چرا ترامپ دیپلماسی را به جنگ با ایران ترجیح داد؟
ترامپ ترجیح می دهد پشت میز مذاکره به اهداف خود یعنی پایان دادن به برنامه هستهای، قطع حمایت تهران از گروه های مقاومت منطقه و تضعیف توان موشکی ایران برسد اما اسرائیل به دنبال این خواسته از طریق جنگ و درگیری است.
علیرضا امیری در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
دور جدید مذاکرات رسمی ایران و آمریکا پس از جنگ ۱۲ روزه، عصر جمعه ۱۷ بهمن در پایتخت عمان در حالی برگزار شد که تمامی محافل سیاسی، رسانهای و امنیتی منطقه و جهان به این نشست و نتایج آن چشم دوخته بودند.
در این مذاکرات عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران در راس هیاتی بلند پایه و از آن سو نیز «استیو ویتکاف» و «جراد کوشنر» فرستادگان دونالد ترامپ حضور داشتند. بر اساس گزارشها، بیش از سه ساعت گفتگو در قالب دو دور مذاکره غیرمستقیم، تنها به موافقت طرفین برای پیشبرد گفتگوها و ادامه مذاکرات در روزهای آتی منجر شد.
به گفته عراقچی، فضای حاکم بر این نشست مثبت و به تعبیر وی، «شروعی خوب» بود. همزمان ترامپ نیز در سخنانی روند گفتگوها را بسیار خوب توصیف کرد و از لزوم تداوم آن بدون در نظر گرفتن زمانی خاص سخن گفت. از طرفی برخی رسانههای آمریکایی مدعی گفتگوی مستقیم دو طرف در یک اتاق به صورت رو در رو شدند که این امر قطعاً در ایجاد فضایی مثبت میان طرفین برای تداوم گفتگوها و به نتیجه رساندن آن بیتاثیر نیست.
همزمان با برگزاری این نشست، گمانهزنیهای مختلفی در محافل رسانهای و سیاسی پیرامون نتایج آن صورت گرفته است. یک طیف از افکار عمومی و رسانههای منطقه و جهان از احتمال شکست مذاکرات و وقوع درگیری و آغاز حمله آمریکا به ایران سخن میگوید در حالی که عده ای دیگر به عقبنشینی هر دو طرف از سقف خواستههای خود با هدف رسیدن به توافقی جهت پایان دادن به وضعیت شکننده امنیتی و تهدید آمیز کنونی در خاورمیانه امیدوارند. صرفنظر از بررسی این دو دیدگاه، تجزیه و تحلیل تحولات سیاسی و رویدادهای میدانی و نظامی اخیر در منطقه در کنار تاثیر برخی متغیرها در روند این تنش، میتواند به ما در تحلیل و درک درست از آنچه در آینده نزدیک قابل تصور است، کمک نماید. در این راستا چند نکته قابل ذکر است:
۱- حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه
یکی از مهمترین دلایل احتمال وقوع جنگ و حمله آمریکا به ایران استقرار گسترده نیرو و تجهیزات نظامی، اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی ایالات متحده در قالب ناو گروههای دریایی، توانمندیهای هوایی، سیستمهای جنگ الکترونیک و سامانههای پدافندی پیشرفته و غیره در خاورمیانه و اطراف ایران است؛ امری که با توجه به چینش های تسلیحاتی و تجهیزاتی خاص، به گمانه زنی ها درباره احتمال بالای وقوع درگیری دامن زده است.
به اعتقاد برخی تحلیلگران با این تجمیع عظیم نظامی در اطراف ایران، وقوع جنگ علیه کشورمان از سوی ایالات متحده و اسرائیل حتمی است. این در حالی است که گروهی دیگر حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه را اقدامی نمایشی با هدف نشان دادن تهدیدی معتبر، همزمان با پیشبرد روند سیاسی و انجام مذاکرات عنوان میکنند تا تهران را به دادن امتیازهای بزرگی که مورد نظر دولت ترامپ است، بدون پرداخت هزینه های هنگفت یک درگیری گسترده و تمام عیار وادار کند. در این میان، آنچه مغفول واقع شده، متغیرهایی است که نقش آنها در روند آتی این تنش، بسیار مهم و کارساز خواهد بود.
۲- نگرانی متحدان منطقه ای ترامپ از جنگ
یکی از بزرگترین محدودیتهای آمریکا در حمله گسترده به ایران، فشار کشورهای عرب همپیمان واشنگتن به ایالات متحده است. پس از تهدیدهای مکرر رهبری و مقامات ایران مبنی بر کشاندن هرگونه نبرد احتمالی به سراسر منطقه و درگیرشدن متحدان عرب آمریکا در این جنگ، تلاشهای متحدان منطقه ای آمریکا برای جلوگیری از تشدید تنش و ترغیب دو طرف به در پیش گرفتن راهکار سیاسی دو چندان شده است.
رهبران عرب متحد ترامپ به خوبی میدانند اگر نظام جمهوری اسلامی ایران در پی حمله آمریکا در آستانه فروپاشی قرار گیرد، تمامی منافع و داراییهای کشورهای عرب تسهیلگر حضور آمریکا در خاورمیانه نیز در معرض تهدید وجودی و نابودی کامل قرار خواهند گرفت.
