EN
به روز شده در
کد خبر: ۸۲۱۹۱

در ذهن «عصر حجری» ترامپ چه می‌گذرد؟

از اعلام عبارت «دوباره ایران را باشکوه کنیم» (Make Iran Great Again) و اعلام ارسال کمک برای مردم ایران توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور خودشیفته و پدوفیل آمریکا، تا اعلام برگرداندن ایران به «عصر حجر» مدت زمان زیادی نمی گذرد.

 در ذهن «عصر حجری» ترامپ چه می‌گذرد؟
اطلاعات

جمیله کدیور در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:

از اعلام عبارت «دوباره ایران را باشکوه کنیم» (Make Iran Great Again) و اعلام ارسال کمک برای مردم ایران توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهور خودشیفته و پدوفیل آمریکا، تا اعلام برگرداندن ایران به «عصر حجر» مدت زمان زیادی نمی گذرد.

از همان روز نخست حمله اسرائیل و آمریکا (۲۸ فوریه/۹اسفند) به بهانه کمک به مردم ایران و آزاد کردن آنان، که بارها پسر شاه و طرفداران متوهمش از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران دعوت و درخواست کمک کرده بودند، ایران عزیز زیر حملات این دو کشور یاغی زخم‌های زیادی برداشته و تاکنون ده‌ها هزار واحد مسکونی و تجاری، بیمارستان‌ها، مراکز بهداشتی، درمانی و اورژانس، مراکز پژوهشی و علمی، موسسات و کارخانه‌های داروسازی، اماکن تاریخی و میراث فرهنگی، مدارس، دانشگاه‌ها، ورزشگاه‌ها، مراکز هلال احمر، انواع زیرساخت‌های حیاتی کشور، نیروگاه‌ها، مراکز پتروشیمی، فولاد و ... هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفته‌اند و هزاران نفر از هموطنان از ابتدای جنگ رمضان شهید و زخمی شده‌اند. گذشته از این مجموعه اهداف غیرنظامی، ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران، شخصیت‌های بلندپایه سیاسی، نظامی، امنیتی و ده‌ها فرمانده ارشد و میانی و نیروهای غیور نظامی اعم از سپاه و ارتش و نیروهای حافظ نظم و امنیت در سراسر کشور و حمله به اماکن نظامی و انتظامی از اهداف دیگر بوده است. به این ترتیب، کمک‌های ارسالی به منظور تسهیل روند «غزه‌سازی» و نابودی ایران به عنوان اولویت اسرائیل و آمریکا در جریان است. 

در ادامه ارسال کمک‌های درخواستی به دعوت و تشویق اراذل جنگ‌طلب، ترامپ در سخنرانی چهارشنبه اول آوریل/۱۲ فروردین خود با تکرار حرف‌های متناقض، مغشوش و مشوش همیشگی‌اش با اشاره به نابودی کامل توان دفاعی و نظامی هوایی و دریایی و موشکی‌ایران، تهدید کرد:

«طی دو تا سه هفته آینده ضرباتی سخت به آن‌ها وارد خواهیم کرد. آن‌ها را به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند، برمی‌گردانیم... اگر در این بازه زمانی توافقی حاصل نشود، اهداف کلیدی را زیر نظر داریم. اگر توافقی در کار نباشد، به همه نیروگاه‌های تولید برق آن‌ها ضربات بسیار شدیدی وارد خواهیم کرد—احتمالاً به‌صورت هم‌زمان...» او در طول هفته منتهی به این سخنرانی، چندین بار با استفاده از عباراتی مشابه، تهدید به نابودی زیرساخت‌های ایران کرده بود تا با عادی‌سازی موضوع، افکار عمومی را برای این سخنرانی موهن و حملات به زیرساخت‌ها آماده کند.  مشابه همین عبارات را وزیران جنگ و خارجه آمریکا نیز تکرار کردند. ساعاتی پس از سخنان ترامپ، در پی دو حمله به پل بی ۱ کرج،‌مرتفع‌ترین پل خاورمیانه، او با انتشار تصاویری از هدف قرار دادن این پل در شبکه اجتماعی خود نوشت:‌ «بزرگترین پل در ایران فرو ریخت و دیگر هرگز مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. اتفاقات بیشتری در راه است.» پس از این پست، مجدد روز جمعه در پیامی جدید، تهدید کرد پل‌ها گام بعدی و سپس نیروگاه‌های برق هدف خواهند بود. مقام‌های ایران می‌دانند چه باید انجام دهند و باید «سریع» اقدام کنند.

