینهترین بیماریها شناخته میشود، اکنون تحت تاثیر نابسامانیهای مالی به یک بنبست درمانی برای بسیاری از خانوادههای ایرانی تبدیل شده است. گزارشها و هشدارهای کارشناسان نشان میدهند که ترس از هزینههای سرسامآور تشخیص و درمان، باعث شده بسیاری از مبتلایان زمانی به پزشک مراجعه کنند که بیماری به مراحل پیشرفته و مهارناپذیر و استیجهای بالا رسیده است. تلختر آنکه گروهی دیگر نیز در میانههای راه، به دلیل ناتوانی در تامین مخارج داروها و جلسات شیمی درمانی یا پرتو درمانی، تصمیم به توقف درمان میگیرند؛ تصمیمی که معنایی جز تسلیم در برابر مرگ ندارد.
پیشروی خاموش تومورها در سایه هراس از مخارج درمانی
سرطان بیماری ثانیههاست و هر روز تاخیر در شناسایی آن، شانس زنده ماندن بیمار را به شدت کاهش میدهد. در شرایط پایدار اقتصادی، سیستمهای سلامت تلاش میکنند با آگاهی بخشی و غربالگریهای دورهای، بیماری را در نطفه خفه کنند. اما در واقعیت امروز جامعه، دغدغههای معیشتی و سبد غذایی کوچک شده، اولویتهای سلامت را به انتهای لیست دغدغههای مردم فرستاده است. فردی که با دردهای مبهم یا تودههای کوچک دست و پنجه نرم میکند، به دلیل ترس از هزینههای اولیه تصویربرداری، آزمایشگاه و ویزیت متخصص، علائم خود را نادیده میگیرد یا به خود درمانی روی میآورد.
این فرار ناخواسته از واقعیت درمانی، دقیقا همان فرصتی است که سلولهای سرطانی برای تکثیر و ریشه دواندن در بافتهای حیاتی بدن نیاز دارند. بر اساس دادههای منتشر شده در پایگاه خبری وبدا علوم پزشکی مشهد، یکی از چالشهای بسیار جدی و نگران کننده در کشور، مراجعه دیرهنگام بیماران به مراکز درمانی است. هنگامی که بیمار پس از ماهها چشم پوشی از علائم اولیه، سرانجام به دلیل شدت گرفتن درد یا از کار افتادن برخی اندامها راهی بیمارستان میشود، پزشکان با تومورهای پیشرفته و درگیر شدن غدد لنفاوی یا متاستاز مواجه میشوند. در این مرحله، نهتنها شانس بهبود قطعی به شکل چشمگیری افت میکند، بلکه فرآیند درمان نیز بسیار پیچیدهتر، طولانیتر و به مراتب گرانتر میشود.

جوانتر شدن سن ابتلا و تهاجم دوچندان بیماری
مسئله تلاقی فقر و سرطان زمانی ابعاد فاجعهبارتری به خود میگیرد که نگاهی به ساختار سنی مبتلایان در ایران بیندازیم. گزارشهای دانشگاههای علوم پزشکی از جمله دانشگاه مشهد نشان میدهد که میانگین سن ابتلا به برخی سرطانهای شایع مانند سرطان پستان در ایران، حدود 10 سال جوانتر از میانگین جهانی است. این نوسان سنی به این معناست که بیماری دقیقا افرادی را درگیر میکند که در سنین فعالیت اقتصادی، سرپرستی خانواده و فرزندآوری قرار دارند.
بیولوژی و رفتار تومورها در افراد جوانتر معمولا بسیار تهاجمیتر و سریعتر است. وقتی این تهاجم بیولوژیکی با تاخیر در مراجعه به دلیل ناتوانی مالی ترکیب میشود، سرعت رسیدن بیماری به استیجهای سه و چهار شتابی مضاعف میگیرد. از دست رفتن زمان طلایی درمان در این افراد، علاوه بر فروپاشی ساختار یک خانواده، بار سنگینی را به بدنه اقتصادی و مولد کشور وارد میکند.
موج سواری دلار و جهش قیمت داروهای حیاتی
اقتصاد بیمار و نوسانات شدید نرخ ارز، بازار دارویی و تجهیزات پزشکی کشور را به شدت متلاطم کرده است. بخش عمدهای از مواد اولیه داروهای شیمی درمانی، داروهای هدفمند جدید و تجهیزات پیشرفته رادیوتراپی وابسته به واردات و قیمت دلار هستند. با بالا رفتن قیمت دلار، قیمت داروهای خارجی و حتی نمونههای تولید داخل که وابسته به مواد اولیه وارداتی هستند، افزایش چند برابری را تجربه کردهاند.