با نگاهی به طرحهای کلان اقتصادی، تجاری و رفاهی این کشورها و نیاز مبرم آنها به تامین امنیت برای پیشبرد این پروژههای بزرگ، میتوان نگرانی شدید آنها را به خوبی درک کرد. این آسیبپذیریهای گسترده، آزادی عمل آمریکا در هرگونه مواجهه با ایران را بسیار محدود کرده و هزینههای آن را برای واشنگتن و متحدان سنتی این کشور به شدت افزایش داده است.
۳- گزینه مهم بستن تنگه هرمز
یکی از نگرانیهای کشورهای عرب منطقه و همچنین سایر کشورهای جهان، اقدام احتمالی ایران در بستن تنگه هرمز و جلوگیری از هرگونه تردد نفتکشها و کشتیهای تجاری از این آبراه مهم در صورت هرگونه حمله آمریکا است.
این آبراه، دومین تنگه بینالمللی پر رفت و آمد جهان است که روزانه تقریباً بین ۱۷ تا ۱۸ میلیون بشکه نفت توسط نفتکشها از آن عبور میکند. این حجم، معادل ۴۰ درصد از کل نفت حمل شده از سوی نفتکشهای جهان است. به این شرایط باید ممانعت از تردد کشتیهای تجاری و کانتینربرهای غول پیکر را که از اقصی نقاط جهان به سوی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در حرکت هستند نیز اضافه کرد.
۴- ناتوانی آمریکا از فروپاشی نظام ایران
عدم قطعیت ایالات متحده و اسرائیل در سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در هر حمله یا عملیات هوایی علیه کشورمان، از دیگر دلایلی است که احتمال وقوع یک جنگ تمام عیار در منطقه را کاهش میدهد. دولتهای ترامپ و نتانیاهو به خوبی میدانند که فروپاشی نظام جمهوری اسلامی صرفاً با حملات هوایی و موشکی امکانپذیر نیست. در بدترین شرایط، وضعیتی همانند جنگ ۱۲ روزه رخ خواهد داد و این بار احتمالاً با بازه زمانی بیشتری صورت خواهد گرفت و نتایج ملموسی از نظر تغییر نظام برای دشمنان در پی نخواهد داشت.
این در حالی است که تهران تجربه جنگ ۱۲ روزه و عملیاتهای اسرائیل و آمریکا علیه رهبران و گروههای مقاومت منطقه را نیز دارد و برای رویارویی بهتر با سناریوهای دشمنان قطعاً برنامهریزی کرده است.
۵- گزینه حمله زمینی کارساز نیست
از سوی دیگر، گزینه حمله نظامی زمینی گسترده آمریکا و ائتلاف واشنگتن علیه ایران همانند آنچه آنها در سال ۲۰۰۱ در افغانستان و ۲۰۰۳ در عراق انجام دادند، در مورد ایران به هیچ وجه کارساز نیست. در صورت وقوع چنین حمله ای، توانمندیهای گسترده نیروهای زمینی کشورمان در کنار عمق استراتژیک ایران، هزینههای هنگفت و تلفات و خسارات فراوانی را برای دشمنان رقم خواهد زد.
آنها کاملاً به این واقعیت آگاه هستند و این در حالی است که افکار عمومی کشورهایشان نیز هرگز اجازه ورود به یک جنگ تمام عیار دیگری در منطقه را به آنها نمیدهد. وجود این متغیرها، احتمال وقوع یک نبرد و حمله تمام عیار آمریکا و اسرائیل به کشورمان را با هدف تغییر نظام، کاهش داده است.
هرچند وضعیت کنونی ایران به دلیل وجود برخی ضعفهای نظامی در پی جنگ ۱۲ روزه و شکاف های اطلاعاتی - امنیتی به همراه برخی نارضایتیهای معیشتی جامعه، همچنان ممکن است تلآویو و واشنگتن را به بهرهبرداری و سوءاستفاده از این اوضاع و انجام حمله گسترده ترغیب نماید .
علاوه بر آن، نتانیاهو تلاش می کند تا قبل از پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ، آمریکا را با خود در تلاش ها برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران همراه کند زیرا معتقد است پس از او هیچ کس نمی تواند به تل آویو در این روند کمک کند.
این در حالی است که دغدغه های ترامپ و آمریکا درباره ایران با نگرانی های رژیم صهیونیستی در این راستا کاملا درتضاد هستند. ترامپ ترجیح می دهد پشت میز مذاکره به اهداف خود یعنی پایان دادن به برنامه هستهای، قطع حمایت تهران از گروه های مقاومت منطقه و تضعیف توان موشکی ایران برسد اما اسرائیل به دنبال این خواسته از طریق جنگ و درگیری است. در این میان تهران نیز در تصمیمی هوشمندانه و با آگاهی کامل از تمامی محدودیت های دشمنان، تلاش دارد با دادن کمترین امتیاز و رسیدن به یک توافق، هم سایه جنگ را از سر کشور بردارد و هم به تحریمهای ظالمانه آمریکا و غرب پایان دهد.