  این اظهارات و اقدامات، پیش از آنکه نشانه قدرت و پیروزی ترامپ در جنگ با ایران باشد، در درجه نخست نشانه استیصال آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف جنگی خود است که تصور می‌کردند چند روزه بعد از ترور رهبر و مقامات عالیرتبه، جمهوری‌اسلامی ایران سقوط می‌کند و مقامات باقیمانده تسلیم می‌شوند و تغییر رژیم به‌سرعت صورت می‌گیرد و آمریکا بر چاه‌های نفت ایران مسلط و اسرائیل هژمون منطقه می‌شود. هرچند ترامپ چندین بار ادعای تحقق تغییر رژیم در طول جنگ کرده، در عین حال در سخنرانی روز چهارشنبه‌اش گفت: «تغییر رژیم ایران هدف ما نبود. اما این تغییر، در واقع انجام شده است...»

مشابه این تهدیدات، در سال‌های اخیر، بارها توسط مقامات بلندپایه اسرائیل علیه لبنان و غزه تکرار و اعمال شده است. از جمله، یوآو گالانت، وزیر دفاع وقت اسرائیل، در ۸ اوت ۲۰۲۳ /۷مرداد ۱۴۰۲ قبل از عملیات ۷ اکتبر و بار دیگر در ۲۷ ژوئن ۲۰۲۴/۷ تیر ۱۴۰۳ هشدار داد که اگر جنگی با حزب‌الله آغاز شود، اسرائیل توانایی آن را دارد که لبنان را به «عصر حجر» بازگرداند. بنی گانتس،عضو سابق کابینه جنگ اسرائیل، نیز در ژوئن ۲۰۲۴ با ادبیاتی مشابه اعلام کرد که اسرائیل می‌تواند لبنان را به طور کامل در تاریکی فرو ببرد و توان حزب‌الله را در عرض چند روز متلاشی کند. در مورد غزه، هم این تعبیر نه تنها به عنوان تهدید، بلکه گاهی به عنوان «افتخار نظامی» مطرح شد. بنی‌گانتس، که در جریان جنگ ۲۰۱۴ غزه رئیس ستاد کل ارتش بود، در ویدئوهای تبلیغاتی انتخاباتی خود در سال ۲۰۱۹ با افتخار اعلام کرد که تحت فرماندهی او، «بخش‌هایی از غزه به عصر حجر بازگردانده شد». این ویدئوها تصاویر ویرانی‌های غزه را به عنوان نشانه‌ای از قدرت نظامی نشان می‌دادند.

در جریان درگیری‌های سال ۲۰۱۴، برخی چهره‌های رسانه‌ای نزدیک به رژیم صهیونیستی نیز خواستار بازگرداندن غزه به «عصر حجر» و نابودی کامل زرادخانه‌های حماس شده بودند. بعد از ۷ اکتبر هم مقامات صهیونیست با نامیدن اهل غزه به عنوان «حیوانات انسان‌نما» تهدید به قطع آب و برق و سوخت و منع ورود کمک‌های بشردوستانه شامل دارو وغذا و ... کردند و «عصر حجر»  را در عمل پیاده نمودند، ولی نتوانستند در اراده مردم غزه بعد از دو سال جنگ و کشتار و ویرانی خلل ایجاد کنند و به اهداف اعلام شده خود از طریق جنگ دست یابند. قبل از توافق آتش‌بس هم ترامپ بارها تهدید به باز کردن «دروازه‌های جهنم» به روی مردم غزه در صورت عدم آزادی اسرای اسرائیلی کرده بود. مشابه همین تهدید برپا کردن جهنم در ایران، اخیرا توسط سخنگوی کاخ سفید استفاده شد.

با توجه به این  پیشینه و تحولات پس از آن، اشاره به «عصر حجر» و واژه‌های مشابه در عرف سیاسی مقامات آمریکایی و اسرائیلی موضوع تازه‌ای نیست. هرچند در رابطه با ایران و اشاره به عصر حجر به‌عنوان«جایی که به آن تعلق دارند» برای تمدن چندهزار ساله ایران از زبان رئیس جمهور متوهم آمریکا، که کشورش بر پایه اشغال سرزمین‌های بومیان و جابه‌جایی اجباری یا نابودی جمعیت‌های اصیل آن کشور و اشغالگری و جنگ‌های متعدد بعد از تاسیس شکل گرفته و عمرش به ۲۵۰ سال نمی‌رسد، تازگی داشت. 

معنای استراتژیک بازگرداندن یک منطقه به «عصر حجر» در دکترین نظامی اسرائیل و آمریکا، به معنای هدف قرار دادن عمدی زیرساخت‌های غیرنظامی به منظور اعمال فشار و ایجاد بازدارندگی از طریق هزینه تراشی سنگین برای کل جامعه است؛ همان اقداماتی که در عرف بین‌الملل به دلیل عدم تفکیک بین نظامیان و مردم عادی، مطابق ماده ۵۱ پروتکل شماره یک الحاقی ۱۹۷۷ و ماده ۸ اساسنامه دیوان بین‌المللی کیفری، مصداق بارز جنایت جنگی است و طی شش هفته گذشته اسرائیل و آمریکا بارها مرتکب آن شده‌اند. با توجه به عدم تحقق اهداف اعلام شده آمریکا و اسرائیل و عملیات گسترده ایران و متحدانش علیه اهداف تعریف شده در کل منطقه، حمله آمریکا و اسرائیل به انواع زیرساخت‌های ایران شدت گرفته است. 