در حال حاضر هزینه یک دوره کامل درمان سرطان شامل جراحی، چندین جلسه شیمی درمانی و رادیوتراپی، ارقام نجومی و باورنکردنی را تشکیل میدهد. بررسیهای تخصصی در زمینه مخارج درمانی نشان میدهد که هزینه شیمی درمانی برای هر جلسه، بدون احتساب داروهای جانبی و تزریقات تکمیلی، مبالغ سنگینی را به خانوادهها تحمیل میکند که در صورت نیاز به داروهای خاص خارجی، این ارقام برای یک دوره کامل درمانی سر به میلیارد میزند. برای یک کارگر یا کارمند با حقوق ثابت، تامین چنین مبالغی حتی برای یک ماه نیز غیرممکن است.
بار سنگین هزینههای پرتو درمانی بر دوش بیماران
پرتو درمانی یا همان رادیوتراپی یکی از ستونهای اصلی درمان سرطان است که بیش از نیمی از بیماران در طول فرآیند مقابله با تومورها به آن نیاز پیدا میکنند. اما فناوریهای این حوزه، اعم از دستگاههای شتاب دهنده خطی و قطعات یدکی آنها، کاملا وابسته به نرخ دلار هستند.
بر اساس گزارشهای تخصصی و بررسیهای دقیق در بازار درمان سلامت کشور، هزینههای پرتو درمانی بسته به محل تومور، تعداد جلسات و سطح تکنولوژی دستگاه تفاوتهای فاحشی دارد.
میانگین هزینه یک دوره کامل پرتو درمانی در کشور که شامل برنامهریزی، شبیه سازی و جلسات درمان برای فردی که بیمه تکمیلی ندارد، ارقامی نجومی را شامل میشود. در کلینیکها و بیمارستانهای خصوصی، درمان نواحی حساسی مانند مغز، حنجره، پستان و پروستات مبالغ هنگفتی را به بیمار تحمیل میکند. به عنوان نمونه، هزینه کامل دوره رادیوتراپی برای سرطان پستان حدود ۱۴۰ میلیون تومان، برای سرطان پروستات حدود ۱۶۰ میلیون تومان و برای سرطان حنجره نزدیک به ۱۷۹ میلیون تومان برآورد میشود. هزینه هر جلسه رادیوتراپی در بخش خصوصی ممکن است بین ۲ تا ۲۰ میلیون تومان متغیر باشد.
هرچند در بیمارستانهای دولتی و آموزشی مانند انستیتو کنسر یا برخی بیمارستانهای دولتی تلاش میشود این خدمات به صورت یارانهای، بسیار ارزانتر یا تحت پوششهای ویژه بیمه پایه ارائه شود و سهم پرداختی بیمار به حدود ۵ تا ۳۰ میلیون تومان کاهش یابد، اما فرسودگی دستگاههای دولتی، تقاضای بسیار بالا و صفهای انتظار چند ماهه در بخش دولتی عملا بیمار را در یک دوراهی مرگبار قرار میدهد؛ یا باید ماهها در صف بماند تا بیماریاش پیشرفت کند، یا با فروش داراییهای خود راهی بخش خصوصی شود.

سقوط به زیر خط فقر
سرطان پدیدهای است که ساختار مالی خانواده را به طور کامل متلاشی میکند. بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا در گفتگو با رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی، سرطان به عنوان پرهزینهترین بیماری کشور معرفی شده است که هزینههای ناشی از آن میتواند به راحتی بیماران و خانوادههای آنها را در معرض سقوط به زیر خط فقر قرار دهد. اعلام خبر ابتلای یک فرد به سرطان، هولناکترین خبر ممکن است؛ چرا که علاوه بر رنج جسمانی، آینده مالی خانواده را در هالهای از ابهام و تاریکی فرو میبرد.
هرچند در مراکز بزرگی مانند انستیتو کنسر بیمارستان امام خمینی تلاش میشود خدمات دولتی با کمترین هزینه یا تحت پوششهای حمایتی ارائه شود، اما ظرفیت این مراکز محدود است. نبود امکانات یکسان در تمام شهرستانها سبب شده تا هجوم بیماران از شهرهای مختلف به پایتخت، هزینههای کمرشکن دیگری نظیر اقامت، رفتوآمد و معطلیهای طولانی مدت را به این خانوادههای رنج دیده تحمیل کند؛ هزینههای پنهانی که خود عاملی برای انصراف از ادامه مسیر درمان است.
