روز دی و آخرین حربه
روز دی (D-day) در اصطلاح نظامی به ۶ ژوئن ۱۹۴۴ گفته می شود که در آن نیروهای متفقین از بندر نرماندی به نیروهای آلمانی حمله کردند و شکست متحدین را رقم زدند.
حمید روشنائی در یادداشتی در آرمان امروز نوشت:
روز دی (D-day) در اصطلاح نظامی به ۶ ژوئن ۱۹۴۴ گفته می شود که در آن نیروهای متفقین از بندر نرماندی به نیروهای آلمانی حمله کردند و شکست متحدین را رقم زدند. ترامپ رئیس جمهور آمریکا این اصطلاح را برای آغاز تشدید محاصره اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران به کار برده تا القاء کند که پایان حکومت ایران با تحریم های اقتصادی به جای نظامی صورت خواهد گرفت.
آمریکا در طول ۴۷ سال گذشته و حتی قبل از آن، اقدامات بسیاری علیه کشورمان انجام داده است. از کودتای ۲۸ مرداد۱۳۳۲، تا واقعه طبس، سقوط هواپیمای مسافربری تهران – دبی و تحریم های اقتصادی، سیاسی و تجاری که در آن، دیگر کشورها و سازمان های بین المللی را موظف به همراهی نمود. ترامپ نیز، به نوبه خود مشکلاتی برای جمهوری اسلامی به همراه داشته است از جمله شهادت شهید سلیمانی، بی اثر کردن توافق برجام، حمله به مراکز هسته ای ایران و .. اما بزرگترین حماقت وی، حمله نظامی به کشورمان بوده است. حمله ای که در اولین گام آن، رهبر انقلاب، فرماندهان نظامی و مقامات سیاسی، بچه های مدرسه میناب را به شهادت رساند و در گام های بعدی، مراکز صنعتی، مسکونی، تجاری و زیرساختهای اقتصادی و نظامی و.. را مورد حمله قرار داد. حملاتی که هرگز نتوانست به نتیجه دلخواه ترامپ بینجامد. استفاده اخیر ترامپ از یک واژه نظامی ( D-day ) برای تشدید تحریم های اقتصادی، نشان می دهد که وی در به سقوط کشاندن نظام جمهوری اسلامی از طریق جنگ، شکست خورده و اکنون حربه ای جدید برای فراموشی گذشته به کار برده است. اما فاکتورهای احتمالی موفقیت و شکست رئیس جمهور آمریکا در این حربه آخر چیست؟
فاکتور موفقیت:
1- ویژگی های اقتصادی ایران: وابستگی به فروش نفت، ساختار ضعیف اقتصادی، تورم و رکود شدید، نبود مدیریت صحیح و.. که موجب گردیده تا اقتصاد ایران در شرایطی نامطلوب قرار گیرد؛
2- مشکلات روابط خارجی: بدلیل جنگ و مسائل گذشته در سیاست خارجی، روابط کنونی ایران با کشورهای مختلف از جمله همسایگان با مخاطراتی مواجه است که شرایط را سخت و پیچیده کرده است؛
3- هژمونی آمریکا در منطقه: برخی کشورهای همسایه که دوستی نزدیکی با ایران دارند، روابط پیچیده ای هم با ایالات متحده دارند که ممکن است در زمان بحران از ایران فاصله بگیرند و کشورمان تنها بماند؛
4- چین و بحران جهانی اقتصاد: چین نشان داده است که علیرغم خواسته اش برای تضعیف ایالات متحده، از نظر اقتصادی خواهان آرامش در جهان بوده و با مدیریت واردات خودش و همچنین استفاده از ذخایر یک میلیارد بشکه نفت، سعی در کاهش از آسیب دیدن در این ماجرا داشته است که با منافع ما در مقابل آمریکا تناسب ندارد؛
5- روسیه و مشکلاتش: مسکو نیز که درگیر جنگ با اوکراین است بعنوان کشوری که همسویی با ما در مقابل آمریکا دارد، ممکن است برای منافع خودش کنار کشیده و همراهی نکند.
فاکتور شکست آمریکا:
1- تاریخ مقاومت ایران: سال هاست که ایران تحت تاثیر سخت ترین تحریم ها و محاصره اقتصادی بوده و توانسته است در طول این مدت، تحریم ها را دور بزند و در برابر آمریکا و اروپا مقاومت نماید. بدین خاطر صرف افزایش تحریم ها نمی تواند کارساز باشد؛
2- آثار و نتایج تحریم ها: سابقه تحریم ها نشان داده است که هیچ دولتی به صرف وجود تحریم از بین نرفته بلکه ملت ها هستند که از آن آسیب می بینند. فشار محاصره اقتصادی ممکن است برای دولت ها مشکل ساز باشد اما در نهایت این مردم هستند که بار آن را بدوش می کشند؛
3- هزینه زیاد تحریم: علاوه بر مشکلات لجستیکی محاصره دریایی ایران و ضعف ناوگان های آمریکایی (که به تجربه اثبات شد)، وجود نظارت شدید و مقابله جویی با هرگونه کمک به ایران، موجب صرف انرژی بسیاری برای آمریکا خواهد شد و هزینه بالایی را برای آن به همراه خواهد داشت.
4- افزایش قیمت نفت: ادامه بسته بودن تنگه هرمز و محاصره دریایی ایران، می تواند قیمت نفت را افزایش داده (بخصوص اگر از ذخایر نفتی آمریکا که اکنون زیر ۳۰۰ میلیون بشکه می باشد، بیشتر کاسته شود) و موجب اوج گیری قیمت نفت و فرآوردهای آن شود.
5- آینده سیاسی ترامپ: بزرگترین مانع از ادامه جنگ و تنش با ایران، به مسائل داخلی آمریکا بر می گردد و آن انتخابات میان دوره ای مجالس این کشور است و اینکه دموکرات ها به پیروزی برسند. ترامپ خودش معترف است که پس از آن، آینده ای سخت خواهد داشت.
منظور ترامپ از روزی دی، شروع یک جنگ تازه با ایران است در حالی که او شانس های دیگر خود را امتحان کرده است، و این آخرین حربه او خواهد بود که اگر نتواند به نتیجه برساند، سرنوشتی متفاوت با نرماندی خواهد داشت.