EN
به روز شده در
کد خبر: ۱۰۲۴۱۴

پایان عصر «ناز ستاره‌ها» یا آغاز یک تغییر؟

گاهی یک جدایی، فقط پایان همکاری یک بازیکن با یک باشگاه نیست؛ گاهی یک تصمیم، می‌تواند نشانه تغییر یک فرهنگ باشد. اتفاقی که این روزها در استقلال و ماجرای پایان همکاری با رامین رضاییان رخ داد، از همین جنس است؛ تصمیمی که اگر پشت آن یک سیاست ثابت وجود داشته باشد، شاید ارزشش از جذب چند ستاره هم بیشتر باشد.

پایان عصر «ناز ستاره‌ها» یا آغاز یک تغییر؟

سال‌هاست فوتبال ایران گرفتار یک چرخه تکراری شده است؛ چرخه‌ای که در آن برخی بازیکنان، به‌ویژه ستاره‌های نامدار، در فصل نقل‌وانتقالات به جای مذاکره، وارد بازی قدرت می‌شوند. امروز با یک باشگاه، فردا با رقیب، پس‌فردا با پیشنهاد خارجی؛ قیمت بالا می‌رود، هوادار نگران می‌شود و در نهایت باشگاه برای حفظ بازیکن، شأن مدیریتی خود را خرج می‌کند.

اما سؤال اینجاست؛ تا کی؟

باشگاه یا بازیکن؛ کدام باید تعیین‌کننده باشد؟

در فوتبال حرفه‌ای دنیا، هیچ بازیکنی بزرگ‌تر از برند باشگاه نیست. کریستیانو رونالدو از منچستریونایتد رفت، لیونل مسی از بارسلونا جدا شد، نیمار پاری‌سن‌ژرمن را ترک کرد و کیلیان امباپه هم بالاخره از پاریس رفت؛ اما باشگاه‌ها باقی ماندند.

در ایران اما گاهی شرایط برعکس است. کافی است یک ستاره چند روز پاسخ تلفن مدیرعامل را ندهد تا فضای رسانه‌ای پر شود از خبرهای «آخرین تلاش باشگاه برای حفظ بازیکن»، «افزایش پیشنهاد» یا «جلسه فوق‌العاده برای راضی کردن ستاره».

این همان فرهنگی است که فوتبال ایران را سال‌ها عقب نگه داشته است.

استقلال این بار کوتاه نیامد

آنچه درباره رامین رضاییان رخ داد، فارغ از کیفیت فنی این بازیکن، یک پیام مدیریتی داشت؛ اگر قرار است همکاری شکل بگیرد، باید بر پایه احترام متقابل باشد.

رامین رضاییان بدون تردید یکی از بهترین مدافعان راست فوتبال ایران در سال‌های اخیر بوده است؛ بازیکنی با شخصیت فنی، تجربه بالا و آمار قابل دفاع. اما فوتبال حرفه‌ای فقط کیفیت نیست؛ زمان تصمیم‌گیری هم بخشی از حرفه‌ای بودن است. اگر باشگاهی برای فصل آینده برنامه‌ریزی می‌کند، نمی‌تواند هفته‌ها منتظر پاسخ یک بازیکن بماند.

فوتبال ایران اسیر بازار مکاره شده است

هر تابستان، سناریو تکرار می‌شود.

یک بازیکن پیشنهاد خارجی دارد.

یک مدیر برنامه خبر را رسانه‌ای می‌کند.

دو باشگاه داخلی وارد رقابت می‌شوند.

رقم قرارداد افزایش پیدا می‌کند.

در نهایت همان بازیکن در همان لیگ ایران می‌ماند.

بازنده واقعی این بازی اما باشگاه‌ها هستند؛ باشگاه‌هایی که به جای ساختن تیم، مجبورند انرژی خود را صرف راضی کردن ستاره‌ها کنند.

پیراهن باشگاه باید آرزو باشد، نه ابزار مذاکره

پیراهن استقلال، پرسپولیس، سپاهان، تراکتور یا هر تیم بزرگ دیگری، باید مقصد باشد؛ نه اهرمی برای بالا بردن رقم قرارداد. هوادار وقتی احساس می‌کند بازیکنی تنها برای پول یا چانه‌زنی کنار تیم مانده، ارتباط عاطفی‌اش را از دست می‌دهد. در مقابل، بازیکنی که بدون هیاهو قرارداد امضا می‌کند، حتی اگر کیفیتی پایین‌تر داشته باشد، احترام بیشتری نزد هوادار پیدا می‌کند.

مدیران هم باید هزینه این تصمیم را بپردازند

البته این سکه روی دیگری هم دارد. اگر باشگاهی تصمیم می‌گیرد زیر بار خواسته‌های یک ستاره نرود، باید مسئولیت انتخاب جایگزین را هم بپذیرد. هوادار زمانی از چنین تصمیمی حمایت می‌کند که باشگاه بتواند با برنامه‌ریزی درست، خلأ فنی ایجادشده را جبران کند. در غیر این صورت، این تصمیم تنها یک شعار مدیریتی خواهد بود.

پایان یک همکاری؛ آغاز یک پیام

شاید رامین رضاییان فصل آینده با پیراهن تیم دیگری بازی کند و همچنان بدرخشد. این موضوع از ارزش‌های فنی او کم نمی‌کند. اما اگر استقلال واقعاً تصمیم گرفته باشد که دیگر برای هیچ بازیکنی فرش قرمز پهن نکند، باید این سیاست را درباره همه اجرا کند؛ از بزرگ‌ترین ستاره تا جوان‌ترین بازیکن. عدالت مدیریتی، زمانی معنا پیدا می‌کند که استثنایی وجود نداشته باشد.

فوتبال ایران به این تغییر احتیاج دارد

شاید مهم‌ترین اتفاق این تابستان، نه یک خرید بزرگ باشد و نه یک انتقال پرسر و صدا؛ بلکه تغییر نگاه باشگاه‌ها به مفهوم «ستاره» باشد.

بازیکنان می‌آیند و می‌روند، اما باشگاه‌ها باید بمانند. اگر قرار باشد هر فصل، اعتبار باشگاه قربانی مذاکره‌های فرسایشی شود، هیچ ساختار حرفه‌ای شکل نخواهد گرفت. شاید وقت آن رسیده باشد که فوتبال ایران یک اصل ساده را دوباره به یاد بیاورد: بازیکنان تاریخ یک باشگاه را می‌سازند، اما این باشگاه است که به بازیکنان هویت می‌دهد. و اگر کسی نخواست بخشی از این هویت باشد، درِ خروج همیشه باز است؛ نه از سر بی‌احترامی، بلکه از سر احترام به نامی که روی پیراهن نقش بسته است.

 
 
 
 

 

ارسال نظر

آخرین اخبار