EN
به روز شده در
کد خبر: ۷۵۴۶۱

بار احزاب روی دوش دانشگاه

در روزهایی که تجمعات دانشجویی در برخی دانشگاه‌های کشور بار دیگر به کانون توجه افکار عمومی تبدیل شده، روایت‌ها و تحلیل‌های متفاوتی از چرایی و پیامدهای این رخدادها مطرح می‌شود.

بار احزاب روی دوش دانشگاه
اعتماد

روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت:

در روزهایی که تجمعات دانشجویی در برخی دانشگاه‌های کشور بار دیگر به کانون توجه افکار عمومی تبدیل شده، روایت‌ها و تحلیل‌های متفاوتی از چرایی و پیامدهای این رخدادها مطرح می‌شود. رخدادهایی که از روز شنبه در دانشگاه‌های شریف و تهران آغاز شد و در ادامه به دانشگاه امیرکبیر و برخی دیگر از دانشگاه‌های کشورمان رسید. از یک طرف دانشجویان معترض با گرامیداشت چهلمن روز درگذشت قربانیان رخدادهای اخیر، رویکردی انتقادی به حوادث داشتند و از سوی دیگر برخی نهادها و ارگان‌ها در دانشگاه‌ها تلاش می‌کردند صدای متفاوتی را بازتاب دهند.

در این میان برخی افراد و جریانات به بهانه این رخدادها به دولت فشار می‌آورند که با تعطیلی دانشگاه‌های کشور، صورت مساله را پاک کنند. رییس‌جمهور و وزیر علومش اما اعلام می‌کنند دانشگاه‌ها به عنوان نبض تپنده جامعه باید فعالیت‌های خود را دنبال کنند. ضمن اینکه کنشگری و پویایی را شاخصه اصلی دانشگاه‌ها ارزیابی می‌کنند. اعتماد سراغ تقی آزادارمکی و غلامرضا ظریفیان 2چهره برجسته دانشگاهی کشورمان رفته تا درباره آنچه زیر پوست دانشگاه‌های کشور می‌گذرد و اساس کنشگری دانشگاه‌ها بحث و تبادل نظر کند. این استادان دانشگاهی معتقدند آنچه امروز در دانشگاه‌ها می‌گذرد، نه الگوی کنش مدنی، بلکه نشانه‌ای از اختلال عمیق در سازوکارهای سیاست‌ورزی و فقدان بسترهای واقعی اعتراض در جامعه است؛ وضعیتی که در نهایت، گرفتاری‌هایی برای دانشگاه ایجاد می‌کند.

