EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۱۳۰۴۹
در گفت‌وگوی آوش با یک تحلیلگر ارشد مسائل اقتصادی بررسی شد

«تاب‌آوری» جامعه در تنگنای «نه جنگ، نه صلح» تا کجاست؟

مهدی پازوکی، اقتصاددان، معتقد است اگر خواهان ایرانی شایسته هستیم، باید به سمت ثبات‌سازی اقتصادی حرکت و تندروها را از گردونه تصمیم‌گیری خارج کنیم و تندروها در هیچ دوره‌ای به ایران خدمت نکرده‌اند.

«تاب‌آوری» جامعه در تنگنای «نه جنگ، نه صلح» تا کجاست؟

وضعیت «نه جنگ، نه صلح» شرایطی بغرنجی را بر اقتصاد و معیشت ایرانیان تحمیل کرده و همچنین بر هم خوردن نظم طبقاتی در اقتصاد و چالش‌های فرهنگی، اجتماعی و معیشتی در جامعه امروز ایران، عرصه را بیش از پیش بر مردم تنگ‌تر کرده است. تداوم چنین وضعیتی، ناظر بر تنگ‌تر شدن حلقه محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها از یک سو و بیم ازسرگیری جنگی گسترده از سوی دیگر، نمایان شدن هر چشم‌اندازی را برای تمهید یک زیست حداقلی در میان طبقات مختلف جامعه و به ویژه طبقه متوسط و به طریق اولی، طبقه فرودست به محاق برده است.

همچنین، باید آثار متعدد اجتماعی و روانی را نیز از جمله پیامدهای خاموش وضعیت نه جنگ، نه صلح در هر جامعه و بخصوص جامعه فرسوده ایران دانست. جامعه‌ای که در طول دست کم دو دهه گذشته، هرآنچه در یک جامعه نرمال-و نه ایده‌آل-می‌توانسته از سر بگذراند را از سر گذرانده است، از افزایش مستمر سطح تخاصم در صحنه بین‌المللی گرفته تا تورم مزمن و مداوم و کرونا! به عبارت دیگر، جامعه امروز ایران، تجربه یک برهه تاریخی را در یک بازه زمانی کوتاه از سر گذرانده و در وهله کنونی به غایت مستهلک شده است. حال اینکه انتظار داشته باشیم تا چنین جامعه‌ای، یک وضعیت تعلیق‌گونه مستمر را، بدون هیچ چشم انداز روشنی برای یک بازه زمانی قابل اعتنا تجربه کرده و همچنان از هم فرونپاشد، انتظار بزرگی است. جامعه ایران بر خلاف بسیاری از جوامع توسعه‌یافته، انصافا فراتر از انتظارات ناظران بین‌المللی ظاهر شده و بنیان‌های عمیق آن، مانع از ازهم‌گسیختگی و اضمحلال آن شده است. تاب‌آوری که البته سقف ابدی نداشته و به هر ترتیب، می‌تواند در یک وهله زمانی مشخص دچار آسیب‌های جبران‌ناپذیر و بی‌بازگشت شود.

 وضعیت نه جنگ گسترده و نه صلحی پایدار، موقعیتی است که جامعه را دچار کسالت اجتماعی کرده و می‌تواند در کنار فشارهای مستمر اقتصادی از جمله تحریم، محاصره دریایی، تورم مزمن و القصه با داشتن یک اقتصاد نحیف و بیمار، آینده میان‌مدت مبهم و البته تلخی را پیش روی خود ترسیم کند.

InShot_20261102_202637014

پازوکی: باید اقتصاد ایران را از وضعیت نه جنگ و نه صلح نجات داد

در همین رابطه، مهدی پازوکی، اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه، در گفت‌وگویی با آوش، ضمن تأکید بر ضرورت پایان جنگ و بازگشت ثبات به اقتصاد ایران اظهار کرد: من اعتقاد عمیق کارشناسی دارم که این جنگ-که در واقع، جنگی تحمیلی از سوی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی جهان، یعنی ایالات متحده آمریکا است-اگر حتی یک ساعت یا یک دقیقه زودتر خاتمه پیدا کرده و اقتصاد ایران از وضعیت نه جنگ و نه صلح نجات پیدا کند، این اتفاق به نفع منافع ملی و ملت ایران خواهد بود.