سرطانهای قابل درمانی که قربانی فقر میشوند
نکته دردناک در بررسی وضعیت فعلی این است که بسیاری از این بیماریها در صورت تشخیص زودهنگام، کاملا قابل ریشهکن شدن هستند. سرطان پستان، سرطان روده بزرگ، سرطان دهانه رحم و برخی انواع سرطانهای دستگاه گوارش، اگر در مراحل اولیه یعنی استیج یک یا دو شناسایی شوند، با یک جراحی ساده یا دورههای محدود درمانی مسدود شده و فرد میتواند به زندگی عادی بازگردد.
اما چالشهای اقتصادی ورق را برمیگرداند. برای نمونه، سرطان رحم و دهانه رحم ارتباط مستقیمی با سبک زندگی و دسترسی به امکانات پیشگیرانه دارند. در حالی که واکسیناسیون جهانی و غربالگریهای منظم در دنیا آمار این بیماری را به حداقل رسانده، در ایران به دلیل هزینههای بالای واکسنهای پیشگیری و عدم پوشش همگانی، آمار ابتلا به سرطان دهانه رحم رو به افزایش است. بیماری که میتوانست با چند آزمایش ساده و ارزان در مراحل اولیه شناسایی و درمان شود، به دلیل تنگناهای مالی رها میشود تا زمانی که به استیجهای بالا و مرحله غیرقابل علاج برسد. در این وضعیت، باوری در جامعه شکل میگیرد که سرطان مساوی با مرگ است؛ باوری غلط که ریشه در بیپولی دارد، نه علم پزشکی.
توقف شیمیدرمانی به دلیل گرانی
یکی از تلخترین واقعیتهای ملموس در بخشهای انکولوژی بیمارستانها، بیمارانی هستند که در اواسط دوره درمان خود ناپدید میشوند. این افراد کسانی نیستند که بهبود یافتهاند، بلکه کسانی هستند که دیگر پولی برای خریدن داروی جلسه بعدی خود یا پرداخت فاکتورهای سنگین پرتو درمانی ندارند. با هر موج گرانی ارز و نایاب شدن یا افزایش قیمت داروهای شیمی درمانی، موجی از انصراف و توقف درمان شکل میگیرد.
بیمار با خود دوودوتا چهارتا میکند و میبیند ادامه درمان یعنی فروش تنها سرپناه خانواده یا فرو رفتن در چاه قرضهای بیانتها، بدون آنکه تضمینی صددرصدی برای بقا وجود داشته باشد. توقف شیمی درمانی و پرتودرمانی در میانه راه، تومورهای نیمهجان را فعالتر و تهاجمیتر از قبل میکند و مقاومت دارویی شدیدی میسازد که در مراجعه بعدی، دیگر هیچ دارویی بر آنها کارساز نخواهد بود. این قطع درمان اجباری، نمود عینی و مستقیم تاثیر اقتصاد بر مرگومیر ناشی از سرطان است.
یکی از مخاطبان «آوش» در همین رابطه میگوید: «بیماری من در استیج بالاست و برای ادامه درمان باید دارویی مصرف کنم که پیش از گرانیهای اخیر نزدیک به 200 میلیون تومان میشد. یک دوره این دارو را استفاده کردم اما برای دوره بعد آن را تهیه نکردم. خانواده میتوانست با قسط و قرض این مبلغ را آماده کند اما به این فکر میکنم که شوهر و بچههای من پس از من هم باید زندگی کنند.» این روایت بیمار یعنی پذیرفتن مرگ تدریجی، آن هم فقط به خاطر مسائل مالی.

ضرورت بازنگری در ساختار حمایتی بیماران خاص
تحلیل وضعیت موجود نشان میدهد که مقابله با بحران سرطان در کشور، پیش از آنکه نیازمند معجزه در اتاقهای عمل باشد، نیازمند تصمیمگیریهای کلان در حوزه اقتصاد سلامت و حمایتهای بیمهای است. تا زمانی که سایه تورم بر سر داروهای حیاتی و هزینههای کلان رادیوتراپی سنگینی کند و بخش عمده مخارج درمان از جیب بیمار پرداخت شود، آمار مراجعان با استیج بالا کاهش نخواهد یافت. برای شکستن این چرخه معیوب، توسعه چتر حمایتی بیمهها، رایگان سازی فرآیندهای غربالگری اولیه و تثبیت قیمت داروهای استراتژیک، تنها راههای پیشرو برای نجات جان انسانهایی است که این روزها نه به خاطر خود بیماری، بلکه به خاطر فقر و ناتوانی مالی، غزل خداحافظی با زندگی را میخوانند.