چالشهای زیستی توانیابان در میدان جنگ/ نیاز معلولان به پروتکلهای حفاظتی فوری
تحریریه آوش/ یکی از موضوعات مهمی که کمتر به آن توجه شده، وضعیت معلولان در شرایط جنگ و بحران است. اخیرا پروتکلی در حال تدوین است که بر اساس آن نیروهای امدادی موظف هستند، در زمان بحران به افراد دارای معلولیت خدمات خاصی را ارائه دهند.
در حالی که سایه سنگین تنشهای نظامی و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران بر فضای کشور حاکم است، امنیت گروههای آسیبپذیر جامعه بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته است. افراد دارای معلولیت که در شرایط عادی نیز با موانع ساختاری و اقتصادی متعددی روبرو هستند، در وضعیت بحران و جنگ با بنبستهای جدی برای حفظ جان خود مواجه میشوند. اگرچه اخیرا تلاشهایی برای تدوین پروتکلهای امدادی اختصاصی آغاز شده، اما واقعیت این است که فقدان زیرساختهای پیشگیرانه در سالهای گذشته، اکنون به یک نگرانی عمیق برای خانوادههای این افراد تبدیل شده است؛ اقداماتی که باید نه فقط برای شرایط جنگی، بلکه به عنوان یک حق شهروندی دائمی بسیار پیش از این نهادینه میشد.
جنگ و شکاف نابرابری در امدادرسانی
برای نزدیک به دو میلیون معلول ثبت شده در ایران، بحرانهای نظامی تنها به معنای شنیدن صدای انفجار نیست، بلکه به معنای قطع دسترسی به مسیرهای فرار و مکانهای ایمن است. آمارها نشان میدهد که درصد بالایی از معلولان شدید در مناطق شهری پرجمعیت و یا نقاط مرزی زندگی میکنند که در صورت وقوع حملات، کمترین امکان جابهجایی سریع را دارند. در شرایطی که عموم مردم به سمت پناهگاهها هجوم میبرند، یک فرد دارای معلولیت حرکتی با پلههایی روبهرو میشود که عبور از آنها بدون کمک دیگران غیرممکن است. اینجاست که نبود استانداردهای فراگیر در طراحی فضاهای امنیتی، خود را به عنوان یک تهدید جانی جدی نشان میدهد.

پروتکلهای امدادی و لزوم تدوین آن
محمود کاری، مدیرعامل انجمن ندای معلولان، با تایید وجود جلسات میان سمنها و سازمان مدیریت بحران، از تدوین ضوابطی سخن میگوید که نیروهای امدادی را موظف به ارائه خدمات خاص به معلولان میکند. او معتقد است که شناسایی محیط زندگی این افراد باید در اولویت باشد تا در زمان تخریب ساختمانها، امدادگران بدانند دقیقا چه کسی در کدام طبقه نیاز به کمک ویژه دارد. با این حال، نقد اصلی جامعه معلولان این است که چرا این پروتکلها در زمان صلح و به عنوان یک رویه ثابت عملیاتی نشدهاند؟ وابستگی این خدمات به شرایط خاص و جنگی نشان دهنده نوعی مدیریت واکنشی است که ممکن است در لحظه وقوع حادثه، به دلیل هرجومرج موجود، کارایی لازم را نداشته باشد.
خدمات حیاتی فراتر از جابهجایی فیزیکی
نیازهای معلولان در شرایط جنگی تنها به تخلیه اضطراری محدود نمیشود. این افراد به زنجیرهای از خدمات تخصصی نیاز دارند که اختلال در هر یک از آنها میتواند منجر به مرگ یا آسیبهای ماندگار شود. تداوم زنجیره تامین دارو و تجهیزات اصلیترین دغدغه است؛ چرا که بسیاری از معلولان به داروهای ضد تشنج، پانسمانهای تخصصی و یا قطعات حیاتی ویلچر و دستگاههای تنفسی وابستهاند که در زمان جنگ به دلیل اختلال در شبکه توزیع، ممکن است نایاب شوند. علاوه بر این، سیستمهای هشداردهنده باید چندرسانهای باشند؛ یک آژیر صوتی ساده برای ناشنوایان و یا یک پیام متنی بدون صوت برای نابینایان در لحظه خطر، کارکردی ندارد. نیاز به تیمهای روانشناس بحران نیز برای این گروه که به دلیل محدودیتهای جسمی استرس بیشتری را تجربه میکنند، یک ضرورت انکارناپذیر است.
فشار مضاعف اقتصادی در بحران
تجربه نشان داده است که جنگها همیشه با تورم و فشار بر دهکهای پایین همراه هستند. معلولان به دلیل هزینههای درمانی و توانبخشی که چندین برابر افراد عادی است، اولین قربانیان کوچک شدن سفرهها در شرایط جنگی محسوب میشوند. اجرای ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولان که بر تامین حداقل معیشت برای معلولان شدید تاکید دارد، در این روزها دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای بقاست. وقتی فردی به دلیل معلولیت توان اشتغال ندارد و هزینههای بهداشتیاش با نوسانات ارز ناشی از جنگ جهش میکند، عدم حمایت دولت میتواند به معنای حذف تدریجی این افراد از چرخه زندگی باشد.

ضرورت نگاه بلندمدت به امنیت توانیابان
تعداد ۱میلیون و 800 معلول در ایران، عددی نیست که بتوان آن را در برنامهریزیهای کلان دفاعی نادیده گرفت. امنیت ملی واقعی زمانی محقق میشود که ضعیفترین گروههای جامعه اطمینان داشته باشند که در زمان خطر، فراموش نخواهند شد. شناسایی دقیق محل سکونت معلولان، مناسبسازی مکانهای امن به سرویسهای بهداشتی فرنگی و رمپ، و ایجاد انبارهای استراتژیک لوازم توانبخشی در هر محله، اقداماتی است که باید سالها پیش انجام میشد اما حالا هم برای تدوین پروتکلها دیر نیست و شتاب بخشیدن به این مهم خبر خوشی برای جامعه معلولان و افراد نزدیک و وابستگان است.