او افزود: معتقدم هر سیاست بخردانه‌ای که دولت ایران در جهت مهار دشمن خارجی، تثبیت صلح در منطقه و ایجاد ثبات برای اقتصاد کشور اتخاذ کند به نفع اقتصاد ملی و ملت ایران و احتمالاً به ضرر رقبای منطقه‌ای ما خواهد بود چراکه رقبای منطقه‌ای ایران تمایلی ندارند این کشور از ثبات نسبی اقتصادی برخوردار باشد.

پازوکی تصریح کرد: به اعتقاد من در شرایط فعلی، مهم‌ترین اقدامی که دولت و حاکمیت باید در دستور کار قرار بدهند، ثبات‌سازی اقتصادی و مهم‌ترین شاخص ثبات اقتصادی نیز نرخ تورم است. بنابراین، اگر دولت بتواند جنگ را شرافتمندانه خاتمه دهد و به سمت صلحی شرافتمندانه حرکت کند، این اتفاق به ضرر رقبای منطقه‌ای و الیگارش‌ها و تراستی‌های داخلی خواهد بود.

این تحلیلگر ارشد مسائل اقتصادی اظهار کرد: در چند ماه اخیر شاهد تشدید تحرکات برخی جریان‌ها بوده‌ایم که مدام بر طبل جنگ کوبیده و هرگونه توافق و مذاکره را مصداق تحقیر دانسته‌اند. تجمع در یکی از میادین شهر و تجمع در مقابل برخی مراکز نیز از جمله این تحرکات است. همین افراد هستند که بی‌ثباتی را به اقتصاد ایران تزریق می‌کنند.

او افزود: من کسانی را که پای لانچر هستند و از منافع ملی ایران دفاع می‌کنند، از این بحث جدا می‌دانم و دست‌شان را هم می‌فشارم اما کسانی که تلاش می‌کنند بی‌ثباتی را بر جامعه ایران تحمیل کنند، باید مورد توجه قرار بگیرند. بسیاری از این افراد پروژه‌های چندده‌میلیونی دارند. پرسش این است که این افراد به کجا وابسته‌اند؟ حتی بخشی از آن‌ها در دبی حضور دارند و پشتوانه‌های مالی‌شان در برخی کشورهای منطقه قرار دارد.

این اقتصاددان با اشاره به وضعیت معیشتی مردم در وضعیت کنونی نیز گفت: عقل سلیم می‌پذیرد که مردم تحت فشار اقتصادی به ثبات نیاز دارند. برای مثال، معلمی را در نظر بگیرید که ۳۵ میلیون تومان حقوق می‌گیرد و ۲۰ میلیون تومان آن را بابت اجاره خانه‌ای در حاشیه تهران پرداخت می‌کند. این فرد با ۱۵ میلیون تومان باقی‌مانده و با فرض داشتن یک فرزند، چگونه می‌تواند در شرایط فعلی زندگی کند؟ بسیاری از افراد جامعه با چنین وضعیتی مواجه هستند.

بحران اقتصادی به‌واسطه شعارهای توخالی جنگ‌افروزان تشدید می‌شود

این استاد دانشگاه، افزود: در چنین شرایطی، بانک مرکزی ناگزیر از مداخله است. وقتی هر روز نرخ‌ها افزایش پیدا می‌کنند، انتظارات تورمی بالا می‌رود و ارزش پول ملی با مشکل مواجه می‌شود، این نهاد، نمی‌تواند صرفاً نظاره‌گر باشد چراکه با نگاه کردن، مشکلی حل نمی‌شود. بانک مرکزی باید در بازار مداخله کند تا بتواند انتظارات تورمی، رشد قیمت‌ها و کاهش ارزش پول ملی را کنترل کند.

پازوکی ادامه داد: با این حال، بلافاصله به بانک مرکزی اعتراض می‌کنند که چرا مداخله کرده است. اساساً این ابزارها برای چه زمانی در نظر گرفته شده‌اند؟ در شرایطی که هر روز بحران اقتصادی به‌واسطه شعارهای توخالی جنگ‌افروزان تشدید می‌شود، دولت باید برای کنترل وضعیت اقدام کند. اتفاقاً اسرائیل نیز خواهان چنین شرایطی است. این رژیم به‌شدت با چهره‌هایی مانند سیدمحمد خاتمی مخالف است و حتی از خاتمی با عنوان «فتنه خاتمی» یاد می‌کند. اسرائیل خواهان تداوم چنین فضایی در ایران است.

