سوءمحاسبه ترامپ از جنگ با ایران
واضح است که ایران ونزوئلا نیست، جایی که نیکولاس مادورو در یک مأموریت یک روزه با یک معاون جایگزین شد. ایران علیرغم درگذشت آیتالله خامنهای به تلافی ادامه میدهد.
روزنامه ایران در گزارشی نوشت:
درگیریهای شدید در خاورمیانه در جریان است. اوایل روز ۲۸ فوریه، اسرائیل و ایالات متحده در تجاوزی غیرقانونی به خاک ایران، آیتالله العظمی خامنهای، رهبر عالی ایران و جمعی از فرماندهان ارشد ایرانی را به شهادت رساندند. اما هم قبل و هم بعد از تأیید این خبر، در همان ساعت ابتدایی تهران چند صد موشک به سمت پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی شلیک کرد که نشاندهنده ساختار فرماندهی و کنترل است که حتی در غیاب رهبری نیز عمل میکند. راوی آگراوال سردبیر ارشد فارن پالیسی در آخرین قسمت از برنامه پادکست خود FP Live، با ولی نصر، کارشناس ایران و خاورمیانه، مشاور ارشد سابق در وزارت امور خارجه آمریکا و استاد دانشگاه جانز هاپکینز درباره آخرین تحولات جنگ علیه ایران صحبت کرده است که بخشی از این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
واضح است که ایران ونزوئلا نیست، جایی که نیکولاس مادورو در یک مأموریت یک روزه با یک معاون جایگزین شد. ایران علیرغم درگذشت آیتالله خامنهای به تلافی ادامه میدهد.
جمهوری اسلامی ایران طوری طراحی شده که بتواند دوام بیاورد. این به سالهای اولیه جمهوری اسلامی برمیگردد، زمانی که رئیس جمهور، نخست وزیر و رهبران ارشد آن ترور شدند و در طول جنگ ایران و عراق و حتی جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل ادامه یافت. بنابراین، این سیستم طوری ساخته شده که به یک نفر متکی نباشد. اگرچه آیتالله خامنهای مهمترین رهبر ایران بود که مسیر کشور را تعیین کرد و تصمیمات نهایی را در مورد مسائلی مانند توافق هستهای گرفت، اما ایران از نظر عملیاتی یک سیستم چند گرهی است. نهادهای مختلف و رهبران عملیاتی مختلفی وجود دارند. همانطور که میبینیم، حتی نبود رهبری در اوایل جنگ نیز تأثیری بر جایگاه ایران نداشته است. این کشور در حال اجرای یک نقشه و پیشرفت است.
شما در دولت ایالات متحده کار کردهاید. در حال حاضر چه چیزی را میتوانید در مورد اهداف کاخ سفید تشخیص دهید؟ چه چیزی میخواهد به دست آورد؟
رئیس جمهوری هرگز واقعاً دلیلی برای این جنگ ارائه نکرد. به نظر میرسید که او از اینکه ایالات متحده در ماه ژوئن ادعا میکرد برنامه هستهای ایران را نابود کرد، بسیار راضی بود. و سپس او ناگهان به مداخله نظامی برای تغییر رژیم در ایران علاقهمند شد. بنابراین، هدف آمریکا از برنامه هستهای ایران به تغییر رژیم تغییر کرد. و سپس وقتی آن لحظه گذشت، بعد از ناآرامیهای ایران، او دوباره به استفاده از توافق هستهای بازگشت. و سپس جنگ را آغاز کرد. بنابراین، مشخص نیست که چرا ایالات متحده این فوریت را برای جنگ با ایران احساس کرد.
اکنون این ایرانیها هســـــــــتند که نمیخــــــواهند در حـــــــــــــــال حاضر متوقف شوند، عمدتاً به این دلیل که فکر میکنند در یک آتشبس سریع سودی وجود ندارد و این رئیس جمهور ترامپ را در مخمصه قرار میدهد، زیرا او اکنون درگیر جنگی رو به گسترش است که قیمت انرژی را افزایش میدهد و میتواند از نظر تلفات و خسارت به داراییهای ایالات متحده، حتی بیشتر گسترش یابد.
