هفتم صفر؛ از ناصرالدینشاه تا شهاب مرادی
در سالهای اخیر، تغییر رویکرد رسانه ملی و تقویم رسمی درباره مناسبت هفتم صفر، بار دیگر این پرسش را زنده کرده است که این تغییر از کجا آغاز شد و چگونه به یک مطالبه فرهنگی فراگیر تبدیل شد؟
در سالهای اخیر، تغییر رویکرد رسانه ملی و تقویم رسمی درباره مناسبت هفتم صفر، بار دیگر این پرسش را زنده کرده است که این تغییر از کجا آغاز شد و چگونه به یک مطالبه فرهنگی فراگیر تبدیل شد؟
درباره هفتم صفر، سالها دو دیدگاه در میان شیعیان وجود داشت. در ایران، این روز در تقویم رسمی فقط به عنوان سالروز ولادت امام موسی کاظم(ع) شناخته میشد؛ در حالی که نزد بسیاری از شیعیان عراق و دیگر کشورهای منطقه، هفتم صفر فقط روز شهادت امام حسن مجتبی(ع) بود و در این روز مراسم عزاداری برگزار میشد.
سالها پیش از آنکه این موضوع به بحثی فراگیر تبدیل شود، حجتالاسلام شهاب مرادی به این اختلاف تاریخی توجه کرد و آن را در سخنرانیها و برنامههای تلویزیونی خود مطرح ساخت. نقطه عطف این مسیر، انتشار یادداشت «روز شهادت یک غریب» در ۱۳ دیماه ۱۳۸۹ بود؛ یادداشتی که بعدها به یکی از مهمترین منابع ارجاع در این موضوع تبدیل شد.
مرادی در آن یادداشت، با استناد به سنت حوزه هزارساله نجف، سیره مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم، و دیدگاه شماری از عالمان شیعه، این پرسش را مطرح کرد که چرا در ایران هفتم صفر صرفاً به عنوان ولادت امام موسی کاظم(ع) شناخته میشود، در حالی که در حوزه هزارساله نجف و در میان بسیاری از شیعیان غیرایرانی، این روز به عنوان سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) گرامی داشته میشود.
او ضمن مرور اقوال تاریخی، به نقلهای متعدد درباره هفتم صفر، برگزاری مراسم عزاداری در این روز و نیز برخی پژوهشهای تاریخی درباره زمان ولادت امام موسی کاظم(ع) پرداخت. همچنین با نقل سخنی از استاد خود، مرحوم آیتالله حاج شیخ احمد مجتهدی تهرانی، نوشت: «استاد ما میفرمودند چون تولد ناصرالدینشاه در ششم صفر بوده، برای آنکه سالروز تولد او با عزای امام حسن مجتبی(ع) همزمان نباشد، این جابهجایی در تقویم صورت گرفته است.» مرادی بلافاصله تأکید میکند: «این در حد یک احتمال میشود پذیرفت، اما قابل تأمل است.» او در پایان پیشنهاد میکند هفتم صفر به طور مستقل به شهادت امام حسن مجتبی(ع) اختصاص یابد تا هم با سنت رایج شیعیان هماهنگ شود و هم هیچیک از مناسبتهای مهم اهلبیت(ع) تحتالشعاع دیگری قرار نگیرد.
اما اهمیت این ماجرا فقط در نگارش یک یادداشت نبود. آنچه شهاب مرادی را در این موضوع متمایز کرد، نگاه مسئلهمحور، کنشگرانه، پیگیر و امیدآفرین او بود. او ابتدا مسئله را شناسایی و از منظر تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بررسی کرد؛ سپس آن را در سخنرانیها و منبرهای خود مطرح ساخت و کوشید حساسیت اجتماعی نسبت به این موضوع شکل بگیرد. در ادامه، این بحث را به نشستهای تخصصی و حوزوی برد و از جمله در جمع «خطبای برتر کشور» در حوزه علمیه قم، ضرورت اصلاح این رویه را با استدلالهای تاریخی و فرهنگی تبیین کرد و زمینه همراهی و پیگیری آن را در فضای حوزوی فراهم ساخت. پس از آن، با انتشار یادداشت «روز شهادت یک غریب» و طرح مستمر این موضوع در برنامههای زنده تلویزیونی و رسانهها، این بحث از فضای محدود علمی خارج شد و به گفتوگویی عمومی و سپس به یک مطالبه فرهنگی تبدیل گردید.
در سالهای بعد، با پیوستن دیگر ارادتمندان کریم اهلبیت(ع)، شماری از پژوهشگران، خطیبان، استادان حوزه و فعالان فرهنگی به این مطالبه، مسیر اصلاح مناسبتهای هفتم صفر در تقویم رسمی کشور هموار شد. سرانجام، عنوان «ولادت امام موسی کاظم(ع)» از هفتم صفر حذف و «شهادت امام حسن مجتبی(ع) به نقل معتبر» جایگزین آن شد، ولادت امام موسی کاظم(ع) در ۱۴ ذیالحجه درج گردید، عنوان «ولادت امام محمدباقر(ع) به روایتی» نیز از پنجم صفر حذف شد و رویکرد رسانه ملی نسبت به این ایام از فضای جشن به سمت بزرگداشت و عزاداری تغییر یافت.
همین تغییرِ به ظاهر ساده، صرفاً یک جابهجایی در تقویم نبود؛ بلکه گامی مؤثر در کاهش فاصله میان مطالبات بخش قابلتوجهی از جامعه مذهبی و رویههای رسمی، تقویت انسجام و وحدت شیعیان و همگرایی بیشتر میان سنت دینی ایران و حوزههای علمی و مذهبی جهان تشیع به شمار میرفت.
البته منصفانه آن است که این تحول را محصول تلاش یک فرد ندانیم؛ اما به دشواری میتوان تردید کرد که شهاب مرادی از نخستین روحانیون رسانهای بود که این مسئله را با صراحت، استمرار و استدلال از فضای تخصصی به عرصه عمومی آورد، آن را به یک مطالبه فرهنگی تبدیل کرد و تا رسیدن آن به مرحله اثرگذاری اجتماعی، با پیگیری آن را دنبال نمود.
شاید یکی از وجوه قابل تأمل این ماجرا نیز همین باشد که شهاب مرادی پس از به ثمر نشستن این مطالبه، هیچگاه نکوشید این موفقیت را به نام خود ثبت کند.
او بیآنکه در کنار این دستاورد عکس یادگاری بگیرد یا آن را مصادره کند، مسیر خود را با پرداختن به مسئلهای دیگر ادامه داد؛ همان روشی که بارها در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی او دیده شده است.