این اقتصاددان با انتقاد از حامیان ادامه جنگ اظهار کرد: اکنون باید از کسانی که خواهان ادامه جنگ هستند پرسید؛ در شرایطی که منابع درآمدی دولت به‌شدت کاهش پیدا کرده و صادرات نفت تقریباً به صفر رسیده است، چه پاسخی برای وضعیت اقتصادی کشور و برون‌رفت از این وضعیت دارند؟ یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی دولت با مشکل مواجه شده است. این افراد چرا درباره این مسائل توضیح نمی‌دهند؟ بسیاری از همین افراد در نهادهای مختلف حقوق‌های بالای صد میلیون تومان دریافت می‌کنند.

تندروها تلاش می‌کنند تا کشور را دائماً در وضعیت بحران نگه دارند

این استاد دانشگاه، افزود: می‌خواهم بر این نکته تأکید کنم که ملت ایران ملتی صلح‌خواه است؛ ملتی که زیر بار سلطه اجنبی نمی‌رود و شرافت ملی خود را به بیگانگان نمی‌فروشد. با این حال، تندروها تلاش می‌کنند کشور را دائماً در وضعیت بحران نگه دارند. در شرایطی که جامعه به ثبات نیاز دارد، این افراد به دنبال ایجاد بحران هستند. این‌ها عملاً علاف‌اند و باید از گردونه تصمیم‌گیری کنار بروند. این افراد بحران ایجاد می‌کنند و سپس همان بحران را مدیریت می‌کنند چراکه اگر بحرانی وجود نداشته باشد، اساساً نمی‌توانند مدیریت کنند.

ظریف، قوی‌ترین دیپلمات خاورمیانه است

پازوکی در ادامه با انتقاد از مواضع برخی جریان‌های تندرو علیه محمدجواد ظریف گفت: اینکه در چنین شرایطی برخی خواستار اعدام آقای ظریف یا محاکمه او شده‌اند، واقعاً جای تأمل دارد. ظریف قوی‌ترین دیپلمات خاورمیانه است. بعد از پطرس پاشا غالی-دیپلمات ارشد مصری و دبیرکل پیشین سازمان ملل-در حد و اندازه آقای ظریف در خاورمیانه نداریم. امروز کشورهای جهان آرزو دارند دیپلماتی مانند ظریف داشته باشند. او هم به زبان بین‌المللی مسلط است، هم تحصیلات خوبی دارد و هم از تجربه دیپلماتیک برخوردار است.

برخی تندروهای مدعی، حتی در حد سفارش یک ساندویچ به زبان انگلیسی هم توانایی ندارند!

او افزود: این افراد تندرو حتی در سطوح ارشد نیز توانایی لازم را ندارند. برخی از آن‌ها می‌توانند در کنفرانس‌ها صحبت کنند اما آیا واقعاً توانایی دفاع از منافع ملی ایران در عرصه بین‌المللی را دارند؟ یکی از این افراد که مدرک کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دارد و عناوین علمی دیگری نیز به او داده‌اند، باید بیاید و از منافع ملی ایران دفاع کند. این افراد حتی در حد سفارش دادن یک ساندویچ به زبان انگلیسی هم توانایی ندارند.

پازوکی ادامه داد: من هیچ ارتباطی با ظریف نداشته‌ام و حتی در هیچ جلسه‌ای با او ننشسته‌ام اما وقتی در کنفرانس‌های بین‌المللی شرکت می‌کنم و می‌بینم شخصیت‌های بین‌المللی از وزیر خارجه پیشین کشور تمجید می‌کنند، متوجه جایگاه او می‌شوم. ظریف قطعاً با هیچ‌یک از وزیران خارجه کشورهای منطقه قابل مقایسه نیست.