پس شما میگویید این جنگ، زمانی که ایران بخواهد، پایان مییابد. باید بپرسم، تهران تا چه مدت میتواند این جنگ را ادامه دهد؟
ایران فکر میکند که یک جنگ کوتاه که در آن ایالات متحده هزینه زیادی نپردازد، فقط باعث میشود ترامپ فکر کند جنگ با ایران آسان است و او میتواند دوباره به آن برگردد. اما اگر جنگ طولانیتر، خونینتر و پیچیدهتر شود، میتواند یک عامل بازدارنده در برابر تجاوز بیشتر آمریکا علیه ایران در آینده ایجاد کند. ایرانیها در حال حاضر فکر میکنند که استقامت لازم برای ادامه حمله به اهداف در خلیج فارس، افزایش قیمت انرژی، ایجاد نگرانی در بازارهای جهانی و همچنین به تدریج کشاندن تبعات این جنگ به اروپاییها را دارند. تعطیلی پایانههای گاز LNG در قطر در نهایت بر تأمین انرژی اروپا تأثیر میگذارد. همه اینها اساساً جنگ را پیچیده و پیچیدهتر میکند، تا جایی که ایالات متحده ممکن است تصمیم بگیرد که باید هزینه بیشتری برای آتشبس بپردازد، نه اینکه فقط در این برهه از زمان آن را درخواست کند.
به نظر میرسد وقتی ایران در طول جنگ ۱۲ روزه سال گذشته حمله متقابل انجام میداد، از تمام ظرفیت خود استفاده نمیکرد. اهدافی را انتخاب میکرد که از قبل اعلام کرده بود و به دنبال ایجاد حداکثر خسارت نبود. این ارزیابی من است. در حال حاضر، به وضوح در حال تشدید تنشها نسبت به تابستان گذشته است. آیا میدانید چقدر ظرفیت بیشتری دارد؟ تحت این شرایط چند کارت دیگر برای بازی دارد؟
اول از همه، ایران در تلاش است تا نه تنها در اسرائیل، بلکه در منطقه، ذخایر موشکهای پاتریوت، رهگیرها و موشکهای تاد را به پایان برساند. به عبارت دیگر، هر پهپاد کوچک ایرانی که ممکن است ده هزار یا بیست هزار دلار قیمت داشته باشد، برای سرنگونی آن به تعداد زیادی پاتریوت و سایر رهگیرها نیاز است. در نهایت، آنها محاسبه میکنند که در مقطعی این موضوع برای کشورهای خلیج فارس، پنتاگون و اسرائیل به یک مسأله تبدیل خواهد شد.
دوم اینکه، آنها لزوماً سعی نمیکنند اهدافی را در خلیج فارس یا اسرائیل هدف قرار دهند، بلکه میخواهند فشار مداومی را حفظ کنند. آنها در طول روز موشکهایی را به اسرائیل میفرستند، نه در حجم زیاد، بلکه به طور مداوم و به طور مشابه در خلیج فارس. هدف، حفظ فشار مداوم بر سیستمهای دفاع هوایی و جمعیت آن کشورها است. اگر مردم مجبور شوند به طور مداوم به پناهگاهها فرار کنند، میتوانید فعالیتها را کاملاً مختل کنید و سپس، در مقطعی، پس از اینکه سیستمهای دفاع هوایی تخلیه شدند، به موشکها و قابلیتهای درجه بالاتر روی میآورند. بنابراین، فکر میکنم ما در واقع بدترین قسمت جنگ را ندیدهایم.
ایالات متحده پاشنه آشیل است، به خصوص به این دلیل که خود ترامپ از درگیریهای نظامی آشفته بیزار بوده است. پایگاه او این را دوست ندارد و او حتی برای پایگاه خود یا مردم آمریکا دلیلی برای جنگ ارائه نکرده است. او به احتمال زیاد از قیمتهای بالاتر بنزین و خسارات قابل توجهی که باعث ایجاد دیدگاه بد در ایالات متحده میشود، منزجر خواهد شد. منطقی است که ایرانیها انگشت شست خود را روی این آسیبپذیری بگذارند، بنابراین این واقعاً آزمایشی برای ترامپ است.
آیا احساس میکنید کاخ سفید به اندازه کافی در مورد ایران مشاوره دارد؟ آیا آنها به درستی آستانه درد ایران را در نظر میگیرند؟
من اینطور فکر نمیکنم. وقتی استیو ویتکاف گفت که رئیس جمهور از اینکه ایرانیها تسلیم نشدهاند، ناامید شده است، این فقط به این معنی بود که آنها کاملاً در مورد محاسبات ایران دچار سوءتفاهم شدهاند. من مطمئنم که آنها ارزیابیهای میدانی را میبینند که به آنها میگوید اوضاع در جهتی که فکر میکردند، پیش نمیرود و ایرانیها، با وجود درگذشت رهبری، آماده تسلیم شدن نیستند. ممکن است در نهایت این را به عنوان یک اشتباه محاسباتی بزرگ از سوی ترامپ، بر اساس برداشت نادرست از تفکر دشمن، ببینیم.