خانوادهها زیر فشار اینترنت ناپایدار و بچههایی که باید در خانه درس بخوانند
تحریریه آوش/با تعطیلی مدارس کلاسهای درس آنلاین شدهاند. این در حالی است که بسیاری از خانوادهها یا اینترنت پایدار ندارند یا میگویند شرایط روحی فرزندانشان برای آموزش و درس خواندن مناسب نیست.
آموزش و حضور در کلاس دانشآموزان در روزهای جنگ حالا به یکی از اساسیترین مشکلات خانوادههایی که فرزند دانشآموز دارند تبدیل شده است.
از همان روز اول، یعنی یک روز پس از پایان تعطیلات یک هفتهای، شاد با مشکل مواجه شد. موضوعی که برای دانشآموزان و خانوادهها موضوع جدیدی نیست و به نظر میآید قصد تمام شدن هم ندارد.
این اختلالها در شرایطی رخ داده که از ۹ اسفندماه و همزمان با تشدید تنشهای نظامی و آغاز درگیری ایران با اسرائیل و آمریکا، محدودیتها و ناپایداریهای گستردهای در شبکه اینترنت کشور گزارش شده است؛ محدودیتهایی که به تعطیلی مدارس و دانشگاهها و انتقال آموزش به بستر آنلاین انجامید، اما حالا آموزش مجازی نیز با چالش جدی روبهرو شده است. علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش این مشکل را ناشی از ضعف و کندی شبکه اینترنت کشور عنوان کرده و گفته است که بسیاری از دانشآموزان نتوانستند بهموقع از طریق شبکه آموزشی شاد در کلاسهای مجازی شرکت کنند که این موضوع ناشی از مشکلات شبکه اینترنت بوده است.
با این حال آنچه مهم است، فعلا آموزشهای مجازیست با مشکلات زیادی مواجه شده. مادران اما در این میان به دو دسته تقسیم شدهاند. گروه اول مادرانی که معتقدند مشکل اینترنت باید هرچه زودتر حل شود و بچهها به کلاس و درس برگردند و گروهی دیگر که معتقد هستند در این شرایط درس خواندن بچهها چندان موضوع مهمی نیست.
آموزش و پرورش وظیفه اصلی خود را فراموش کرده؟
مریم مادر دو دختر در کلاس اول و چهارم است. او از آن دسته مادران است که میگوید تحت هر شرایطی بچهها نباید از مدرسه دور شوند. او میگوید: درست است که جنگ شده و شرایط از روتین خود خارج شده است اما بچهها باید کلاس درسشان را داشته باشند. چون هم برای چند ساعت بچهها را از فضای جنگ دور میکند و هم کارکرد اصلی مدرسه که آموزش و نظم است را به بچه یادآور میکند.او میگوید: درست است که بچهها ترسیدهاند یا ممکن است اضطراب داشته باشند اما همین که بچهها از نظم روزانه دور میشوند اضطراب آنها بیشتر خواهد شد چرا که کودکان به این باور میرسند شرایط طبیعی نیست و همین به صورت درونی ترس بچه را بیشتر میکند.
این مادر در بخش دیگری از صحبتهای خودش میگوید: من یک دختر کلاس چهارمی دارم. از زمانی که این بچه وارد مدرسه شد، به صورت آنلاین درس خواند چون کرونا آمد. مدت زیادی تعطیل بودند و بعد هم کلاسهای آنلاین که عملا هیچ چیز به این بچه آموزش داده نشد. من میدیدم که در نوشتن یا خواندن مشکلات زیادی دارد، در صورتی که یک دانشآموز کلاس اولی باید در انتهای سال بدون مشکل متنهای ساده را بخواند اما دختر من نمیتوانست و حالا هم که کلاس چهارم است، در مقایسه با بچههایی که دوره اول دبستان را آنلاین نگذراندهاند کاملا عقبتر است.
نگرانی دیگر این مادر دختر کلاس اولیاش است. او میگوید: حالا دوباره این اتفاق برای دختر دیگر من هم افتاده است. او تقریبا از اول سال چند ماه بیشتر مدرسه نرفته؛ یا آلودگی هوا بود، یا سرما یا اعتراض یا جنگ یا بهانههای دیگر برای تعطیل کردن مدارس. انگار آموزش و پرورش هم خیال خودش را راحت کرده و با کوچکترین اتفاقی به راحتی کلاسها را غیرحضوری میکند.
مشکل دیگری که ما در خانه داریم، همزمان بودن کلاسهای بچههاست و همین موضوع هم مارا گیج کرده که به کدام کلاس برسیم چون تنها یک گوشی تلفن داریم.
او فکر میکند آموزش و پرورش کارکرد اصلی خود را فراموش کرده است چون درس تنها بخشی از آموزشهای این نهاد است و نظم و جامعهپذیر کردن کودکان وظیفه اصلی این سازمان است.