تقی آزاد ارمکی: دانشگاه‌ها نباید  قربانی کج‌کارکردی سیاست شوند

تقی آزادارمکی استاد دانشگاه و جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «اعتماد» در واکنش تجمعاتی که طی روزهای اخیر در دانشگاه‌های مختلف از جمله دانشگاه‌های شریف، تهران و امیرکبیر برگزار شد، می‌گوید: «واقعیت این است که آنچه امروز در دانشگاه‌ها اتفاق افتاده، رویارویی دانشجویان طیف‌های مختلف است. در واقع معترضان در برابر مدافعان نظام سیاسی بحثی دارند. این روند امروز (یکشنبه) در دانشگاه امیرکبیر تکرار شد و دیروز هم در دانشگاه شریف و دانشگاه تهران ردپایی از آن پیدا بود. این آخرین مرحله مناقشه و منازعه سیاسی در ایران است و نمی‌توان به صورت طبیعی از آن الگو گرفت و برای تقویت جامعه مدنی از آن بهره برد. اصولا این منازعه یک رویارویی طبیعی و سالم نیست.  ما با وضعیت کج‌کارکردی سیستم مواجهیم نه نقطه آغاز کنش مدنی. اصولا دانشگاه محل اعتراض سیاسی به معنای کلاسیک آن نیست. دانشگاه باید محل آموزش، تولید فکر و نقد علمی باشد، نه میدان تسویه‌حساب‌های سیاسی.» آزادارمکی ادامه می‌دهد: «اگر دانشگاه به محل اعتراض تبدیل شده، به این دلیل است که سایر کانال‌های اعتراض در جامعه بسته شده‌اند. این یک فضیلت نیست، یک هشدار است. در یک جامعه سالم، اعتراض باید در بستر احزاب، نهادهای مدنی، تشکل‌های صنفی و گروه‌های سیاسی شکل بگیرد. وقتی این فضاها وجود ندارند یا عملا از کار افتاده‌اند، فشار اجتماعی به جایی منتقل می‌شود که هنوز نیمه‌جان است؛ یعنی دانشگاه. در این شرایط، دانشجو قربانی می‌شود. اعتراض باید از دل جامعه مدنی بیرون بیاید، نه اینکه به‌صورت دستوری به دانشگاه منتقل شود. اگر قرار است اعتراض سازمان‌یافته باشد، چرا احزاب فعال نمی‌شوند؟ چرا گروه‌های سیاسی با هویت مشخص، مسوولیت‌پذیر و پاسخگو وارد میدان نمی‌شوند؟ چرا همه بار اعتراض روی دوش دانشجو گذاشته می‌شود؟» این استاد دانشگاه در پاسخ به این پرسش که نحوه کنشگری دانشجویان به چه شکلی باید باشد؟ می‌گوید: «دانشجو پیش از هر چیز، دانشجوست. او کنشگر حرفه‌ای سیاسی نیست. دانشجو باید آگاه، منتقد و پرسشگر باشد، اما این با تبدیل شدن دانشگاه به میدان درگیری سیاسی فرق دارد. کنشگری سیاسی باید در چارچوب احزاب و نهادهای مدنی صورت بگیرد. دانشجو اگر دغدغه سیاسی دارد، باید بتواند به احزاب بپیوندد، در تشکل‌های قانونی فعالیت کند و از آن مسیر اعتراض کند. وقتی این امکان وجود ندارد، دانشجو ناخواسته به خط مقدم کشانده می‌شود و هزینه می‌دهد. ما سال‌هاست شاهد اخراج دانشجو، تعلیق، محرومیت از تحصیل و فشار بر اساتید هستیم. دانشگاه عملا تنبیه می‌شود، در حالی که مسبب اصلی بحران جای دیگری است.»  آزاد ارمکی درباره برخی شعارهای خاص در تجمعات دانشجویی می‌گوید: «باید میان دانشگاه‌های مختلف تفکیک قائل شد. در دانشگاه‌هایی مثل شریف، جهت‌گیری غالب شعارها دفاع از آزادی، عدالت و جامعه مدنی بود.  حتی اگر شعارهایی با نام چهره‌های خاص داده شد، نمی‌توان آن را به کل دانشگاه تعمیم داد. اینکه چند نفر شعار تند بدهند، به معنای جهت‌گیری کلی دانشگاه نیست. اتفاقا این نشان می‌دهد که جامعه مسیرهای رسمی برای بیان اعتراض ندارد و صداها به شکل خام و پراکنده بروز می‌کنند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از نظر تاریخی، ظرفیت بالایی برای تحزب دارد، اما این ظرفیت سرکوب یا معلق شده است.  اگر احزاب ملی‌گرا، مذهبی، اصلاح‌طلب، محافظه‌کار یا حتی مدافعان سیاست‌های رسمی اجازه فعالیت واقعی داشته باشند، اعتراض به مسیر طبیعی خودش برمی‌گردد. آن‌وقت دیگر نیازی نیست دانشجو بار همه نارضایتی‌ها را به دوش بکشد. دانشگاه در این میان تبدیل به سپر بلا شده؛ در حالی که اگر فضاهای مدنی باز شوند، خود دانشگاه به کارکرد اصلی‌اش بازمی‌گردد.» این استاد دانشگاه در بیان توصیه‌ای عملی برای گسترش فعالیت‌های مدنی و حزبی در کشور می‌گوید: «اولین و مهم‌ترین گام این است که چهره‌های اصلی سیاست در ایران وارد میدان شوند؛ افرادی مثل روسای جمهور سابق و چهره‌هایی چون خاتمی، روحانی، ظریف، همچنین دیپلمات‌ها و سیاستمداران باسابقه برای گفت‌وگو و کاهش تنش پیش‌قدم شوند.  دوم، نخبگان دانشگاهی، سرمایه‌داران و فعالان اجتماعی باید حول موضوعات مشترک  مثل « نه به جنگ»  ائتلاف‌های مدنی شکل دهند. این حرکت‌ها باید سازمان‌یافته، شفاف و مسوولانه باشد. این روند به زیان خود حاکمیت است. ردصلاحیت گسترده که این روزها دامن برخی اصلاح‌طلبان در انتخابات شورا را گرفته، یعنی حذف رقابت و حذف رقابت یعنی کاهش مشروعیت. حتی اگر اصلاح‌طلبان رأی نیاورند، حضورشان در صحنه سیاسی به نفع سیستم است. وقتی همه حذف می‌شوند، پیام روشنی به جامعه مخابره می‌شود: «راه اصلاح بسته است». این پیام، خطرناک‌ترین پیام ممکن است.»

