آدرس گرانی دلار؛ نقشه واشنگتن یا اقتصاد ایران؟
تحریریه آوش/ زار ارز، برخلاف تصور رایج، تنها محل خرید و فروش دلار نیست، بلکه آینهای از انتظارات جامعه است. زمانی که مردم و فعالان اقتصادی احساس کنند ارزش پول ملی در مسیر فرسایشی قرار گرفته، رفتار خود را تغییر میدهند؛ واردکنندگان خرید خود را به تعویق میاندازند
بدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اظهار داشت که افزایش قیمت ارز در بازار ناشی از حملات تبلیغاتی و شایعهسازی آمریکاییهاست.به نظر میرسد این اظهارات، بیش از آنکه یک تحلیل اقتصادی محسوب شوند، تلاشی برای انتقال مسئولیت بحران به خارج از مرزهای کشورند. در حالیکه تجربه بازار ارز در ایران نشان داده است که نوسانات شدید، پیش از هر چیز ریشه در بیثباتیهای داخلی نظیر رشد نقدینگی، کسری بودجه، ضعف سیاستگذاری پولی، چندنرخی بودن ارز و فرسایش اعتماد عمومی به وعدههای رسمی دارد.
بازار ارز، برخلاف تصور رایج، تنها محل خرید و فروش دلار نیست، بلکه آینهای از انتظارات جامعه است. زمانی که مردم و فعالان اقتصادی احساس کنند ارزش پول ملی در مسیر فرسایشی قرار گرفته، رفتار خود را تغییر میدهند؛ واردکنندگان خرید خود را به تعویق میاندازند، صادرکنندگان ارزش ارز را حفظ میکنند و خانهدارها به سمت داراییهای جایگزین حرکت میکنند که منجر به افزایش تقاضا برای ارز میشود. در چنین فضایی، هر خبر سیاسی میتواند صرفاً سرعت واکنش بازار را افزایش دهد، نه اینکه علت اصلی جهش قیمت باشد. نکته کلیدی آن است که اگر افزایش نرخ ارز صرفاً محصول تبلیغات خارجی بود، با فروکش کردن فضای تبلیغاتی، بازار نیز باید آرام میگرفت. اما واقعیت این است که قیمت ارز در اقتصادی افزایش مییابد که سیاست پولی آن قابل پیشبینی نیست، بودجه دولت با ناترازی مزمن مواجه است و تورم سالهاست که کنترل نشده است. در این وضعیت، بازار به سیگنالهای بیرونی واکنش نشان میدهد، اما موتور اصلی حرکت از درون اقتصاد روشن شده است. از این منظر، این ادعای جناب آقای رئیسکل، بیشتر از آنکه توضیحی باشد، نوعی صورتبندی سیاسی از یک بحران اقتصادی است. اگر مقام پولی کشور به جای تبیین ریشههای واقعی نوسانات، همهچیز را به شایعهسازی طرف مقابل نسبت دهد، عملاً تنها ظاهر مسئله را پاک کرده است. این رویکرد، شاید در کوتاهمدت برای افکار عمومی قابل استفاده تبلیغاتی باشد، اما در بلندمدت به اعتماد عمومی آسیب میزند؛ زیرا مردم با قیمتهای روزمره زندگی میکنند، نه با روایتهای رسمی.
واقعیت ساده این است که ارز در اقتصاد ایران تنها یک متغیر مالی نیست، بلکه شاخصی از اعتماد، ثبات و انتظارات است. هر جا این سه مؤلفه تضعیف شوند، نرخ ارز نیز بهسرعت واکنش نشان میدهد. بنابراین، اگر سیاستگذار میخواهد بازار آرام شود، باید به جای بیان جملات غیرمنطقی و متهمکردن عوامل خارجی، به اصلاحات درونزا بپردازد. مهار نقدینگی، انضباط مالی دولت، شفافیت در سیاست ارزی و پایان دادن به نرخهای چندگانه، از جمله اقداماتی است که میتواند به بازار سیگنال ثبات بدهد.در مجموع، جناب آقای همتی، بازار ارز با شعار و مقصرسازی آرام نمیشود. تا زمانی که اقتصاد با ناترازی، تورم مزمن و بیاعتمادی دستوپنجه نرم میکند، هر شوک سیاسی یا خبری میتواند بهانهای برای جهش بعدی باشد. بنابراین، مسئله اصلی نه تبلیغات آمریکاست و نه هیاهوی رسانهای، بلکه ضعف ساختاری اقتصاد است. هر تحلیلی که این حقیقت را نادیده بگیرد، قطعاً اقتصادی نیست و صرفاً سیاسی و تبلیغاتی است.