درس خواندن در شرایط جنگی اهمیت دارد؟
الهام بر خلاف مریم معتقد است در این شرایط کلاس آنلاین گذاشتن برای بچهها اشتباه است و او به صراحت میگوید: در این وضعیت درس چه اهمیتی دارد؟
او میگوید: بچههای من با پدرشان به یک شهرستان کوچک رفتهاند تا از جنگ دور بمانند چون آرامش بچهها برای من و همسرم اهمیت زیادی داشت. آنقدر اهمیت داشت که من ترجیح دادم در تهران بمانم و کارهایم را انجام دهم و بچهها از من دور باشند. به گفته الهام، چند روز پیش مدیر مدرسه بچهها با او تماس گرفته و پرسیده چرا بچهها در کلاسها شرکت نمیکنند؟ او میگوید: من در پاسخ گفتم اشتباه از شماست که در این شرایط و با این اینترنت نیمبند کلاس آنلاین برگزار کردهاید؛ چون برای من و همسرم تنها چیزی که در حال حاضر کمترین ارزش را دارد درس بچههاست.
وقتی از این مادر پرسیدم اگر بچهها در کلاس شرکت نکنند و کلا آموزشهای مدرسه در این دوران حذف شود، تکلیف بچهها با یک پایه نصفه و نیمه خوانده چه میشود؛ میگوید: من نمیدانم چه کار میخواهند بکنند. میتوانند در تابستان و بعد از تمام شدن جنگ ادامه آموزش را بدهند. تنها چیزی که الان میدانم امنیت بچههاست. بچههای من از نظر روانی تحمل درس خواندن ندارند. وقتی پسر 8 ساله من هنوز از صداهای انفجاری که نزدیک ما رخ داد، کابوس میبیند و گریه میکند، چطور به او بگویم عزیزم بنشین سر کلاس فارسی یا ریاضی حل کن؟
مدرسه تلویزیونی برای دانشآموزانی که اینترنت ندارند
مسئله اینترنت هم یکی از موضوعات مهم در آموزش آنلاین دانشآموزان است. افراد زیادی در روزهای جنگ ترجیح دادند از شهر خارج شوند و برخی مناطق دسترسی درست و مناسبی به اینترنت ندارد. همچنین سرعت پایین اینترنت هم مزید برعلت شده که دانشآموزان را از کلاسهای آنلاین دور کند.
البته سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفته است که فرآیند آموزش آنلاین تا پایان سال جاری، یعنی ۲۸ اسفندماه، بهصورت غیرحضوری و از طریق شبکه شاد دنبال میشود. در این میان اگر کسی برای شرکت در کلاسها، اینترنت پایدار نداشته باشد، مدرسه تلویزیونی ایران و بستههای آموزشی آفلاین که از طریق مدیران مدارس در اختیار دانشآموزان قرار میگیرد، برای چنین شرایطی پیشبینی شده است و در صورت بروز مشکل در شبکه شاد، آموزش از این مسیرها ادامه خواهد یافت و هماهنگی لازم با مدیران و معاونان مدارس سراسر کشور انجام شده تا در صورت تداوم اختلال اینترنت، محتوای آموزشی به شکل آفلاین یا از طریق تلویزیون در دسترس دانشآموزان قرار گیرد.

ناترازی زمان آموزش و کیفیت پایین
با این حال یکی از موضوعاتی که به حق موجب نگرانی خانوادهها شده بحران آموزش ناقص فرزندان است. پژوهشگران حوزه آموزش هم معتقدند شرایط موجود را باید مشابه «تعلیق آموزش» توصیف کرد.
از سوی دیگر، در فضای پلتفرم شاد کلاسهای درس بسیار کوتاه هستند و این زمان عملا به دو ساعت تقلیل پیدا میکند و عملا دانشآموزان سه تا زنگ نیمساعته دارند و قطعی اینترنت و مشکل سرعت و قطع و وصلی مدام که پیشفرض اصلی همیشگی خانوادهها است.
فاطمه مقدسی، پژوهشگر حوزه آموزش مشکل را ریشهایتر میداند و معتقد است ایران ناترازی زمان آموزش دارد و این تعطیلات ناترازی را تشدید میکند. او میگوید: تعطیلیهای مدام مدارس، دامن کیفیت آموزش را میگیرد. یکی از مهمترین چالشهای ما در ایران -بدون اعمال تعطیلات موردی- ساعات آموزش دروس پایه است که خیلی از میانگین بینالمللی آن کمتر است. ما در ایران درگیر ناترازی زمانی در آموزش هستیم و حداقل ۳۰ روز کمتر از استاندارد بینالمللی زمان به آموزش تخصیص میدهیم. این موضوع حتی به تعطیلات موردی هم مربوط نیست.
این ناترازی پایدار زمان آموزش در ایران است. تعطیلات تابستانی ما خیلی طولانی و پنجشنبهها هم تعطیل است و ساعات حضور در مدارس بسیار ساعات کمی است. به همین دلیل ما به صورت پیشفرض درگیر ناترازی زمان آموزش هستیم. حالا این ناترازیهای مقطعی آموزش در واقع ناترازی پایدار آموزش را تشدید میکنند. از آلودگی هوا گرفته تا بحران انرژی و اعتراضات و… با تعطیلات یا مجازی شدن کلاسها مواجه هستیم. وضعیت ما از حیث زمان آموزش در مقایسه بینالمللی وضعیت نگرانکنندهای است. ما حدود ۶۴۰ ساعت آموزشی در ۸ ماه آموزشی داریم درصورتی که استاندارد بینالمللی ۹۲۵ ساعت است.
در آخر اینکه، با این تنفاسیر ما در آینده با معضلی بزرگ مواجه هستیم. دانشآموزانی که کم سواد هستند و این مسئله در سالهای آینده به خوبی خود را نشان خواهد داد.