از سوی دیگر، عبارت بازگرداندن به «عصر حجر» غیر از استفاده گسترده از سلاح‌های متعارف علیه زیرساخت‌هایی چون نیروگاه‌های برق، تأسیسات آب، پل‌ها و جاده‌ها، پالایشگاه‌ها و...، استفاده از سلاح‌های مخرب و غیر متعارف را هم می‌تواند شامل ‌شود. به این ترتیب، «عصر حجر» یک استراتژی نظامی برای نابود کردن بنیان‌های تمدنی یک کشور بزرگ و غنی است، چه با سلاح‌های غیرمتعارف و چه با نابودی سیستماتیک زیرساخت‌های کلیدی. 

هدف از چنین سیاستی غیر قابل سکونت کردن کشور، فروپاشی سرزمینی،هرج و مرج، القای ناامیدی و ایجاد نارضایتی عمومی جهت فشار بر تصمیم‌گیرندگان به‌منظور «تسلیم بدون قید و شرط» است؛ همان خواسته‌ای که بارها ترامپ قبل و بعد از جنگ در مقاطع مختلف به زبان‌آورده تا از ایران کشوری خنثی، مطیع و مرعوب بسازد.

البته این سوال وجود دارد که اگر اسرائیل با حمایت آمریکا ‌نتوانست غزه و حزب‌الله را به تسلیم بکشاند، چرا ترامپ تصور کرده انجام این کار در ایران با وسعت، جمعیت، جغرافیا، موقعیت خاص ژئواستراتژیک و امکانات گسترده نظامی آن شدنی است؟ ایران که دهه‌هاست برای این نبرد آماده می‌شود و همانگونه که طی هفته‌های گذشته نشان داده، قطعاً شگفتی‌های زیادتری رای ارائه در اختیار دارد. 

با توجه به کاهش محبوبیت ترامپ، افزایش مخالفت‌ها در آمریکا به دلیل بالا رفتن قیمت بنزین و دیگر اقلام، احتمال شکست جمهوریخواهان در انتخابات ماه نوامبر، نگرانی‌ها در مورد ثبات منطقه‌ای، تأثیرات اقتصادی جهانی و تمایل به جلوگیری از یک درگیری طولانی و پرهزینه، ترامپ با فشار زیادی برای پایان دادن به جنگ روبرو است. با توجه به اینکه حملات گسترده هوایی و ترورها نتوانسته اهداف اسرائیل و آمریکا را محقق کند، ترامپ، در حال بررسی یک استراتژی خروج از جنگ با ایران است. راه‌های پیش روی او فشار برای مذاکره به منظور تسلیم به شروط خود، ادامه حمله به زیرساخت‌ها و تنگ کردن فضای زندگی مردم با امید افزایش نارضایی و فروپاشی از داخل، یا حمله زمینی با کمک گروه‌های اقلیت مسلح در داخل و اطراف ایران، برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و تحمیل رهبری مورد نظر خود است.همه سناریوهای آمریکا و اسرائیل مبتنی بر بُرد یک طرف و شکست و کلنگی شدن ایران و سلطه مطلق اسرائیل بر منطقه برنامه‌ریزی شده، و ایران با علم به این موضوع، در مقابل«صلح از راه قدرت» ترامپ، با تکیه بر «صلح از طریق مقاومت» و «بازدارندگی از طریق تنبیه»  استراتژی تهاجمی خود را پیش می‌برد.

آمریکا و اسرائیل ممکن است زرادخانه‌های قدرتمندی در اختیار داشته باشند، اما اراده سیاسی آن‌ها در مقابل شگفتانه‌های ایران در حال فرسایش است و علت خشم ترامپ و واکنش‌های عصبی و استعمال واژگانی که ذهنیت عصرحجری او را نمایان می‌سازد، ناشی از قدرت‌نمایی‌های ایران و متحدانش در عرصه نبرد و حمایت گسترده مردم از مدافعان وطن است. این نبرد، جنگ وجودی است و پیروز جنگ قواعد نظم منطقه‌ای و جهانی را تعیین می‌کند. برای پیروزی همه تلاش‌ها باید به سمت سیاست‌های جذب حداکثری، تقویت انسجام ملی و نمایش وحدت نظر میان مقامات سیاسی و نظامی کشور باشد. روزهای پیش رو برای مقابله با رئیس جمهور پدوفیل آمریکا و جنایتکار جنگی اسرائیل بسیار حیاتی است و هشیاری مضاعفی را می‌طلبد.

 

ارسال نظر

آخرین اخبار