او افزود: البته شما روزنامه‌نگاران حق دارید از او انتقاد کنید؛ اما در کجای دنیا چنین دیپلماتی را با این شدت مورد حمله قرار می‌دهند؟ جرم او چیست؟ در مدتی که در نمایندگی ایران در آمریکا بوده، چه اتفاقی افتاده است؟ چه قانونی وضع شده که این فرد را از استفاده از ظرفیت‌هایش در کشور محروم کرده‌ایم؟

این اقتصاددان با اشاره به فعالیت‌های برخی چهره‌های منتقد ظریف گفت: نکته جالب این است که بسیاری از همین آقایان تندرو، دفتر و تشکیلات دارند. بررسی کنید و ببینید در ترکیه، کانادا، اسپانیا و قزاقستان چه وضعیتی دارند.  

او افزود: اگر این افراد مدعی سواد و توانایی هستند، خوب است سعید جلیلی بیاید و درباره سیاست خارجی ایران صحبت کند. پیشنهاد من این است که در همین تلویزیون، ۳۰ دقیقه به آقای ظریف فرصت صحبت داده شود و ۳۰ دقیقه هم به طرف مقابل. آن‌وقت مشخص می‌شود چه کسی از دانش و توانایی لازم برای تحلیل سیاست خارجی برخوردار است.

ایرانیان خارج از کشور می‌ترسند وارد ایران شوند

پازوکی در ادامه با اشاره به ضرورت استفاده از نیروهای متخصص در اداره اقتصاد کشور تصریح کرد: یکی از اشکالات اساسی اقتصاد ایران این است که دولت از عناصر تکنوکرات و متخصص استفاده نمی‌کند. برای مثال، دولت می‌تواند از دکتر هاشمی، استاد دانشگاه کمبریج و یکی از چهره‌های بین‌المللی علم اقتصاد، به‌عنوان مشاور دعوت کند. ایشان اقتصاد ایران را به‌خوبی می‌شناسد اما بر اثر فشار تندروها چنین امکانی فراهم نمی‌شود.

او با اشاره به خروج سرمایه و کاهش تمایل ایرانیان خارج از کشور برای سفر به ایران اظهار کرد: اکنون ایرانیان خارج از کشور می‌ترسند وارد ایران شوند. برای مثال، در ماه سپتامبر روزانه ده‌ها پرواز از تهران به استانبول و آنتالیا انجام می‌شود. افراد به آنجا می‌روند، ویلا و هتل می‌گیرند و یک هفته با خانواده خود اقامت می‌کنند. به‌جای اینکه به ازای هر خانواده، ده هزار دلار وارد اقتصاد ایران شود، شرایطی ایجاد کرده‌اند که پول ایرانیان در اختیار اقتصاد ترکیه و توسعه آن قرار بگیرد.

این استاد اقتصاد در ادامه با اشاره به نگرانی ایرانیان خارج از کشور درباره مصادره اموال‌شان اظهار کرد: درباره موضوع مصادره اموال ایرانیان خارج از کشور نیز فضایی ایجاد می‌کنند که موجب نگرانی افراد می‌شود. قوه قضاییه باید رسماً اطلاع‌رسانی کند که اموال هیچ‌کس را مصادره نمی‌کند مگر اینکه فردی به بیت‌المال زیان وارد کرده، مرتکب دزدی یا سوءاستفاده شده باشد. با این حال، فضایی ایجاد می‌کنند که ایرانیان خارج از کشور از بازگشت به ایران بترسند. در نتیجه، عناصر فهیم و متخصص نیز به کشور بازنمی‌گردند.  

او برای تبیین ضرورت پایان جنگ و اولویت دادن به منافع اقتصادی کشور، به تجربه ویتنام اشاره کرد و گفت: جنگ ویتنام حدود ۲۰ سال طول کشید و بیش از دو میلیون نفر از مردم مظلوم این کشور کشته شدند؛ اما اکنون ویتنام سالانه بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار به آمریکا و کانادا صادرات دارد. یکی از بازارهای صادراتی مهم این کشور، ایالات متحده آمریکاست در حالی که حکومت ویتنام گرایش چپ دارد و به چین وابسته است!

باید دو میلیون ایرانی کشته شوند و بعد پای میز مذاکره بنشینیم؟

پازوکی افزود: آیا باید دو میلیون ایرانی کشته شوند و بعد پای میز مذاکره بنشینیم؟ اگر روند فعلی و سیاست‌های جنگ‌طلبانه ادامه پیدا کند، قطعاً در زمستان با مشکلات جدی در حوزه انرژی مواجه خواهیم شد. بسیاری از نیروگاه‌های ما با گاز کار می‌کنند و باید برای تأمین انرژی آن‌ها نیز چاره‌اندیشی کرد.

