فصل اثبات مربیان ایرانی/ این گوی و این میدان
فوتبال ایران کمتر چنین فصلی را تجربه کرده است؛ فصلی که هر ۱۸ نیمکت لیگ برتر در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته و خبری از حضور حتی یک سرمربی خارجی نیست. اتفاقی که شاید تا چند ماه قبل کمتر کسی آن را پیشبینی میکرد، اما حالا به واقعیت تبدیل شده است. شرایط خاص کشور، محدودیتهای اقتصادی، دشواری جذب مربیان خارجی و تغییر رویکرد برخی باشگاهها، باعث شده لیگ بیستوششم به لیگ مربیان ایرانی تبدیل شود؛ فرصتی که سالها درباره آن صحبت میشد و حالا در اختیار اهالی فوتبال قرار گرفته است.
سالها بود که مربیان ایرانی از بیاعتمادی مدیران باشگاهها گلایه داشتند. هر بار که نیمکت یکی از تیمهای بزرگ خالی میشد، نگاهها قبل از هر گزینه داخلی، به سمت مربیان خارجی میرفت؛ حتی مربیانی که نه شناختی از فوتبال ایران داشتند و نه کارنامهای بهتر از گزینههای داخلی. بارها شنیدیم که مربیان ایرانی میگفتند اگر همان امکانات، همان حمایت و همان فرصت در اختیار آنها قرار بگیرد، میتوانند نتایجی به مراتب بهتر از بسیاری از مربیان خارجی به دست آورند.
امروز اما دیگر خبری از آن گلایهها نیست. تمام نیمکتهای لیگ برتر در اختیار مربیان ایرانی قرار گرفته است؛ از تیمهای مدعی قهرمانی گرفته تا تیمهای میانه جدول و تازهواردان لیگ. حالا دیگر هیچکس نمیتواند بگوید فرصت نداشته یا مدیران به او اعتماد نکردهاند. این همان فرصتی است که سالها برایش مطالبه میشد و امروز روی میز فوتبال ایران قرار گرفته است.
اما همین فرصت بزرگ، یک آزمون بزرگتر هم هست. اگر تا دیروز مقایسه میان مربیان ایرانی و خارجی بود، امروز قضاوت تنها بر اساس عملکرد مربیان داخلی انجام خواهد شد. از این لحظه به بعد دیگر بهانهای وجود ندارد. کیفیت تمرینات، سبک بازی تیمها، مدیریت رختکن، نتیجهگیری، استفاده از بازیکنان جوان و حتی میزان پیشرفت فنی لیگ، همگی به پای مربیان ایرانی نوشته خواهد شد.
این فصل تنها رقابت برای کسب جام نیست؛ رقابتی برای اثبات یک ادعاست. ادعایی که سالها از زبان مربیان داخلی شنیده شد؛ اینکه اگر فرصت برابر داشته باشند، میتوانند فوتبال ایران را با اتکا به دانش و تجربه خود اداره کنند. حالا زمان آن رسیده که این ادعا در زمین مسابقه ثابت شود، نه پشت تریبونهای خبری.
البته موفقیت مربیان ایرانی فقط با قهرمانی سنجیده نمیشود. شاید مهمتر از جام، کیفیت فوتبالی باشد که ارائه میکنند. آیا لیگ امسال شاهد فوتبال تهاجمیتر و مدرنتر خواهد بود؟ آیا تیمها صاحب هویت تاکتیکی مشخص میشوند؟ آیا جوانان بیشتری فرصت بازی پیدا میکنند؟ آیا مربیان ایرانی میتوانند از دل لیگ، نسل تازهای از بازیکنان را به فوتبال ایران معرفی کنند؟ پاسخ این پرسشها، آینده نیمکتهای فوتبال ایران را مشخص خواهد کرد.
از سوی دیگر، فشار روی نیمکت تیمهای بزرگ بیش از همیشه خواهد بود. هواداران استقلال، پرسپولیس، سپاهان، تراکتور و دیگر مدعیان، تنها نتیجه نمیخواهند؛ آنها انتظار دارند تیمشان فوتبال باکیفیت، برنامهدار و مدرن ارائه کند. اگر مربیان ایرانی بتوانند در چنین شرایطی موفق شوند، نگاه مدیران باشگاهها نیز برای سالهای آینده تغییر خواهد کرد و شاید دیگر نیازی نباشد با هر بحران، نسخه جذب یک مربی خارجی روی میز قرار بگیرد.
اما روی دیگر سکه نیز وجود دارد. اگر این فرصت به خوبی استفاده نشود، اگر کیفیت لیگ افت کند و اگر تیمها نتوانند انتظارات را برآورده کنند، اولین نتیجه آن بازگشت همان تفکر قدیمی خواهد بود؛ اینکه فوتبال ایران برای موفقیت، چارهای جز استفاده از مربیان خارجی ندارد. در آن صورت دیگر انتقاد از مدیران یا اعتراض به حضور مربیان خارجی، چندان خریدار نخواهد داشت، زیرا همه خواهند گفت زمانی که فرصت کامل در اختیار مربیان داخلی قرار گرفت، آنها نتوانستند از آن استفاده کنند.
لیگ بیستوششم از این منظر شاید مهمترین فصل تاریخ فوتبال ایران باشد. هجده نیمکت، هجده مربی ایرانی و هجده فرصت برای اثبات اینکه دانش فنی مربیان داخلی میتواند بدون تکیه بر نامهای خارجی، لیگ را اداره کند. شاید شرایط کشور این مسیر را به وجود آورده باشد، اما آنچه در پایان فصل قضاوت خواهد شد، نه شرایط، بلکه عملکرد است.
این فصل، فصل اثبات است؛ فصلی که میتواند جایگاه مربیان ایرانی را برای سالهای آینده تثبیت کند یا دوباره مدیران باشگاهها را به سمت گزینههای خارجی سوق دهد. حالا دیگر نه جای گلایه باقی مانده و نه فرصتی برای بهانهتراشی.
این گوی و این میدان؛ حالا نوبت مربیان ایرانی است که ثابت کنند اعتماد به آنها، یک انتخاب درست بوده است.