غلامرضا ظریفیان: دانشگاه آینه  شکاف‌‌های حل‌نشده جامعه است

 معاون وزیر علوم دولت اصلاحات از زاویه متفاوت به بحث ورود کرده و با اشاره به رخدادهای اخیر در دانشگاه‌های تهران، شریف و امیرکبیر، می‌گوید آنچه امروز در دانشگاه‌ها دیده می‌شود، محصول یک بستر طبیعی کنشگری مدنی نیست، بلکه بازتاب شکاف‌های حل‌نشده اجتماعی و فقدان روایت اقناع‌کننده در سطح کلان است؛ وضعیتی که اگر به‌درستی مدیریت نشود، می‌تواند به تعمیق رنج‌ها و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت منجر شود. غلامرضا ظریفیان، با اشاره به فضای حاکم بر جامعه پس از رخدادهای اخیر، یادآور می‌شود: «ما در شرایطی قرار داریم که بستر طبیعی کنشگری سیاسی و مدنی در جامعه تضعیف شده و همین مساله باعث شده روایت‌های متناقض و بعضا متکاثر در فضای عمومی شکل بگیرد.  پس از حوادث اخیر، جامعه با مجموعه‌ای از روایت‌های متعارض روبه‌رو شد؛ از یک‌سو محدودیت‌های رسانه‌ای و اختلال در اینترنت وجود داشت و از سوی دیگر، رسانه‌های رسمی روایت‌های خاص خود را ارایه کردند. این وضعیت باعث شد یک روایت اقناع ‌کننده و مورد پذیرش عمومی شکل نگیرد. بر اساس همین گزارش‌ها، بخش قابل توجهی از جانباختگان در سنین ۱۵ تا ۲۵ سال قرار داشتند؛ یعنی گروهی که عمدتا شامل دانش‌آموزان، دانشجویان و جوانان است. همین واقعیت به‌تنهایی نشان می‌دهد که جامعه در چه وضعیت حساسی قرار گرفته است.» او با تأکید بر نقش تاریخی دانشگاه در تحولات اجتماعی ایران می‌گوید: «دانشگاه در تاریخ معاصر ایران همواره مدافع آزادی، عدالت، هویت ملی و حتی قرائت عقلانی از دین بوده است، اما باید توجه داشت که دانشگاه زمانی می‌تواند این نقش را ایفا کند که در یک فضای عقلانی و غیرهیجانی قرار داشته باشد. فضایی که امروز در دانشگاه‌ها مشاهده می‌شود، ادامه همان اتمسفر هیجانی و پررنجی است که در سطح جامعه شکل گرفته و هنوز التیام نیافته است. طبیعی بود که با بازگشایی دانشگاه‌ها و آغاز ترم جدید، این فضا خود را در محیط دانشگاه نشان دهد. مساله اصلی این نیست که آیا این تجمعات قابل پیش‌بینی بود یا نه؛ مساله مهم این است که چگونه با آن مواجه شدیم. نوع مدیریت این فضا می‌توانست به کاهش هیجانات و افزایش همدلی کمک کند، اما در برخی موارد چنین اتفاقی رخ نداد. دانشگاه هم عزادار است، دانشگاه هم رنج‌ دیده است.  اگر تدابیر واقعی و نه تصنعی برای همدلی در نظر گرفته می‌شد، اگر نشانه‌های جدی‌تری از درک این رنج‌ها در فضای دانشگاه بروز پیدا می‌کرد، قطعا بسیاری از تنش‌ها کاهش می‌یافت.» معاون وزیر علوم دولت اصلاحات با اشاره به شعارهای مطرح‌شده در برخی دانشگاه‌ها می‌گوید: «شعارها در دانشگاه‌ها متکثر بود. از یک‌سو شعارهایی با محوریت آزادی، عدالت و مطالبات مدنی مطرح شد و از سوی دیگر، برخی شعارها رنگ و بوی نوستالژیک داشت. اما در مجموع، نمی‌توان این فضا را یکدست یا رادیکال تلقی کرد. در درون این کنش‌های دانشجویی، نوعی عقلانیت وجود داشت. حتی با وجود گزارش‌هایی از برخوردها و تنش‌های محدود، می‌توان گفت که دانشگاه تا حد زیادی توانست تکثر دیدگاه‌ها را بدون عبور از مرزهای جدی رواداری بروز دهد. یکی از مشکلات اصلی این است که جامعه هنوز روایت قانع‌کننده‌ای از آنچه رخ داده دریافت نکرده است.  وقتی این خلأ وجود دارد، طبیعی است که شکاف‌ها عمیق‌تر شوند و هر کنش اجتماعی، با واکنش‌های متقابل و بعضا تشدیدکننده مواجه شود.»  ظریفیان در پاسخ به این پرسش که برای عبور از چالش‌های موجود در دانشگاه‌ها و جامعه چه باید کرد؟ می‌گوید: «اگر مدیریت این فضا به‌گونه‌ای باشد که از تجربه‌های گذشته درس بگیرد، اگر مسائل دانشگاه در درون خود دانشگاه حل‌وفصل شود و از بیرون با برخوردهای سخت مواجه نشود، می‌توان امیدوار بود که این فضا به سمت آرامش و عقلانیت حرکت کند. نگاه امنیتی و برخوردی، نه‌تنها کمکی به حل مساله نمی‌کند، بلکه رنج‌ها و شکاف‌ها را افزایش می‌دهد.  آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، مدیریتی است که به کاهش هیجانات و ترمیم اعتماد کمک کند. دانشگاه می‌تواند بخشی از فرآیند التیام جامعه باشد، به شرط آنکه اجازه داده شود مطالبات و رنج‌های انباشته، به شکلی منطقی و درون‌زا بیان شود. مواجهه درست با دانشگاه، نه‌تنها به آرامش محیط علمی کمک می‌کند، بلکه می‌تواند گامی در مسیر بازسازی سرمایه اجتماعی کشور باشد.»

 

ارسال نظر

آخرین اخبار