انتقاد از تیم ملی خط قرمز نیست
ارزیابی و بررسی عملکرد تیمهای ملی در پایان تورنمنتهای بینالمللی خصوصا جام جهانی رسم متعارف و روالی مرسوم در میانه رسانههای جهان است.
عملکرد هر تیم به نسبت نتایج و شاخصههای فنی قابل ارزیابی مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. منتقدان طبق روال نقاط ضعف را مورد نقد قرار میدهند و کارشناسان تلاش میکنند متناسب با ذائقه مخاطب تحلیلهای معقول و قابل پذیرشی در این خصوص ارائه دهند.
عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ هم طبیعتا از جانب منتقدان و کارشناسان مورد نقد وتحلیل قرار گرفته که بخشی از انتقادات معقول و قابل پذیرش و بخشی ممکن است غیرمنصفانه باشد با این وجود عجیبترین واکنش نسبت به انتقادات گارد نامتعارف برخی بازیکنان و اعضای کادر فنی است که با ادبیات سخت صحنه نقد و تحلیل را به تقابل ایراندوستان و دشمنان ایران تبدیل کردهاند!
اولا باید پذیرفت که انتقاد از تیم ملی حتی اگر از نظر اعضای تیم غیرمنصفانه به نظر برسد مصداق وطنفروشی و دشمنی با ایران نیست ، چه بسیار منتقدانی که از علاقه به ایران و تیم ملی ایران با عملکرد و ادامه حضور کادر فعلی موافق نباشند و باور آنها این باشد که تیم ملی برای موفقیت در تورنمتهای آینده اصطلاحا به هوای تازه و تفکری متفاوت نیاز دارد.
آنچه مسلم است چشمپوشی از نتایج قابل قبول ایران در جام جهانی و تساوی مقابل تیمهای شایستهای مانند بلژیک و مصر منصفانه نیست همانطور که تساوی برابر نیوزیلند نتیجه قابل قبولی از منظر جایگاه رزومه و رتبهبندی دو تیم محسوب نمی شود.
یا اینکه اگر شرایط سخت و نابرابر تیم ملی در سفر به مکزیک و ایالات متحده و تخریبهای ضدانقلاب و میزبان غیرحرفهای و ناجوانمرد رقابتها را مد نظر قرار دهیم در سوی دیگر هم نمی توان فراموش کرد که ایران با پیرترین تیم تاریخ راهی جام جهانی شد و علاوه بر عدم صعود از گروه کادر فنی قدمی در مسیر جوانگرایی و آیندهسازی هم بر نداشت. در واقع تنها دستاورد ایران از این جام همان تساویها و کسب سه امتیاز در مرحله گروهی با وجود ناکامی در صعود به جمع ۳۲ تیم پایانی بود.
در چنین شرایطی اگر قرار باشد مردم، کارشناسان، منتقدان ، پیشکسوتان و رسانهها را پس از پایان جام تحت فشار قرار دهیم یا متهم به خیانت و وطنفروشی کنیم که چرا عملکرد یا کارنامه فنی تیم ملی را مورد انتقاد قرار میدهند چگونه میتوان مدعی بود که این تیم متعلق به همه ملت ایران است؟
تیم ملی پس از جام جهانی برای حضور در جام ملتهای آسیا آماده میشود و بدون تردید برای شکستن طلسم قهرمانی در این جام پس از نیم قرن باید فلسفه و رویکردی متفاوت را در پیش بگیرد که از مسیر نقد و تحلیل منصفانه تحقق خواهد یافت.
اگر فدراسیون فوتبال در انتظار حمایت و تعریف و تمجید از تیم ملی است تا تغییر و تحولی را رقم نزند دستاورد رقابتهای جام ملتها هم متفاوت از جام جهانی نخواهد بود و با پرداخت پاداشهای چندصد میلیاردی نمیتوان حس موفقیت و پیروزی تیم ملی را به جامعه القا کرد!
آنچه مسلم است انتقاد از عملکرد فدراسیون فوتبال یا کادر فنی و بازیکنان تیم ملی جزو خطوط قرمز حاکمیت نبوده و نخواهد بود و اینگونه مواجهه سخت با منتقدان تنها با هدف تلطیف فضای رسانهای موجود و کاهش فشار انتقادات صورت میپذیرد اما چنین رویکرد و روشهای غیرمتعارفی نه زمینهساز محبوبیت و ارتقای جایگاه اجتماعی فدراسیون و کادر فعلی خواهد شد و نه منتقدان این شیوه غیراصولی را مرعوب میکند ، تنها جبهه تازهای در میان سیل انتقادات گشوده خواهد شد که فدراسیون و تیم ملی علاوه بر عیوب و اشتباهات حرفهای و فنی در مسیر منتقدستیزی گام برمیدارند و گوشی شنوای نقد ندارند.