او تأکید کرد: مسئله اصلی، پول ملی و معیشت ملت ایران است. باید به یاد داشته باشیم که چین نیز زمانی رقیب اقتصادی آمریکا نبود اما این کشور متوجه شد که باید با اقتصاد آمریکا کنار بیاید و از طریق مذاکره، مسیر رشد اقتصادی خود را هموار کند. امروز چین پس از آمریکا، دومین قدرت اقتصادی جهان است بنابراین، ما نیز باید به سمت تأمین مصالح ملت ایران حرکت کنیم و از تصمیم‌گیری‌های احساسی و شعارهای بی‌پایه فاصله بگیریم. متأسفانه در شرایط فعلی تا حدودی دچار عقب‌گرد شده‌ایم.

او در ادامه با اشاره به عملکرد برخی مدیران و چهره‌های سیاسی گفت: برای مثال، مرحوم لاریجانی-با وجود اینکه من هیچ وابستگی نسبی، فکری یا ایدئولوژیک به ایشان نداشتم- نیروی به‌ مراتب کارآمدتری نسبت به برخی افراد فعلی بود. واقعاً مشخص نیست چرا باید چنین نیروهایی کنار گذاشته می‌شدند.

شعار مرگ بر این و مرگ بر آن چه مشکلی از کشور حل می‌کند؟

پازوکی افزود: من نمی‌دانم این شعارها، از جمله «مرگ بر قالیباف» و «مرگ بر عراقچی»، چه مشکلی از کشور حل می‌کنند. اعتقاد کارشناسی من این است که اسرائیل در جامعه ما نفوذ قابل‌توجهی دارد. 

بدون رشد اقتصادی، حتی اگر منابع را عادلانه توزیع کنید، در واقع فقر را توزیع کرده‌اید

او با تأکید بر ضرورت فاصله گرفتن از شعارزدگی گفت: باید شعار دادن را کنار بگذاریم. شعار جز عقب انداختن ایران نتیجه‌ای ندارد. ما اکنون از نظر شاخص‌های اقتصادی و وضعیت فقر، از برخی کشورهای منطقه عقب افتاده‌ایم. رشد اقتصادی کشورمان نیز تقریباً صفر است. وقتی رشد اقتصادی نداشته باشید، حتی اگر منابع را به‌صورت عادلانه توزیع کنید، در واقع فقر را توزیع کرده‌اید.

تندروها در هیچ دوره‌ای به ایران خدمت نکرده‌اند

او تصریح کرد: بنابراین، اگر خواهان ایرانی شایسته هستیم، باید به سمت ثبات‌سازی اقتصادی حرکت و تندروها را از گردونه تصمیم‌گیری خارج کنیم. تندروها در هیچ دوره‌ای به ایران خدمت نکرده‌اند.

پازوکی با اشاره به عملکرد اقتصادی دولت اصلاحات گفت: بهترین شاخص‌های اقتصادی پس از انقلاب، مربوط به برنامه سوم توسعه و دولت محمد خاتمی است. خاتمی با دنیا گفت‌وگو کرد، در داخل ثبات اقتصادی به وجود آورد و از عناصر تکنوکرات و متخصص استفاده کرد. در نتیجه این سیاست‌ها، روند تورم نزولی شد، نرخ رشد اقتصادی افزایش پیدا کرد، نرخ رشد سرمایه‌گذاری بالا رفت، صادرات ایران افزایش یافت و رفاه جامعه و مردم بهبود پیدا کرد. آمارها نیز این روند را نشان می‌دادند.

این اقتصاددان در پایان خاطرنشان کرد: در آن دوره، نرخ ارز یکسان‌سازی شد و جلوی رانت دلال‌ها، کلاهبردارها و الیگارش‌ها گرفته شد. همچنین قیمت بنزین هر سال به‌طور متوسط حدود ۲۰ تا ۲۳ درصد افزایش پیدا می‌کرد. این‌ها نمونه‌هایی از سیاست‌های اقتصادی آن دوره بود که به ثبات و بهبود شاخص‌های اقتصادی کشور کمک کرد.

ارسال نظر

آخرین اخبار
اینستاگرام آوش